جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
دیدگاه های هویت ـ شخصیت و رفتاری نگر در رشد اخلاقی
نویسنده:
محمدرضا جهانگیرزاده
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دیدگاه های هویت ـ شخصیت و دیدگاه های رفتاری در رشد اخلاقی در چارچوب دو سنت متعارض روان شناختی قرار دارند: سنت روان تحلیل گری و سنت رفتارگرا. در حالی که رفتارگرایان به شدت عینیت گرا و متمرکز بر رفتار مشهود هستند، روان شناسان تحلیلی، ذهن ناهشیار و هیجانات را موضوع بررسیهای روان شناختی خود قرار داده اند. این تفاوت اساسی در موضوع و بالتبع روش شناسی، به حوزه تحول اخلاقی نیز کشیده شده است. در این مقاله، تلاش بر این است تا به ماهیت و فرایند تحول اخلاقی از منظر این دو سنت توجه شده و نظریه هایی که در چارچوب این دو سنت قرار میگیرند، مرور شود. البته در نظریه های جدید هر دو سنت، نوعی همگرایی مشاهده میشود؛ روان شناسان تحلیلی، به طور روز افزونی به تأثیر عوامل محیطی و فرهنگی توجه نشان میدهند و رفتارگرایان، به تدریج، نقش عوامل سرشتی را به رسمیت میشناسند. مقایسه این دو سنت میتواند رهیافت های جدیدی را در چارچوب هریک ارائه کند.
دین و نهادهای اجتماعی
نویسنده:
سیدحسین شرف الدین
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نهاد به عنوان یکی از عناصر ساختی و یکی از بنیادهای اصیل و رکین نظام اجتماعی بخش قابل توجهی از ادبیات موجود علوم اجتماعی را به خود اختصاص داده است. این موجودیت اجتماعی تاریخی اگر چه تاکنون از منظرهای مختلف مورد بحث و بررسی و واکاویهای مفهوم شناختی و وجودشناختی قرار گرفته است اما با رویکرد درون دینی کمتربدان توجه شده است.این نوشتار درصدد است تا ضمن مرور ادبیات جامعه شناختی این حوزه به بازخوانی و کاوش تحلیلی مفهوم نهاد، فرایند شکل گیری و هویت یابی، عناصر و مولفه های تشکیل دهنده، ویژگیها و مختصات، ضرورت های ساختاری و کارکردی، گونه شناسی، آثار و نتایج، جلوه ها و مظاهر عینی، ارتباطات چندگانه نهادها با یکدیگرو با سایر عناصر محیطی؛ نیم نگاهی نیز به خطوط کلی اندیشه اسلامی در این خصوص و مفاهیم متناظر و دارای قرایت معنایی و مصداقی با این مفهوم، درچارچوب قرآن کریم بیافکند.
راهکارهای قرآن برای تحقق سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت
نویسنده:
سمیه کرمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از‌جمله سبک‌های تربیتی قرآن، سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت است. با راهکارهای قرآنی این سبک تربیتی تحقق می‌پذیرد. سعادت انسان در گرو تربیت قرآنی است. انبیا هدف خود را تعلیم و تزکیه معیّن کرده‌اند. یکی از شیوه‏های مهم تربیت و هدایت «شخصیت دادن» به افراد است چنان‌که تحقیر و کوچک‌شمردن انسان زمینه دنیاپرستی و گرایش به امور پست و یکی از عوامل مهم انحراف اوست. هرکس از افراد ملاک منش و شخصیت ایده‌آل خویش را در چیزی به اشتباه یا به واقعیت می‌جوید، بعضی‌ها داشتن ثروت، شوکت، مقام و لباس و... را ملاک تکریم‌شخصیت خود می‌دانند؛ اما قرآن تکریم شخصیت فرد را به تقوا، پرهیزگاری، پاکدامنی و دانش می‌داند. تکریم شخصیت از مباحث مهم در حوزه انسان‌شناسی است؛ در علوم مختلف مانند: فلسفه، عرفان، کلام، فقه و... مورد بحث است. تکریم شخصیت با عنوان کرامت انسان درمنابع دینی وجود دارد. در کتاب‌های دیگر هم، به عنوان یکی از روش‌های تربیتی مورد بحث است. جایگاه تکریم شخصیت در رویکرد قرآنی، رفیع‌ترین جایگاه است. منابع استفاده شده در پایان‌نامه، کتابهای تربیتی مرتبط با موضوع تحقیق وکتابهای تفسیری، کتابهای فهرست موضوعی تفاسیر و فرهنگها، منابع الکترونیکی و... است. روش تحقیق، روش توصیف و تحلیل محتوا است. از ابتکارهای تحقیق، جدید بودن موضوع و ساختار آن است. تحقیق شامل پنج فصل است. در فصل اول عنوان تحقیق، سوالات و مباحث مربوط به آن تفهیم شده است. در فصل دوم عواملی که باعث حقارت شخصیت فرد می‌شود، تحت عنوان آسیب‌شناسی آمده است. فصل سوم مربوط به تکریم‌هایی است که به خاطر انسان بودن فرد صورت می‌گیرد. فصل چهارم عهده‌دار تکریم‌هایی است که به فرد مومن به خاطر ایمانش به او از جانب خداوند اعطا می‌شود. در فصل پنجم برخی افراد تکریم شده معرفی ‌گردیدند و این خود یک راهکار ملموس برای ترویج و تحقق این نوع از سبک تربیتی است. ست.
