جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 58
مقایسۀ سه رویکرد سازگارگرایانه؛ هری فرانکفورت، گری واتسون و صدرالمتألهين
نویسنده:
محمد حسين‌زاده
نوع منبع :
نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفۀ اسلامی و فلسفۀ غرب تبیین‌های مختلفی از سازگاری ضرورت علّی و اختیار ارائه شده است. فاعلیت بالتجلی نفس برای اراده‌های سلسله‌مراتبی، که صدرالمتألهين برای تبیین این سازگاری ارائه کرده است، با دیدگاه هری فرانکفورت و گری واتسون ـ که نوع دیگری از رویکردهای سلسله‌مراتبی هستند ـ شباهت‌های قابل‌توجهی دارد که عبارتند از: نقش اراده‌های سلسله‌مراتبی در قوام بخشیدن به هویت انسانی، نقش اراده‌های مراتب بالاتر در کنترل اراده‌های مراتب پایین‌تر و افعال انسان، منتهی شدن تمایلات سلسله‌مراتبی به یک خویشتن عمیق به عنوان کنترل‌کنندۀ اصلی این تمایلات و اراده‌ها، و دخالت نداشتن امکان‌های بدیل (امکان تحقق گزینه‌های پیش‌رو) در حقیقت اختیار. تفاوت مهم رویکرد صدرالمتألهين با دو رویکرد دیگر این است که در رویکرد فرانکفورت و واتسون، خویشتن عمیق انسان ـ که منشأ نهایی اراده است ـ حقیقتاً یک امر ذاتی نیست و همین امر موجب می‌شود تا رویکرد سلسله‌مراتبی آنها پاسخ قابل قبولی برای اشکال تسلسل اراده‌ها نداشته باشد، اما در رویکرد صدرالمتألهين این خویشتن عمیق، حقیقتاً یک امر ذاتی است که موجب می‌شود اراده‌های سلسله‌مراتبی تا بی‌نهایت ادامه پیدا نکنند. بنابراین رویکرد صدرالمتألهين در عین حال که از مزیت‌های رویکرد فرانکفورت و واتسون در تبیین اختیاری بودن اراده و کنترل تمایلات برخوردار است؛ اشکال آنها را ندارد و برای سازگارگرایی رویکرد مناسب‌تری به حساب می‌آید.
معیار تقسیم گزاره‌ها به پایه و غیرپایه از نگاه متفکران مسلمان
نویسنده:
اکبر پیروی سنگری ، محمد حسین‌زاده (یزدی)
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تقسیم گزاره‌ها به پایه و غیرپایه در تبیین مباحث معرفت‌شناختی و داوری میان دیدگاه‌ها در معرفت‌شناسی، و به‎ویژه در مبناگروی، نقشی اساسی دارد. پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که معیار تقسیم گزاره‌ها به پایه و غیرپایه از نگاه متفکران مسلمان چیست؟ افزون بر آن، آیا گزاره‌های پایه از نظر معرفت‌شناختی لزوماً یقینی‌اند؟ آیا مبدئیت گزاره‌های پایه، واجد معیارﹾ نسبی است؟ در این نوشتار، با روش توصیفی ـ ‌تحلیلی به پرسش‌های مذکور پاسخ داده خواهد شد. از نظر متفکران مسلمان، معیار تقسیم گزاره‌ها به پایه و غیرپایه نیازمندی به استدلال و بی‌نیازی از آن است. براین‎اساس گزاره‌ها به لحاظ استدلال که یکی از شیوه‌های تفکر است به دو قسم پایه و غیرپایه تقسیم می‌شوند. گزاره‌های پایه لزوماً یقینی نیستند و شامل ظنیات هم می‌شوند، حتی مجازاً گزاره‌های مخیل را، که مقتضی تصدیق نیستند، دربرمی‌گیرند. برخی مبادی (گزاره‌هاي پايه) همواره و به طور مطلق، صرف‎نظر از هدف استدلال و اینکه در کدام علم و صنعت به کار گرفته می‌شوند، بی‌نیاز از استدلال‌‌‌اند؛ مانند اولیات و وجدانیات؛ هرچند برخی از آنها تنها در صنعت خود اینچنین‌اند. بنابراین می‌توان گفت پایه ‌بودن دسته‌ای از گزاره‌های مبدأ، به یک معنا، نسبی است؛ اما دسته‌ای دیگر مطلق هستند. پس به نظر می‌رسد گستره گزاره‌هایی که به گزاره‌های پایه شهرت یافته‌اند، محدودتر است و تنها دسته‌ای از آنها، واقعاً و به طور مطلق، واجد معیار و بی‌نیاز از استدلال‌اند. افزون بر آن، درصورتی‌که ملاک تقسیم گزاره‌ها مقتضی تصدیق بودن آنها باشد، صنعت شعر از گستره تصدیق خارج می‌شود و نباید آن را از مبادی تصدیق به‌شمار آورد.
