جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 20
طراحی الگوی قرآنی صیانت عاطفی فرزندان به روش تحلیل مضمون با تأکید بر تفسیر تسنیم
نویسنده:
پدیدآور: سارا رستمی ؛ استاد راهنما: سیدحسین علیانسب ؛ استاد مشاور: محمد مهدوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
با توجه به تحولات فرهنگی و اجتماعی امروز، صیانت عاطفی فرزندان اهمیت ویژه‌ای یافته است. والدین نقش اساسی در حفظ سلامت روانی و عاطفی کودکان دارند و بی‌توجهی به این موضوع می‌تواند آسیب‌های جدی به دنبال داشته باشد. عواملی مانند طلاق، کم‌توجهی والدین، ضعف آموزش دینی و کاهش روابط چهره‌به‌چهره باعث افزایش آسیب‌پذیری عاطفی نسل جدید شده‌اند. این پژوهش با تکیه بر آموزه‌های قرآن کریم و با استفاده از روش تحلیل مضمون، به دنبال طراحی الگویی جامع برای صیانت عاطفی فرزندان است. تمرکز آن بر استخراج راهبردهای عملی از قرآن، به‌ویژه با تأکید بر تفسیر تسنیم، برای تقویت بنیان خانواده، مقابله با آسیب‌های اجتماعی و تربیت نسلی سالم و متعهد است.
تشکیل حکومت پیامبر(ص) در سیر نزول قرآن
نویسنده:
پدیدآور: درید رزاق جابر السرای ؛ استاد راهنما: محمد مهدوی ؛ استاد مشاور: سید حسین علیانسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی فرآیند شکل‌گیری حکومت پیامبر اسلام (ص) با تمرکز بر سیر نزول آیات قرآن و تحلیل تحولات و تفاوت‌های موجود میان دوره‌های مکی و مدنی می‌پردازد. هدف اصلی این تحقیق درک دقیق و همه‌جانبه روند توسعه نهاد حکومتی در مسیر نازل شدن آیات قرآنی است، به‌طوری که نشان دهد چگونه مبانی، اصول، ساختارها و قوانین حکومتی در مرحله به مرحله و در زمینه‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است. ساختار این پژوهش، توصیفی‌ـ تحلیلی است و از روش تحلیل محتوا بهره می‌برد؛ به‌طوری‌که آیات مرتبط با تشکیل حکومت در قرآن، در دو دوره مکی و مدنی، به دقت استخراج و گروه‌بندی شده و سپس بر اساس شاخص‌های مختلف، تحلیل و تبیین شده است. در دوره مکی، تمرکز اصلی بر اصلاح اعتقادی، تربیت باورهای بنیادین و تقویت ارتباط فردی با خدا و باورهای توحیدی است. در این مرحله، آیات اولیه مکی، به تشکیل بنیان‌های نظری و شناختی مربوط به توحید، نفی شرک، معاد، نبوت، و رسالت می‌پردازند و زمینه‌ساز برای شکل‌گیری یک هویت جدید در جامعه بنیان‌گذاری شده‌اند. این آیات، باورهای فردی را تقویت کرده و در کنار آن، پایه‌های اخلاقی و رفتاری فردی را نهادینه می‌نمایند. در این راستا، آیات میانی مکی بر اصلاح اخلاق فردی و تربیت نفس تأکید دارند که در نهایت، فرد را آماده می‌سازند برای گام‌های بعدی در مسیر تشکیل جامعه نوین اسلامی. در نهایت، آیات متأخر مکی، زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی لازم برای ورود به حوزه حکومتی و مدیریت جامعه را فراهم می‌سازند، و مفاهیم مربوط به هدایت جامعه، کنترل اوضاع فرهنگی و اجتماعی، و مخالفت با