جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مفهوم شر از دیدگاه ابن میمون و غزالی
نویسنده:
ابراهیم قدرتی نوشهر ، محمد رضا عدلی ، عبدالحسین طریقی ، بخشعلی قنبری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف از این مقاله، بررسی مسأله شر از دیدگاه ابن‌میمون در دین یهود و امام محمد غزالی در دین اسلام است. ابن‌میمون شر را صادره از خدا نمی‌داند؛ چون معتقد است که ضد وجود، فعلیت ندارد و همه شرور عدم هستند که هیچ فعلی به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. ابن میمون خداوند را از شر مبرا و همیشه خداوند را خیر محض می­داند. او جهان خیر و شری را که انسان در آن قرار می­گیرد را ناشی از وجود انسان می­داند. غزالی نیز تأکید دارد که خیر و شر از جانب خداست و کسی که شر را از جانب خدا نداند، جاهل است؛ به این معنا که خداوند شر را برای شر نمی‌آفریند، و غرض خداوند از ایجاد شر، در واقع نیل به یک خیر بزرگ‌تر است. به نظر غزالی ابهام در باب سازگاری رحمت خدا و وجود شرور ناشی از درک نادرست معنای حقیقی رحمت است. نتیجه اینکه ابن میمون شر را صادره از خدا نمی‌داند؛ او شر را عدمی می‌داند؛ و اصل وجود آن را ناشی از عواملی چون جهل و قدرت محدود انسان می‌داند و شر را به واسطه انسان بودن افراد می‌داند؛ در حالی که غزّالی شرّ و خیر را با هم آفریدۀ خدا دانسته و اصل وجود شر را عاملی برای رسیدن به خیر بزرگتر و نامعلوم می‌داند.
صفحات :
از صفحه 319 تا 336
اگوی تجربی از دیدگاه برنتانو و هوسرل اول
نویسنده:
سید محمد امین مداین
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله چیستی روان انسان که بازگوی هویت آدمی است از مباحث مهم فلسفه به شمار می‌‌‌‌آید. در مقاله حاضر روان انسان یا به عبارت بهتر اگو «ego» از منظر تجربه‌گرایی و به ویژه از منظر روانشناسی‌گرایی1 مورد بحث قرار‌‌‌‌ می‌‌گیرد. پس از تعریف روانشناسایی‌گرایی، روانشناسی‌گرایی از منظر برنتانو و هوسرل اول مورد بحث قرارمی گیرد. پس از این نوبت می‌‌‌‌رسد به اگو از منظر روانشناسی‌گرایی برنتانو و هوسرل (اول) و مطالعه جزیی آن. البته برای انجام بهتر بحث اشاره‌‌ای به پدیدار‌گرایی هیوم و من اندیشه «cogito» دکارت خواهد شد با این تفاوت که هیوم بالمال در تجربه‌گرایی قرار دارد ولی بنابر عقیده هوسرل کوژیتو یا من اندیشه دکارت بر اثر اشتباهاتی از حیطه استعلایی به حیطه طبیعی و تجربی تنزل‌‌‌‌ می‌کند. در نهایت با تعریف اجمالی نگرش طبیعی، ویژگی‌‌‌‌های عمده اگوی تجربی که مد نظر برنتانو و هوسرل نخستین بوده احصاء می‌‌‌‌شود.
صفحات :
از صفحه 370 تا 385
بررسی تطبیقی جایگاه انسان در عرفان اسلامی و اگزیستانسیالیسم ( بر مبنای مثنوی حدیقۀ‏ سنایی و رمان تهوّع سارتر )
نویسنده:
علی دهقان ، حمیدرضا فرضی ، فرشاد ولی زاده
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
عرفان اسلامی به عنوان نمودِ دینی معرفت باطنی(Esotericism)، ساحتِ حیات مادّی، جایگاه انسان در هستی و در نهایت، حیات آن‏جهانی او را مورد توجّه قرار داده است. وجودمداری یا اگزیستانسیالیسم(Existentialism) نیز با این دو ویژگی که وجود را بر ماهیّت مقدّم می‏داند و دیگر آنکه موضوعِ اندیشه را انسان می‏داند و نه موضوعات فلسفیِ صرف. تحقّق امکان‏های موجودِ انسانی را مورد توجّه قرار داده است و از همین رو بیشتر شاخصه‏های اصلی این مکتب فکری از جمله توجّه به فردیّت، وضعیّتِ وجودی، آزادی، اخلاق و مسؤولیّتِ ناشی از آن‏ها در این مکتب بر محور یگانگیِ انسان می‏گردد. این پژوهش جایگاه انسان در دو جهان‏بینی مزبور را بر اساس «حدیقه» و «تهوع» بررسی کرده و به یافته‏هایی از این دست نایل آمده است که با وجود تفاوت‏های بنیادین فکری، انسان همچون یگانة هستی، در هر دو مکتب فکری جایگاه والایی دارد. هر دو مکتب فکری در جهت دستیابی انسان به مراتب متعالی وجود، او را به پشت پازدن به حیات مادّی صرف ‏فرا می‏خوانند. سنایی، نیل به این هدف را درگرو سلوک عرفانی و پیروی از شریعت و سارتر در رمان تهوّع، آن را در گرو پرداختن به امور متعالی از جمله آفرینش هنری یا شرکت در فرایند نوشتن می‏داند.
