جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 31
ماهیت گزاره‌های حقوقی و ارتباط آن با واقعیت از دیدگاه مکتب حقوق طبیعی و اندیشه اسلامی
نویسنده:
علی صدری اتابک
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مکتب های حقوق طبیعی، اثباتی ( تحققی ) و واقع گرا، از جمله مکتب ها و نحله های حقوقی است که از سوی اندیشمندان در هر دوره ای برای یافتن پاسخی مناسب در خصوص چیستی و چرایی حقوق ظهور یافته و سپس راه را برای ورود دیگر نحله ها و مکتب ها باز گذاشته اند. مکتب های مبتنی بر حقوق طبیعی، عموماً بر این اصل استوار هستند که رابطه ای وثیق بین حقوق و اخلاق وجود دارد و پایه آن بر این فرض استوار است که قانون ناعادلانه، قانون واقعی نیست. در مقابل، مکتب های اثبات گرایی درصدد هستند تا حقوق به وسیله و براساس قواعد اجتماعی یا رویه های عملی تعریف شود؛ به گونه ای که برخی از هنجارها را به عنوان شناسایی کند. بنابراین اثبات گرایان سعی دارند بین « قانون » و « اخلاق » تفکیک قائل شوند. معتقدان به مکتب حقوق طبیعی می گویند: منظور از « طبیعت » همان « طبیعت انسانی » و جایگاه انسان در طبیعت است، از نظر آنان، از « هست ها »، باید ها و الزام ها را می توان اقتباس کرد. البته منطقاً تمایز بین حالت « هست » - مربوط به طبیعت بشر یا هر چیز دیگری در نظم طبیعی – و حالت « باید » مهم است. زیرا گزاره های حقوقی همچون مالکیت و زوجیت تصورات اعتباری هستند. و تصور اعتباری مبتنی بر تصدیق اعتباری است و اما تصدیق حقیقی متشکل از تصورات حقیقی است، یعنی تصور حقیقی و اعتباری از لحاظ منشاء درست عکس یکدیگرند؛ بنابراین دربارۀ این مسئله که گزاره های حقوقی از جنس توصیف « هست » می باشند یا از جنس تکلیف « باید » و یا حداقل در این که گزاره های حقوقی ناظر بر مقام واقعیت خارجی هستند و از آن ناشی می شوند یا که اعتبار محض هستند در بین مکاتب فلسفۀ حقوق اختلاف نظر است. مکتب حقوق طبیعی بر نظر نخست است و سایر مکاتب به ویژه مکاتب اثبات گرایی به معنای اعم طرفدار نظر دوم هستند. در بین علمای اسلامی نیز نظریه های متفاوتی در مورد رابطۀ قضایای حقیقی و اعتباری وجود دارد که از آن میان علامۀ طباطبایی و شاگردش شهید مطهری معتقد است که بین اعتباریات و حقایق رابطۀ تولیدی و استنتاج منطقی وجود ندارد. اما بیشتر اصولیان و عده ای از حکمای قدیم و تعداد قابل توجهی از متفکران حال حاضر معتقدند که بین اندیشه های حقیقی و اعتباری رابطۀ منطقی و تولیدی برقرار است.در اندیشه های اسلامی نیز اصول حقوق طبیعی ( فطری )، به عنوان « مستقلات عقلی » مورد گفتگو است. و به کاربردن این اصطلاح رابطۀ حقوق طبیعی را با مباحث فقهی و فلسفی نشان می دهد. علاوه بر این مباحث مطرح در علم اصول فقه همانند مواردی چون، برخی از مباحث الفاظ، حجیت، مستقلات و استلزامات عقلی نیز بعضاً از جنس مباحث فلسفۀ حقوق هستند. بنابراین در این رساله حاضر ماهیت گزاره های حقوقی و رابطه آنها با واقعیت و چگونگی طرح آنها در مکتب حقوق طبیعی با توجه به مبانی مطرح در فلسفۀ اسلامی و علم اصول فقه از حیث احکام و آثار مترتب بر آنها مدنظر است.