طاغوت‌ها و استکبار را مطرح می‌کنند. در دوره مدنی، روند شکل‌گیری نهادهای حکومتی، بر پایه بنیان‌گذاری ساختارهای اجتماعی و سیاسی استوار است. آیات این دوره نقش مهمی در وحدت‌بخشی، ایجاد قوانین و مقررات، تثبیت رهبری و ولایت پیامبر (ص) و حمایت از جامعه در مقابل چالش‌های داخلی و خارجی دارند. این آیات، به تنظیم روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی می‌پردازند و چارچوب‌های مدیریتی را مشخص می‌سازند. از جمله، قانون‌گرایی و تعیین وظایف و اختیارات حاکمان، قاطعیت در اجرای قوانین، و شایسته‌سالاری به عنوان شاخص‌های اصلی، در این دوره شکل می‌گیرند. همچنین، آیات مربوط به رابطه‌گرایی، از جمله مفاهیمی مانند خدمت‌گزاری، بصیرت‌بخشی، اعتمادسازی، مشارکت، وحدت‌بخشی و امیدبخشی، نقش اساسی در تقویت روحیه‌های مردم و ایجاد جامعه‌ای همبسته و فعال دارند. این آیات، زمینه‌ساز تشکیل نهادهای مدیریتی و اجرایی، و تثبیت ولایت رسول‌الله (ص) در جامعه می‌شوند و نقش مهمی در مقابله با مخالفان داخلی، نظیر یهود و منافقان، ایفا می‌کنند، که به تثبیت و استحکام پایه‌های حکومت منجر می‌شود. تحلیل تطبیقی کل این دو دوره، نشان می‌دهد که نزول آیات قرآن، روندی تدریجی و مرحله‌به‌مرحله در راستای تثبیت و نهادینه‌سازی ساختارهای حکومتی اسلام است. اصول اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی، در قالب مفاهیم قرآنی، در هر مرحله بر اساس نیازهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن زمان، توسعه یافته و تعمیق یافته است. این روند، نه تنها نشان‌دهنده حکمت و پویایی قرآن در تبیین مفاهیم بنیادی حکومت است، بلکه راهنمایی ارزشمند برای مدیران و رهبران در نظام‌های اسلامی است که باید اصول حکومتی را بر مبنای ارزش‌ها، باورها و راهبردهای قرآنی بنا کنند. در مجموع، این مطالعه اثبات می‌کند که سیر نزول آیات، نقش مؤثری در شکل‌گیری، استحکام و استمرار نهاد حکومتی پیامبر اسلام داشته است و نشان می‌دهد که چگونه اصول مربوط به عدالت، قانون، شایسته‌سالاری، مشارکت، خدمت، و رهبری، در قالب آیات قرآن، تدریجی تثبیت شده و امور جامعه اسلامی را هدایت و مدیریت کرده‌اند. این پژوهش، با تأکید بر نقش قرآن در تنظیم و تثبیت نظام حکومتی، اهمیت آن را در تاریخ سیاسی و اجتماعی اسلام نشان می‌دهد و بر نقش راهبردی آن در تبیین اصول حکومتی، نقش رهبری و مدیریت، تأکید می‌ورزد. همچنین، یافته‌های این مطالعه، به تبیین چرایی و چگونگی تشکل نهادهای حکومتی اسلام در قبل و بعد از هجرت، و در مقابله با چالش‌های داخلی و خارجی، کمک می‌کند و راهنمای عملی برای رهبران امور در جهت حفظ، تقویت و توسعه اصول و مبانی حکومتی بر پایه ارزش‌های اسلامی است. در نتیجه، نقش اساسی قرآن در تربیت، استقرار و تثبیت ساختارهای حکومتی پیامبر در تاریخ اسلام، نقش برتر و اساسی است و این یافته‌ها، اهمیت قرآن را در توسعه مدل‌های حکومتی در نظام اسلامی یادآور می‌شود.
