جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 25
ساخت‌گرایی در اندیشه صدرالدین قونوی
نویسنده:
محمد کیوانفر، حسن ابراهیمی، محمدرضا بیات
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در حوزهٔ معرفت‌شناسی، «ساخت‌گرایی» دیدگاهی اساساً پساکانتی محسوب می‌شود که در برابر دیدگاه سنتی بازنمایی‌گرایی مطرح شده است. ساخت‌گرایی معرفتی انواع مختلفی دارد، اما وجه مشترک‌شان در این است که معرفت همچون کالایی است که جزئاً یا کاملاً فاعل شناسا آن را می‌سازد، نه اینکه طبق اعتقاد بازنمایی‌گرایان، ذهن فاعل شناسا صرفاً نقش آینگی و حکایتگری در برابر واقعیت مستقل خارج از ذهن را داشته باشد. اندیشه ساخت‌گرایی در حوزه مباحث مربوط به تجربه/شهود عرفانی نیز تسری یافته است. ساخت‌گرایان، در برابر ذات‌گرایان، معتقدند تجربه/شهود عرفانی در چارچوب ساختِ پیشینِ مفهومیِ ذهنِ صاحب تجربه/شهود عرفانی شکل می‌گیرد. در این مقاله این موضوع بررسی می‌شود که نوعی ساخت‌گرایی در اندیشه صدرالدین قونوی دیده می‌شود که می‌توان آن را «ساخت‌گرایی اسمایی» نامید. قونوی در دفاع از اعتبار معرفت شهودی موسوم به قربی یا فنایی، بر نقش اسم حاکم بر فاعل شناسا در ساخت معرفت عقلی و نیز معرفت شهودی مقید تأکید می‌کند، البته او شهود قربی را از دایرهٔ این ساخت‌گرایی خارج می‌داند. بر این اساس، می‌توان گفت قونوی معتقد به نوعی ساخت‌گرایی محدود یا بخشی است. سرانجام اینکه، از نظر نویسندگان این نوع ساخت‌گرایی نه قابل دفاع است، و نه هدف نهایی قونوی در دفاع از معرفت شهودی را برآورده می‌کند.
صفحات :
از صفحه 295 تا 315
دفاع از عقلانیت دینداری با تکیه بر زندگی معنادار
نویسنده:
محمد رضا بیات
نوع منبع :
نمایه مقاله
چکیده :
در این مقاله با ارائه تعریفی از عقلانیت 1)نظری و عملی و 2)عقلانیت ابزاری و غیرابزاری سازوکاری برای دفاع از عقلانیت عملی التزام به آموزه های دینی یا دینداری ارائه شده است. ابتدا با تکیه بر ‌نظریه آبراهام مزلو درباره هرم نیازهای انسان و نظریه‌های تدئوس متز و سوزان ولف درباره معنای زندگی از عقلانیت "معناداری زندگی" به مثابه هدف اساسی در زندگی انسانها دفاع شده است سپس به مدد نظریه توصیفی نینیان اسمارت پدیدارشناس دین معاصر درباره ابعاد دین سازوکاری برای دفاع از عقلانیت عملی ابزاری دینداری ارائه کرده و نشان داده‌ایم که اگر ادیان بتوانند به مدد ابعاد گوناگون خویش سطح خاصی از نیازهای انسان در نظریه مزلو را تامین کرده و در نهایت، طبق نظریه متز و ولف، به زندگی مومنان معنا -بخشند، میتوان از عقلانیت ابزاری دینداری دفاع کرد. نیاز دفاع از عقلانیت ابزاری دینداری به عقلانیت نظری آموزه های دینی، فراگیری مفهوم "معناداری زندگی" به مثابه هدف دینداری در تبیین عقلانیت عملی دینداری در مقایسه با دیگر اهداف دینداری ، توان معنابخشی ادیان به زندگی انسانها یا دست کم، به زندگی مومنان به خویش به مثابه یکی از ملاکهای عقلانیت دینداری و تفکیک میان سازوکار عقلانیت دینداری و تحقق این سازوکار در مقام عمل از زمره نکاتی است که در ارزیابی بدانها اشاره شده است.