تحلیل ساختاری و نشانه شناختی هفت پیکر نظامی از منظر جنبه های نمایشی
نویسنده:
محمودی بختیاری بهروز, علوی طلب میترا
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
صفحات :
از صفحه 175 تا 185
ازمة علماء النفس المسلمین
نویسنده:
مالک بدری؛ ترجمه منى كنتبای أبو قرجة
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اردن: مركز ديبونو لتعليم التفكير ,
چکیده :
کتاب حاضر در مورد علم النفس ، اسلام و مسلمین می باشد و در بخش های مختلف به بررسی علم نفس می پردازد.
پیام حضرت آیت الله جعفر سبحانی
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
نمایه مقاله
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
پیش بینی خودبیمارانگاری بر اساس صفات شخصیتی
نویسنده:
عندلیب کورایم مرتضی, محمودعلیلو مجید
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
این پژوهش با هدف پیش بینی اختلال خودبیمارانگاری بر اساس صفات شخصیتی انجام شده است. به این منظور تعداد 234 نفر از افراد مراجعه کننده به خانه های سلامت شهرداری تهران، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، دو پرسشنامه خودبیمارانگاری اهواز و پرسشنامه شخصیتی NEO فرم کوتاه بود. نتایج همبستگی نشان داد که خودبیمارانگاری با روان رنجورخویی دارای همبستگی مثبت، و با سازگاری و برون گرایی دارای همبستگی منفی می باشد؛ همچنین این متغیر با دو صفت وجدانی بودن و انعطاف پذیری، هیچ گونه ارتباط معناداری نداشت. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که در حالت کلی، صفات شخصیتی قادر به پیش بینی خودبیمارانگاری می باشند، که در این بین فقط سهم دو صفت روان رنجورخویی و سازگاری در پیش بینی خودبیمارانگاری معنادار است.
صفحات :
از صفحه 20 تا 28
بررسی سیر تحول نگاه مورخان اهل سنت از آغاز تا قرن دهم درباره سه خلیفه نخست
نویسنده:
لیلا سلیمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پرسش اصلی رساله حاضر این بود که سیر تحول نگاه مورخان سنی قرن یک تا قرن ده درباره شخصیت ،نقش اجتماعی-سیاسی خلفای سه گانه(ابوبکر،عمر،عثمان)چگونه بوده است؟از میان بررسی های انجام شده از میان کتب مورخان قرن یک تا نیمه قرن هفتم که در فصل دوم این رساله را در بر می گیرد به این نکته می رسیم که ابن اسحاق مورخ اواخر قرن یک و اوایل قرن دوم،نگرش مثبتی به ابوبکر داشته ولی درباره عمر به نکات منفی وی نیز اشاره کرده است.در مجموع ،وی بسیار کم به خلفا پرداخته است شاید یکی از دلایل آن نوع نوشته وی می باشد که همان سیره نگاری است و هدف از آن پرداختن به سیره و زندگانی پیامبر اکرم می باشد و البته جو حاکم در جامعه آن روز در عملکرد ابن اسحاق بی تاثیر نبوده است.ابن اسحاق از مورخان و سیره نویسانی است که هر دو خلافت اموی و عباسی را درک کرده است.در این عصر ناآرامی و جبر و خفقان حاکم بوده است.سیرهابن هشام نیز از جهتی قابل توجه است .وی به راحتی نقطه ضعف ها یا اشتباهاتی که خلفا داشته اند را بیان می کند.مثلا به خشونت و آزار بردگان نومسلمان که توسط عمر انجام گرفته یا مخالفتی که عمر در ماجرای دوات و قلم نسبت به فرمان پیامبر اکرم انجام می دهد را بیان می دارد .