جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 13
اعتدال مدنی در قلمرو جامعه و سیاست
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
دستگاه فلسفی فلاسفه اسلامی بحث از اعتدال در قلمرو جامعه و سیاست و دولت را نه‌تنها یکی از قلمروهای اعتدال دانسته، بلکه تحصیل آن را دغدغه اساسی آنان می‌داند. آنان در نظم دنیوی و زندگی مدنی و سیاسی، با توجه به مبانی نظری خود، به رشد و توسعه همگون و همه‌جانبه می اندیشند و آن را برای برقراری اعتدال در زندگی مدنی و حیات سیاسی با انعکاس اعتدالِ عالم تکوین در حیات سیاسی دنبال می‌کنند. از نظر آنان هرگاه جامعه و سیاست و دولت در توازن و تعادل به سر بَرَند، در جهت رشد و کمال و سعادت خود می‌باشند. پرسش آن است که اعتدال مدنی در قلمرو جامعه، دولت و حکومت از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است و مبادی و اسباب تحقق آن چه می‌باشند؟ ادعا آن است که اعتدال مدنی به معنای حاکمیت علم مدنی و تدبیرِ برخاسته از حاکمیت حکمت و شریعت بر نظام تدبیر و نظام تصمیم‌گیری دولت و حاکمیت توازن و تعادل میان گروه‌ها و اصناف جامعه و برخورداری عادلانه آنها از مواهب عام دنیوی و از امکانات و فرصت‌ها می‌باشد و رهبری حکیمانه، عدالت، همسانی اصناف و گروه‌ها و تعدیل خیرات عامه از اسباب آن می‌باشند. پیآمد و نتیجه رویکرد اعتدالی به جامعه و سیاست و دولت، آن است که خردمندان و اهل تدبیر در رأس تصمیم‌گیری‌ نظام سیاسی قرار می‌گیرند و عهده‌دار تدبیر جامعه ‌می‌شوند تا افراد در قابلیت‌های مختلف سیاسی ـ اجتماعی و نهادها به‌طور متوازن به رشد و شکوفایی استعدادها و توانمندی‌های خود برسند و جامعه هم شاهد تکثر‌های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی باشد و هم متکثرات در درون یک وحدت تألیفی به سر بَرَند و از هرگونه کثرت‌گرایی که وحدت کلی جامعه و نظام سیاسی را بر هم می‌زند، خودداری گردد.
صفحات :
از صفحه 63 تا 86
جایگاه سیاست در آثار خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 231 تا 246
انواع مدینه‏ ها در فلسفه سیاسى خواجه نصیر الدین طوسى
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اجتماع مدنى مورد نظر خواجه طوسى به ملاحظه تعاون افراد و گروههاى هدفمند با یکدیگر و مجموعه نهادهاى سیاسى اجتماعى و روابط ساختارى که در رأس آنها ریاست مدینه است، یک نظام سیاسى را تشکیل مى‏دهد و به اعتبار هدف و غرضى که مردم مدینه و رئیس آن دارد، به دو نظام سیاسى فاضله و غیر فاضله تقسیم مى‏گردد. در نظام سیاسى فاضله، تمام تدابیر و سیاستهاى فرهنگى و سیاسى و اجتماعى و اجراى آنها و نهادهاى مربوطه در مقام فراهم آوردن خیرات و اشاعه آنهاست. رئیس و حاکم و مقتداى چنین مدینه‏ایى، کسى است که داراى قوه تمییز و ادراک قوى از مفاهیم و معقولات سیاسى و غیر سیاسى در حکمت نظرى و عملى مى‏باشد، وى بر اساس تنظیم امور جامعه و رعایت عدالت نسبت به طوایف و گروههاى مختلف، هر فرد و گروه و طایفه‏ایى را در محل