جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی دیدگاه ویلیام آلستون در خصوص تجربه دینی در مقام برهانی بر وجود خدا
نویسنده:
امیر صادقی؛ استاد راهنما: حمیدرضا آیت اللهی؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف تحقیق: بررسی دیدگاه ویلیام آلسترون در خصوص تجربه دینی در مقام برهانی بر وجود خدا است. این تحقیق با مقایسه مبانی معرفت شناختی آلستون و نتایج مترتب بر آنها در نظریه ادراک خدا این نتیجه معرفت شناسانه وی را به چالش می کیرد که با داشتند توجیهی از نوع ضعیف تر برای باورهای پایه آیا به صرف اینکه محکم ترین معارف تجربی بشری این چنین هستند می توان در ساختن یک نظام معرفتی بر حق بود یا خیر.
شبهات ديفيد هيوم وإيمانوئيل كانط حول براهين إثبات وجود واجب الوجود
نویسنده:
حميد رضا آية اللهي
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 179 تا 225
تبیین و نقد نظریه جورج الیس درباره فرآیند وحی با تأکید بر نظریه ابن سینا
نویسنده:
جواد نوائی؛ استاد راهنما: رضا اکبری؛ استاد مشاور: حمیدرضا آیت اللهی، حسین هوشنگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله حاضر به تبیین و نقد نظریه‌ی جورج الیس درباب فرآیند وحی، با تکیه بر مبانی فلسفی ابن‌سینا می‌پردازد. الیس با بهره‌گیری از دستاوردهای علمی معاصر، از جمله مکانیک کوانتوم و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، و تلفیق آن با چارچوب الهیات مسیحی، می‌کوشد مدلی ارائه دهد که فاعلیت الهی در پدیده وحی را بدون نقض قوانین طبیعی تبیین کند. هسته مرکزی نظریه‌ی وی بر مفاهیمی چون مدل سلسله‌مراتبی علوم، سلسله‌مراتب عالم ماده و نیز به کارگیری اصل عدم قطعیت در سطح کوانتومی به عنوان مجرایی برای فعل الهی، و همچنین نقش علوم اعصاب در دریافت وحی استوار شده است. این پژوهش با اتکا به نظام فلسفی ابن‌سینا به‌مثابه پایگاهی برای نقد، نشان می‌دهد که نظریه‌ی الیس با چالش‌های متعددی روبرو است. این چالش‌ها در دو سطح قابل ارزیابی هستند. نخست، نقدهای علمی-فلسفی معاصر که شامل وابستگی به تفسیر خاص کپنهاگی از مکانیک کوانتوم، تقلیل امر قدسی به پدیده‌های فیزیکی، ابهام در مکانیزم دقیق فاعلیت الهی و غفلت از بستر فرهنگی - تاریخی وحی است؛ دوم نقدهای برآمده از فلسفه‌ی ابن‌سینا که مهم‌ترین آن‌ها نقض قاعده الواحد، عدم رعایت سنخیت بین علت و معلول، غفلت از نقش عقل فعّال و ناسازگاری کنوزیس با مفهوم قدرت و اراده‌ی الهی است. بررسی تطبیقی این دو دستگاه فکری آشکار می‌سازد که تبیین ابن‌سینا - که بر سلسله‌مراتب وجودی و نقش وسایط مجرد (مانند عقل فعال) تأکید دارد - در مقایسه با مدل فیزیکی الیس، از عمق متافیزیکی بیشتری برخوردار است. این مدل قادر است هم جنبه‌ی متعالی و ماورائی وحی را حفظ کند و هم با عقلانیت فلسفی سازگاری کامل داشته باشد. این پژوهش در نهایت نتیجه می‌گیرد که علی‌رغم ارزشمندی تلاش الیس برای همسو کردن الهیات با علم معاصر، نمی‌توان بدون اتکاء به مبانی عمیق متافیزیکی، تبیینی جامع و قانع‌کننده از پدیده‌ای پیچیده مانند وحی ارائه داد. بنابراین، به‌نظر می‌رسد تلفیق رویکردهای علمی و فلسفی، با حفظ اصالت مبانی متافیزیکی حکمت اسلامی، راه‌حل بهتری برای این مسئله باشد
فاعلیت بالتجلی در مواجهه با چالش‌هایِ نظم طبیعی جهان، شرور طبیعی و اختیار انسان
نویسنده:
مریم اقا محمدرضا؛ استاد راهنما: محمدجواد رضایی ره استاد مشاور: حمیدرضا آیت‌اللهی، روح‌الله سوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پژوهش می کوشد توانمندی فلسفه صدرا در ارائه تبیینی از فاعلیت الهی در پاسخگویی به مسائل فلسفه دین معاصر را نشان دهد. بدین منظور، جهت نشان دادن قوت نظریه فاعلیت بالتجلی در تبیین فعل الهی و پاسخگویی به معضلات پیش رو نخست دیدگاه الهی‌دانان پویشی در بحث فاعلیت الهی و مبانی سخنانشان به عنوان یکی از دیدگاه‌های رقیب صدرا مورد نقد و بررسی قرار گرفته و سپس فاعلیت الهی از منظر صدرا با توجه به مبانی فلسفی‌اش مورد مطالعه قرار می‌گیرد. تفاوت اصلی نگاه صدرا با الهی‌دانان پویشی این است که صدرا خداوند را علت الهی وحقیقی و در طول علل دیگر می‌داند اما در تفکر پویشی خداوند علت معد و طبیعی و در عرض دیگر علل است. در ادامه پس از طرح و نقد دیدگاه الهی‌دانان پویشی در بحث مواجهه فاعلیت الهی با قانونمندی طبیعت، دیدگاه صدرا در این موضوع بیان می‌شود. متفکران پویشی تلاش کرده‌اند با نفی خالقیت خداوند و محدودیت قدرت الهی در ذات تبعی‌اش، موجودات عالم طبیعت را دارای اختیار و خلاقیت بدانند. نظم و قانونمندی آنها نیز حاصل بکارگیری اختیارشان در بالفعل کردن بالقوگی‌های خود در مسیر اهداف الهی است.گرچه امکانات و قوا را خداوند در موجودات قرار داده و آنها را در جهت اهداف الهی ترغیب می‌کند، اما موجودات با اختیار خود، مسیر فعلیت را انتخاب می‌کنند و از این رو، ممکن است همه موجودات نظم و قاعده‌مندی را انتخاب نکنند و در مسیر اهداف الهی پیش نروند. پس آینده نامتعین و پیش‌بینی ناپذیر است. اما صدرا بر مبنای اصالت و وحدت تشکیکی وجود و قاعده بسیط الحقیقه، خداوند را فاعل بالتجلی دانسته و متعلَق جعل را وجود می‌داند. از این رو، خداوند با جعل بسیط، عالم طبیعت و قوانین آن را جعل می‌کند. از لوازم این سخن متفکران پویشی که قانونمندی طبیعت حاصل اختیار موجودات است، ایجاد شرور در عالم طبیعت است. زیرا ممکن است موجودات طبیعی، بالقوگی خود را در مسیر اهداف الهی بالفعل نکنند و این امر منجر به شرور طبیعی شود. بنابراین با تنزل قدرت الهی به ترغیب‌گری، شرور طبیعی آسیب‌زا به خیریت خداوند نیست. اما صدرا بر اساس حکمت الهی در خلق عالم ماده و عدمی دانستن شرور، در عین اثبات فاعلیت بالتجلی خداوند، خدا را جاعل شرور نمی‌داند و رفع شرورطبیعی که حاصل لوازم ذاتی عالم ماده است را مستلزم اجتماع نقیضین می‌داند. د ر مواجهه فاعلیت الهی با اختیار انسان نیز الهی‌دانان پویشی با نفی قدرت مطلق و علم پیشین خداوند، اختیار انسان را اثبات می‌کنند. اما صدرا با در نظر گرفتن علیت طولی و معیت قیومی خداوند با دیگر موجودات، اختیار انسان را معلول خداوند و انسان را اضطرارا مختار می‌داند. بنابراین بر مبنای نظام فکری ملاصدرا، از لوازم فاعلیت بالتجلی خداوند، اثبات قانونمندی طبیعت و اختیار انسان است، در عین حالی که شرور طبیعی منافاتی با فاعلیت مطلق الهی ندارد. در نهایت تفاوت اصلی تفکر پویشی و صدرایی را می‌توان در تصور این دو تفکر از خداوند دانست. در تفکر پویشی برای حلّ معضلات فلسفه دین، خداوند موجودی مرکب، متغیر، متناهی، ممکن الوجود و در عرض دیگر موجودات دانسته می‌شود ودر نتیجه غیبت و سکوت او قابل فرض است. اما در تفکر ملاصدرا، خداوند واجب الوجود، نامتناهی، بسیط الحقیقه و متعالی است و دائما حاضر و در خلق مدام است. از این رو، تصور غیبت و سکوت او امری محال و با صفات ذاتی او ناسازگار و مستلزم اجتماع نقیضین است.