البته سیره ابن هشام نیز از زمره سیره نویسی است لذا به طور مفصل به شرح حال خلفا نپرداخته است.ابن هشام راجه به عثمان سکوت کرده است.از مورخین قرن سوم می توان ابن سعد،خلیفه بن خیاط،ابن شبه،ابن قتیبه،ابوحنیفه دینوری،طبری را نام برد که در کتب تاریخی خود رویکرد متفاوتی در بیان مطالب اتخاذ کرده اند.ابن سعد در کتاب طبقات الکبری رویکرد مثبتی نسبت به سه خلیفه داشته و تقریبا می توان گفت با تعصب برخورد کرده است.ابن خیاط به دور از موضع گیری سیاسی و مذهبی به نقل مطالب میپردازدو تقریبا می توان گفت به اختصار به دوران خلافت سه خلیفه پرداخته است.وی شخصیت و نقش اجتماعی خلفا سخنی نرانده و درباره نقش سیاسی ایشان فتوحات را بیان داشته است.درباره ماجرای قتل عثمان بسیار کوتاه سخن گفته و دلایل شورش و قتل عثمان را بیان نکرده است.شاید علت آن مربوط به بصری بودن و تمایلات عثمانی وی باشد.ابن قتیبه در کتاب معارف به اختصار به خلفا پرداخته و اشاره ای به شخصیت یا نقش اجتماعی ابوبکر یا عمر ندارد.درباره نقش سیاسی ایشان تنها از فتوحات مهم دوره ایشاننام می برد. وی نیز به دور از اظهار نظر یا تعصب مطالب را نقل می کند .دینوری مطلبی درباره ابوبکر نیاورده است و درباره عمر و عثمان تنها به نقش سیاسی آنها تحت عنوان فتوحات به طور اختصار پرداخته است.ابن شبه در کتاب تاریخ مدینه منوره به زندگی و خلافتابوبکر نپرداخته است اما به طور مفصل به زندگی و وقایع دوران عمر و عثمان پرداخته و بدون این که اظهار نظری نماید مطالب جالبی را که در سایر منابع وجود ندارد و یا به ندرت قید شده را بیان می کند.ابن شبه سنی متعصبی است و شاید رویه وی در بیان مطالب خصوصا راجع به ابوبکر و ماجرای سقیفه، به خاطر جو سیاسی حاکم بر اثر نزاع های کلامی مابین معتزلیان و سایر فرق کلامی باشد که وی میخواسته از این اوضاع به دور باشد.طبری در کتاب تاریخ طبری وقایع و حوادث مربوط به دوران خلفا را به تفصیل با روایات مختلف بیان داشته و از اظهار نظر پرهیز می کند.وی قضاوت را به عهده خواننده می گذارد تا خواننده با انتخاب یکی از اقوال، قضاوت کند.مقدسی از مورخان قرن چهارم به شخصیت و نقش اجتماعی خلفا نپرداخته است.وی به فتوحات و مسائل سیاسی که در دوران خلافتابوبکر و عمر رخ داده به تفصیل پرداخته و درباره عثمان جانب اختصار را پیموده است.وی درباره عثمان در خصوص فتوحات وقعی ننهاده و به محاصره عثمان در خانه اش و اعمال خلافی که موجب شورش بر علیه وی شده است اشاره می کند.خرگوشی نیز از مورخان قرن چهارم است وی هر چند در حد چند عبارت مختصر درباره خلفای سه گانه صحبت می کند اما از عبارات وی روشن می شود که رویکرد مثبت و تعصب آمیزی نسبت به ایشان دارد.همانگونه که از نام کتاب خرگوشی نیز پیداست کتاب وی یک کتاب تاریخی صرف نیست بلکه به خصایص و امور مربوط بهپیامبر و فضایل ایشان اشاره دارد.در این میان کتاب المنتظم ابن جوزی بیشتر نمود پیدا می کند.وی از اعقاب ابوبکر است. تعصبات ابن جوزی اولا نسبت به ابوبکر و در وهله بعد نسبت به دو خلیفه دیگر کاملا از مطالبی که بیان می دارد مشهود است.