و موضع خود جاى مى‏دهد؛ به طورى که شأن و جایگاه هر یک از آنها براى خود و دیگران روشن است و وجه تمایز مردم مدینه فاضله یا غیر فاضله در همین است که در مدینه فاضله هر کس در جایگاه خود قرار دارد و در مقام پیروى از رئیس خود قرار گرفته و هیچ گونه تعصب و تعاندى با یکدیگر ندارند؛ بلکه در تعاون با یکدیگر به سر مى‏برند؛ در حالى که در نظامات سیاسى غیر فاضله چنین نیست. نهادهاى اساسى نظام سیاسى فاضله به قرار زیر هستند: الف ـ نهاد رهبرى که متکفل تدبیر مدینه مى‏باشد و افراد آن از فضلا و حکما مى‏باشند. ب ـ نهاد فرهنگیان و مبلغان که متکفل فرهنگ سازى و رشد فرهنگى و دینى مردم مى‏باشند. ج ـ نهاد کارگزاران که حافظ و مجرى قوانین عادله در میان مردم هستند. د ـ نهاد نظامیان که حافظ و تأمین کننده امنیت و حراست از مدینه و اهل آن هستند. ه.ـ اقتصادیون که متکفل تأمین نیازهاى مالى و غذایى دیگر اصناف مى‏باشند. نظام و سازمان مشاغل در این نظام، بر اساس عدالتى است که باید بر تمامى تصمیمات و سیاستها و اقدامات سایه بیفکند تا هر شخصى حقیقى و حقوقى در جاى خود قرار گیرد و به گونه‏اى به تنظیم مقررات و قوانین پرداخته و پشتوانه اجرایى براى آنها ترسیم شود که کسى نتواند از مرتبه خود تجاوز کند. معیار مشاغل نیز بر اساس استعدادها و توانمندى‏هاى افراد است و نه روابط خویشاوندى و آنچه که در مدن غیرفاضله صورت مى‏گیرد و لازمه آن، این است که یک شخص داراى شغل واحد بوده و به صناعات مختلف مشغول نگردد. به ازاى دورى از شناخت و معرفت حق و عمل به آن، نظامات غیرفاضله‏ایى پیدا مى‏شوند که بسته به نوع انحرافشان، به انواع متعددى تقسیم مى‏شوند؛ الف ـ نظام سیاسى جاهله: مردم چنین نظامى توان به کارگیرى قوه عاقله را در ادراک معارف ندارند و منبع معرفت آنان،، موهومات و متخیلات است و افعالشان نیز بر اساس تحریک قواى شهویه و غضبیه است. ریاست چنین نظامى به عهده کسى است که مردم را به سوى معارف موهومى رهنمون کند، تمدنى که در این نظام شکل مى‏گیرد، بر اساس یافته‏هاى موهومى است. ب ـ نظام سیاسى فاسقه: اگر چه مردم در چنین نظامى، توان درک معارف حق و خیرات را بر اساس ادراک قوه نطقى خود دارند؛ اما نه تنها از آن استفاده نمى‏کنند؛ بلکه موهومات و متخیلات نیز در معارف آنها زیاد است. سیاستها، نهادها و سازمانهایى هم که شکل مى‏گیرد، در راستاى تأمین چنین معارفى بوده و سرانجام آنها نیل به افعال جاهلیت مى‏باشد. ریاست چنین نظامى، سیاست قبول مردم را پیشه خود مى‏کند و مردم نیز کسى را مى‏خواهند که اغراضشان را تأمین کند. ج ـ نظام سیاسى ضاله: در این نظام، مردم در تخیلات خود فرو رفته‏اند و تمدنى مى‏سازند که معرفت متخیلات خود باشد و سیاست آن تحصیل کننده متخیلات آنان است و ریاست آن نیز مجرى چنین سیاستى است. هر یک از نظامات فوق خود به انواع نظامات سیاسى ضروریه، ثروت طلب، لذت طلب، اعتبار طلب، سلطه‏گر و آزاد و رها شده متنوع مى‏شوند که بسته به اغراض مردمشان، سیاستها و ریاستهاى بسیار متفاوتى دارند.