تاثیر فاعلیت خداوند در قانون‌مندی طبیعت از دیدگاه ملاصدرا و الهی‌دانان پویشی
نویسنده:
مریم آقامحمدرضا ، محمد جواد رضایی ره، حمیدرضا آیت الهی، روح الله سوری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الهی‌دانان پویشی در پی راه­حلی برای برون­رفت از مشکلات الهیاتی، تبیین جدیدی از فاعلیت خداوند در نظام طبیعت ارائه می‌دهند. به اعتقاد آنها، فاعلیت الهی بر مبنای پویش و نظام ارگانیسمی جهان، باید به­نحوی تفسیر شود که فاعلیت و اختیار و خلاقیت دیگر موجودات حفظ شود. راه­حل آنان برای این مسأله، محدودیت قدرت و علم الهی است که منجر به نفی وجوب ذاتی و رابطه طولی خداوند با دیگر موجودات است. به عبارت دیگر، خداوند صرفاً شرط لازم و علت معد و در عرض دیگر علل و فاعل‌های طبیعی موجودات عالم است. قوانین و نظم عالم طبیعت نیز حاصل اختیار و خلاقیت موجودات طبیعی است. اما ملاصدرا با اثبات وجوب ذاتی و رابطه طولی خدا با دیگر موجودات، با فاعلِ بالتجلی دانستن خداوند، فاعلیت او را حقیقی و ایجادی و با لحاظ وجود به­عنوان متعلق جعل، همه موجودات و نسبت‌های ضروری آنها، یعنی قوانین عالم را، متعلق جعل بسیطِ او می‌داند. این دیدگاه فلسفی می‌تواند به معضلات دین پژوهی غربی در حوزه فاعلیت الهی پاسخ مناسبی بدهد.
صفحات :
از صفحه 239 تا 267
روند رویکردهای الحادی غربی از ابتدای دوران مدرن
نویسنده:
حمیدرضا آیت اللهی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در دوران مدرن در غرب رویکردهای الحادی مختلفی، متناسب با دیدگاه‌های فلسفی هر دوره وجود داشته است. در این مقاله در نظر است روند این رویکردهای مختلف بازنموده شود و نشان داده شود که هر کدام چه چالشی را برای خداباوری ایجاد کرده‌اند. این چالش‌ها معمولاً فرصتی برای خداباوری بوده‌اند تا به پیرایش دیدگاه‌های خود و بازسازی منطقی‌تر باورهای خود بپردازد. سپس نشان داده می‌شود که چگونه خداباوری در این مسیر رشد کرده است. من این روند را نُه مرحله‌ای می‌دانم که هر کدام را در این مقاله تبیین خواهم کرد. در نهایت، بیان خواهد شد که چگونه هر یک از این چالش‌ها عنوان فصلی در فلسفة دین شده‌اند و مباحث فلسفة دین در چه زمینه‌هایی شکل گرفته‌اند. در نتیجه، سیزده محور اصلی فلسفة دین که در نتیجة این چالش‌ها شکل گرفته، نشان داده می‌شود.
صفحات :
از صفحه 13 تا 28
تاریخ فلسفه دین (۱۹۸۰ – ۱۸۷۵)
نویسنده:
آلن پی. اف. سل؛ ترجمه: حمیدرضا آیت اللهی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
وضعیت نشر :
پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
بررسی تطبیقی مواجعه ی صدرالمتألهین و فخر رازی با مسئله شر
نویسنده:
مریم برخوردار پور؛ استاد راهنما: حمیدرضا آیت اللهی؛ استاد مشاور: حوران اکبرزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتألهین عدمی بودن شر را به فقدان ذات و یا فقدان کمال ذات شیء نسبت می‌دهد .از دیدگاه او شرور بسته به مرتبه‌ی وجودی ممکنات، نسبی می‌باشند .خداوند وجود مطلق و خیر محض است و شر به عدم تحقق امکان‌های موجود برمی‌گردد .شر از جهت فاعل و قابل ضرورت علی می‌یابد، و هر وجود ممکنی به واسطه اینکه همه امکان‌های وجودی‌اش در آن به ظهور نرسیده است، با شر همراه است .فخرالدین رازی، اما، شر بالذات را به عدم ضروریات و منافع شیء نسبت می‌دهد و وجودی بودن شر را بالعرض و داخل در قضای الهی می‌داند .از دیدگاه او شرور از این جهت که در مورد یک چیز شر هستند و در مورد و موقعیتی دیگر خیر، نسبی می‌باشند .شرور ضرورت علی ندارند چون خداوند فاعل بالاضطرار نیست، و به اقتضای حکمت خداوند از خیرات تفکیک ناپذیرند .عدالت الهی را ملاصدرا فیض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتی که امکان هستی و یا کمال در هستی دارند، می‌داند .در نظر او شروری که در عالم دیده می‌شود یا از لوازم ماده است و یا به پندار ما نامطلوب است .شرور مرتبط با نظام تکوین به سبب نقصان قابل است و نه امساک فیض فاعل، تا ظلم یا تبعیض تلقی شوند .اما شرور غیر مرتبط با نظام تکوین- همچون شر اخلاقی- در حوزه اختیار بشر است و مسئولیت خلیفه اللهی او جزئی از نظام احسن می‌باشد .در حالیکه امام فخررازی بر این باور است که هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم، هرگونه تصرفی از ناحیه خداوند نیکوست و در کار او قبیح و ظلم موضوعیت ندارد.