شخصیت پردازی قرآن از حضرت موسی(ع) در سیر نزولی
نویسنده:
پدیدآور: فائق اکرع ؛ استاد راهنما: محمد مهدوی ؛ استاد مشاور: سیدحسین علیانسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
قرآن به تناسب مقتضیات و اتفاقاتی که در طول 23 سال نبوت پیامبر اسلام وجود آمده است. سوره یا آیاتی از آن نازل می‌گردیده است تا در مواقع و مناسبت‌های لازم مردمان آن عصر را از چاه تاریکی و گمراهی بیرون آورد و به مقام قرب الهی بالا بکشد. تفسیر بر پایه ترتیب نزول قرآن امکان تحول‌سازی فرهنگی جامعه را فراهم می‌کند چرا که با آگاهی از چینش درست آیات بر پایه ترتیب نزول می‌توان معنای جامع و کاملی به دست آورد. یکی از پربسامدترین و مهم‌ترین داستان‌های قرآن داستان حضرت موسی می‌باشد. در این نوشتار داستان حضرت موسی بر اساس ترتیب نزول بررسی خواهد شد تا با فضا و زمان نزول این داستان در قرآن رویکرد دقیقی داشته باشیم.
تحلیل انتقادی رویکرد تفسیری ابن تیمیه و ابن جوزی در کتمان فضایل امام علی ( علیه السلام )
نویسنده:
پدیدآور: عمران جبار غثوان البدیری ؛ استاد راهنما: محمد مهدوی ؛ استاد مشاور: حسین علیانسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
اکثر فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام در لابه لای آیاتی از قرآن مشهود است. آنچه درباره ی حضرت علی (ع ) نازل شده است به قدری زیاد و معروف و مشهور بود که بدترین دشمنانش نیز با همه تلاش ها نتوانستند آن ها را انکار کنند. برخی از مفسران اهل سنت درباره علی (علیه السلام) می‌گویند: چه گویم بر کسی که محبان او از ترس، فضائل او را پنهان کرده اند و دشمنانش از حسد فضائل او را پنهان داشته اند. از کسانی که فضائلش چنان گسترده شده که عالم را پرمی‌کند. از ابن عباس رضی الله عنه روایت شده است که: « از کتاب خدا برای احدی به اندازه آنچه در مورد علی (ع) نازل شده است، نازل نشده است.» همچنین آنچه در قرآن آمده است: «یا ایها الذین آمنوا» جز اینکه علی (علیه السلام) مولای و بزرگوار و امیر آن بود. و امکان محو کردن آنان وجود نداشت.همچنین شیعیان سعی می‌کردند این فضائل را به اشتراک بگذارند و به دیگران منتقل کنند تا جلوه علی (ع) مخفی نشوند و این گواه بر این است که هر فضیلتی به تنهایی نشانگر مقام بلندی است. امام(علیه السلام) صاحب خصوصیاتی که هیچکس در آن شریک نیست. و بیش از هزار فضیلت از آنها برجسته هستند. و فضائل حضرت علی (علیه السلام) در حالی که برخی مفسران فضائل را تبیین نکردند، حتی آنها فضائل را دروغ پنداشتند تا این فضائل مخفی شوند، این به شما نشان می دهد که برخی از مفسران، از جمله ابن قیم جوزی و ابن تیمیه می خواستند ذکر آن حضرت محو و فضائل و خصوصیاتش پوشیده شود. این پنهان کردن فضیلت و مقام تا جایی ادامه داشت که مناقب امیر المومنین (علیه السلام ) از دل همه مردم جز اندکی پاک شد. این پایان‌نامه به بررسی و تحلیل انتقادی رویکردهای تفسیری دو فرد مشهور در حوزه تفسیر قرآن، ابن تیمیه و ابن قیم جوزی، در کتمان و تقلیل فضایل امام علی (ع) اختصاص یافته است. در فصل اول، فضایل امام علی (ع) بر اساس منابع قرآنی مروری اجمالی شده و سپس رویکرد تفسیری ابن تیمیه در رد و یا کم‌ارزش شمردن این فضایل بررسی شده است. نمونه‌هایی همچون آیات ولایت، تطهیر، تبلیغ و مباهله، به‌عنوان مصادیق این رویکرد تحلیل انتقادی شده است. در فصل دوم، رویکرد ابن قیم جوزی در این راستا مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش به تحلیل‌های او درباره تفسیر، تأویل و تشبیه می‌پردازد. نمونه‌هایی نظیر انکار نزول آیات مرتبط با فضایل امام علی، تفسیرهای تأویلی و حذف نام امام در بعضی آیات، به عنوان شواهد بارز این رویکرد ارائه شده است. در کنار آن، ارزیابی اعتبار و استنباط‌های او نیز مورد نقد قرار گرفته است.
