جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 21
بررسی و نقد فاعلیت طولی در فلسفه اسلامی
نویسنده:
پدیدآور: غلام سخی رضوانی ؛ استاد راهنما: ابوالحسن غفاری ؛ استاد مشاور: محسن‌احمد آخوندی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
«فاعلیت طولی» نظریه فیلسوفان اسلامی در تبیین مناسبات «فاعلیت» خداوند متعال و انسان در افعال اختیاری است. این نظریه که نزد فیلسوفان به مثابه امر بین الامرین می باشد، نسبت دو «فاعلیت» را در «طول هم» می داند. بدون تردید نظریه فاعلیت طولی نسبت به دو نظریه رقیب یعنی جبر و تفویض، از تلائم نظری بیشتری با معارف و اعتقادات حقه برخوردار است؛ چراکه برخلاف دو نظریه رقیب، این نظریه به دنبال نشان دادن سهم و نقش هردو فاعلیت می باشد. اما از منظر دیگر به نظر می رسد این نظریه هرچند در بیان رابطه علیتی و یا رابطه ذات دو علت یا دو فاعل رسانا باشد، ولی نمی تواند ابعاد «رابطه فاعلیتی» را به گونه‌ای بیان نماید که پایگاه تفسیر تکلیف (نقش حقیقی و ممتاز)، بعث، تشریع و به ویژه به نحو حقیقی «اتصاف» افعال (به طاعت و معصیت یا عمل خیر و شر)، «استناد» افعال (به خداوند و انسان) و در نهایت «استحقاق» پاداش (مثوبت و عقوبت) را تمام نماید. همان چیزی که حل آنها مأموریت و کارکردهای اصلی نظریه می باشد. به نظر می رسد نظریه معطوف به مفهومی خاص از فاعلیت و نسبت فاعلیتی است که نیاز به بازخوانی مبنایی دارد. از این روی، در گام نخست تحقیق(تقریر و بررسی از طریق مطالعات کتابخانه‌ای) مراحل به هم پیوسته و مترتب زیر پیموده شده اند؛ 1. تقریر نظریه فاعلیت طولی و بیان میزان کارآیی آن در حل مسایل چهار گانه مسأله اصلی 2. بازگرداندن نظریه طولیت ابتدا به «نظریه عمومی فاعلیت» و سپس «نظریه فاعلیت» فیلسوفان نسبت به خداوند و انسان و استخراج نظریه شان در قالب جامع «چرایی، چیستی و چگونگی» 3. بازگرداندن نظریه فاعلیت خداوند و انسان از دیدگاه فیلسوفان به نظریه خدا‌شناسی وانسان‌شناسی‌ شان و آنگاه بازگرداندن هر دو نظریه به مبانی فلسفی ‌به ویژه حد اولیه تحقیق در پایان گام اول به این نتایج رسیده است؛ 1. فاعلیت خداوند در نگاه فیلسوفان مساوی با علم و تبعا برابر با ذات حق تعالی است و با توجه به واجب الوجود بودن حق تعالی، فرایند فاعلیت حضرت حق فرایندی ضروری خواهد بود؛ فاعلیت انسان نیز حاصل فرایند علیتی «آگاهی، شوق و صدور» می-باشد. 2. براساس دو دریافت فوق (نحوه فاعلیت خداوند و انسان) و نیز واجب الوجود بودن حق تعالی و ممکن الوجود بودن انسان یا اصل تشکیک و یا شأن بودن انسان، جز رابطه طولی نمی تواند میان آنها تصویر گردد، رابطه‌ای که کلی و یکسان انگار بوده و به نظر می رسد نمی تواند نسبت به رقم خوردن دو نحوه رابطه (فرایند) و دو نحوه فعل و تبعا «اتصاف،‌ انتساب و استحقاق» حقیقی رسانا باشد. 3. همه اینها بر‌می‌گردد به میزان توانایی های مبانی به ویژه حد اولیه در تعریف و تصویر فاعلیت خداوند و انسان و بیان مناسبات آنها، تفسیر وحدت حقیقی، غیریت حقیقی و تبعا رابطه حقیقی و در نهایت یافتن و معرفی پایگاه تحلیل اختیار، خیر و شر و آنگاه نحوه درست اتصاف و استناد افعال. در گام دوم تحقیق (تقریر نو) نیز به دلیل بازگشت «نحوه رابطه» به «نحوه فاعلیت خداوند و انسان» مراحل زیر پیموده شده اند؛ 1. تصویر فاعلیت(الوهیت) خداوند در قالب جریان ولایت مطلقه، و فاعلیت