جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
سخنرانی تمهیدی بر اخلاق عرفانی در حکمت سینوی
سخنران:
عبدالله صلواتی
نوع منبع :
صوت
منابع دیجیتالی :
سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیه‏ای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار می‏رود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز می‏شود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف می‏توان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.
صفحات :
از صفحه 76 تا 98
ارزیابی وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از دیدگاه فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی
نویسنده:
حسن مؤمنی میوله؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
وجود و عدم خداوند و یا واجب‌الوجود بالذات در اصطلاح فلسفی، همواره دغدغه بشر بوده و درباره آن سخن‌های فراوانی گفته شده است. در اندیشه فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، خداوند از سنخ وجود و بلکه خود وجود است؛ برای اثبات وجود خداوند در نزد این سه شخصیت شواهدی ارائه و براهینی اقامه شده است. بر این شواهد و براهین نقدهایی وارد است که ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم و حقیقت وجود دارد. این‌که یک برهان به حقیقت وجود که ترجمان وجود خدا است، نزدیک است یا دور، که بر طبق آن قوت و ضعف برهان سنجیده شود، خود نیازمند ملاک‌هایی است تا سنجیده شود. سوال اصلی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا می‌توان ملاک‌ها و سنجه‌هایی را طراحی کرد که با توجه به آن‌ها از زاویه دید وجودی به شواهد و براهین اثبات وجود خدا نگریسته شود و از این طریق بتوانیم آن‌ها را مورد تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی قرار دهیم؟ پاسخ این سوال مثبت است، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده‌های کتابخانه‌ای می‌کوشد ساختار وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از منظر فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی را بر اساس ملاک‌هایی که طراحی شده است، تجزیه و تحلیل کرد. نتیجه‌ای که در پایان حاصل شده این است که برای ارزیابی وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از منظر فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، باید سه ملاک وجودی مورد ارزیابی قرار بگیرد: میزان حضور حقیقت وجود، عینیت وجود و وحدت وجود؛ توضیح مختصر آنکه با توجه به مبانی عقلی و نیز مبانی اندیشه‌های فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، قدرت یک برهان در وهله‌ی اول به این است که مفهوم وجود حضوری پر رنگ داشته و برهان از مؤلفه ماهیت به دور باشد، پس از این اصل می‌بایست برهان در ساحت وجود عینی مطرح و از مباحث ذهنی و مفهومی به دور باشد و در آخر پس از عینیت داشتن، وجود دارای وحدت باشد و از نگاه کثرتی به وجود پرهیز شود. به عبارت دیگر برای نشان دادن آنکه یک برهان در کدام یک از دسته برهان‌هایی قرار می‌گیرد که به وجود نزدیک‌تر و در نتیجه دارای قوت استدلالی است، نیازمند آن هستیم که به‌صورت مبسوط، براهین و مؤلفه‌های آن را تجزیه و تحلیل کردیم؛ برای تجزیه و تحلیل براهین، سه ملاک اساسی داریم که قابل جمع هستند و اگر یک برهان آن سه ملاک را با هم داشته باشد، از قوت و قدرت استدلالی و مبنایی بالایی برخوردار خواهد بود و به هر میزان که یکی از این ملاک‌ها را نداشته باشد و یا با داشتن این ملاک‌ها، نقصی در آن‌ها وجود داشته باشد، قوت استدلالی پایینی خواهد داشت و همین امر، خود منشا نقدهایی بر براهین اثبات وجود خدا است.
