جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
براهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة المجلد 1
نویسنده:
محمدجعفر استرآبادی
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: بوستان کتاب,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«البراهین القاطعة فی شرح تجرید العقائد الساطعة» تالیف محمد جعفر استرآبادی، شرحی است به زبان عربی بر تجرید الاعتقاد اثر خواجه نصیر طوسی. مقدمه کتاب درباره زندگی و احوال خواجه نصیر و متن تجرید الاعتقاد است. مولف قبل از پرداختن به مباحث اصلی کتاب به بیان معنای بسم الله الرحمن الرحیم می‌ پردازد و پس از آن طی شش مقصد به بررسی موضوعاتی در زمینه الهیات به معنی اعم و نیز الهیات به معنی اخص می‌ نشيند. استرآبادی قبل از ورود به مباحث اصلی کتاب پنج مقدمه ذیل را ذکر می‌ کند: در اولین مقدمه به بیان تفاوت علم کلام با علم تصوف (عرفان) می‌ پردازد. در مقدمه دوم به بیان موضوع کلام می‌ پردازد و موضوع علم کلام را مبدا و معاد معرفی می‌ کند. در مقدمه سوم به بیان فائده علم کلام می‌ پردازد. در مقدمه چهارم به یادآوری این نکته می‌ پردازد که علم کلام می‌ تواند به عنوان دانشی که تمام علوم شرعی بر محور آن بچرخد در نظر گرفته شود. مقدمه پنچم به بیان فرق اصول دین و اصول مذهب اختصاص یافته است و این موضوعی است که استرآبادی به تفصیل درباره آن به بحث نشسته است. مولف، در جلد اول به مباحث ذيل مي پردازد: مقصد اول: فی الامور العامه. مقصد ثانی: فی الجواهر و الاعراض.
علل طبیعی از دیدگاه ابن سینا و فخر رازی
نویسنده:
زهره یوسفی منش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث از نحوه ی فاعلیت اجسام و اینکه آیا یک جسم می تواند علت ایجادی برای جسم دیگر باشد، با توجه به نمونه های عینی که از آن سراغ داریم، و هم چنین بحث از اینکه آیا آثار صادر از اجسام معلل به غایت هست یا نه؟ مسائلی هستند که به دلیل ارتباطشان با فاعلیت باری تعالی، همواره مورد توجه فلاسفه و متکلمان بوده است و هریک از آنها با استفاده از مبانی خاص شان به نظریه پردازی در این زمینه پرداخته اند. ما در این تحقیق، این مسئله را از رویکرد دو اندیشمند بزرگ؛ یعنی ابن سینا و فخر رازی مورد ارزیابی قرار داده ایم. ابن سینا اگرچه در ابندا، موضع اثباتی را در این رابطه برگزیده اما بعداً بر پایه مبانی ویژه خود مثل لزوم اقوی بودن علت از معلول، لزوم معیت علت و معلول و عدم برقراری وضع میان جسم و آنچه که باید ایجاد کند، به انکار این مسئله پرداخته است. امام فخر رازی نیز بر پایه ی اعتقادات کلامی خود همچون دفاع از قدرت مطلق الهی و نیز مبانی خاص فلسفی اش مانند لزوم بهره مندی علت از وجوب ذاتی و عدم برقراری وضع میان جسم و آنچه که باید ایجاد کند، این مسئله را انکار کرده است. در رابطه با مسئله دوم، ابن سینا با اعتقاد به لزوم تناهی همه غایات به ذات باری تعالی، موضع اثبات و فخر رازی با اعتقاد به عدم برخورداری اجسام از قوه درک و شعور، موضع انکار را برگزیده است. از میان دو رویکرد مذکور، رویکرد فخر رازی به دلیل اشکالات مبنایی و تناقض هایی که دارد، مردود و غیر قابل دفاع، و رویکرد ابن سینا – صرف نظر از برخی اشکالات – به دلیل برخورداری از اصول منسجم تر و پیروی از براهین عقلی و منطقی، پذیرفته و قابل دفاع است.