انسان (به مثابه مکلف و حامل قوه حمل ولایت) در قالب پذیرش و اعراض کاملا آزادانه (لا اکراه) ولایت حقه از پایگاه معارف نورانی وحی 2. تبیین «نسبت فرایند‌مند» این دو نحوه فاعلیت (ولایت از یک سو، پذیرش و اعراض سوی دیگر و در نهایت تحقق فعل دو گانه) و دیگر نقطه مختصات آن (حق و باطل و التقاط بردار بودن و گسترش یاب بودن آن) به عنوان موضوع تکلیف (امتحان و درگیری) و تبعا بعث (سرپرستی) و تشریع جهت تقنین مناسک سرپرستی این فرایند؛ فرایندی که در نهایت مبدأ عینیت بخشی و تفسیر افعال طاعیان و طاغیانه واقعی و تبعا «حل اتصاف، انتساب و استحقاق» به نحو حقیقی می گردد. 3. مقایسه تقریر پیشنهادی با نظریه طولیت و بیان آثار و نتایج آن به ویژه در ترسیم معادله‌مند بودن و توسعه یاب بودن رابطه و تبعا هدایت پذیری و قابل سرپرستی بودن آن(خالص‌سازی، ارتقاء‌ و اشتدادبخشی، گسترش‌دهی قوه حمل ولایت و مناسبات آن)
فلسفه مضاف از دید علامه جعفری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در مقاله پیش رو با روش استنباطی و اجتهادی تلاش شده است با تحلیل منظومه فکری علامه جعفری در حوزه فلسفه های مضاف، به ویژه فلسفه علم، به برداشتی از ماهیت فلسفه مضاف از دید وی دست یافته شود. یافته های مقاله را می توان به این صورت خلاصه کرد: الف) برخی از مؤلفه های تشکیل دهنده فلسفه مضاف رتوس ثمانیه علوم است که در آثار پیشینیان وجود دارد؛ ب) بن مایه های فلسفه مضاف در اندیشه حکیمان و متافیزیکی علوم را به جهت پایداری علم و با هدف عالی حیات انسانی بیان می کند.
بررسی نقش عقل در شناخت
نویسنده:
محمد نعیم محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معرفت و شناخت بشر از منابع متعدد تولید می شود و ابزارهای متفاوتی در بوجود آمدن آن نقش دارد، در این میان ابزار عقل بدلیل ویژگی خاص آن که عبارت است از درک مفاهیم کلی و عام از اهمیت والایی برخوردار می باشد. از این رو در تمام اعصار مورد توجه بوده و در دوره های اخیر با توجه به گسترش مباحث معرفت شناسی اهمیت آن مضاعف شده است، زیرا مباحث معرفت شناسی بستگی تام به منابع و ابزار معرفت از جمله عقل دارد. بدلیل اهمیت تاریخی، معرفت شناختی و در عین حال تاکید دین بر خردورزی بر آن شدیم نقش عقل در شناخت را طی فصولی تبیین کنیم، با این پیش فرض که در میان ابزارهای معرفتی نقش اساسی از آن عقل است. برای اثبات این مدعا، پس از ارائه معنای عقل در لغت و اصطلاح و تبیین مراحل آن و بیان مقصود از معرفت در فصل اول، به بررسی نقش عقل در شناخت پرداخته ایم، ضمن تقسیم معارف به حضوری و حصولی و حصولی را به تصور و تصدیق، ابتدا نقش عقل در تصورات را از سه دید "تجربه گرایی" "عقل گرایی" و "تلفیق" مطرح نموده ایم؛ نظریه تجربه گرایی سراسر معارف را تجربی می داند، عقل گرایی به مفاهیمی، پیش از تجربه قایل است، با توجه به کاستی این دو نظریه، دیدگاه تلفیق را برگزیدیم که آغاز معرفت را داده های حسی می داند در عین حال معارفی را باور دارد که بصورت مستقیم از تجربه اخذ نشده، از این رو فیلسوفان مسلمان که ملتزم به این عقیده اند به اتفاق گفته اند من فقد حسا فقد فقد علما گر چه آنان در نحوه بوجود آمدن مفاهیم کلی عقلی متفق نیستند، فیلسوفان ما قبل صدرا قایل به تجریدند، ملاصدرا اشتداد وجودی را ارائه داده که در این اشتداد وجودی نفس در مرحله حس و خیال صورت را ابداع می کند و