معاد جسمانی از دیدگاه ملاهادی سبزواری و آیت الله مروارید
نویسنده:
ناصر احسنی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله‌ی معاد جسمانی، از اصول اعتقادی اسلام و سؤال اساسی هر انسان عاقبت اندیشی است که در این میان، بررسی آرای حکمای بزرگ و متفکران برجسته می‌تواند روشن‌گر زوایای تازه‌ای از این آموزه باشد. اختلاف نظر درباره‌ی کیفیت معاد جسمانی، یکی از مهم‌ترین مباحث میان فلاسفه و پیروان مکتب تفکیک بوده است. ملاهادی سبزواری، در تداوم حکمت متعالیه، تبیینی فلسفی از معاد جسمانی با بهره‌گیری از مفاهیمی چون حرکت جوهری و بدن مثالی ارائه می‌کند؛ در حالی‌که آیت‌الله حسنعلی مروارید، بر مبنای مکتب تفکیک، بازگشت همین بدن عنصری دنیوی را مطابق با ظاهر آیات و روایات می‌داند. پرسش اصلی پژوهش این است که تفاوت‌های اساسی دیدگاه حکیم سبزواری و آیت‌الله مروارید در باب معاد جسمانی چیست و هر یک بر چه مبانی معرفتی و اعتقادی استوارند؟ حاصل این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی در محورهای زیر خلاصه می‌شود؛ حکیم سبزواری با پذیرش مبانی صدرایی، معاد جسمانی را در قالب بدن مثالی تبیین می‌کند و نظریه «خلق بدنی جدید» را نمی‌پذیرد، بلکه بر بقای صورت شخصیه در عالم دهر تأکید دارد. او نوآوری‌هایی نسبت به ملاصدرا ارائه می‌دهد، از جمله تأکید بر بازسازی بدن توسط صورت مثالی و تبیین هویت فردی در قالبی مثالی و لطیف. آیت‌الله مروارید با رویکردی کلامی ـ تفسیری، هرگونه تأویل فلسفی را نقد کرده و معاد جسمانی را عین بازگشت همین بدن مادی می‌داند که پس از پوسیدگی به اراده‌ی الهی دوباره بازآفرینی می‌شود. وجه اشتراک هر دو اندیشمند، پایبندی به اصل معاد جسمانی و حفظ هویت فردی است، اما اختلاف آنها در روش‌شناسی (فلسفی ـ عقلی در مقابل نقلی ـ تفسیری) و در تبیین کیفیت بدن قیامتی آشکار می‌شود. مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که رویکرد حکیم سبزواری به دنبال جمع عقل و نقل و تبیین فلسفی معاد است که بنظر در پاسخگویی به ذهن پرسشگر امروزی توانمندتر می‌باشد، در حالی که مرحوم مروارید به نصوص وحیانی بسنده می‌کند و از دخالت مبانی فلسفی پرهیز دارد. درنهایت این دو رویکرد، دو مسیر متفاوت اما همسو در پاسداری از اصل ایمان به معاد جسمانی را نمایان می‌سازند.
نقد و بررسی برهان امکان و وجوب ابن‌سینا در ساحت وجود ذهنی و عینی
نویسنده:
عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی ، حسن مومنی میوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برهان امکان و وجوب ابن‌سینا، یکی از براهین وجودی در اثبات وجود خدا است که در دو ساحت وجود ذهنی و عینی مطرح شده است. این برهان شامل سه بخش و سه سیر فلسفی است که در آن حرکت از عین شروع و به ذهن رسیده و در ادامه به عین خاتمه می‏یابد و بدین وسیله واجب‌الوجود اثبات می‏شود. وی قائل به ارتباط و مطابقت دوسویه بین ذهن و عین است و فقط از این منظر است که می‌توان برهان امکان و وجوب را تحلیل کرد، وگرنه نقدهای جدی بر آن وارد است. سوال اصلی این است که با توجه به دو ساحتی بودن برهان و بحث مطابقت بین ذهن و عین، آیا می‏توانیم آن را مقرون به صحت بدانیم و برای ما یقین‌آور است؟ به زعم نگارندگان با توجه به اینکه شیخ قائل به دو صنف موجودات(ممکن‌الوجود و واجب‌الوجود) است و دو ساحتی بودن وجود ذهنی و عینی، بر اساس حصر عقلی چهار نوع پدیده موجود خواهد بود و با کمک از بحث مطابقت بین عین و ذهن، هشت نوع ارتباط به دست خواهد آمد که در نهایت برهان امکان و وجوب در دو ارتباط ساری و جاری خواهد بود و در این دو ارتباط می‌توان به یقین دست یافت.