صفحات :
از صفحه 136 تا 159
ضرورت اعتدال مدنی در فلسفه سیاسی اسلام
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مساله اصلی پژوهش این بود که با توجه به مبانی دینی و الهی فلسفه سیاسی اسلامی و با اعتقاد به سرشت دوگانه مادی- معنوی، حیوانی- انسانی و شیطانی- الهی انسان از یک‌سو و اعتقاد به جایگاه خلیفه الهی انسان از سوی دیگر، چه نوع نظم و نظامی می‌تواند ظرفیت‌ها و استعدادهای کمالی انسان در ابعاد نظری و عملی را شکوفا نموده و دستیابی به آمال و آرزوها را امکان‌پذیر سازد. نتایج پژوهش که با روش تحلیل مفاهیم و استدلال فلسفی انجام شد، نشان داد که دستیابی به آمال و آرزوهای شناخته شده در فلسفه سیاسی اسلامی ضرورتا از طریق نظم و نظام سیاسی مبتنی بر اعتدال مدنی امکان‌پذیر می‌باشد. در این صورت فلسفه سیاسی اسلامی نه غیر واقع‌گرا و آرمانی، بلکه واقع‌گرا بوده و حقیقت آن مبتنی بر خردورزی از چگونگی ایجاد و استقرار نظم و ثباتی است که از طریق شناخت حقیقت فضائل و رذائل و تدبیر در نحوۀ استقرار فضائل و دوری و پیشگیری از رذائل(بی‌عدالتی، تجاوز به حقوق دیگران و...) می‌باشد. همچنین خردورزی فلسفه سیاسی قبل از آن که از سنخ ماهیت‌شناسانه و تدبیر و تجویز آرمان‌ها باشد، از نوع تدبیر در پیشگیری و بسترسازی است.
صفحات :
از صفحه 35 تا 52
مرتضی یوسفی راد:هدف نهایی فلسفه سیاسی مشاء نظمی است که مردم به سعادت برسند
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله , مناظره،گفتگو و میزگرد
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
نظریه اعتدال در فلسفه سیاسی اسلامی
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فلاسفه اسلامی بر مبنای جهان‌بینی علمی و نظری خود قائل به حاکمیت اعتدال بر کل عالم هستی هستند و آن را بر موجودات تکوینی ِعالم آسمانی جبری دانسته و بر موجودات ارادی ِعالم زمینی و عالم خیرات و شرور خاصه بر حیات سیاسی انسان لازم و ضروری می‌دانند و همواره رسیدن به آن را در زندگی مدنی و نظام سیاسی دغدغه ذهنی و مسأله فکری خود قرار داده‌اند. پرسش آن است که با توجه به وجود تمایزات میان عوالم مذکور، آنان از اعتدال حاکم بر عالم آسمانی و موجودات تکوینی چه تبیینی نموده و چه جایگاه و نقشی برای اعتدال در موجودات ارادی ـ تشریعی و زندگی مدنی و نظام سیاسی قائلند و حقیقت آن را چه می‌دانند؟ ادعا آن است که فلاسفة اسلامی اعتدال در عالم موجودات ارادی و در زندگی فردی و مدنی و نظام سیاسی را سبب برای ثبات و تعادل بخشی و در نتیجه سبب برای کمال آنها می‌دانند همان‌طور که عالم سماوی و موجودات تکوینی آن از چنین ثبات و تعادلی برخوردارند. آنان دستیابی به آن را از طریق حاکمیت حکمت و شریعت بر زندگیِ فردی و مدنی ممکن می‌دانند. نویسنده با روش توصیفی ـ تحلیلی به معرفی چیستی اعتدال و تبیین جایگاه و اهمیت آن در نظام هستی اعم از عالم آسمانی و زمینی بر می‌آید. از نتایجی که براین موضوع بار می‌شود آن است که موضوع اعتدال به جهت امر فطری‌بودن آن به رشد و شکوفایی تمام استعدادها و ظرفیت‌های کمالی انسان خاصه خصلت عقلانی انسان در ابعاد نظری و عملی و رفتاری افراد در تعاملات مدنی می‌انجامد و توازن و ثبات و تعادل افراد و جامعه و نهادهای مدنی آن را در پی دارد.
