جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
ترس از «زمان» نزد شخصیت های روایتی محمود دولت آبادی «مورد مطالعه: جای خالی سلوچ»
نویسنده:
عباسی علی, شاکری عبدالرسول
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در این مقاله به بررسی تصاویر «زمان» در کتاب «جای خالی سلوچ» نزد محمود دولت آبادی می پردازیم. به این منظور، خواهیم دید که آیا در تخیل این شخصیت های روایتی و همین طور راوی روایت، ترس از «زمان» وجود دارد. آنگاه، در صورت حضور این ترس، نشان خواهیم داد که هراس از زمان در چه قالبی به بیان در می آید و چرا، بنابراین تمامی تلاش ما به منظور پاسخ گویی به این سوالات است. باید خاطر نشان کرد. این مطالعه به جنبه های فلسفی تفکر دولت آبادی نمی پردازد. بر عکس، به ماده اولیه علاقه مند است یعنی به تصاویر تخیلی. تصاویری هنری که باید آن ها را نماد در نظر گرفت و نه همچون نشانه ای که فردینان دو سوسور از آن سخن گفته است. روش انتخابی برای خوانش یک متن، به تخیل شناسی از نگاه ژیلبر دوران بر می گردد؛ که با انتخاب این روش علمی هدف خود را هم نشان می دهیم، تلاش برای بومی سازی این نظریه تخیلی با کمک گرفتن از آثار ایرانی.
صفحات :
از صفحه 217 تا 234
واقعیت و تخیل در رمان جای خالی سلوچ (خوانشی نمادین از تصویر نبرد عباس با شتر و به چاه افتادن او)
نویسنده:
عباسی علی, شاکری عبدالرسول
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
در این مقاله بر آنیم که با تحلیل بخش کوتاهی از رمان جای خالی سلوچ بر مبنای نظریه تخیل شناسانه ژیلبر دوران، مفهوم زمان را از طریق حوزه عمل نمادها در این رمان بررسی کنیم. نمودهای اضطراب و ترس شخصیت های داستانی و نویسنده، سابقه این نمادها با استفاده از تمثیلی معروف در ادب کلاسیک ایران و شیوه قرار گرفتن این تمثیل در ساختار رمان نیز بررسی می شود. این خوانش نشان می دهد اگرچه رمان پیش رو، رمانی واقع گرایانه است اما خوانش تخیل شناسانه در درک ساختار، شیوه معناسازی و گسترش معنایی متن، سودمند خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 177 تا 189
بررسی نمود اگزیستانسیالیسم در شعر خلیل حاوی
نویسنده:
ناظری حسین, صدیقی کلثوم
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این مقاله قصد دارد تا نمود اگزیستانسیالیسم را در اشعار خلیل حاوی مورد بررسی قرار دهد. سروده های خلیل حاوی به روشنی، بازگو کننده حال پریشان او و ترسیم گر ژرفای نومیدی در نگاهش نسبت به سرانجام انسان آواره در هستی است، سروده هایی که به زیباترین شکل ممکن، تصویرگر رنج جانکاه اگزیستیالیستی است که خویش را در حل معمای هستی ناتوان یافته و در این تیره خاکدانی که زمینش می نامند، جز آوای بلند مرگ، چیز دیگری نمی شنود و زمزمه های حوای ذهنش نیز برآن است تا او را به خوابی ابدی فرو برد. مهم ترین مولفه هایی که در این جستار به عنوان مدار اصلی بازکاوی اندیشه های اگزیستانسیالیستی در شعر خلیل حاوی مورد توجه قرار گرفته اند، عبارت اند از: مرگ اندیشی و هراس از مرگ در ذهن خلیل حاوی، رابطه میان مرگ و گناه، رابطه میان پریشانی و نگرانی با احساس گناهکاری، توجه به زمان به عنوان محور اصلی بودن هستنده در جهان و سرانجام، نمود احساس بی قراری و نا امنی در جهان کنونی.
صفحات :
از صفحه 127 تا 157
شاکله سازی در فلسفه کانت
نویسنده:
مسگری احمدعلی اکبر
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
تجربه در جایگاه موضوع تفکر و حکم کردن، محتاج استفاده از مفاهیم منطقی و اطلاق آن ها درباره پدیدارهاست. قوه حکم مسوول اطلاق این مفاهیم محض بر پدیدارها و به تعمیر دیگر اندراج جزییات تحت مفاهیم است. اما مفاهیم محض و شهودات هیچ تجانس و مشابهتی با یکدیگر ندارند و برای فراهم آمدن امکان اطلاق این مفاهیم کلی بر شهودات جزیی، تصورات واسطه ای لازم است که کانت آن ها را شاکله می نامد. شاکله ها تعینات استعلایی زمان اند. این مقاله به بررسی ماهیت و ضرورت شاکله ها در فرایند شناخت از نظر کانت می پردازد.