وی حالتی تدافعی نسبت به خلفا داشته و هر حادثه ای را که در مذاق و افکارش ناخوشایند باشد توجیه می کند.به عنوان نمونه راجع به عزل سعید بن عاص از امیری سپاه ،قولی را که دلالت بر نارضایتی ابوبکر از تاخیر سعید بن عاص در امر بیعت با وی است را رد می کندو غضب عمر نسبت به سعید بن عاص واصراربر عزل وی را از جانب عمر،دلیل قضیه بیان می کند. یا در جایی دیگرخالد را از اتهامی که به وی وارد شده مبرا می داند و دلیل نیز بر آن اقامه می کند تا به این گونه انگشت اتهامی که به سوی ابوبکر نشانه رفته است مبنی بر اینکه ابوبکراز خطاها و اشتباهات عمالش چشم پوشی می کند را از میان بر دارد.در جاهای مختلف ابن جوزی این توجیهات را تکرار می کند.ابن جوزی نیز در بیان مطالب و شرح و بسط آنها جانب تفصیل را پیموده است و به طور مفصل به وقایع خلفای سه گانه می پردازد.روش ابن اثیر نیز در شرح و بسط مطالب همانند طبری و ابن جوزی است با این تفاوت که موضع گیری و تعصبی که در ابن جوزی وجود دارد در اینجا به چشم نمی خورد و از طرفی وقایع را با نقل قولهای مختلف و متعدد بیان نمی کند.روی هم رفته مورخان این دوره زمانی آگاهیهای جالبی را نسبت به خلفا به دست ما می دهند که شامل نقطه ضعف های آنها هم می شود.مثل فرار عثمان از احد یا عدم حضور او در بیعت رضوان و یا در جنگ بدر.خشونت عمر،خطاپوشی های ابوبکر.بر خلاف فصل سوم که تعصب نسبت به خلفا به وضوح دیده می شود.ما در فصل سوم به مورخانی همچون ابن کثیر دمشقی و ذهبی و مقریزی بر می خوریم که تعصب در بیان مطالب از گفتار و زندگینامه آنها پیداست.این سه تن از طرفداران ابن تیمیه بوده و بسیار از وی تاثیر پذیرفته اند.ابن کثیر به عنوان نمونه برای اثبات حقانیت ابوبکر در مسأله ارث و فدک ،پس از ذکر ماجرا یک فصل جداگانه ای را در تالیف خود لحاظ کرده است.در اثبات این مطلب می توانبه البدایه و النهایه جلد چهارده ص 285 مراجعه کرد.ذهبی و مقریزی نیز به همان شیوه ابن کثیر عمل کرده اند.ذهبی در کتاب تاریخ اسلام ج3صفحه 274 مطالب تعصب آمیزی را مطرح می کند نظیر «هر کس علی را بر ابوبکر و عمر مقدم دارد خطاکار است.عمر و ابوبکر پدر و مادر اسلام هستند و قس هذا.همچنین از نویسندگان این دوره ابن وردی می باشد که وی نیز از عقاید تعصب آمیز و مغرضانه ابن تیمیه بی نصیب نبوده است.در این میان ابن خلدون تا حدود قابل ملاحظه ای به بیان واقعیات می پردازد هر چند وی نیز به عنوان یک مورخ سنی حنبلی مذهب از این رویکرد مستثنا نیست. سیوطی در کتاب پرمحتوا ولی مختصر تاریخ الخلفا، بیشتر به شخصیت و خصوصیات فردی ابوبکر پرداخته است و درباره دو خلیفه بعدی جانب اختصار را پیموده است.با توجه به نمودارها به این نتیجه می رسیم که هر چه از قرن یک به سمت جلو پیش می رویم پرداختن به شخصیت ابوبکر از لحاظ فراوانی سیر نزولی داشته است و مورخان کمتر به این جنبه توجه داشته اند.البته رویکرد مورخانی که به این امر پرداخته اند رویکرد مثبتی بببوده است.در مورد نقش اجتماعی و سیاسی خلیفه اول سیر صعودی طی شده است به این معنی که مورخان قرون بالاتر نسبت به قرون نخست بیشتر به این امر پرداخته اند.رویکر نیز مثبت بوده است.