بررسی تطبیقی مناصب سیاسی و شرایط آن در قرآن مبتنی بر تفاسیر المیزان و المنار
نویسنده:
پدیدآور: ایناس جبار موسی ؛ استاد راهنما: محمد مهدوی ؛ استاد مشاور: سید حسین علیانسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
پایان‌نامه حاضر با عنوان «بررسی تطبیقی مناصب سیاسی و شرایط آن در قرآن مبتنی بر تفاسیر المیزان و المنار» به تحلیل مفصل مناصب سیاسی در قرآن و تبیین ویژگی‌ها و الزامات لازم جهت تصدی این مناصب می‌پردازد. در فصل اول، مناصب سیاسی چون نبوت، امامت، ولی‌امر، خلافت، ولایت، فرماندهی جنگ، قضاوت، ناظران مالی و نهادهای نظارتی و دیپلماتیک بر اساس آیات قرآنی بررسی شده است. هر منصب با توجه به متن قرآنی و تفسیرهای المیزان و المنار از نظر ویژگی‌های ضروری مانند توانمندی، امانتداری، عدالت‌ورزی، علم، سعه صدر و تقوای سیاسی تحلیل شده است. در فصل دوم، مسئولیت‌ها و الزامات مناصب سیاسی بر پایه مفاهیم توحید، عدالت، پیروی از حق، وفای به عهد، مسئولیت‌پذیری، نظارت، مشارکت مردمی، امانتداری، اجرای حدود الهی، مسئولیت‌پذیری، دفاع، وحدت و مناسبات اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. تمرکز بر نقش دین و ارزش‌های الهی در شکل‌گیری و حفظ حکومت، و اهمیت مشارکت و نظارت مردم در استمرار حکومت از محورهای اصلی این مطالعه است. نتایج نشان می‌دهد که ویژگی‌های اخلاقی و علمی، به علاوه تعهد الهی، نقش مهمی در تحقق مناصب سیاسی دارند و تأکید قرآن بر اصول عدالت و توحید، راهکارهای عملی برای حکومت اسلامی ارائه می‌دهد. این تحقیق، تطابق و دیالکتیک بین مفاهیم قرآنی و تفاسیر معتبر را در بستر سیاست‌مداری دینی نشان می‌دهد، و راهکارهای عملی برای مدیریت حکومت‌های اسلامی ارائه می‌نماید.
طراحی الگوی قرآنی خردورزی زنان به روش تحلیل مضمون
نویسنده:
پدیدآور: سودا راه رو ؛ استاد راهنما: سید حسین علیانسب ؛ استاد مشاور: محمد مهدوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از قرن‌ها پیش تا به امروز چه در کشورهای اروپایی و چه در کشورهای شرقی و اسلامی از یونان و فرانسه گرفته تا هند و ایران و حجاز قبل از اسلام شاهد بوده‌ایم که زنان از ارزش‌گذاری واقعی محروم بوده‌اند و اغلب به‌عنوان موجودی ضعیف و ناتوان و غیر قابل اعتماد در واگذاری امور مهم به آن‌ها شناخته شده‌اند. حتی آداب‌ورسوم و قوانین برخی کشورها به‌گونه‌ای بوده است که زنان نه‌تنها از حقوق خود بهره‌مند نمی‌شدند بلکه مدام مورد تحقیر قرار می‌گرفتند. فارغ از این‌که تحقیر کنندگان زنان در طول تاریخ چه کسانی هستند و چه اهدافی را دنبال می‌کنند آن‌چه بیش از هر چیزی نیاز به بررسی و تحقیق درباره زنان در متون اسلامی را بیشتر می‌نمایاند متهم شدن ادیان آسمانی به نگاه تحقیرآمیز به زنان است که به‌طور طبیعی با توجه به رشد اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی، دین اسلام و قرآن کریم بیشتر در معرض این تهمت قرار گرفته‌اند. معرفی اسلام به‌عنوان دینی مردسالار و زن‌ستیز که برای زن ارزش نمی‌دهد و او را وادار به انزوا می‌کند علاوه بر این‌که چهره دین را مشوش می‌کند از یک‌سو ممکن است زنان مسلمان را در پایبندی به دین و وظایف مکتبی دلسرد کند و از سوی دیگر جذابیت گرایش به