صفحات :
از صفحه 211 تا 242
بررسی تطبیقی مفهوم عرفانی عشق دراندیشۀ‌ عطّار و سهروردی
نویسنده:
الهام علی جولا ، هنگامه آشوری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نگاه عطّار نیشابوری به مقولۀ «‌عشق»،‌ نگاهی عارفانه و عقل گریز است. او عقل را در ساحت عشق ناکارآمد می‌شمارد و راه وصول به عشق را گذر از حصار عقل می‌داند؛ اما درمقابل، سهروردی با نگرش فلسفی و اشراقی خویش عشق را فرزند عقل و ملازم آن می‌خواند و رسیدن به حُسن را جز از طریق علم و آگاهی میسّر نمی‌داند. از منظر این دو اندیشمند، عشق در مجموعۀ هستی سریان دارد و هر موجودی - اعمّ از مادّی و غیرمادّی - از آن بهره و نصیبی دارد و درحقیقت، عشق رابط وجودی میان موجودات عالم است. از نگاه این دو متفکّر، غایت عشق فنای در معشوق است. مقدّمۀ عشق، به اعتقاد عطّار، «طلب» و به عقیدۀ سهروردی، «معرفت» و «محبّت» است. در نگاه عرفانی این دو حکیم، بریدن از خویش، مبارزه با نفس و وحدت گرایی، از مهم‌ترین آثار و نتایج عشق است. این نوشتار درصدد یک بررسی تطبیقی در باب عشق از منظر این دو عارف حکیم است.
صفحات :
از صفحه 75 تا 105
بررسی تطبیقی«پوچ‌گرایی» در آثار ساموئل‌بکت و صادق هدایت با تأکید بر رمان‌های«مالون می‌میردو «بوف‌کور»
نویسنده:
زهرا کوشکی ، محمد خسروی شکیب ، محمدرضا روزبه ، صفیه مرادخانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«پوچ‌گرایی» تفکری است که ریشه در عوامل مختلفی مانند فقر آرمان، ماده‌گرایی، نداشتن هدف، مرگ‌اندیشی، شکست‌ها و... دارد که در ادوار مختلف به بحران‌های عمیقی در زندگی بشر منجر شده است. برخی «پوچ‌گرایی» و «نیهیلیسم» را دو مقولۀ نزدیک‌به‌‌هم و حتی یکسان می‌دانند؛ ولی واقعیت این است که این دو ازلحاظ معنایی، تفاوت‌هایی با هم دارند؛ در نظر یک انسان پوچ‌گرا، ارزش‌ها و هدف‌ها سقوط می‌کنند؛ اما در نیهیلیسم اساساً ارزش یا هدفی وجود ندارد. در میان نویسندگان معاصر افرادی همچون صادق هدایت نویسندۀ روشنفکر ایرانی و ساموئل بکت نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس ایرلندی که به‌حق او را «پدرخواندۀ پوچی» نامیده‌اند، پیام‌آوران فلسفۀ پوچی هستند. هدف نویسندگان در این مقاله، بررسی تطبیقی «پوچ‌گرایی» در آثار مشهور این دو نویسندۀ بزرگ با تأکید بر دو اثر معروف آن‌ها به نام‌های «مالون می‌میرد» و «بوف کور» است. نوع پژوهش حاضر، توصیفی_تحلیلی و شیوۀ گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و فیش‌برداری از کتاب‌های دو نویسنده و بررسی محتوای آثارشان است. مطالب جمع‌آوری‌شدۀ موردتحلیل نشان می‌دهد که این دو نویسنده ازلحاظ فکری علاوه بر شباهت‌های زیاد فکری، تفاوت‌هایی نیز با هم دارند؛ هر دو به تأثیر از مکتب سورئالیستی، محاکات را از عالم بیرون به عالم درون برده و با استفاده از افکار و خیالات خود، جهان را پوچ و یأس‌آلود نشان می‌دهند، با این تفاوت که عقاید و نظریات بکت در این داستان بیشتر به «پوچ‌گرایی فلسفی» و عقاید هدایت به آراء و نظریات «نیهیلیست‌ها» نزدیک است.