مواجهه آراء تنی چند از متفکران یهودی، مسیحی و مسلمان پیرامون موضوع خداوند و نقد و ارزیابی هریک از دیگری
نویسنده:
مائده‌ حسینی؛ استاد راهنما: حمیدرضا آیت اللهی؛ استاد مشاور: عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
از آنجا که در اعتقادات اسلامی موضوع خداوند از اساسی ترین و پر اهمیت ترین مبانی اعتقادی است و به عبارت دیگر اصل توحید ریشه و منشا سایر اصول اعتقادی است علاقمند به دریافت جایگاه این مباحث در دیگر ادیان الهی گذشته تا در یابیم که در مورد چنین مسئله‌ای وجوه اشتراک بیشتری یافت می شود یا نکات افتراق و اینکه در ده‌های اخیر بحث گفتگوی ادیان و تمدنها از جامعه ترین مباحث عصر ارتباطات گریده است. آیا اصلا امری ممکن است و یا اینکه ناممکن می نماید. روش تحقیق: بنیادی. یافته‌های تحقیق: آنچه به نظر می رسد این است که این‭ ۳ ‬دین الهی همگی در اصل اعتقادات به خدواند اشتراک دارند و در واقع یک کلمه سواء به تعبیر قرآن در بین ادیان الهی وجود دارد. اما افتراقی در چگونه رسیدن به این اصل مشترک وحی متون مقدس چگونگی تفسیر ایم متون و... وجود دارد که برخی تنها درصد اختلاف نظر می باشند اما بعضی از تفاوتها از حد اختلاف فراتر رفته و در حد تضاد می باشند. نتیجه‌گیری و پیشنهادات: می توان برداشت نمود که در بین ادیان و معتقدان به آنها هم وجوه اشتراک و هم وجوه افتراق زیادی می توان پیدا کرد.
تحول و تکامل نفی ناطقه از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا طوطی؛ استاد راهنما: اصغر دادبه؛ استاد مشاور: حمیدرضا آیت اللهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اهمیت طرح این موضوع به دلیل ارتباط تنگاتنگی است که معرفت نفس با مسائل اعتقادی اسلام دارد و هدفی که اسلام و دیگر ادیان الهی در پی آن هستند یعنی تکامل نفس ناطقه انسانی و جستار در مسائلی که در این حیطه مطرح است و هدف اصلی از نگارش این پایان نامه دستیابی به شناخت چگونگی دگرگونی و تحول پذیری نفس ناطقه است. روش تحقیق: تحلیلی و تطبیقی. یافته‌ های تحقیق: بطور کلی مسائلی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است:‭۱ ‬- امکان تحول نفس.‭۲ ‬- فرآیند تحول نفس.‭۳ ‬- آثار تحول نفس. نتیجه‌ گیری و پیشنهادات: آنچه که در این پژوهش به آن رسیده است این است که اصولا با توجه به مبادی فلسفی ابن سینا، نفس به جهت اکتساب کمالات بالقوه خود پا به عرصه جهان ماده نهاده است و در مکتب صدرایی نیز نفس در حالی که جسمانیت الحدوث است اما با تحول و تکامل باید به مقام روحانیت و تجرد برسد. در مورد اینکه سیر این تحول در کدام نشئات است و تا به کجا ادامه می یابد، ذکر شد که ابن سینا تحول در نشئات غیر مادی را با حدس و گمان مطرح نموده اما ملاصدرا به دلایلی نقلی و حتی در مورد تحول نفوس ناقص در دوزخ به نوعی دلیل عقلی روی آورده است. اما به طور کلی طرح مسئله تحول تکامل نفس مجرد و اثبات آن در هر نشئه‌ ای که باشد با مبانی فلسفی حرکت سنخیتی با هم ندارد. حال آن که تحول و تکامل مستلزم نوعی حرکت است. تعریف ما از شئی مادی و مجرد رفع خواهد شد چنان چه قابلیت تغییر، دگرگونی و حرکت را نه فقط ذاتی موجود مجرد بلکه ذاتی هر مخلوقی، اعم از مادی و مجرد بدانیم مسئله به خوبی قابل حل است. در انتها پیشنهاد می شود به دلیل اهمیت مباحث نفس و تکامل از کارهای پژوهشی بیشتری در این زمینه صورت گیرد.