تصور عقلی و کلی نیز از طریق مشاهده عقول ساخته می شود و فیلسوفان ما بعد صدرائی نیز با ادامه دادن حکمت متعالیه ضمن تقسیم ادراکات عقلی به معقولات اولی و ثانوی منطقی و فلسفی بسیاری از مباحث شناخت را حل کردند. این مطالب همه در فصل دوم تبیین شده. اما نقش عقل در تصدیقات، که مطالب فصل سوم و چهارم به آن اختصاص یافته آشکار را مهم است؛ زیرا حکم کردن جز در حیطه قدرت حاکم عقل امکان پذیر نیست، توضیح اینکه قضایا، یا بدیهی اولی است که در آن صرف تصور موضوع و محمول برای حکم کردن کافی است، یا بدیهی ثانوی می باشد. اینجا گرچه در بعضی قضایا حس و علم حضوری زمینه ساز است اما نقش عمده از آن عقل است در بخش قضایای نظری که بر استدلال استوار است، نیز عقل با کنترل کیفیت مواد و چگونگی ترکیب آن زمام امور را در دست دارد. و پیرامون نقش عقل در قضایای دینی و حقایق عرفانی سه دیدگاه مطرح است: 1. عدم کارایی عقل در درک گزاره های دینی و عرفانی. 2. قدرت عقل بر عقلانی کردن تمام گزاره ها. 3. با اعتراف به محدودیت عقل در عین حال آن را قادر به درک بسیاری از گزاره های دینی و عرفانی می داند، مانند اصل پذیرش دین، اثبات اصول و بسیاری از فروع و احکام گرچه درک جزئیات در حیطه قلمرو عقل نیست.
توحید افعالی از دیدگاه نورسی و نقد و بررسی آن (با تاکید بر دیدگاه مرحوم علامه طباطبائی و آیه الله جوادی آملی)
نویسنده:
فرمان کیزماز
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده:هدف اصلی از پژوهش حاضر، بررسی مبانی دو مکتب بزرگ اسلامی (شیعه و اهل سنت) در مسئله توحید افعالی از نظر عقلانیت آن دو می باشد. در این زمینه از جانب اهل سنت، آثار بدیع الزمان سعید نورسی، به دلیل عصری بودن و جامعیت آن در مسئله توحید، شایان ترجیح بود. لذا مطالب بر اساس چیدمان آقای نورسی فصل بندی شد و متن اصلی تحقیق قرار گرفته است و برای تحلیل و نقد و بررسی آن بر اساس اندیشه و دیدگاه های علامه طباطبائی و استاد جوادی آملی در توحید افعالی، به تحقیق حاضر پرداخته شد. در این تحقیق آراء و مبانی مکاتب کلامی و فلسفی در مسئله توحید؛ بالاخص مبانی و مولفه های توحید افعالی؛ ادله عقلی و نقلی توحید افعالی و تحلیل فراورده ها و نتایج توحید افعالی از قبیل مسائل خیر و شر، جبر و اختیار، هدایت و اضلال، و سعادت و شقاوت انسان، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در روش تحقیق پژوهش حاضر، از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است و مبانی دو مکتب تشیع و اهل سنت، از دیدگاه عقلانیت دو مکتب مورد بحث و بررسی قرار داده شد و در مسئله توحید افعالی، هر دو دیدگاه روشن گردید. آنچه از تحقیق حاضر به دست آمده است، این است که نورسی از نظ روش، همان روش متکلمین را دنبال کرده و ادله ای که بر آنها تکیه می کند، بیشتر مشاهدات و تجربیات و تمثیلات است و در کنار اینها برهان انی و استقراء و تمثیل را بر عکس اعتقادات اهل منطق، یقین آور می داند. در حالی که علامه طباطبائی و جوادی آملی، مشرب فلاسفه را دنبال کرده اند و از نظر ارزش و یقین آور بودن یک برهان، برهان لمی و برهان انی که از دو معلول متلازمین به دست می آید را یقیق آور می دانند و آن را به ادله و براهین دیگر ترجیح می دهند. بعلاوه، همچون اهل منطق معتقد به یقین آور نبودن و بی کفایتی برهان ان مطلق، تمثیل و استقراء نیز تاکید می کنند. بنابر یافته های این