صفحات :
از صفحه 27 تا 41
بررسی انتقادی تفسیر آقا علی مدرس و تابعان از نظریۀ «اصالت وجود» ملاصدرا
نویسنده:
محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دیدگاه ملاصدرا دربارۀ اصالت وجود به صورت‌های مختلفی تفسیر شده است. در تفسیر رایج از نظریۀ اصالت وجود، ماهیت امری کاملاً ذهنی و وابسته به فاعل شناسا است و چون در واقعیت خارجی حاضر نیست، نمی‌تواند به نحو حقیقی از واقعیت خارجی حکایت کند. تفسیر استاد عبودیت ـ که بسط و شرح تفسیر آقا علی مدرس زنوزی است ـ در عین حال که بر ذهنیِ صرف بودن ماهیت تأکید می‌کند و ماهیت را شبح وجود می‌داند، حکایت ماهیت از وجود را حکایتی حقیقی معرفی می‌کند. این مقاله با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی عبارت‌های صدرالمتألهین را بررسی کرده و نشان داده است که تفسیر مذکور، نمی‌تواند تبیین مناسبی از دیدگاه ملاصدرا در مسألۀ اصالت وجود باشد. ملاصدرا تحت تأثیر عرفا، ارتباط حق تعالی و تعینات خلقی را بین وجود و ماهیت ترسیم کرده و در به‌تصویر کشیدن این رابطه از تعبیرات عرفا ـ از جمله خیال و شبح و حکایت بودن مخلوقات نسبت به حق تعالی ـ استفاده کرده است. برخلاف برداشت آقا علی مدرس و استاد عبودیت، این قبیل واژگان در معنای هستی‌شناسانه به‌کار رفته‌اند نه معنای معرفت‌شناسانه؛ از این‌رو، نمی‌توان با تمسک به آنها ماهیت را در دیدگاه صدرا، امری کاملاً ذهنی و وابسته به فاعل شناسا تفسیر کرد.
صفحات :
از صفحه 183 تا 208
نقش تقریرهای مختلف اختیار در به‌کارگیری نظریه‌های مجازات (با تأکید بر دیدگاه ملاصدرا)
نویسنده:
محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اختیار یکی از مباحث فلسفی است که در علوم انسانی، کارکردهای مهم و قابل توجهی دارد و یکی از مبانی نظری علوم انسانی به حساب می‌آید. تقریرهای مختلفی از اختیار ارائه شده است؛ هر یک از این تقریرها در علوم انسانی آثار و کارکردهایی دارند که با کارکردهای تقریرهای دیگر کاملاً متفاوت است. یکی از این کارکردها، به‌کارگیری نظریه‌های حقوقی دربارۀ مجازات متخلفین است. در این مقاله پس از معرفی اجمالی تقریرهای مختلف اختیار و دو نظریۀ عمدۀ حقوقی دربارۀ مجازات (مجازات‌گرایی و فایده‌گرایی)، نسبت تقریرهای مختلف اختیار با نظریه‌های حقوقی دربارۀ مجازات سنجیده شده و این نتیجه به دست آمده است که نظریۀ حقوقی مجازات‌گرایی، صرفاً بر پایۀ تقریر ناسازگارگرایانه از اختیار بنا می‌شود و تنها این تقریر از اختیار است که می‌تواند نظریۀ مجازات‌گرایی را به‌کارگیرد؛ برخلاف نظریۀ حقوقی فایده‌گرایی که نسبت به اختیار لابشرط است و همۀ تقریرهای مختلف اختیار و حتی نگرش جبرگرایی می‌توانند این نظریه را برای مجازات متخلفین به‌کارگیرند. با توجه به این نتیجه، دیدگاه ملاصدرا دربارۀ مجازات استخراج شد و این نکته روشن شد که او ـ به عنوان یک فیلسوف سازگارگرا ـ قابلیت مدح و ذم و استحقاق مجازات را انکار نمی‌کند؛ اما در یک رویکرد فروکاهنده، از غلظت این مفاهیم در یک نظام فکری ناسازگارگرا می‌کاهد و آن‌ها را به معنایی دیگر ـ که در نظام فکری سازگارگرایی قابل استفاده‌اند ـ تنزل می‌دهد؛ همین امر موجب شده که رویکرد او از حیث کارکردهای عملی، به نظریه‌های فایده‌گرا در مجازات بسیار شبیه باشد.