ارزیابی نظریه تدئوس متز درباره معنای زندگی
نویسنده:
محمدرضا بیات ، طاهره اشراقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تدئوس متز از فیلسوفان تحلیلی با ارائه ویژگی‌‌های ‌‌‌یک نظریه معنای زندگی، نظریه خود را با تکیه بر 1) تفکیک ساحات انسان به حیوانی و عقلانی 2) ارائه لذت و معنا به مثابه ملاک‌های ‌‌‌متناسب با دو ساحت فوق، سامان داده و بر این باور است که‌‌‌ اگر هر فرد انسانی اولا نوعی گرایش مثبت به خوبی، حقیقت و زیبایی یا دست کم، گرایش منفی به آنچه این حوزه­‌‌‌ها را تهدید‌‌‌ می‌کند، داشته باشد ثانیا گرایش مثبت و منفی وی مستلزم نقض ارزش‌های ‌‌‌اساسی اخلاقی مانند تحقیر دیگران نباشد ثالثا در ارزیابی معناداری زندگی فرد علاوه بر اجزاء زندگی، کل زندگی وی را نیز در نظر بگیریم، میتوان زندگی وی را معنادار دانست. اگرچه، نظریه وی توانسته است اولا معنای زندگی را از اخلاق و خوشبختی جدا سازد ثانیا تبیینی فراگیر از شهود انسان‌‌‌ها درباره معناداری زندگی انسان‌‌‌ها ارائه کند؛ ولی به باور وی، نتوانسته است تبیینی از پوچ‌‌‌گرایی و معناداری کمک به کاهش درد حیوانات ارائه دهد.
صفحات :
از صفحه 45 تا 63
شرایط یک نظریة «معنای زندگی» از دیدگاه سوزان ولف
نویسنده:
طاهره اشراقی ، محمدرضا بیات
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در دهه‌های اخیر، فیلسوفان تحلیلی با دفاع از «معنای زندگی» به مثابۀ یک مقولۀ هنجاری مستقل، تقلیل آن به دو مقولۀ هنجاری اخلاق و خوشبختی را ناروا دانسته‌اند. سوزان ولف نیز با ارائۀ شرایط انفسی و آفاقی برای یک نظریۀ معنای زندگی تلاش کرده است معنای زندگی را از دو مقولۀ اخلاق و خوشبختی جدا کند. او معتقد است یک نظریۀ معنای زندگی باید بتواند با ارائۀ ارزش‌های خاصی زمینۀ ارتباط هر فرد انسانی با ارزش‌هایی فراتر از ارزش‌های محدود خودش را فراهم کند و احساس رضایت در او پدید آورد، و در غیر این صورت نمی‌توان آن را از نظریه‌های هنجاری اخلاق و خوشبختی جدا کرد. او سپس با نقد و بررسی معیارهایی مانند استقلال منبع ارزش از فرد، داوری از نگرگاه سوم شخص، و افزایش توانایی‌های فرد و داور آرمانی که برای تشخیص ارزش‌های آفاقی معنابخش به زندگی پیشنهاد شده است، نتیجه می‌گیرد که نمی‌توان معیارهای قاطعی برای تشخیص ارزش‌های آفاقی ارائه داد. لذا بر این باور است که می‌توان بدون نظریه و با رجوع مستقیم به تجربه‌های خویش رفتارهای معنادار را از رفتارهای اخلاقی و توأم با خوشبختی تشخیص داد. اگرچه نظریۀ ولف با انتقاداتی مانند عدم امکان تشخیص رفتارهای معنابخش بدون نظریه و صرفاً با رجوع مستقیم به تجربه و نقض‌های کمبل و آرپلی مواجه است، ولی حتی در صورت پذیرش اشکالات فوق نیز می‌توان نظریۀ او را قابل دفاع دانست، زیرا توانسته است معنای زندگی را از دو مقولۀ زندگی اخلاقی و خوشبختی جدا سازد.