اسلام را در غیر مسلمان‌ها به‌خصوص زنان از میان ببرد. این در حالی است که اسلام به شخصیت انسانی زن عنایت کامل داشته و او را مورد تکریم و احترام قرار داده است به‌قدری که در هیچ مکتبی به‌اندازه اسلام به شخصیت و منزلت زن توجه نشده است و در همین راستا رهبر انقلاب فرمودند در بحث حقوق و منزلت زن، ما نباید در موضع دفاع قرار بگیریم؛ بلکه باید در موضع مطالبه باشیم و غربی‌ها و دیگر مکاتب را به خاطر بی‌توجهی به زن و نادیده گرفتن حقوق او به چالش بکشیم. تحقق این امر مستلزم استخراج دیدگاه صحیح اسلام و قرآن درباره زن و بیان شفاف آن به زبان علمی است؛ بنابراین بایستی پردازش‌هایی که قرآن از زن داشته‌اند و ابعاد متعددی همانند جایگاه، حقوق، شخصیت و منزلت زن را مورد بررسی قرار گرفته و تحلیل و تبیین و ترویج شوند. یکی از این وجوه که در قرآن بدان اشاره شده تعقل و خردورزی زنان است که گاهی با برخی خوانش‌های ناکافی از متون دینی به چالش کشیده شده و شبهات فراوانی را به جامعه القا می‌کند. خردورزی( Rationality ) به معنای تفکر و عمل بر اساس عقل و منطق و به معنی مرتب ساختن امور معلوم برای کشف امور مجهول است. این مفهوم شامل استفاده از عقل و استدلال برای درک مسائل، تصمیم‌گیری و حل مشکلات است. خردورزی عبارت است از اینکه فرد در تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهایش، به‌جای تکیه بر احساسات، ترس‌ها یا باورهای شخصی، از عقل و منطق خود استفاده کند. خردورزی در اسلام به معنای به‌کارگیری عقل، تدبیر در امور و درنهایت شناخت حق از باطل و عمل بر اساس بینش الهی است؛ بنابراین خردورزی و رفتار عقلانی یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی برای انسان است که او را از میان سایر موجودات عالم متمایز می‌سازد. خداوند نیز از بهترین بندگان، بندگانی را یاد کرده است که دائماً در حال تفکر و تدبر در دنیای پیرامون خود هستند: إِنَّ فِی خَلْقِ آلسَّمَوَتِ وَآلْأَرْضِ وَآخْتِلَفِ آلَّیْلِ وَآلنَّهَارِ لَأیَت لِّأُوْلِی آلْأَلْبَابِ(190 آل عمران) و قرآن کریم آن را به عنوان ابزاری برای درک حقایق، تشخیص مسیر هدایت و دوری از جهل و سفاهت می‌ستاید. لازم به ذکر است که خردورزی تنها به دانش نظری محدود نمی‌شود. بلکه ترکیبی از علم نافع و عمل صالح و تقوا است که انسان را به سمت تعادل و عدالت رهنمون می‌کند. پژوهش حاضر با این پیش‌فرض که قرآن کریم موارد متعدد خردورزی زنان را بیان و تمجید کرده و در این صفت بین زنان و مردان تفاوتی قائل نیست (جوادی آملی و مصطفی پور (1386)) درصدد پاسخ بدین سؤال است که تعقل و خردورزی زنان در قرآن چگونه مورد توجه قرار گرفته است؟ و در راستای پاسخ بدین سؤال تلاش می‌کند الگوی خردورزی زنان در قرآن کریم را به روش تحلیل مضمون طراحی و پیشنهاد کند. به همین منظور آیاتی از قرآن را که به اندیشیدن و حسابگری و مآل‌اندیشی زنان الگو و رفتارهای خردمندانه آنان دلالت می‌کند (همانند آیات مرتبط با عاقبت‌اندیشی همسر فرعون، رفتار سیاسی ملکه سبا، مسؤولیت اجتماعی دختران حضرت شعیب و ...) در چارچوب الگوی فوق مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد و به روش استقرایی در قرآن کریم سعی می‌کند به الگویی جامع دست پیدا کند.