بررسي نظريه نوميناليسم (نامگرايي) و نقد آن
نویسنده:
محمد رصافی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بررسي و شناخت جريانهاي اصلي نام‌گرايي و نقد و بررسي مباني شناختي و و جودي آن موضوع اصلي اين رساله است. پس از مقدمه، ابتدا فيلسوفان برجسته و اثر گذارِ نام‌گرا و سپس برخي مباحث مرتبط با نام-گرايي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. قبل از فيلسوفان نام‌گرا، انديشه‌هاي افلاطون و ارسطو نيز که ربط مستقيمي با مباحث نام‌گرايي دارد و در حقيقت نام‌گرايي در تقابل با آراي آنان شکل گرفته است، مطرح مي‌شود. بجز آراء و انديشه‌هاي برخي از فيلسوفان قرون وسطي از جمله اکام، فيلسوفان تجربي انگليس از جمله هابز و هيوم و برخي از فلاسفه تحليلي و زباني، از جمله ويتگنشتاين و کارناپ و کواين نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرند و در نهايت نظريات معاصر مربوط به نام‌گرايي و انواع نوميناليسم تبيين مي‌گردد. مسئله شباهت، رفتار-گرايي، مباحثي در باب ذهن و زبان، مثل افلاطوني، و کلي طبيعي، از جمله موضوعات مباحث پاياني رساله است. مبحث نام‌گرايي يک نحوه تفکر فلسفي کاملا متفاوت با روش تفکر عقل‌گراست. تجربه‌گرايي، نفي ذات و ذات‌گرايي، نفي ذهن مجرد و امور انتزاعي، و طرفداري از رفتار‌گرايي يا کارکردگرايي در تعليم و تعلم و در نتيجه طبيعت‌گرايي از جمله مؤلفه‌هاي اصلي اين طرز تفکر است. رسالت اين رساله برداشتن گامهاي اوليه در اين زمينه است. در خاتمه نيز ضمن بيان خلاصه‌اي از مهمترين مباحث و نتايج رساله، در نهايت عدم کفايت ادله و شواهد نام‌گرايان در اثبات ديدگاهشان به عنوان نتيجه نهايي مطرح شده است.
نقش نظریه صورت در معرفت شناسی ارسطو با محوریت کتاب زتا (کتاب هفتم متافیزیک)
نویسنده:
فرناز سماواتی پیروز
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این نوشتار نگارنده می‌کوشد تا با بهره جستن از روشی تحلیلی که مبتنی بر شرح فصول هفده‌گانه کتاب زتای متافیزیک است نقش نظریه صورت را در معرفت شناسی ارسطو مورد بررسی قرار دهد.از این رو در وهله نخست به رویکرد ارسطو نسبت به آنچه که می‌تواند جوهرِنخستین تلقّی گردد پرداخته شده و سپس از رهگذر بحث پیرامون این‌همانی جوهرِنخستین و صورت، در صدد تبیین پاسخ ارسطو به این پرسش که متعلّق شناخت چیست و معرفت به آن چگونه قابل حصول می باشد برمی‌آییم.به نظر می‌رسد رهیافت ملهم از نظریه ارسطو حکایت از آن دارد که جوهرنخستین شیء چیزی جز صورت درون اشیا محسوس نبوده و بنابراین صورت است که ما را به سمت شناخت حقیقت اشیا رهنمون می‌گردد.بدین‌سان نگارنده بر آن است که پی بردن به ژرفای اندیشه نهفته در هستی شناسی و معرفت شناسی ارسطویی میسر نخواهد بود مگر آنکه به نظریه صورت به مثابه حلقه ارتباطی این دو دیدگاه نگریسته شود.
فلسفه امر به معروف و نهی ازمنکر در امر تربیت
نویسنده:
تهمینه یونس‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درک درست از این موضوع و عملیاتی کردن آن در بین افراد جامعه، مستلزم آگاهی از فلسفه آن یعنی چیستی (ماهیت)، چرائی (ضرورت و اهداف) و چگونگی (اصول و روش) می باشد. بدین منظور این تحقیق تلاش داشته است با بهره گیری از روش تحلیل فلسفی فرارونده و روش استنتاجی در قالب قیاس عملی، فلسفه امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار دهد. نتایح حاصل گردیده از تحقیق، در خصوص ماهیت و قلمرو امر به معروف و نهی از منکر دربرگیرنده، موضوع واجب و همگانی بودن، قوام شریعت دین، وظیفه پیامبران و صفت اولیاء و مومنین بوده است.موضوع چرائی یعنی اهداف شامل دستیابی فرد و جامعه به کمال، اصلاح جامعه، بصیرت و خودآگاهی، تعهد آفرینی، جهانی شدن نیکی ها،ضامن اجرای قوانین الهی و منشا و ظهور و بروز رحمت الهی و چگونگی دربردارنده اصول دارا بودن معرفت، اصلاح شرایط، مسئولیت پذیری، اجتماع، پاسداشت کرامت آدمی، تذکر و عمل گرایی، متناظر با آنها روش های اعطای بینش، زمینه سازی، تغییر موقعیت، مواجهه بانتایج عمل، تحریک ایمان، کلام نرم ولین، اندرز و موعظه و الگوسازی بوده است.
