جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3
فرآیند انتقال معنا در ترجمه از منظر پُل ریکور
نویسنده:
وحید نژاد محمد، محمد محمدی‌آغداش ، ابوالفضل ابویسانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ملاحظات متنی و زبانی نظام‌­های معنایی و ساختاری متن ترجمه را نشان می­‌دهند. از سوی دیگر، تعامل و یا عدم تعامل نشانه‌­های متنی زبان مبدا و زبان مقصد می­‌تواند فرآیند انتقال معنا را دچار چالش کند. نوشتار حاضر از اندیشۀ پل ریکور در باب فلسفۀ ترجمه نشأت می‌گیرد. ریکور یکی از فیلسوفان قرن بیستم فرانسه است که اندیشه­‌ورزی‌اش تأثیر به‌سزایی بر علوم انسانی گذاشت. شناسایی روابط پیچیدۀ میان ترجمه و هرمنوتیک و اهمیت آگاهی مقدم بر متن به‌عنوان پیش‌زمینۀ ضروری در فرآیند ترجمه به بسیاری از ابهامات در حیطه متن و ترجمه پاسخ می‌­دهد. ریکور با اشاره به تنوع زبانی و فرهنگی، مفهوم «مهمان‌نوازی زبانی» را به‌ مثابه رویکردی اخلاقی برای ترجمه مطرح می‌کند که منجر به درکی دوسویه و پذیرش تفاوت‌ها میان زبان‌ها و فرهنگ‌ها خواهد شد. وی به چالش‌های اخلاقی و فلسفی که مترجم با آن‌ها مواجه می‌شود، اشاره کرده و بر این باور است که هیچ ترجمه‌ای نمی‌تواند به‌طور کامل معادل متن مبدا باشد. علاوه بر این، ریکور به مفهوم «سوگ» در ترجمه اشاره می‌کند که به معنای رها کردن برخی مفاهیم و ساختارهای زبانی است. در این راستا، مقاله به این پرسش‌های اساسی می‌پردازد که آیا ترجمه ممکن است یا ناممکن؟ چگونه می‌توان با چالش‌های اخلاقی و فلسفی در فرآیند ترجمه مواجه شد؟ مقاومت زبانی چگونه عمل خواهد کرد؟ مفهوم خیانت زبانی و یا مهمان‌نوازی زبانی در امر برگردان روایت چگونه است؟ در این مقاله برآنیم تا با تکیه بر آراء ریکور به بررسی ابعاد زبانی، فرهنگی و اخلاقی ترجمه بپردازیم و نشان دهیم که فرایند ترجمه چگونه می‌تواند الگویی برای تفسیر واقع شود و به ایجاد همبستگی میان انسان‌ها کمک کند.
صفحات :
از صفحه 245 تا 260
فلسفه وجودی عنصر خنده در تئاتر مولیر (مورد مطالعه، نمایش‌نامۀ خسیس)
نویسنده:
محمد محمدی‌آغداش ، وحید نژاد محمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مضمون فلسفی خنده در هنر‌های نمایشی، بخصوص در تئاتر کلاسیک فرانسوی زبان‌ ‌سده هفده میلادی، بیش از پیش به ژانر کُمیک گره خورده است. در این نوع ادبی ملایم، ولی طنزآمیز، که با انتقاد به قصد اصلاح عیوب رفتاری و اجتماعی شهروندان شکل گرفته، موضوعی –که به طور معمول، ویژ‌گی‌های اخلاقی و یا رفتاری قهرمان داستان که خلاف عرف جامعه می­باشد- به شیوه‌ای اغراق‌آمیز بزرگ‌نمایی و آمیخته به ترفندهای نمایشی همچون کمیک کلامی، رفتاری، کمیک تکرار، کمیک موقعیت و غیره روی پرده نمایش اجرا می‌شود. با این وصف، کلام کمیک ضمن