صفحات :
از صفحه 193 تا 208
ابن سینا و فلک محدد الجهات
نویسنده:
اصغر دادبه، سعید انواری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظام هیئت بطلمیوسی برمبنای اعتقاد به وجود هشت فلک ،شکل گرفته بود که در محاسبات علم هیئت و نجوم مورد استفاده قرار می گرفت . فیلسوفان نخستین مسلمان (فارابی و ابن سینا ) ، فلک دیگری بر این مجموعه افزودند که برآن ، نام « محدد الجهات » نهادند. براهین فیلسوفان در بحث افلاک ، جمله ، مربوط به این فلک است و در اثبات وجود سایر افلاک ، برهانی اقامه نکرده اند .به نظر می رسد که ابطال نظام بطلمیوسی ،خللی به وجود این فلک وارد نمی سازد ،زیرا اساسا این فلک در آن نظام وجود نداشته است و فلاسفه به علل فلسفی قائل به وجود چنین فلکی شده اند . پرسشی که در این مقاله در پی یافتن پاسخ آن هستیم ، این پرسش است که فیلسوفان ، چه نیازی بهم این فلک داشته اند و چرا قائل به آن شده اند ؟ در حقیقت در فلسفه این فیلسوفان ،این فلک دارای دو وظیفه اصلی است :اولا) تعیین کننده جهات اصلی ، یعنی فراز و فرود ( فوق و تحت ) به شمار می آید . جهات اصلی در بحث مکان طبیعی و حرکت طبیعی اشیاء مورد استفاده قرار می گیرند و ثانیا ) این فلک حافظ مطلق است و زمان از حرکت آن پدید می آید . در این مقاله با بررسی دلایل فیلسوفان برو جود این فلک و ذکر نظرات جدید در مورد زمان و مکان ، به نقد و بررسی فلک محددالجهات پرداخته ایم و نشان داده ایم که چگونه می توان احیانا همچنان از دیدگاه آنان دفاع کرد و نیز چرا وچگونه، با توجه به نظریات جدید علمی و نظریه نسبیت ، دیدگاه آنان قابل دفاع نخواهد بود .
صفحات :
از صفحه 101 تا 121
بررسی ارتباط انسان با طبیعت در شعر
نویسنده:
پارساپور زهرا
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
یکی از موضوعات نقد بوم گرا (Ecocriticism)‎ که به رابطه ادبیات و محیط زیست می پردازد،‏ بررسی نحوه نگرش انسان به طبیعت در آثار ادبی است که می تواند از عوامل مختلفی چون جنسیت،‏ زمان،‏ فرهنگ،‏ اندیشه تاثیر پذیرفته باشد. اشعار فارسی در طول تاریخ ادبیات،‏ تنوع رابطه انسان و طبیعت را در خود متجلی ساخته است. در این مقاله با بررسی اشعار توصیفی در ادب فارسی،‏ پنج نوع نگرش کلی را به طبیعت معرفی نمودیم و تاثیر دو عامل زمان و اندیشه شاعر را بر چگونگی ارتباط او با طبیعت و نحوه توصیف او بیان داشتیم. در یک نگاه کلی درمی یابیم که بخشی از توصیف طبیعت در شعر شاعران به مثابه توصیف غیر طبیعت است و تنها نمونه های اندکی در شعر فارسی می توان یافت که توصیفی ابژکتیو از طبیعت ارائه شده است. در پایان لزوم رویکردی نو و بوم گرایانه به طبیعت را که متناسب با نیاز جوامع متمدن امروزی است،‏ متذکر شدیم. با این نگرش تغییراتی در توصیف طبیعت در شعر،‏ شاهد خواهیم بود که در آن همه پدیده های طبیعت صرف نظر از انتخاب انسان،‏ زیبا و ارزشمندند. این رویکرد می تواند در بهبود رابطه انسان و محیط زیست او تاثیرگذار باشد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 99
ترس از زمان نزد ویکتور هوگو
نویسنده:
عباسی علی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
زندگی انسان به وسیله زمان محدود می شود. انسان با نگاه کردن به خود متوجه این حقیقت می شود که حیات دارد؛ آن گاه آگاه می شود که زمان وجود دارد و این زمان در تمام تار و پودش نفوذ کرده است. زمان با محدود کردن وجود ظهور خود را اعلام می دارد. رابطه انسان با زمان همیشه رابطه ای ظریف و حساس است: وقتی انسان جوان است یک رابطه دوستی و همکاری بین او و زمان برقرار است؛ اما با گذر زمان، این رابطه دوستی تبدیل به رابطه غالب از طرف زمان؛ و رابطه مغلوب (احساس ترس، اضطراب، ناامیدی، غم زمان از دست رفته و شورش) از طرف انسان می شود. انسان زخم خورده از زمان سعی می کند شرایط انسان بودنش را تحلیل نماید و بتواند معنایی برای وجودش پیدا کند. اگر هم انسان نتواند این مشکل را برطرف کند، آن وقت نوبت به نویسندگان و شاعران، این پیام آوران خوشبختی و بدبختی انسان ها، این سخن گویان زمان خود و پیشینیان خواهد رسید تا بتوانند این ماموریت را به اتمام برسانند. پس زمان در ادبیات جایگاه ویژه دارد و زمان برای شاعران سرچشمه الهام و تخیل است. به همین خاطر، در این مقاله سعی می شود درونمایه زمان را در تخیل ویکتور هوگو شاعر و نویسنده فرانسوی مورد بررسی قرار دهیم. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا ویکتور هوگو با مفهوم زمان مساله دارد؟ و به طور کلی زمان به چه صوری در ذهن او ظاهر می شوند.