تبیین تطبیقی دیدگاه شیخ اشراق و ملاصدرا پیرامون ماهیت و تقسیمات آن
نویسنده:
زهره مرجانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف اصلی پژوهش پیش رو، تحقیق و بررسی در آثار شیخ شهاب الدین سهروردی و صدرالمتألهین پیرامون ماهیت و تقسیمات آن می باشد، و اینکه هکدام دیدگاهشان درمورد ماهیت و اقسام آن چیست؟ و از آن جایی که ماهیت نیز به عنوان قسیم وجود پا به پای مباحث مربوط به وجود، مورد توجه قرار گرفته است، وجزء لاینفک از یکدیگر می باشند، ابتدا باید به دیدگاه این دو فیلسوف بزرگوار در مورد وجود و ماهیت پرداخت و بعد وارد بحث اصلی شد.در این میان چنانچه رایج است نگاه شیخ اشراق درباره وجود و ماهیت با ملاصدرا متفاوت شمرده شده و مجادلاتی پر دامنه را بر انگیخته است. سهروردی مفهوم مطلق ماهیت را امری اعتباری می داند، اما ماهیت موجوده (موجود) راکه در عالم واقع دارای آثار خارجی است، حقیقی می داند. همچنین وی مفهوم وجود را نیز اعتباری می داند. بنابراین اصالت ماهیتی بودن سهروردی غلطی رایج می باشد. ملاصدرا نیز ماهیت را امری اعتباری و وجود را اصیل می داند. همچنین، معنای ماهیت و کاربرد آن در عبارات شیخ اشراق به غایت متفاوت و گه گاه متناقض به نظر می آید به گونه ای که هیچ توجیهی جز اشتراک لفظ نمی توان برای آن ارائه کرد.گاهی ماهیت را امری حقیقی، متحقق و مجعول بالذات می داند و گاهی ماهیت را به عنوان امر ذهنی یاد می کند که نه تنها هیچ تحقق خارجی ندارد، بلکه تحقق آن را در خارج امری ممتنع می شمارد و گاهی مرادف با حقیقت می داند. ملاصدرا نیز ماهیات را «انحاء وجودات» معرفی نموده و ماهیت را دارای دو معنی می داند. یکی ماهیت کلی است، که در ذهن وجود دارد و دیگری ذات «مابه الشئ هو هو» که همان فرد موجود عینی و مشخص است. و همچنین چگونگی بحث تشکیک، و مباحث اختلافی آن که کدام یک تشکیک در ماهیت را جایز می دانند و کدام یک جایز نمی دانند و همچنین نظر هر یک از دو بزرگواردر مورد مقولات و تعداد آن ها و اقسام و ... در متن رساله به طور مفصل آورده شده است.
تحلیل و نقد براهین اصالت وجود در آثارحاج ملاهادی سبزواری
نویسنده:
نفیسه سادات خوانساری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان نامه در تلاش است با بررسی براهین اصالت وجود حاج ملاهادی سبزواری چگونگی تفسیر وی از اصالت وجود را به تصویر بکشد و نیز با مقایسه براهین اصالت وجود وی با دو فیلسوف مطرح ، ملاصدرا و علامه طباطبایی، نحوه برخورد هرکدام با این مسأله را بازنگری نماید. نتایج این بررسی به طور کلی نشان می دهد که علاوه بر اصل مشترک و حتی براهین مشترک بین هر سه، تفاوت هایی در نحوه استدلال وجود دارد و هر کدام از این سه فیلسوف دارای دلیل یا ادله خاص خود هستند. وجود دو برهان مشترک بین هر سه، وجود ذهنی و حمل شایع اهمیت و متقن بودن طریق استدلال را می رساند. نتیجه دیگر این بررسی نشان می دهد، حاج ملاهادی علاوه بر اینکه بزرگترین شارح تأثیرگذار در نشر آثار و عقاید ملاصدرا است، خود نیز فیلسوفی صاحب نظر به شمار می رود. چنانکه در برهان خاص ایشان به باریک بینی و ظرافتی بر می خوریم که از ابتکارات ویژه حاجی است وی وجود را در این برهان بدور از همه اضافات و تأویلات مختلف و سنگین در بیانی موجز و وافی مظهر تمام خیرات می شمارد. کلید واژه ها: اصالت، وجود، ماهیت، ملاصدرا، ملاهادی سبزواری، علامه طباطبایی.