بررسی تطابق ماهوی ذهن و عین براساس نوع رابطه ماهیت با وجود از منظرآیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی
نویسنده:
روح اله آدینه ، سیده رقیه موسوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
واقع‎نمایی یافته‎های ذهن و چگونگی آن، از مسائل اساسی معرفت‌شناسی است. به نظر می‎رسد در فلسفه صدرالمتألهین، واقع‎نمایی ذهن به دو شکل کلی مطرح شده است؛ تطابق عوالم و تطابق ماهوی میان وجود ‎ذهنی و وجود‎ خارجی. اما به دلیلِ گوناگونی تعابیر از ماهیت در آثار صدرا، شارحان حکمت‎صدرایی به مساله چیستی ماهیت و نوع رابطه آن با وجود توجه ویژه داشته و هر کدام تحلیل و تدقیق خاصی ارائه کرده‎اند. در این مقاله به تقریر و تبیینات آیت‎الله جوادی‎آملی و استاد مصباح‎یزدی متمرکز شده و سعی کرده‎ایم با روش توصیفی‎تحلیلی به چگونگی تطابق ذهن و عین از دیدگاه این دو شارح متاخر حکمت متعالیه بپردازیم؛ یافته های تحقیق چنین است که ایشان با توجه به نقش ماهیت و مفاهیم ماهوی در واقع نمایی ذهن، ملاک بودن ماهیت برای شناخت، و نوع رابطه ماهیت با وجود درحکمت صدرایی، معتقدند ماهیت صرفا ظهور ذهنی داشته، در خارج هیچ تحققی ولوبالعرض ندارد و جایگاه آن فقط در ذهن است؛ از این رو ماهیت ذهنی فقط حاکیِ از واقعیت خارجی بوده و مطابقت عینی بین ماهیت ذهنی و واقعیت خارجی معنا ندارد؛ بین ذهن و خارج تنها مطابقتِ‎حکایی برقرار است.
صفحات :
از صفحه 101 تا 125
بررسی مقایسه‌ای آرای هایدگر و کربن در باب «فهم در ساحت حضور»
نویسنده:
مهدی فدایی مهربانی ، سعید جهانگیری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مارتین هایدگر فیلسوف پدیدارشناس آلمانی را باید یکی از مهم‌ترین منتقدان فلسفۀ سوبژکتیو غرب در نظر آورد که به جای تأکید بر انفکاک پذیرفته شدۀ فاعل شناسا و مورد شناسایی، که به طور خاص در نظریۀ تناظری صدق اصلی مسلّم انگاشته می شود، ساحت فهم را نه ساحت انطباق و ارتباط برقرار شدن میان سوژه و ابژه، بلکه ساحت حضور در ساحت فهم در نظر می آورد؛ از این جهت در نظر هایدگر میان نحوۀ بودن و نحوۀ فهم ارتباط هست. از سویی هانری کربن به مثابۀ یکی از مهمترین فلاسفۀ متأثر از هایدگر، معتقد است فلسفۀ ایرانی-اسلامی افق گسترده‌تری برای فهم را در مقابل فیلسوف قرار می دهد. پرسش اصلی این مقاله این است که کربن چه افق‌های هستی‌شناختی دیگری فراتر از هایدگر را در متن فلسفۀ شیعی جستجو میکرد؟ نویسندگان معتقدند به زعم کربن، فلسفۀ شیعی با اعتقاد به ساحتهای تشکیکی حضور، فهم عمیق تر و کامل تری را برای فیلسوف و سالک به ارمغان می آورد و بدین ترتیب فهم فراتر از تاریخ جهانی قرار می گیرد. چیستیِ براهین این دو فیلسوف مورد تأمل ما در این مقاله قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 313 تا 348
چگونگی انتساب مکر به خداوند (تطبیق دیدگاه مفسران اشاعره و شیعه)
نویسنده:
طاهره عبدالللهی ، رقیه یوسفی
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
بخشی از آیات قرآن کریم به­عنوان پیام جاویدان خداوند برای انسان­ها به توصیف نام­ها و افعال خداوند اختصاص یافته است. از جمله این نام­ها، انتساب صفت مکر به خداوند است. در مورد چگونگی انتساب این صفت به خداوند دیدگاه­های متفاوتی مطرح شده است. گروهی معتقدند که مکر خداونـد جزای ماکر است. برخی مکر الهی را استدراج دانسته و گروهی مکر الهی را برگرداندن مکر مـاکر بـه خـودش یا ابطال مکر ماکر دانسته­اند. مقاله حاضر درصدد است با تبیین معنای مکر و بیان دیدگاه اشاعره و شیعه به شناخت مختصر از چگونگی انتساب این صفت بر خداوند دست یابد. باتوجه به معنای مکر که عبارت است از تدبیر محکم و چاره اندیشی، این اسناد حقیقی است؛ زیرا اگر مکر به قصد اضرار و سوء نیت ایجاد شود، مکر سیئ و مذموم است و اگر ایجاد آن به قصد اضرار و سوء سریرت نباشد بلکه در اصل و ریشه از رحمت و عنایت، نشأت­گرفته باشد چنان مکری، نیکو و محمود است.