بررسی تعامل پیامبران با نزدیکان خطاکارشان در قرآن و روایات
نویسنده:
پدیدآور: بشار حسن عطیه التمیمی ؛ استاد راهنما: محمد مهدوی ؛ استاد مشاور: حسین علیانسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پایان‌نامه به بررسی تعامل پیامبران الهی با نزدیکان خطاکارشان در قرآن و روایات می‌پردازد. هدف اصلی این پژوهش، استخراج اصول تربیتی و شیوه‌های هدایتی و اصلاحی به کار رفته توسط پیامبران در تعامل با این چالش است. در فصل اول، اصول تربیتی حاکم بر رفتار پیامبران، از جمله دعوت به توبه، صبر، عفو، عدالت، قاطعیت، ایجاد رابطه عاطفی، پاسخگویی منطقی به انتقادات، نصیحت، جدایی از خطاکاران در صورت اصرار بر گناه، امیدواری، تشویق به تفکر، ایجاد حس مسئولیت‌پذیری، حفظ حرمت، پرهیز از شتابزدگی و تبیین و روشنگری، تشریح می‌گردد. فصل دوم به بررسی شیوه‌های هدایتی (مستقیم و غیرمستقیم) و اصلاحی (فضاسازی برای پذیرش خطا و ارائه راه‌های جبران) مورد استفاده توسط پیامبران می‌پردازد. در فصل سوم، تعادل میان رسالت پیامبران و عواطف انسانی آن‌ها در مواجهه با نزدیکان خطاکار بررسی می‌شود. مسئولیت‌های پیامبران در ابلاغ وحی، تفسیر پیام الهی، الگو بودن، برپایی عدالت و هدایت مردم، در کنار عواطف انسانی مانند محبت، غم، شادی و خشم، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. چالش‌های عاطفی این مواجهه، از جمله تعارض میان عدالت و عواطف، فشار اجتماعی و خانوادگی، ترس از واکنش‌های منفی و احساس گناه، بررسی شده و دلالت‌های اخلاقی و آموزشی آن (اولویت دادن به رسالت الهی، اجرای عدالت بدون تبعیض، ایستادگی در برابر ظلم و مهربانی با مردم) استخراج می‌گردد. این پژوهش می‌تواند راهنمایی برای تعامل اخلاقی و موثر با خطاهای نزدیکان در زندگی فردی و اجتماعی باشد.