درباره خلیفه دوم در منابع نخست اطلاعات چندانی نمی یابیم و هر چه به پیش می رویمپرداختن به شخصیت،نقش اجتماعی-سیاسی پررنگ تر می شود.باید یادآوری نمود که در منابع سده های نخست از بیان نقاط منفی خلیفه نیز احتراز نشده است.درباره شخصیت خلیفه سوممی بینیم که به شخصیت وی پرداخته نشده و در موارد نادری بسیار مختصر اشاره شده است.داده های مورخان در مورد نقش اجتماعی خلیفه سوم در حد متوسطی قرار دارد اما به نقش سیاسی وی در حد قابل توجهی پرداخته شده است.هر چه به منابع بالاتر رجوع می کنیم میبینیم که نقش سیاسی عثمان حجم بیشتری را در برگرفته است و مورخان از بیان حقایق ابایی نداشتند. درباره سیره ابن اسحاق که از منابع قرن اول و دوم این پژوهش است و همچنین سیره ابن هشام که قرن سوم نگاشته شده است جای تعجب نیستکه به خلفا بسیار موجز و کم پرداخته اند.به دلیل این که این دو کتاب،کتاب سیره نگاری است و بیشتر به سیره و مغازی و زندگانی پیامبر اکرم پرداخته است.منابع قرن سوم و تقریبا اوایل قرن چهارم جانب احتیاط را در بیان مطالب پیموده اند.یا به خلیفه ای نپرداخته اند و یا تنها به جنبه ای از جنبه های مورد بحث پرداخته اند و یا این که روایات مختلفی بیان نموده و از اظهار نظر پرهیز داشته اند.شاید دلیل آن را بتوان به اوضاع سیاسی اجتماعی آن عصر مربوط دانست.دوره دوم حکومت عباسیان (334-232 ه)، دوره حاکمیت حدیث و قشریگرى است. در این دوره اندیشه به بند کشیده شد، زیرا متوکل معتزله و شیعه و هر کسی را که عقایدش مخالف با اهل حدیث بود را راند و تحت پیگرد قرار داد، لذا آزادى اندیشه به ضعف گرایید و مردم از ترس جان به پنهان داشتن اندیشه‏هاى خود اقدام مى‏کردند. علم کلام در زمان متوکل رو به انحطاط گذاشت، عده‏اى از دانشمندان را کشت و با دانش و دانشمندان دشمنى مى‏ورزید. دانشمندان و دانشجویان به تدریج از ایرانى و عرب، از بغداد بیرون رفته در شرق و غرب جهان اسلام پراکنده شدند.لذا برخی مورخان مانند ابن شبه از بیان مسائل دغدغه برانگیز خودداری کردند مانند عدم پرداختن به زندگانی و خلافت ابوبکر و علی علیه السلام.یا طبری که از اظهار نظر علنی در کتاب تاریخش خودداری کرد و با آوردن روایات مختلف از حوادث،خواننده را در قضاوت مخیر گردانید.و قس هذا.. .نمودار زمانی حاکی از میزان توجه مورخان در قرون مختلف نسبت به ویژگیهای شخصیتی،اجتماعی،سیاسی خلفای سه گانه می باشد.هر چه به قرون متاخر نزدیکتر می شویم نوع نگاه مورخان و رویکرد آنها نسبت به خلفای سه گانه مثبت است.باید یادآوری بنمایم که آن چه در نمودارهاآمده فراوانی مطلق نیست بلکه فراوانی متناسب با تعداد منابع است.دلیل فراز و فرود موجود در نمودارها به این دلیل است که در هر کدام ازقرنهای یک و دو ، شش،هفت و نه ،یک منبع مورد بررسی قرار گرفته است .در قرن سوم هفت منبع و قرن چهارم سه منبع و قرن هشتم شش منبع مورد بررسی قرار گرفته است لذا فراوانی در قرن سوم و چهارم و هشتم طبعا بیشتر خواهد بود.لازم به ذکر است که داده های مورخان قرون نخستین با توجه به نزدیکی زمانینسبت به حوادث و وقایع دوران خلفای سه گانه ،به حقیقت و واقعیت نزدیکتر ترند و متون دوره های نخست همسانی و سازگاری بیشتری با دیدگاههای شیعی دارد.