صفحات :
از صفحه 91 تا 111
اسباب و عوامل سعادت در آرای فارابی، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فارابی، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی در چارچوب علل اربعه و در پرسش از اینکه سعادت چگونه تحصیل می‌شود، آیا تحصیل آن متوقف بر وجود زمینه‌ها و علل و اسباب بیرونی (بیرون از نفس انسان) است، یا با وجود زمینه‌های درونی مثل تهذیب نفس به اسباب بیرونی نیاز نمی‌شود؟ در پاسخ، آنان تحصیل آن را متوقف بر وجود علل و اسباب بیرون از نفس آدمی یعنی اسباب مدنی می‌کنند. آنان سعادت را با ابعاد اجتماعی انسان و نظام سیاسی گره می‌زنند و تحصیل آن را از طریق نظام سیاسی مطلوب فاضله و با همکاری و تعامل افراد مدنی با یکدیگر بر مبنای حکمت و شریعت ممکن و دست‌یافتنی می‌دانند و از فلسفه‌های سیاسی درونگرا که سعادت انسان را از طریق اسباب و عوامل صرفاً فردی یا معنوی و اُخروی دنبال می‌کنند، فاصله می‌گیرند و با هدف رسیدن به آن به تجویز نوعی از نظام سیاسی با عنوان «مدینه فاضله» برمی‌آیند که مهندسی و معماری آن بر دستیابی و تحصیل سعادت فردی ـ جمعی، مادی ـ معنوی و دنیایی ـ اُخروی طراحی شده باشد.
صفحات :
از صفحه 25 تا 42
تأملات فلسفه سیاسیِ علامه جعفری در ایران معاصر
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فضای فکری و سیاسی اجتماعیِ حیات علامه جعفری، متأثّر از ایدئولوژی های مارکسیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسمِ حاکم بر فضای جهانی سده بیستم م یباشد. وی به مثابه فیلسوف ایرانِ معاصر در این دوره، نسبت به ایدئولوژی های مذکور و مفاهیمِ سیاسی تولید شدة جدید از سوی آنان؛ همچون آزادی و برابری، ب یتفاوت نبوده، و به اتخاذ موضع و ارائه دیدگاه می پردازد. پرسش اصلی، آن است که علامه جعفری به عنوانِ فیلسوف اسلامی ایرانِ معاصر با چه مبنا و معانی درباره مفاهیم مذکور، موضع گیری کرد و آن ها را جای گزینِ معانیِ مفاهیم تولید شدة رایج نمود؟ ادعا آن است که علامه جعفری در مواجهه با مسائل زمانه بر این باور است که روآوری به ایدئولوژ یهای مذکور، به گمراهی انسان و جامعه اسلامی منتهی می شود و آنچه می تواند راهگشا و نجات بخشِ انسانِ مسلمان در عصر جدید باشد، اتخاذ راه و شیوه اعتدال میان آ نها، با مبنا قرار دادن دین اسلام به منزله شیوه زندگیِ معتدل است، که قرآن کریم و سنت رسول خدا و اهل بیتش معرفی می کنند. محقق در این موضوع از روش تحلیلی استفاده کرده و دیدگاه های علامه جعفری از مفاهیم مذکور را بر پایه مفروضات و پیش ذهنیت های وی مورد تحلیل قرار می دهد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 20
نسبت حکمت و شریعت در حکمت متعالیه
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
زندگی سیاسی و حیات دنیوی و اخروی مسلمانان همواره با حکمت و شریعت آمیخته بوده و تعیین نسبت آن دو، دغدغه فیلسوفان مسلمان از جمله صدرالمتالهین بوده است. صدرا همچون سایر فیلسوفان اسلامی، برای توجیه ضرورت حیات دنیوی و زندگی سیاسی و تنظیم و مدیریت آن، هم به حکمت و هم به شریعت رو می آورد و برای هر یک، جایگاه و نقش و کارکرد خاصی قائل است. این مقاله در دستگاه فلسفی صدرالمتالهین به بحث از نسبت حکمت و شریعت می پردازد و تقدم حکمت بر شریعت را در سه جهت مورد بررسی قرار می دهد: نخست، ملاحظه تقدم معرفتهای بنیادی و نظری بر احکام جزیی شریعت؛ دوم، موضوعات کلی و اساسی که فیلسوفان، تاملات خود را از آنها آغاز می کنند؛ سوم، حکومت حکمت و معرفت حکیمانه حکیم بر زندگی دنیوی بدون قید زمان و مکان خاصی است؛ در حالی که شریعت، مقید به زمان و شرایط خاصی است. تاملات فیلسوف همواره بر جزییات زندگی حکومت دارد و به همین جهت در دستگاه فلسفی صدرالمتالهین، چیستی و چرایی زندگی مورد تامل فیلسوف واقع می شود، اما احکام جزیی آن به فقیه واگذار می شود.