صفحات :
از صفحه 93 تا 104
خلا زمان در تئاتر ژان ژنه
نویسنده:
بلوکی مهتاب
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
مفهوم زمان در تئاتر ژان ژنه مفهومی دو گانه است: زمان ساکن ناواقعیت که همانا زمان باز و توهم می باشد، به قصد تعلیق، با زمان واقعی در تقابل است. در واقع، زمان ناواقعیت برای ژنه زمان حال نمایشی است که توهم تئاتری را برجسته می سازد. بنابراین، تمامی القائات به گذشته و آینده به سرعت توسط این زمان حال تام که ارزش زمانی مطلق را کسب می کند، جذب می شوند. با در نظر گرفتن این نکته که زمان حال مورد بحث ناواقعیت پنهان در پس نمایش را تقویت می کند، شخصیت ها نیز در همین زمان به سر می برند چرا که بستر مناسب را جهت گسترش رویاها و توهماتشان فراهم می سازد. از سوی دیگر، به دلیل ادغام آن با گذشته و آینده، زمان حال به صورت مقیاسی از تعلیق زمان در می آید و با ابدیتی این همانی می کند که در آن گذشته، حال و آینده از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند. زمان خطی توسط این تراکنش زمانی به تعلیق در می آید تا از تئاتر ژنه، تئاتر خلا زمان بسازد.
صفحات :
از صفحه 105 تا 118
زمان هیدگری در تقابل با زمان هگلی
نویسنده:
زارع شیرین کندی محمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله، معنای زمان در فلسفه هگل و تفکر هیدگر بررسی می شود. بعد از گزارش رأی هگل راجع به زمان، نقد بنیادین هیدگر از مفهوم زمان هگلی عرضه می شود و سپس از رأی و نظر خود هیدگر درباب زمان که به زعم هیدگر دقیقا در تقابل با دیدگاه هگل است و زمان اصیل محسوب می گردد سخن گفته می شود. به اعتقاد هیدگر، تلقی هگل از زمان در ادامه یا درچارچوب مابعدالطبیعی غرب است درحالی که نظر خودش در این باب از مابعدالطبیعه فراتر رفته و اندیشه ای بدیع به شمار می آید.
صفحات :
از صفحه 49 تا 57
رابطه قوه و امکان در Θ3
نویسنده:
احمد عسگری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ارسطو در Q3 در مقابل مگاریان که قائل بودند پیش از فعل قوه وجود ندارد و تنها زمانی که چیزی در حال فعلیت است «قادر» است، قوه را از فعل متمایز می کند و چهار استدلال در اثبات وجود قوه می آورد. ارسطو همچنین صراحتا قوه را با امکان مربوط می سازد. حال در اینجا این سئوال پیش می آید که ارسطو چگونه از قوه به امکان عبور کرده است؟ در این مقاله سعی شده است رابطه قوه و امکان توضیح داده شود. تحلیل حرکت، ارسطو را به قوه می رساند و امکان، مفهوم ملازم قوه است. ارسطو ابتدا قوه را مستقل از امکان توضیح می دهد و در نهایت توضیح دیگری از قوه بر اساس مفهومی که ملازم با آن است، یعنی امکان، ارائه می دهد. عبارات او در Q3 و Q4 می تواند این گونه تفسیر شود که ارسطو فهمی زمانی از ضرورت، امکان و امتناع دارد. در مقابل در اینجا این گونه استدلال شده که تفسیر زمانی از جهات سه گانه نمی تواند درست باشد و ارسطو تنها تعابیری زمانی از آنها داشته است، بدون آنکه لزوما بخواهد آنها را به زمان تحویل دهد. علت تعابیر زمانی ارسطو از جهات می تواند این باشد که امکان در اینجا در ارتباط با قوه و حرکت طرح شده است.
صفحات :
از صفحه 83 تا 104