صفحات :
از صفحه 155 تا 174
معناشناسی علامه حلی از مفاهیم حسن و قبح اخلاقی
نویسنده:
محمد رضا بیات ، محمدحسین کلاهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
معناشناسی مفاهیم اخلاقی، بداهت و تعریف‌‌‌پذیری یا تعریف‌ناپذیری آنها از زمره مباحث فلسفه تحلیلی اخلاق است. در این مقاله تلاش کرده‌ایم تا با تکیه بر معناشناسی فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر از مفاهیم اخلاقی، دیدگاه علامه حلی را به عنوان یکی از متکلمان امامیه که بیش از دیگران به مباحث فلسفة اخلاق پرداخته است، توضیح داده و بررسی کنیم. اگرچه علامه حلی مانند آدامز از فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر، مفاهیم خانوادة «ارزش» را از مفاهیم خانوادة الزام «تفکیک» نکرده است، ولی مانند جورج مور مفاهیم اخلاقی را بسیط و در نتیجه، غیر قابل تعریف حدی می‌داند. البته، برخلاف مور که تنها مفهوم خوب اخلاقی را غیرقابل تعریف می‌داند، اولاً هر دو مفهوم «خوب» و «بد» یا حسن و قبح را بدیهی و غیر قابل تعریف می‌داند، ثانیاً به مدد مفهوم «استحقاق ستایش و نکوهش» از آنها تعریفی رسمی ارائه داده و معتقد است که این نوع تعریف، منافاتی با بداهت آنها ندارد. همچنین، وی همچنین مفاهیم «خوب» و «بد» اخلاقی را از خوب و بد زیبایی‌شناختی جدا کرده و تا حدودی، به تمایز جان لاک میان کیفیات اولیه و ثانویه نزدیک شده است.
صفحات :
از صفحه 277 تا 301
مسیحیت و معناى زندگى
نویسنده:
فیلیپ ال.کویین، محمدرضا بیات
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 137 تا 156
تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون به مثابۀ تجربۀ دینی
نویسنده:
محمدرضا بیات، علیرضا طاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلۀ اساسی در این مقاله این است که آیا می‌توان تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربۀ دینی شمرد. ابتدا با بیان دیدگاه­های گوناگون دربارۀ تجربۀ دینی به تبیین دیدگاه افلاطون دربارۀ زیبایی و عشق و نسبت میان آن­ها پرداخته و در نهایت، با اثبات الوهیت زیبایی در افلاطون نشان داده‌‌ایم که اگر تجربۀ دینی را نوعی مواجهۀ توأم با آگاهی بی‌واسطۀ تجربه‌گر با موجودی الوهی یا به تعبیر دینی، خداوند بدانیم که در قالب­های گوناگون ظهور پیدا می‌کند، می‌توان تجربۀ زیبایی یا عشق در افلاطون را نوعی تجربۀ دینی دانست. اگر چه، ادعای این مقاله صرفاً این است که تجربۀ زیبایی یا عشق یکی از مصادیق تجربۀ دینی است و ناظر به دیدگاه معرفت‌شناختی خاصی دربارۀ تجربۀ دینی نیست. ولی اتخاذ هرگونه دیدگاه معرفت‌شناختی دربارۀ تجربۀ دینی منطقاً، تجربۀ زیبایی یا عشق را هم در بر می‌گیرد.