صفحات :
از صفحه 46 تا 70
الگوی حکومت مطلوب در فلسفه سیاسی مشاء و ظرفیت‌های آن در عصر حاضر
نویسنده:
مرتضی یوسفی راد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهمسأله مشارکت مردم در امور سیاسی از دغدغه‌های اساسی متفکرین سیاسی عصر حاضر می‌باشد. چنین دغدغه‌ای امروزه در قالب نظام‌های سیاسیِ مردم‌سالار در تلقی‌های مختلف خود را نشان داده است. مساله این رساله آن است که در فلسفه سیاسی مشاء مردم از چه جایگاهی در امر سیاست برخوردارند؟ جامعه سیاسی ما ناگزیر است یا به مفاهیم تولیده شده خاصه مسأله مردم‌سالاری در همان هنجارها و انگاره‌های فکری که چنین مسأله در آنها تولید شده تن در دهد و آن را پذیرا باشد یا با توجه به سنت فلسفی خود و با اعتقاد به توانمندی آن نسبت به جایگاه برجسته مردم، آن را به بازتولید وا دارد. فلسفه سیاسی مشاء والگوی حکومت مطلوب آن از جمله سنت‌های توانمند فلسفی حیات سیاسی گذشته ماست که در زمان خود توانمندی خود را در مواجهه با رویکرد غایت‌گرایانه از زندگی سیاسی نشان داده است. پرسش آن است الگوی حکومت مطلوب فلسفه سیاسی مشاء از چه ماهیتی برخوردار بوده و از چه قابلیت‌ها و ظرفیت‌هایی برای جایگاه و نقش آفرینی مردم در امر سیاست برخوردار می‌باشد؟ ادعا آن است که فلسفه سیاسی مشاء در عصر خود الگوی حکومتی خود را بر پایه حاکمیت عقل و شرع و پیوند دین و دنیا و معنویت ارائه نمود و ماهیتی عقلانی ـ وحیانی به خود گرفت و در عصر حاضر نیز بنیان‌های نظری و معرفتی آن مولد ظرفیتی است که می‌تواند مسأله مردم‌سالاری را در هنجارها و انگاره‌های نظری و ارزشی خود بازتولید نماید و الگوی حکومتی خود را حکومتی مردم گرا و سازگار با مردم‌سالاری نشان دهد درعین‌حال لازم نیاید نظام سیاسی ملتزم به رویکردهای اومانیستی، سکولاریستی و فردگرایی از مردم‌سالاری گردد آن گونه که در لیبرال دموکراسی مشهود است.در مبانی نظری و معرفتی حکومت مطلوب فلسفه سیاسی مشاء، مشارکت مردم هم شرط وجود و بقاء و هم شرط کمال فرد است و نیز هم در سطح نیازهای مادی و معنوی و هم در سطح مصالح فردی و مصالح جامعه نقش آفرینی می‌کند. از سوی دیگر تحقق این نوع مشارکت متوقف بر حضور و مشارکت مردم در ساختار قدرت در امر تصمیم گیری‌های کلان می‌باشدو در نهایت در این نوع حکومت، رسالت و وظیفه حکومت دخالت دادن فرد در سرنوشت سیاسی خود بوده و وظیفه فرد مشارکت کردن در قدرت و تصمیم‌گیری‌ها جهت حفظ وجود و فعلیت و تکمیل کمالات خود است و حکومت نیز با لزوم فراهم ساختن زمینه‌های آن، ناگزیر از پاسخگویی به خواسته‌ها و نیازمندی‌های مردم در دو سطح مادی و معنوی می‌باشند.
  • تعداد رکورد ها : 13