رابطه بین تردید مذهبی، کمال گرایی و رضایت از زندگی
نویسنده:
اعظم احدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از حیطه های مهم در رسیدن به رضایت از زندگی، مذهب می باشد اما گاهی جهت گیری نادرست مذهبی به شکل معکوس عمل کرده و میزان رضایت از زندگی را کاهش می دهد. تردید مذهبی، یکی از عوامل کاهش رضایت از زندگی می باشد که گروهی ازافراد به دلیل دارا بودن برخی ویژگی های زیستی میزان بیشتری از آن را تجربه می کنند. کمال گرایان جزء این گروه از افراد هستند که احتمالا به دلیل داشتن برخی رگه های شخصیتی سختگیرانه بیشتر در معرض تردید مذهبی و در نتیجه کاهش رضایت از زندگی قرار می گیرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صفات کمال گرایی با تردید در اعتقادات مذهبی و تأثیر آن بر میزان رضایت از زندگی انجام شد. در این پژوهش، 368 دانشجو (220 زن و 148 مرد) و 76 طلبه (45 زن و 31 مرد) از میان دانشجویان و طلاب مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه سراسری و حوزه علوم و معارف شهرستان زنجان به صورت تصادفی انتخاب و با پرسشنامه های کمال گرایی فراست، تردید مذهبی و کیفیت زندگی sf مورد آزمون قرار گرفتند. در تجزیه و تحلیل داده ها، از روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و آزمون tاستفاده شد. بر اساس تجزیه و تحلیل آماری مشاهده شد که افراد کمال گرا، تردید مذهبی بیشتری را تجربه کردند ضمن اینکه کمال گرایی در همه زیر مقیاس ها به جز انتظار والدین ومتغیر تردید مذهبی فقط با زیر مقیاس جهت گیری بیرونی، بر میزان رضایتمندی از زندگی تأثیر مشخصی گذاشتند. دانشجویاندر کمال گرایی و تردید مذهبی و طلاب در رضایت از زندگینمرات بالایی گرفتند و همچنین زنان در نظم و ترتیب و عملکرد اجتماعی و مردان در تردید مذهبی،برتری نشان دادند. علاوه بر این افراد 25-18 سال تردید مذهبی بالاتری را نسبت به گروههای سنی دیگر نشان دادند اما تفاوت میانگین کمال گراییو رضایت از زندگی گروههای سنی در مقایسه با هم قابل توجه نبود. در این پژوهش مشاهده شد که افراد کمال گرا به دلیل داشتن معیارهای شخصیتی بالا بیشتر از سایریندر معرض تجربه تردید مذهبی قرار می گیرند و در نتیجه میزان رضایت پایین تری از زندگی را تجربه می کنند، بر این اساس می توان در حیطه بالینی و انتخاب افراد برای مشاغل مختلف از نتایج این پژوهش بهره گرفت.
شخصیت مثالی در اندیشه حافظ
نویسنده:
معصومه شفیعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
حافظ غزل سرای شگفت آور و شیرین سخن ادب پارسی است که گستره ی غزل او عرصه ی درگیری دو نیروی عظیم خیر و شر است. ریاکاری و فساد اخلاقی جامعه ی روزگار او برخی را داعیه دار صلاح کرده است، چنانکه با ریاکاری و ظاهرسازی بر مرکب دغل بازی خویش سوارند و برخی نیز به دلیل رفتار این ریاکاران گوشه نشین خرابه ها شده اند و از ریا و نیرنگ گریزانند که این دو نگرش گروه های مثبت و منفی اجتماع عصر حافظ را تشکیل می دهند. البته دسته ی سومی هم در غزل خواجه یافت می شود که همانا شخصیت های بینابینی در پندار و کردار هستند که گاه به سوی بدی لغزانند و گاه به سمت بدی گرایانند. این سه دسته ی شخصیتی که هم در زمانه و عصر حافظ زندگی می کنند و هم در دنیای ذهنی و فکری شاعر جایگاهی ویژه دارند، شخصیت مثالی (TYPICAL) نامیده می شوندکه جریان های فکری عصر او را رهبری می کند. حافظ سعی دارد با این طیف های شخصیت اوضاع زمان خود را تشریح کند در عین حال دیدگاه خود را نیز نسبت بهع دنیای آرمانی مطرح نماید. بر اساس آمار به دست آمده حافظ شخصیت های مثبت را در تشریح آرمان و دنیای مثالی خویش به کار می برد و بسامد این شخصیت ها نشان می دهد که حافظ با وجود تلخی اوضاع زمانه مثبت نگر و امید وار به آینده است.