صفحات :
از صفحه 183 تا 202
دین و معنای زندگی در فلسفه تحلیلی (رساله تحصیلی)
نویسنده:
محمدرضا بیات
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
این رساله که به تحلیل و بررسی دین و معنای زندگی در فلسفه تحلیلی پرداخته است، در سه فصل و یک نتیجه گیری سامان داده شده است. در فصل نخست که در واقع، مقدمات ورود به بحث بحساب می آید، به ایضاح، تحلیل و بررسی چهار مسأله زیر پرداخته ایم: ‎1. تحلیل و بررسی علل و دلایل پیدایش مسأله معنای زندگی در مغرب زمین. ‎2. تحلیل و بررسی علل و دلایل رشد اندک نظریه های معنای زندگی در قرن بیستم. ‎3. ایضاح مفاهیم و تفکیک تقریرهای گوناگون از معنای زندگی. ‎4. نگاهی به فلسفة تحلیلی در قرن بیستم. در دو فصل بعد نظریه های فیلسوفان تحلیلی درباره معنای زندگی را توضیح و نقد و بررسی کرده ایم. نظریه های معنای زندگی را می توان به سه دسته نظریه های طبیعت گرا، ناطبیعت گرا و فراطبیعت گرا تقسیم کرد. نظریه های طبیعت گرا بر این نظرند که امکانات و قابلیتهای موجود در همین جهان مادی برای معنادار ساختن زندگی آدمی کافی است ولی نظریه های فراطبیعت گرا بر این عقیده اند که وجود خداوند و یا جاودانگی آدمی برای معناداری زندگی لازم است. اما، نظریه های ناطبیعت گرا ضمن انکار دو دیدگاه رقیب، بر این باورند که به مدد اصول و پیش فرضهای عقلی می توان از معناداری زندگی آدمی دفاع کرد. نظریه های طبیعت گرا به نظریه های انفسی و آفاقی و نظریه های فراطبیعت گرا به نظریه های مبتنی بر وجود خداوند و نظریه های مبتنی بر جاودانگی آدمی تقسیم می شوند. در واقع، فیلسوفان تحلیلی عمدتا از نظریه های طبیعت گرایانه یا ناطبیعت گرایانه در معنای زندگی دفاع می کنند و بیشتر به نقد و بررسی نظریه های فراطبیعت گرایانه می پردازند که در واقع، از لزوم اساسی ترین آموزه های دینی یعنی وجود خداوند و زندگی پس از مرگ برای معنای زندگی دفاع می شود. البته، پیش از بحث از نظریه های معنای زندگی به معنی شناسی فیلسوفان از معنای زندگی پرداخته ایم تا روشن سازیم که هر یک از نظریه های آنها درباره معنای زندگی بر چه معنایی از معانی چندگانه ای که فیلسوفان تحلیلی برای معنای زندگی برشمرده اند، استوار است. در آثار فیلسوفان تحلیلی معنای زندگی به یکی از معانی هدف، تعالی و احترام و افتخار عظیم و کارکرد گرفته شده است. در این بخش توضیح داده ایم که ارزش، یکی از معانی اساسی معنای زندگی است و دو معنای تعالی و احترام و افتخار عظیم دو تفسیر از ارزشمند که فیلسوفان تحلیلی برای معنای زندگی ارائه کرده اند زیرا بر این باورند که هر ارزشی نمی تواند به زندگی آدمی معنا دهد بلکه ارزشهایی می توانند به زندگی معنا دهند که باعث تعالی یا احترام و افتخار عظیم در زندگی گردند. در این رساله تلاش شده است تا از این دیدگاه فیلسوفان تحلیلی دفاع شود که معنای زندگی مقوله ای متمایز از دیگر مقوله های هنجاری اخلاق و خوشبختی است و در واقع، هر یک از سه مقوله فوق اضلاع یک زندگی برتر یا بهترین زندگی یا یک زندگی شایسته زیستن را تشکیل می دهند و لذا، نباید آن را به دیگر مقولات. هنجاری تقلیل