صفحات :
از صفحه 221 تا 239
اصالت شبکه باورـ عاطفه بر پایه آرای ملاصدرا
نویسنده:
مسعود زین العابدین ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
باورها و عاطفه ها دو ساحت مهم شخصیت انسانی هستند. برخی همچون کلیفورد، قائل به اصالت باور و برخی همچون جیمز، قائل به اصالت عواطف هستند. ملاصدرا به این موضوع به صورت مستقیم نپرداخته است و هدف ما از این پژوهش، عرضه این پرسش به نظام فکری ملاصدرا و یافتن پاسخ حکمت متعالیه به آن است. ما در این پژوهش از روش تحلیلی استفاده کرده ایم و بنابر نگرش وجودی و نظریه النفس کل القوی، به این نتیجه رسیدیم شبکه باور-عاطفه اصالت دارد؛ نفس، هم مبدأ ادراک ها و هم محرکِ تحریک ها است و مدیریت شبکه باورها و شبکه عواطف را توامان بر عهده دارد. باورها، رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. عواطف نیز رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. باورها و عواطف نیز با یکدیگر رابطه شبکه ای دارند و در ظرف نفس بر یکدیگر تأثیر می گذارند. این تأثیرگذاری همچون ارتباط ظروف مرتبطه است و ترکیب شبکه باورها و عواطف، شاکله نفس انسانی را می سازند. لذا هیچ باور و عاطفه غیرمهمی وجود ندارد. نفس انسانی به مثابه رباطِ ساحت های نفسانی همه این ساحت ها را به هم مرتبط می کند. شبکه باورها و عواطف هر فرد، درجه نفس انسانی را می سازد و نفس مبتنی بر مرتبه وجودیِ خود، باورها و عواطف جدیدی را تولید می کند.
صفحات :
از صفحه 67 تا 80
تربیت اخلاقی از دیدگاه غزالی و فیض کاشانی
نویسنده:
پدیدآور: فرشته قبادی پور ؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی ؛ استاد مشاور: عین‌الله خادمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غزالی و فیض کاشانی از صاحبنظران در زمینه تعلیم و تربیت جهان اسلام و ایران هستند که با اندیشه‌های اسلامی خویش پیشاهنگان افکاری دینی و تربیتی محسوب می‌شوند. با توجه به اینکه غزالی و فیض در دو مقطع زمانی متفاوت و دارای مذهب و گرایشات فکری متمایزی بوده اند این مسئله مطرح می شود که اصول و مبانی تربیت اخلاقی، ، اهداف تربیت اخلاقی، فضایل و رذایل اخلاقی و راه‌های دست‌یابی به فضیلت اخلاقی از منظر این دو شخصیت چه تفاوتها و شباهتهایی داشته است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که گرایشات فکری و تفاوتهای فقهی دو عالم دینی باعث شده است که در کنار وجوه تشابه زیاد، تفاوتهایی نیز داشته باشند. هردو در کلیت مبانی اخلاقی، اصول آن، روشهای دست یابی به فضایل اخلاقی و معرفی فضایل و رذایل اتفاق نظر داشته اند. با توجه به رویکرد انتقادی فیض نسبت به تصوف و مذهب اهل سنت اغلب روایاتی که به این دو گروه منسوب بوده حذف شده است و در مقابل از امامان (ع) و بزرگان شیعه روایت شده است. فیض با سخت‌گیری‌ها و ریاضت‌های صوفیانه توصیه شده غزالی موافق نبود و رویکردی عقلانی تر و مردمی تر برای دوری از رذایل داشت.