صفحات :
از صفحه 35 تا 46
ارادۀ آزاد؛ تقریر امروزین نظریۀ اختیار
نویسنده:
محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در عصر حاضر، مباحثی که پیرامون مسأله اختیار صورت می­گیرد، تحت عنوان اراده آزاد مطرح می­شود؛ اینکه آیا اراده آزاد همان اختیار است که تا به حال در فلسفه سنتی مطرح شده و صرفاً لفظ آن تغییر کرده است و یا علاوه بر لفظ، در محتوای این بحث نیز تغییری حاصل شده است؟ در این مقاله پس از تبیین اصطلاح اختیار در فلسفه اسلامی، تطور تاریخی دو تقریر اصلی اختیار در این سنت فلسفی نیز تبیین شده و با تقریرهای اصلی اختیار در فلسفه معاصر غرب مقایسه شده است. نتیجه­­ای که از این مقایسه به دست آمده این است که اراده آزاد تقریری جدید از اختیار در دوران معاصر است که بر مبنای تفکیک فعل ارادی از فعل اختیاری صورت می­گیرد و علاوه بر ارادی بودن فعل، اختیاری بودن اراده و مسئولیت­پذیری انسان را نیز توجیه می­کند. امروزه در سنت فلسفه اسلامی، تقریرهای ارائه شده از اختیار، به خاطر عدم توجه به عنصر مسئولیت­پذیری، انتظار ما را برای استفاده از بحث اختیار در حکمت عملی برآورده نمی­کند. از این‌رو لازم است با توجه به تقریر جدید اختیار (اراده آزاد)، مباحث مطرح شده پیرامون اختیار در فلسفه اسلامی بازنگری شده و بررسی شود که مسئولیت­پذیری در این مباحث، چه توجیه مناسبی می­تواند داشته باشد.
صفحات :
از صفحه 185 تا 202
بررسی و مقایسۀ دیدگاه هابرماس و علامه طباطبایی دربارۀ اختیار با تکیه بر نظریۀ ادراکات اعتباری
نویسنده:
محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در آثار علامه طباطبایی دو رویکرد متفاوت نسبت به مسئلۀ اختیار ارائه شده است: رویکرد سازگارگرایانه و رویکرد اختیارگرایانه. رویکرد اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی دیدگاه ابتکاری اوست که از طریق اعتبار وجوب، به عنوان یکی از اعتبارات قبل از اجتماع، در سطح فردی و شخصی- نه اجتماعی- ترسیم می­گردد. هابرماس نیز در یک رویکرد اختیارگرایانه از طریق جداکردن ساحت علیت در جهان طبیعی از ساحت دلایل در جهان اجتماعی، اختیار انسان را ترسیم می­کند. مقالۀ حاضر در صدد پاسخ به این پرسش­هاست: دیدگاه اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی با دیدگاه اختیارگرایانۀ هابرماس چه شباهت­ها و چه تفاوت­هایی دارد؟ هر یک از این دو دیدگاه در مقایسه با دیدگاه دیگر چه مزیت­ها و چه نقاط ضعفی دارد؟ آیا این دیدگاه­ها قابل پذیرش­اند و می­توانند اختیار انسان را تبیین کنند؟ در این مقاله این دو دیدگاه دربارۀ اختیار، با یکدیگر مقایسه و بررسی شده­اند. دیدگاه اختیارگرایانۀ هابرماس از این جهت که اختیار را از طریق یک جهان نمادین و اعتباری- که مشمول قانون علیت و ضرورت علّی نیست- تبیین می­کند، شبیه دیدگاه اختیارگرایانۀ علامه طباطبایی است؛ با این تفاوت که در رویکرد علامه طباطبایی امر اعتباری، یک اعتبار وابسته به شخص اعتبارکننده و از اعتبارات قبل از اجتماع است؛ اما در تقریر هابرماس، امر اعتباری، یک جهان اجتماعی است که مستقل از شخص مستقر است و شخص آن را اعتبار نکرده است. بررسی دیدگاه­ها به این مطلب انجامید که هر دو دیدگاه دچار اشکالاتی هستند و نمی­توانند رویکردی قابل قبول در تبیین مسئلۀ اختیار به شمار آیند.