نقد برهان‌های تسلسل در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
وحید خادم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تسلسل موضوعی فلسفی در باب توالی علت ها و معلول ها در زنجیره بی نهایت است. هر چند در عرف عام فلسفه، مفهوم تسلسل به علل اختصاص ندارد بلکه مواردی را نیز شامل می شود که از دایره علیت و معلولیت خارج است. مسأله تسلسل قدمتی به اندازه تاریخ اندیشه دارد. در یونان باستان این مسئله در قالب مبحث نامتناهی ظهور یافت. تناهی و نامتناهی را باید موضوعی ریاضیاتی دانست که نتایج فلسفی مهمی را به بار می آورد به همین سبب همواره مورد توجه فیلسوفان قرار گرفته است. ارسطو با تمایز میان نامتناهی بالفعل و بالقوه گامی بزرگ در حل مسائل نامتناهی برداشت. در فلسفه اسلامی تسلسل به عنوان شاخه ای مستقل از بحث نامتناهی طرح گردید. فلاسفه اسلامیکوشیدند که تسلسل را به عنوان مصداقی از نامتناهی بالفعل انکار کنند و در این راه براهین زیادی را اقامه کردند. بنظر می رسد که آنان، تحقق فعلیت یک مجموع نامتناهی را منوط به شرایط سه گانه ی فعلیت، معیت و ترتب می دانند. ما نیز می‌کوشیم با نگاهی تازه این شرایط سه گانه را مورد بررسی قرار دهیماز سویی دیگر در این پایان نامه برآنیمکه با تکیه بر آثار ملاصدرا به نقد و بررسی برهان های ابطال تسلسل بپردازیم.هر چند که قصد آن را نداریم از دیدگاه خاص حکمت متعالیه به این موضوع نگاه کنیم. به همین جهتبا تکیه بر نظرات فلاسفه اسلامی به نقد از این برهان ها می پردازیمو نقد خویش بر بخشی از این برهان ها را بر پایه ی تفکیک دو معنا از "تساوی" بنا می کنیم. در این راه ناگزیر به مباحثی که در باب نامتناهی در ریاضیات مطرح شده اند، می پردازیم و دریچه ای جدید به مبحث تسلسل در فلسفه اسلامی می گشاییم. در ریاضیات، کانتور راه جدیدی پیش روی مسئله نامتناهی گشود و با طرح نظریه مجموعه ها به حل پارادوکس های مطرح شده در باب نامتناهی در ریاضیات نائل آمد. ما نیز می کوشیم با طرح این نظریه، دستاورد های آن را در مبحث تسلسل مورد ارزیابی قرار دهیم. بخشی دیگر از این برهان ها را نیز می توان برهان ها فلسفی صرف دانست که ما نیزفارغ از مباحث ریاضیاتی، آنها را مورد نقد قرار می دهیم
علیّت از دیدگاه ابن‌سینا و ابن‌رشد
نویسنده:
زهرا ثوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علیّت یکی از اساسی‌ترین مسائل فلسفی است که همواره فکر بشر را به خود مشغول کرده است و آغاز علیّت به تاریخ اندیشه بر‌می‌گردد. ما در این پژوهش ابتدا به تعریف علیّت و سپس به نظرات مختلف در باب تصدیق علیّت و لوازم آن از دیدگاه دو فیلسوف مشائی ـ ابن‌سینا و ابن‌رشد ـ پرداخته‌ایم. ابن‌سینا در تعریف علیّت در الهیات علت را افاده‌کننده‌ی وجود می‌داند ولی در طبیعیات علت را مبدأ حرکت می‌داند و معتقد است که علت تقدم ذاتی بر معلول دارد و وجود علت اولی از وجود معلول است. از این رو با دو مبنا علیّت را تعریف می‌کند: مسأله‌ی وجود و ماهیت و امکان ذاتی. ابن‌رشد علیّت را از طریق حرکت تعریف می‌کند، او در دلیل عنایت بر هماهنگی اجزاء عالم تأکید دارد و این حرکت و هماهنگی موجودات به صورت خروج از مرحله‌ی قوه به مقام فعل صورت می‌گیرد. از این رو مبنایی که او برای علیّت می‌آورد خروج از قوه به فعل است. ابن‌سینا در باب تصدیق علیّت در اشارات و تنبیهات به بداهت عقلی قائل است، به این دلیل که هر کس آن را انکار کند، زباناً با عقل مخالفت کرده است ولی باطناً آن را می‌پذیرد ولی در الهیات شفا قائل به اثبات است. در داوری میان نظر ابن‌سینا میان بداهت و اثبات نتیجه می‌گیریم که قائل به بداهت عقلی است و استدلال را از سر تنبیه آورده است. ابن‌رشد نیز معتقد است که اگر علت‌ها و معلول‌ها را انکار کنیم عقل را انکار کرده‌ایم و شناخت در مرتبه‌ی گمان باقی می‌ماند. ابن‌رشد نیز بر عقلی بودن علیّت تأکید دارد و به نظر می‌رسد برهان حرکت را برای توضیح آورده است. ابن‌سینا قاعده‌ی ضرورت علی را تحت عنوان «الشی ما لم یجب لم یوجد» بیان می-کند و معتقد است که شی ممکن تا به مرحله‌ی وجوب نرسد به وجود نمی‌آید. از نظر ابن‌رشد ضرورت علی براساس طبیعت اشیا است و معلول فعل متناسب با طبیعت است که از ضرورت علی به عنوان قانون طبیعی یاد می‌کند. ابن‌سینا اصل سنخیت را در دو حوزه‌ی عالم طبیعت و عالم الهی می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را می‌پذیرد ولی ابن‌رشد از طریق مناسبت میان طبیعت و فعل به اثبات سنخیت می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را نمی‌پذیرد.