نقد و بررسی مقایسه‌ای توحید از نگاه ماتریدیه و امامیه
نویسنده:
محمد دوران واقف؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی؛ استاد مشاور: عین الله خادمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
جایگاه باور در فلسفه ملاصدرا با تاکید بر آرای کلیفورد و جیمز
نویسنده:
مسعود زین العابدین؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی؛ استاد مشاور: عین اله خادمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقایسه جایگاه باور با سایر ساحت های شخصیت انسانی همچون احساسات، عواطف و رفتار یکی از پرسش های مهم در معرفت شناسی معاصر است. برخی باورها را زیربنا می دانند و برخی به اصالت عواطف اعتقاد دارند. پرسشِ این پژوهش درباره جایگاه باور در اندیشه کلیفورد، جیمز و ملاصدرا است. در این بررسی به این نتیجه رسیدیم که کلیفورد قرینه گرا است و مبتنی بر نظریه اخلاق باور، در برابر باورهایمان مسئولیت اخلاقی داریم. باورها ساختار شبکه‌ای دارند و باورهای هر فرد، بر سایر باورهای خودش و دیگران تاثیر میگذارد. کلیفورد طرفدار اصالت باور است و توجه خاصی به عواطف ندارد. درمقابل، جیمز برای عواطف، اصالت قائل است و آنها را در تحقق باور، موثر میداند. او بر تاثیر عوامل غیرِمعرفتی بر باور تاکید میکند و برخلاف کلیفورد، طرفدارِ لاادریگری نیست؛ طبیعت عاطفی ما، آنچه را که گزینشی زنده و دارای کاربرد باشد گزینش میکند. ملاصدرا در آثارش، بر مفاد اخلاق باور تاکید دارد و برای باورها برهان اقامه میکند(درونگرایی) اما بر خلاف کلیفورد، عواطف را نیز مهم میداند و از تاثیر عوامل غیر معرفتی بر باور دفاع کرده، وحی و شهود را منبع معرفت میداند(برونگرایی). نزد او قوه خیال صرفا منفعل نیست و در اثرگذاریِ عواطف بر باورها و نفس، نقش کلیدی دارد. میتوان استنباط کرد که نزد ملاصدرا، امر دایر بر اصالت یکی از دو ساحتِ باورها یا عواطف نیست؛ نفس یک هویت یکپارچه است و قوا مراتب آن هستند. نفس در تاثیر و تاثر متقابل با قوا و ساحتهای شخصیت قرار دارد و همچون حس مشترک که مجمع حواس است، نفس نیز مجمع و رباط همه باورها و عواطف میباشد. باورها با یکدیگر، عواطف با یکدیگر، باورها و عواطف با یکدیگر، و هر دو با نفس، ارتباط شبکه ای دارند و همچون ظروف مرتبطه هستند. نتیجه این تعاملِ مستمر، تحقق شاکله انسانی است؛ انسانها شاکله متفاوت و اختلاف نوعی دارند و مبتنی بر این اختلافها، زیست نوعِ متفاوت دارند و حتی ممکن است هر فرد در دوره های مختلف، زیست نوع متفاوت داشته باشد لذا نمیتوان برای همه نسخه واحد پیچید.
رابطه عقل واخلاق از دیدگاه امام غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
داور محمدزاده پیرلو؛ استاد راهنما: عین اله خادمی؛ استاد مشاور: عبداله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اخلاق و عقل دو رکن اساسی در فلسفه و اندیشه اسلامی هستند که تأثیر عمیقی بر رفتارها و ارزش‌های انسانی دارند. بررسی رابطه بین این دو مؤلفه، به‌ویژه از دیدگاه دو متفکر برجسته مانند امام غزالی و علامه طباطبایی، امری ضروری است که می‌تواند به فهم عمیق‌تر مبانی اخلاقی و جایگاه عقل در نظام فکری اسلامی کمک کند. این پژوهش با هدف تبیین نظرات این دو اندیشمند درباره‌ی عقل، اخلاق و رابطه‌ی آنها و همچنین تحلیل وجوه تشابه و تفاوت آرای ایشان صورت گرفته است. روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. در ابتدا، آرای امام غزالی و علامه طباطبایی درباره‌ی عقل و اخلاق به‌طور جداگانه و با استناد به آثار اصلی ایشان تبیین شده است. سپس،رابطه‌ی عقل و اخلاق از دیدگاه هر یک از این دو متفکر تحلیل و بررسی شده است. در نهایت، وجوه تشابه و تفاوت آرای غزالی و طباطبایی در این زمینه مقایسه و تحلیل شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که امام غزالی بر اهمیت وحی و شریعت در شناخت و عمل به اخلاق تأکید دارد و عقل را در حوزه‌ی اخلاق، ابزاری فرعی می‌داند. در مقابل، علامه طباطبایی بر توانایی عقل در شناخت اصول اخلاقی تأکید می‌کند و معتقد است که عقل می‌تواند به‌طور مستقل به درک خیر و شر دست یابد. با این وجود، هر دو متفکر بر اهمیت عقل در فهم و تفسیر متون دینی و همچنین در به‌کارگیری اصول اخلاقی در زندگی تأکید دارند.