جوهر از دیدگاه ارسطو و ابن‌سینا
نویسنده:
احمد حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این رساله در پی آن است تا با مطالعه جوهر – که یک از مهمترین مسایل فلسفه مشایی است – در فلسفه های ارسطو و ابن سینا، جنبه های اساسی تفاوت مابعدالطبیعه های این دو فیلسوف را نشان دهد. ارسطو هم مانند افلاطون، موجود حقیقی را اوسیا می نامد؛ اما آنچه او از اوسیا در ذهن دارد با مثال افلاطونی متفاوت است. از نظر ارسطو، اوسیا، موجودی عینی، یک "این" و قابل اشاره است. جوهر واقعی در نظر ارسطو، موجودی است که در هویت خود مستقل است؛ یعنی چه در وجود و چه در تعریف به موجود دیگری وابسته نیست. هستی واقعی، واقعیت فردی انضمامی است که بالفعل موضوع واقع می شود و خود در هیچ موضوعی نخواهد بود. ارسطو، موجود بودن را همان فعلیت داشتن می داند و برای موجود بودن، اجتماع اجزای ماهیت را شرط لازم و کافی قلمداد می کند. اما از نظر ابن سینا، برای تحقق یک شیء، صرفاً اجتماع اجزای ماهیت آن کافی نیست بلکه اشیا در لایه ای عمیق تر از حقیقتشان که همانا لایه باطنی و وجودی آنهاست، به علت خود وابسته اند. این دقیقاً همان نوآوری فلسفی بود که فلاسفه مسلمان با طرح مساله تمایز مابعدالطبیعی وجود و ماهیت و عروض وجود بر ماهیت ارائه کردند. از نظر ایشان، وجود، واقعاً از ماهیت متمایز است و بر آن عارض می شود. در سنت تفکر فلسفی بعد از فارابی و ابن سینا، گفتمان وجود، جای گفتمان جوهر را می گیرد؛ چرا که در فلسفه ارسطو، موجود، به جوهر و عرض تقسیم می شود و نیز موجود به معنای اولی و نخستین، بر جوهر حمل می شود و به معنای ثانوی بر اعراض. اما در فلسفه ابن سینا، موجود به واجب و ممکن تقسیم می شود و تنها موجودات ممکن دارای دو جنبه واقعی ماهیت و وجودند و این ماهیت ممکنات است که اگر در موضوعی وجود داشته باشد، عرض است و اگر در موضوعی وجود نیابد، جوهر.
ارکان معرفت در حکمت متعالیه
نویسنده:
مرتضی کشاورز
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها – دانشگاه معارف اسلامی,
چکیده :
رابطه ارکان سه گانه معرفت از مباحث مهم معرفت شناسی است. ملاصدرا رابطه علم و معلوم را در مبحث وجود ذهنی مطرح نموده و بر اساس اصول فلسفه خود معتقد است که حقیقت علم حصول ماهیت و ذات شئی خارجی در ذهن است. علم گونه ای از وجود است که قیام صدوری نسبت به نفس دارد. او رابطه علم و عالم را در بحث اتحاد عاقل و معقول تبیین نموده و به اتحاد جمیع اقسام ادراک با مدرِک معتقد است، لذا می توان گفت بحث «وجود ذهنی» و «بحث اتحاد عاقل و معقول» از این نظر در مباحث معرفت شناسی مکمل یکدیگرند.