بررسی مقایسه‌ای آراء یونگ و عطار در باب تجربه دینی
نویسنده:
ماریه اخلاص
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اهمیت و ضرورت بررسی مقایسه ای نگاه عطار و یونگ در باب تجربه ی دینی ،جستار از طریق ِ فراسوی علم و فلسفه ،به منظور دست یابی به افق لایتناهی انسانیت است .گذشته از این،با بررسی نگاه ایشان در باب تجربه ی دینی، انسان شرقی در می یابد ،که آن چه غرب ،امروز به طور علمی بیان می کند ،او از سال ها پیش این گنجینه ی عظیم را دارا بوده است .نگارنده کوشیدهاست تا با نظر به علل رویکرد تجربی عطار و یونگ به دین ،به ویژگی های تجربه ی دینی از منظر این دو متفکر بپردازد.فرایند مقاله ی حاضر تصریح می کند ،در برابر اضطراب و سردرگمی انسان امروزی ،چاره ای نیست جز، بازگشت تجربی به دین ،بازگشتی نه به اقتضای ایمان دستوری و مقلدانه ، بازگشتی وجودی و اگزیستانس که حاصل مواجهه انسان با امور است.حاصل چنین بازگشتی دست یافتن به آرامشی حقیقی ؛ و معرفتی پایدار خواهدبود. با بررسی آرای عطار و یونگ ،در زمینه ی تجربه ی دینی و تحلیل رویکرد ایشان ،مشخص گردید ،عطار به عنوان عارف ،به منظور شناخت خداوند و یونگ به عنوان روان پزشک ،به هدفِ درمانِ بیماران روحی ،به این موضوع پرداخته اند ؛ و نتیجه حاصل از بررسی و تحلیل ویژگی های تجربه ی دینی در نگاه این دو متفکر،بر آن است که ایشان ،دارای اشتراکاتی بدین قرار هستند : بیان ناپذیری؛ کیفیت معرفتی؛ انفعال و ناپایداری .
بررسی براهین جهانشناختی در آثار علامه طبابایی و مقایسه آن با آراء سهروردی
نویسنده:
فروزان راسخی,سمیه کلاهدوزان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برهان جهانشناختی از جمله براهین اثبات وجود خداست که از زمان افلا طون تا کنون مورد توجّه فلا سفه بوده است. در این مقاله تقریرات علّامه طباطبایی از این براهین، بویژه برهان علّت و معلول و برهان حرکت و محرّک مورد بررسی قرار گرفته و آراء ایشان در این زمینه با آراء شیخ اشراق مقایسه شده است. باین منظور، براهینی که شیخ اشراق در این باب مطرح نموده است از آثارش اخذ و گزارش شده است. سپس در یک بررسی تطبیقی میان تقریرات علّامه و آراء شیخ اشراق، اقتباسهای او از سهروردی و نیز از نوآوریهای او نسبت به شیخ اشراق تبیین شده اند. در این مبحث نوآوریهای علّامه نسبت به شیخ اشراق قابل توجّه است و اکثر براهین علّامه نسبت به ادّله» شیخ اشراق برتری دارند.