داد. از سوی دیگر، از این دیدگاه دفاع کرده ایم که می توان میان اصرار نظریه های طبیعت گرایانه بر کفایت ارزشهای موجود در این جهان با تأکید نظریه های فراطبیعت گرا بر لزوم وجود خداوند یا جاودانگی برای معنای زندگی و عدم کفایت ارزشهای موجود در این جهان برای معنای زندگی آشتی داد زیرا معنای زندگی به معنای ارزش زندگی امری بسیط نیست و دارای مراتب گوناگونی است ودر حقیقت، نظریه های فراطبیعت گرا وجود خداوند یا جاودانگی را برای سطح عالی ای از معنای زندگی لازم می دانند ولی نظریه های طبیعت گرا ناظر به سطح و مرتبه پایین تری از ارزشها هستند که ارزشهای موجود در این جهان را برای معنای زندگی کافی می دانند. بنابراین، می توان گفت که هر یک از نظریه های طبیعت گرا و فرا طبیعت گرا درصددند تا شرائط دستیابی به مرحله خاصی از معناداری را بیان کنند. در این رساله که صبغه ای فلسفی دارد، علاوه بر اینکه از آموزه های دینی در تبیین و نقد و بررسی دیدگاههای فیلسوفان تحلیلی بهره گرفته شده است، از دیدگاههای الاهی دانان و فیلسوفان مسلمان نیز در نقد و بررسی نظریه های فیلسوفان تحلیلی نیز استفاده شده است./
ارزیابی روش پدیدار شناسانه ایزوتسو درباره مفاهیم دینی در سنت اسلامی
نویسنده:
ایمان مسیحی ایسینی؛ استاد راهنما:محمد رضا بیات
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
فاقد چکیده
بررسی برهان آگاهی با تاکید بر دیدگاه مورلند
نویسنده:
محمد مهدی پور؛ استاد راهنما:عبدالرسول کشفی؛ استاد مشاور: محمد رضا بیات
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مهمترین مباحث فلسفه دین، براهین اثبات وجود خداوند است. از سوی دیگر، مسأله ذهن و بدن همواره یکی از چالش برانگیزترین موضوعات فلسفه ذهن بوده است. نتیجه تلفیق دو حوزه یاد شده، برهانی است که اخیراً توسط فیلسوفان تحلیلی مورد توجه قرار گرفته است. این برهان که با نام «برهان آگاهی» شهرت دارد، با تأکید بر نارسایی تبیین های غیرخداباورانه در رابطه با مسأله ذهن و بدن، به دنبال اثبات انحصار تبیین مذکور در پرتو دیدگاه خداباوری است. جی پی مورلند یکی از سرشناس ترین مدافعان این برهان است. وی بر این باور است که دیدگاه های غیرخداباورانه به مسأله ذهن و بدن، نمی توانند تبیینی مکفی از همبستگی ضروری حالات ذهنی و مغزی ارائه دهند. از این رو، خداباوری تنها دیدگاهی است که می تواند بواسطه آگاهی نامحدود خداوند و خواست وی، آگاهی محدود انسان و همبستگی قاعده مند آن با بدن را تبیین کند. در این نوشتار سعی می شود نقات ضعف و قوت برهان آگاهی مورد بررسی قرار گیرد و در انتها، برهانی بدیل ارائه شود. به این منظور، در ابتدا مروری بر کلیات موضوع مورد پژوهش خواهد شد و پس از آن، تقریری از برهان آگاهی ارائه می شود. سپس به منظور اثبات یکی از مقدمات این برهان، دیدگاه های مطرح غیرخداباورانه درباره مسأله ذهن و بدن ارزیابی خواهد شد. در انتها نیز نسخه بدیلی از این برهان صورت بندی شده است که در صورت صحت مقدمات، نه تنها مشکلات برهان آگاهی را ندارد، بلکه همچنین نتیجه ای جامع تر از آن ارائه خواهد داد.
  • تعداد رکورد ها : 25