صفحات :
از صفحه 41 تا 57
بررسی نحوه ارتباط بین عالم حادث و عالم قدیم از دیدگاه میرداماد و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: المیرا رسول زاده ؛ استاد راهنما: ناصر فروهی ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حدوث و قدم در فلسفه و کلام بدین معنا است که چیزی نبوده؛ سپس به وجود آمده است. از دیر بار تاکنون در رابطه با حدوث و قدم فلاسفه و متکلمین نظریات گوناگونی را ارائه کرده‌اند. میرداماد و ملاصدرا جزو فیلسوفانی است که در حل این معضل کوشیده‌اند. میرداماد سعی در اثبات حدوث دهری عالم داشته است؛ از نظر او دهر به معنای وعائی بین عالم سرمد و زمان می‌باشد. میرداماد برای تبیین و توضیح حدوث دهری عالم مراتب هستی را ازباری تعالی تا ممکنات به سه مرتبه تقسیم می‌کند و معتقد است که عالم مسبوق به وعاءِ دهر بوده و حادث به حدوث دهری است.از مجموعه گفتارهای میرداماد چنین بر می‌آید که حدوث دهری مسبوقیت حادث است به عدم صریح دهری که تقدم دارد بر وجود آن در خود جهان واقع و متن اعیان خارج؛ و ذاتاً از سنخ اندازه و کمیّت بیرون است، نمی‌شود در آن آغاز و انجامی یافت، گذشته و اکنون و آینده ندارد، پس اگر موجودی باشد که عدم پیشین آن عدم صریح دهری باشد، این موجود از جمله حوادث دهریه است.ملاصدرا به تلقی جدیدی از حدوث عالم دست یافته است. او اجزای عالم را حادث زمانی و حادث ذاتی می‌داند و از این نظر بافلاسفه هم‌عقیده است. تلقی وی این است که حدوث عالم، تدریجی و نه دفعی صورت می‌گیرد؛ از نظر وی جهان در حال حدوث و زوال تدریجی است.صدرالمتألهین می‌گوید که مرجح حدوث عالم، ذاتی است، در این بیان بحث کل عالم مطرح نیست، بلکه بحث هر کدام از اجزاء عالم جدا جدا مطرح است. از نظر ایشان آنچه که حادث است همه عالم است و در عالم آنچه که وجود دارد اجزاء عالم است؛ کل، حکم مستقلی ندارد.
مقایسه روح و نفس از نظر ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی
نویسنده:
پدیدآور: سهیل سهیلی ؛ استاد راهنما: حوران اکبرزاده ؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاشمسای گیلانی و ملاصدرای شیرازی که در شمار فیلسوفان مکتب فلسفی اصفهان و از شاگردان مهم میرداماد محسبوب می‌شوند، هر یک بر مبنای اصول فلسفی خویش مباحثی را پیرامون نفس ارائه کرده‌اند. ملاشمسای گیلانی در روش فلسفی‌اش به طور عام و نفس شناسی‌اش به طور خاص، پیرو سبک استاد خویش میرداماد است. برخلاف ملاصدرا که پایه‌گذار فلسفه‌ای جدید بر مبنای اصالت وجود است و نفس‌شناسی‌اش بر این مبنا استوار است. دغدغه اصلی این دو حکیم تطابق و سازگاری آموزه‌های شرعی و نصوص دینی با رهیافت‌های عقلی و فلسفی‌شان است. به باور فیلسوفان مسلمان، نفس حادث به حدوث جسمانی یا روحانی است؛ از سوی دیگر نصوص دینی دلالت بر وجود نفس قبل از بدن دارند که بیشتر در این گونه موارد واژه روح به کار رفته است. ملاشمسای گیلانی آیات و روایات دال بر وجود روح قبل از ابدان را با نظریه ملاصدرا در مورد حدوث نفس یعنی «جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا» بودن نفس متعارض یافته و لذا در قالب پرسشی نظر وی را جویا می‌شود. پژوهش حاضر درصدد تبیین فلسفی تمایز یا عدم تمایز بین «روح» و «نفس» از منظر دو فیلسوف مذکور است. حاصل آن که واژه روح که در این گونه آیات و روایات به کار رفته است، به کینونت برتر و عقلی نفس و نیز کینونت مثالی جزئی آن در قوس نزول و در مرحله قبل از بدن اشاره دارد و حال آن که در نشئه طبیعت، نفس حادث به حدوث بدن عنصری و جسمانیه الحدوث است و بر این اساس مقام روح متفاوت از مقام نفس است.