تطبیق آراء ملاصدرا و سهروردی در امـور عامـه
نویسنده:
جمیله فاطمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف از این پایان نامه بررسی دو روش فکری ملاصدرا و سهروردی است که بنیان گذاران دو مکتب فکری اند. همواره سوالاتی برای پژوهشگر پژوهش حاضر مطرح بود از قبیل: اختلاف در روش فکری شیخ اشراق و ملاصدرا چه تاثیری در ارائه آراء فلسفی آنها داشته است؟ آیا مکتب شیخ اشراق با ملاصدرا از نظر محتوای فکری چه تفاوتی دارد؟
رابطه اعجاز با قانون علیت و سنت الهی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دائرة المعارف اسلامی طهور,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
بررسی عالم مثال و ویژگی موجودات آن از دیدگاه علامه طباطبایی و شاگردانش (شهیدمطهری، علامه حسن زاده آملی، آیت الله جوادی آملی،آیت الله مصباح یزدی)
نویسنده:
یونس زاهدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در تاریخ اندیشه بشر،مباحث هستی شناسانه از مهمترین مسائل عقلی بوده که مورد توجه بسیاری از بزرگان قرارگرفته است در این میان بحث عالم مثال از بدیع ترین مباحث مورد توجه اندیشمندان به ویژه متفکران مسلمان بوده است . دربین آنها علامه طباطبایی (ره)و شاگردانش از طلایه داران این امراند.علامه طباطبایی برهان خود را برای اثبات عالم مثال براساس صورت های حسی وخیالی که در نفس پدید می آیند، شکل می دهد.و ویژگی هایی مانند حیات، علم وقدرت و آثاری مانند شکل وبعد و وضع را برآن مترتب می داند اما آثاری مانند قوه واستعداد و حرکت را از آنها سلب می کند.از ویژگی های دیگر عالم مثال این است که معلول عالم عقل و علت عالم ماده است یعنی بر اساس نظام علی و معلولی ترتیب یافته است وبرهمین اساس هم هماهنگی بین آنها وجود دارد. شهید مطهری با اشاره به دیدگاه حکمای اشراق وعرفا، برای عالم مثال ویژگی هایی جسمانی (نه صرفا مادی) قائل بوده وآثاری مانندحرکت ، قوه، زمان ومکان را از آن سلب می کند. علامه حسن زاده آملی عالم مثال وبرزخ را یکی دانسته و رابطه تنگاتنگ و هماهنگ بین عواملسه گانه را مطرح می سازد.علامه جوادی آملی معتقد است که عالم مثال مهمترین توضیح برای مشکل مباشرت مستقیم فاعلیت عقل نسبت به عالم طبیعت است واثبات عالم مثال را یکی از معارف عرفان می داند.علامه مصباح یزدی لزوما رابطه بین موجود های ضعیف وقوی را از نوع تشکیک خاصی نمی دانند بلکه ممکن است تشکیک از نوع عام باشد. ایشان نیز بین عوالم سه گانه رابطه ی علی ومعلولی قائل اند واز نظر ایشان عالم مثال ابتدا براساس نظریه عرفا مطرح شده است.
مطالعه تطبیقی تبیین فلسفی نظریه وحدت شخصیه وجود از دیدگاه محقق دوانی و صدرالمتالهین
نویسنده:
باقر حسین لو، حامد ناجی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی,
چکیده :
وحدت وجود منشا عرفانی دارد اما شاید اولین تبیین فلسفی از دیدگاه وحدت وجود عرفا از آن محقق دوانی باشد. این تبیین فلسفی، پیامدها و لوازمی دارد که چندان موجه و معقول نیست. صدرا نیز در جهت تبیین فلسفی نظریه وحدت وجود عرفا نهایت تلاش خود را به کار بسته است. او با گذر از نظریه وحدت تشکیکی وجود با پیشنهاد یک نظام و دستگاه فلسفی نو فلسفه را نه به پایان بلکه به عرصه ای تازه از تفکرات فلسفی بدل کرده است. در این مقاله با بیان هرچند مختصر از دستگاه فلسفی و وجودشناسی محقق دوانی، نشان داده می شود که دیدگاه او در عین شباهت به تبیین فلسفی صدرا، دچار تناقضات درون سیستمی است. در ادامه با بیان تبیین فلسفی صدرا از وحدت وجود عرفا با مقایسه این دو تبیین فلسفی، نقاط قوت و ضعف آن ها و نیز ارتباط این دو تبیین باهم آشکار شد. تبیین فلسفی صدرا در دستگاهی غیر از دستگاه وحدت تشکیکی وجود، بلکه در دستگاه فلسفی نو که صدرا درصدد آن بوده و در برخی موارد در کتب خود به آن اشاره کرده، قابل تامل و دفاع معقول است.
صفحات :
از صفحه 37 تا 66