صفحات :
از صفحه 87 تا 108
نقش تقریرهای مختلف اختیار در تمایز علوم انسانی از علوم طبیعی
نویسنده:
محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
علوم انسانی درباره‌ی افعال اختیاری انسان بحث می‌کند، ازاین‌رو اختیار انسان مهم‌ترین مبنای تمایز علوم انسانی از علوم طبیعی است. با توجه ‌به اینکه به‌طورکلی دو تقریر سازگارگرایانه و ناسازگارگرایانه از اختیار ارائه شده، لازم است تا به‌طورکلی نسبت دیدگاه‌های مختلف درباره‌ی تمایز علوم انسانی از علوم طبیعی با این دو تقریر کلی از اختیار سنجیده شود تا از این طریق، علوم انسانی و علوم طبیعی با توجه ‌به تقریرهایی که از اختیار ارائه می‌شود، نسبت قرب و بُعد خود با یکدیگر را تعریف کنند. این مقاله با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، نقشی که تقریرهای مختلف اختیار در تمایز علوم انسانی و علوم طبیعی داشتند، بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که تمایز ذاتی و جوهری علوم انسانی از علوم طبیعی، صرفاً بر مبنای نوعی تقریر ناسازگارگرایانه از اختیار امکان دارد و نگرش سازگارگرایی نمی‌تواند علوم انسانی را از علوم طبیعی متمایز کند، مگر ازطریق عوامل بیرونی (عارضی).
صفحات :
از صفحه 31 تا 44
پلورالیسم بررسى اصول اخلاقى و سیاسى پلورالیسم دینى،لیبرالیسم سیاسى و سکولار یسم
نویسنده:
محمد لگنهاوزن؛ مترجم: محمد حسین زاده
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
نقد و بررسی نظریه انسجام‌گروی در حوزه موجه‌سازی معرفت بشری با تأکید بر آرای کیث لرر
نویسنده:
مهدی عبدالهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بنا بر تحلیل سه‌جزئی رایج در معرفت‌شناسی غربی، معرفت عبارت است از باور صادق موجه. اما کیث لرر به‌جای باور، پذیرش با هدف احراز حقیقت و اجتناب از خطا را قرار داده، درباره چیستی صدق نیز معتقد به نظریه علامت‌زدایی است. وی در پاسخ به مسأله گتیه، نقض‌ناپذیری و عدم ابتنای توجیه بر باور کاذب را به عنوان شرط چهارم معرفت مطرح می‌کند. و در مقام مهم‌ترین نظریه‌پرداز انسجام‌گروی در توجیه معرفت، با ابداع اصطلاحات متعدد و ارائه مجموعه‌ای پیچیده از تعاریف گوناگون درصدد تبیین تحلیل خویش از حقیقت معرفت با روی‌کرد انسجام‌گروانه در توجیه برآمده، در نهایت بدین نتیجه می‌رسد که S به گزاره p معرفت دارد اگر و تنها اگر (1)S گزاره p را بپذیرد، (2) گزاره p صادق باشد، (3) S در پذیرش گزاره p به‌طور کامل موجه باشد، یعنی پذیرش p برای شخص S بر پایه منظومه مقبول او در آن زمان نسبت به پذیرش‌های رقیب، معقول‌تر باشد، بدین معنا که منفعت معرفتی محتمل آن برای فاعل شناسا بیش از منفعت معرفتی محتمل همه رقبایش باشد، و (4) توجیه S در پذیرش گزاره p با هیچ گزاره کاذبی نقض نشود، یعنی پس از کنار گذاشتن همه باورهای اشتباه از منظومه پذیرشی فرد، پذیرش گزاره p هم‌چنان نسبت به رقبای خود معقول‌تر باشد. حاصل تحلیل لرر این است که معرفت چیزی بیش از توجیه نقض‌ناپذیر نیست. افزون بر نقدهای اساسی که بر مبادی انسجام‌گروی لرر وارد است، اصل دیدگاه وی نیز دارای اشکالات متعددی است. انسجام‌گروی لرر افزون بر اشکالات عام انسجام‌گروی در توجیه مثل لزوم دور و تسلسل در توجیه، گسستگی منظومه منسجم از واقعیت و نسبیت در معرفت، گرفتار اشکالات دیگری نیز می‌باشد که 1) ناتمامی اصل قابلیت اعتماد فاعل معرفت بر خودش، 2) نادرستی تفسیر انسجام به معقولیت یک پذیرش نسبت به رقبایش، 3) ناتمامی فرض منتقد دانای کل و نیز 4) نادرستی شرط چهارم و ابهام در تفسیر نقض‌ناپذیری از جمله آن‌هاست.
مدخل في نظرية المعرفة و أسس المعرفة الدينية
نویسنده:
محمد حسين زاده؛ مترجم: حیدر حسیني؛ ناظر: عدنان ساعدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , ترجمه اثر , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
  • تعداد رکورد ها : 58