طراحی مدل قرآنی مواجهه با هراس افکنی دشمنان به روش تحلیل مضمون
نویسنده:
پدیدآور: شبنم عباسی برهانی ؛ استاد راهنما: سیدحسین علیانسب ؛ استاد مشاور: محمد مهدوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تأثیرگذاری بر افکار و اذهان مردم ، همواره در تعاملات بین ملت‌ها رواج داشته است و امروزه با پیشرفت فناوری‌ها و تحول در ارتباطات و توانمندی های نظامی و اقتصادی و ... که مؤلفه های قدرت متحول شده‌اند رشد چشمگیری یافته است. یکی از شیوه‌های کنترل افکار و اذهان که توسط صاحبان قدرت علیه افراد و ملت‌ها به کار گرفته می‌شود ایجاد رعب و هراس در مردم، نخبگان و حاکمان کشورهای مقابل است که ممکن است از طریق تبلیغات، تهدیدات، انجام عملیات نظامی یا حتی فعالیت‌های تروریستی انجام گیرد. هراس‌افکنی اعمال روش‌هایی است که هدف آن ایجاد ترس و وحشت در دشمن به‌منظور کاهش روحیه، تضعیف اراده و انسجام یا اختلال در برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های آن‌ها است و می‌تواند تأثیر بسزایی در نتایج نبردهای نظامی، منازعات سیاسی و حتی مذاکرات صلح‌آمیز داشته باشد. قرآن کریم از یک‌سو در آیه شریفه « اذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا » (احزاب، 33) نمونه ای از مرعوب شدن در برابر هراس افکنی دشمنان را نقل می‌ کند ، در آیه « وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللهِ‌ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطانَ إِلاَّ قَلیلاً » ( نساء، 83) راهکار مقابله با هراس افکنی را بیان می کند و در آیه « وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ » (انفال، 60) با صدور دستور صریح ارعاب دشمنان و ایجاد ترس در دلهای آنان، یکی از روش‌های مقابله با دشمن و ایجاد امنیت در جامعه را قدرت‌نمایی در برابر دشمنان معرفی کرده است. امروزه بدین دلیل که گسترده شدن دامنه ارعاب‌ها و هراس‌افکنی‌ها و روی آوردن دشمنان به تهدید ملت‌های اسلامی و تضعیف روحیه آنها افکار، احساسات و رفتارهای عامه مردم و حتی رجال سیاسی کشورهای اسلامی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و درنتیجه پیامدهای مخربی را در جوامع اسلامی بر جا گذاشته و گاهی به فروپاشی‌ها، شکست‌های غیرمنتظره برای مسلمانان و پیروزی‌های بدون جنگ برای دشمنان منجر می‌شود؛ بررسی پدیده ارعاب و ایجاد هراس توسط دشمنان از اهمیت فراوانی برخوردار است. بدین منظور پژوهش حاضر در راستای پاسخ بدین سؤال که قرآن کریم ارعاب و هراس افکنی در خصومت‌ها را چگونه مورد توجه قرار داده و چه راهکارهایی برای مدیریت آن در نظر گرفته است؟ درصدد است با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون ، شیوه‌های هراس‌افکنی دشمنان جبهه توحید همانند تهدید مومنان توسط هراس افکنی فرعون در آیه «فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ » (شعرا،49) ، قدرت‌نمایی قارون « فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاهَ الدُّنْیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ » (قصص،79) ، قدرت‌نمایی قریش در جنگ‌ها و ارعاب های متعدد و عوامل انسانی دخیل در آیه « الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ » (آل عمران،173) را مورد بررسی قرار داده و چگونگی و شرایط تأثیرگذاری بر رفتار مسلمانان ، همچنین راهکارهای پیشنهادی قرآن برای خنثی کردن هراس افکنی دشمنان و استفاده از هراس افکنی برای دفع دشمنی آنان را بررسی نماید و با تفسیر و تحلیل آیات مرتبط و بهره گیری از روش تحلیل مضمون الگویی جامع درباره هراس افکنی دشمنان و راهکارهای مقابله‌ای آن پیشنهاد نماید.