ایجاد خنده به دنبال ارائه پیامی اخلاقی است که خود محصول انتقاد از ناراستی­‌های آداب معاشرتی زننده و باورهای غلط نگران‌کننده در جامعه است. از این حیث، لحن کمیک و طنزآمیز -به عنوان نگاهی نو و آشتی‌پذیر با جهانِ هستی، در مقابل جهانِ بسته و بی‌رحم ترسیم‌شده در ژانرِ تراژیک- عامل گفتگو و وسیله ارتباطی موثری بین توده‌های اجتماعی به شمار می‌آید. نویسندگان مقاله در این پژوهش سعی بر آن دارند تا با اشاره کوتاه به تاریخ و ادبیت عنصر خنده، به عبارتی ژانر کمیک در ادبیات فرانسوی زبان در طول قرون شانزده و هفده میلادی، این موضوع مهم را تعریف و به عوامل و شیوه‌های نمایشی که در نمایش‌نامۀ‌ مشهور خسیسL’Avare/The Miser سبب خنده تماشاگر- خواننده می‌شود به‌صورت تحلیلی از ورای نمونه‌های متنی به پیدایش و فلسفۀ وجودی عنصر خنده بپردازند.
استحالۀ زبان و پرسوناژ در ادبیات نمایشیِ ساموئل بکت
نویسنده:
محمد محمدی‌آغداش
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آغاز دهۀ پنجاه در سدۀ بیستم میلادی تولد ادبیات نمایشی (اوژن یونسکو، 1950، آوازه‌خوان طاس) از جنس دگر و تفسیرگریزی‌است که رویکردی تازه به ادبیات و نمایش‌نامه‌نویسی دارد. این جریان ادبی مدرن، ضمن گسست عمیق با تئاتر بورژوایی سنتی، بیش از آنکه به بازنمود خود واقعیت بسنده‌کند، سعی در ترجمان قهقرا و ابتذال زبانِ بیان آن را داشت. البته این مسئله متاثر از نابودی ارزش‌های کهن انسانی- اومانیستی بود که در محافل ادبی (بویژه دایرۀ تئاتر آبزورد) منجر به طرح سئوال اساسی و فلسفی زیر گردید: آیا هستی نامفهوم و بی‌معنا شده و زندگی دیگر ارزش زیستن ندارد؟ شایان ذکر است، اتفاقات تکان‌دهنده سیاسی – اجتماعی و بینشی در فاصله سالهای 1945 - 1939 در ممالک غربی اندیشۀ انسان معاصر را عمیقاً تحت تاثیر قرار‌داده و سمت و سویی بسی متفاوت‌تر از قبل در ساختار فکری- ادبی و فلسفی او بوجود آورد. در این میان، ساموئل بکت، ادیب شهیر فرانسوی زبان ایرلندی الاصل، در آثار نمایشی خود از دیگر درام‌نویس دورۀ یاد‌شده (اوژن یونسکو، آرتور آداموف و ژان ژنه) پا فراتر گذاشته و با نگاهی عمیقاً فلسفی موضوع کلان ذات بنیادین «بشر در هستی» را نشانه رفته و همه دغدغه او گواه این امر مهم معرفت‌شناختی است که انسان در زندگی «احساس تنهایی و بی‌چیزی» می‌کند. در این پژوهش بر آن هستیم تا در موضوع ساختار‌شکنی و استحالۀ زبان و پرسوناژ در آثار نمایشی ساموئل بِکت، از ورای سه اثر شهیر در انتظار گودو، پایان بازی و روزهای خوش تأملی داشته باشیم؛ ادبیاتی که از هر ابزار زبانی و نمایشی ممکن بهره جسته تا مسئله پدیدارشناختیِ بی‌معنایی هستی را با بیانی مضحک و طنز‌آمیز، ولی دردناک به روی صحنه نمایش ببرد..
صفحات :
از صفحه 466 تا 479
  • تعداد رکورد ها : 3