صفحات :
از صفحه 83 تا 105
بررسی آراء خاص فلسفی فخر رازی
نویسنده:
مریم فاضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
کلیدواژه‌های فرعی :
چکیده :
امام فخر، محمدبن‌عمربن‌الحسین رازی (606-543 ه) متفکر معروف مسلمانان است . شهرت او بیشتر در نقد و تشکیکات وی می‌باشد و کمتر فیلسوف اسلامی است که در آثار خود ذکری از او ننموده باشد. آنچه که در کتب فلسفی عمدتا از فخر نقل می‌شود، شباهت و تشکلات او بر مسائل فلسفی است . و پاسخهایی به این شبهات داده می‌شود که گاه فخر در کتب خود، آن پاسخها را طرح و رد نموده است . این رساله در صدد یافتن نظرات خاص فلسفی فخررازی از کتب متعدد او می‌باشد، هر چند گاه در مسئله واحد، نظرات متفاوتی در کتب مختلف او به چشم می‌خورد. عمده شباهتی که از فخررازی در کتب فلسفی نقل می‌شود در حیطه مباحث علم و علاوه بر اینها در دیگر مسائل فلسفی نیز او نظراتی خاص دارد. در مبحث علم دیدگاههای خاص فخررازی را می‌توان بدین گونه برشمرد: -1 حقیقت علم اضافه‌ای مخصوص است بین عالم و معلوم، که اگر معلوم، وجود خارجی نداشته باشد، صورتی از آن در نزد عالم مرتسم می‌شود و نسبتی بین عالم و صورت معلوم محقق می‌شود. علم، اضافه بین صورت معلوم و عالم است نه خود صورت معلوم. -2 اتحاد عاقل و معقول حتی در مورد تعقل ذات نیز باطل است . -3 علم دو نوع است علم بالقوه و علم بالفعل به طریق تفصیل. علم بسیط وجود ندارد. همچنین در مورد اینکه علم به معلول، موجب علم به علت نیست ، فخررازی تقریری خاص دارد که قبل از او اینگونه طرح نگشته است . در مبحث علیت ، طرح شبهات فخررازی معروف است . البته او قائل به شبهات نبوده و بدانها، هر چند گاهی ضعیف ، پاسخ می‌دهد. اما طرح شبهات و پرورش بسیاری از آنها از خود اوست . مباحث دیگر علیت که فخررازی در مورد آنها نظر خاص دارد بدینقرار است : -1 انتساب معلولهای کثیر به علت واحد صحیح است . به عبارت دیگر قاعده‌الواحد باطل است . -2 هر چند حصول معلول، هنگام حصول علت ، واجب است ، عالم حادث می‌باشد. -3 موجود بسیط می‌تواند فاعل و قابل باشد. مبحث سوم در نظرات خاص فلسفی فخر این است که از نظری بی‌معنا است و تصورات همه بدیهی‌اند. مبحث چهارم در مورد رابطه وجود و ماهیت حق تعالی می‌باشد. که فخررازی بر خلاف نظر حکما قائل به زیادت وجود بر ماهیت حق تعالی است .
تبیین جایگاه و ضرورت شاگردپروری و مؤلفه های آن به منظوراثربخش سازی نظام آموزش و پژوهش دانشگاهی
نویسنده:
مهدی سبحانی نژاد,رحیمه رسولی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
هدف اساسی پژوهش حاضر، تبیین جایگاه و ضرورت شاگردپروری و مؤلفه های آن به منظور اثربخش سازی نظام آموزش و پژوهش دانشگاهی است. بر این اساس، سه سؤال پژوهشی پیرامون «مصادیقی از شاگردپروری در سبک تدریس و شیوه عملی امام خمینی(ره)»، «مؤلفه های شاگردپروری بر اساس ویژگی های عملی استاد مطهری» و «وجوهی از مؤلفه های شاگردپروری در مدرسه شاخص خوانساری ها» مطرح و مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. روش انجام پژوهش، تحلیل اسنادی بوده است. یافته ها مبین آن است که عمده ترین مؤلفه های شاگرد پروری بنا بر سه زمینه مورد بررسی، شامل؛ سعی مداوم استاد بر ایجاد روحیه تحقیق و تحلیل در دانشجو، توجه کامل استاد به سخن دانشجو و یادگیرنده خود، حضور استاد در کلاس با مطالعه قوی، دقت خاص استاد درشکافتن مطلب برای فهم عمیق دانشجو، سنجش درک و فهم شاگرد در ابتدای درس و سپس تدریس و آموزش بوده است.
  • تعداد رکورد ها : 31