سیر تطور آرای مفسران در تغییر خلقت الهی با تأکید بر آیه 119سوره نساء
نویسنده:
پدیدآور: محمد عقیل اکبر ؛ استاد راهنما: سید حسین علیانسب ؛ استاد مشاور: محمد مهدوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
آیه 119 سوره نساء با اشاره به قسم شیطان مبنی بر تغییر در «خلقت الهی»، مفسران قرآن را از دیرباز تا امروز به تأمل در چیستی و مصادیق این تغییر واداشته است. مسئله‌ این پژوهش آن است که: تفاسیر قرآن در دوره‌های مختلف، در مواجهه با مفهوم «تغییر خلق‌الله»، چه مسیری از تحول را طی کرده‌اند و چه عواملی بر این تحول اثرگذار بوده‌اند؟ این پژوهش با فرض اینکه نگاه مفسران متأثر از بستر تاریخی، اجتماعی و معرفتی عصر خود بوده، به دنبال کشف نحوه‌ی تطور معنایی و مصداقی این مفهوم در تفاسیر شیعه و اهل‌سنت است. هدف از تحقیق، استخراج سیر تحولی آراء تفسیری در این زمینه و ارائه تحلیلی از پیوند این دیدگاه‌ها با تحولات علمی، فرهنگی و اجتماعی است. قلمرو پژوهش، تفسیر آیه مذکور در ده‌ها تفسیر مهم از قرون نخستین تا تفاسیر معاصر است، که شامل مکاتب کلامی مختلف اعم از شیعه، سلفیه، اشاعره و معتزله می‌شود. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای است، و در آن با بهره‌گیری از منابع لغوی، تفسیری و کلامی کلاسیک و معاصر، داده‌ها استخراج و تحلیل شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که پیش‌زمینه‌ اعتقادی مفسر، روش تفسیری، جغرافیا، تحولات سیاسی و پیشرفت‌های علمی از مهم‌ترین عوامل در گسترش دامنه‌ی مصادیق «تغییر خلق» بوده‌اند. در حالی‌که مفسران نخست، مصادیقی مانند بریدن گوش حیوانات یا خالکوبی را برجسته می‌ساختند، تفاسیر متأخر، موضوعاتی چون جراحی‌های زیبایی، تغییر جنسیت، دست‌کاری ژنتیکی و حتی سلاح‌های کشتار جمعی را ذیل این مفهوم تحلیل می‌کنند. این سیر تطور، ضرورت بازخوانی این آیه در پرتو مباحث فقهی و اخلاقی نوین را آشکار می‌سازد.
نحوه مواجهه خداوند متعال و شیطان با کرامت انسان از منظر قرآن کریم و نتایج مترتب بر آن
نویسنده:
وسام محمود هادی جلو؛ استاد راهنما: حسین علیانسب؛ استاد مشاور: محمد مهدوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
کرامت به معنای عزت، شرافت و گرامی ‌بودن و کریم به معنای گرامی، عزیز و برگزیده است. برابر کرامت، لئامت به معنای پستی است. خداوند در آیات متعددی، کرامت ذاتی انسان را مورد تأکید قرار داده و با ویژگی‌هایی همچون اعطای مقام خلافت الهی، تعلیم اسماء، دمیدن روح الهی و تکریم ویژه او بر سایر مخلوقات، جایگاه رفیع انسان را آشکار ساخته است. همچنین، با ابزارهایی مانند عقل، وحی، انبیاء و کتب آسمانی، زمینه رشد کرامت اکتسابی را فراهم نموده و با تشویق به تقوا، مسخر کردن موجودات برای انسان و ارسال پیام‌آوران الهی، مسیر تکامل او را هموار کرده است. در مقابل، شیطان به عنوان دشمن آشکار انسان، با ابزارهایی چون اغوا، فریب، وسوسه، وعده‌های دروغین و تزیین گناهان، سعی در تخریب کرامت انسان دارد. او با غافل کردن انسان از یاد خدا، ایجاد تفرقه، دعوت به فحشا و کفر، می‌کوشد تا انسان را از جایگاه والای خویش دور ساخته و به ورطه پستی بکشاند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که مواجهه خداوند با کرامت انسان، مبتنی بر تکریم، هدایت و تعالی‌بخشی است، درحالی که رویکرد شیطان، تحقیر، گمراهی و سقوط انسان می‌باشد. قرآن کریم با ترسیم این دو مسیر متضاد، انسان را به انتخاب آگاهانه میان عزت الهی و ذلت شیطانی فرا می‌خواند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به آیات قرآن، به تبیین این دو نگرش متقابل پرداخته و جایگاه کرامت انسانی را در تقابل میان مشی الهی و شیطانی مورد بررسی قرار داده است.
  • تعداد رکورد ها : 20