مطالعه می توان نتیجه گرفت که نورسی، هر چند در حل مسائل بیشتر به عقلانیت تکیه کرده و تجدید نظرهای جدید و نسبتا خوبی ارائه داده است و به همین علت تابعینش وی را مجدد دین ملقب کرده اند. اما از نظر علمی نتوانست خیلی از حیطه افکار گذشتگان خود قامی فراتر بردارد. در حالی که تطور و تجدد علوم عقلی در آثار علامه طباطبائی و استاد جوادی به وضوح دیده می شود. مثلا در تعریف «علم»، از حصول صورت شیء در نزد عقل، مراحلی طی شده است و در حال حاضر اعتقاد بر این شده است که «علم» یک امر وجودی است که مسائل بسیاری را به دنبال خود تغییر می دهد. هم چنین مسئله «امکان»، از امکان ما هوی تا امکان فقری و از آن به عین الربط بودن موجودات و بعد به دیدگاه عرفا، عین ظهور و تجلی و آیه بودن موجودات تطور یافته است. این نشان می دهد که مکتب تشیع از پویائی و تکامل خاصی برخوردار است که در مکاتب دیگر یا اصلا دیده نمی شود و یا به ندرت مشاهده می گردد.
بررسی تطبیقی اصل علیت از منظر غزالی و علامه طباطبایی
نویسنده:
مریم حقیقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیدهمسأله علیت از کهن ترین مسائلی است که ذهن انسان در طول تاریخ بدان مشغول بوده است، اهمیت این اصل بدان جاست که آن را به عنوان فطرت عقل در برابر فطرت دل به کار می برند. می توان ادعا کرد کهشالوده اصلی یافته های بشر، در طول تاریخ، مدیون اصل علیت است. این مسأله در فلسفه و حکمت اسلامی همواره مورد بحث بوده و چالش هایی بین حکما و متکلمان، ایجاد کرده است. یکی از مهم ترین چالش ها اشکالاتی است که غزالی پیرامون علیت مطرح کرده است. غزالی از متفکران اشعری بود. در نگاه اول به نظر می رسد او منکر این اصل است، ولی با تأمل در سخنانش روشن می شود که او اصل علیت را پذیرفته ولی آن را در موجودات عالم جسمانی جاری ندانسته، تنها آن را در واسطه بین خداوند و موجودات می پذیرد.علامه طباطبایی به عنوان حکیم و فیلسوف بزرگ معاصر، با احاطه بر همه تفکرات پیش از خود از اصل علیت دفاع کرده و به شبهات پیرامون آن پاسخ داده است. علامه معتقد است پایه زندگی انسان و هر موجود جانداری، بر قانون علیت استوار است.اصل علیت در دیدگاه علامه، یک اصل واقعی است و چنین نیست که ساخته ذهن و عادت باشد.علامه بحث علیت را در دو بخش تصور و تصدیقمطرح کرده است. در بخش تصدیق علی رغم مشرب اصالت وجودی، ایشان از طریق تحلیل ماهیت به اثبات اصل علیت می پردازد. علامه هم چنین از طریق وجود رابط و مستقل نیز به اثبات اصل علیت پرداخته است. آراء غزالی و علامه علی رغم وجوه مغایرت فراوان، دارای تشابهات اندکی نیز هست که از جمله آن اثبات علیت در رابطه بین خداوند و معلولات و درپاره ای از موارد استفاده از دلیل نقلی برای اثبات اصل علیت است.
برهان طرف و وسط
نویسنده:
ابوالحسن غفاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی,
چکیده :
يكى از براهينى كه در امتناع تسلسل در علل حقيقى اقامه مى‌شود، برهان طرف و وسط است. بعضى براى استحاله تسلسل تا 52 برهان را ذكر كرده‌اند. حكيم سبزوارى تعدادى از براهين را در شرح منظومه بيان كرده است. براهينى كه در ابطال تسلسل اقامه شده دو دسته‌اند: الف. ابطال مطلق تسلسل؛ مثل برهان تطبيق. ب. ابطال تسلسل در علل كه علاوه بر آن منتهى به اثبات واجب‌الوجود هم مى‌شود؛ مثل برهان اسد و اخصر فارابى و برهان طرف و وسط. برهان طرف و وسط علاوه بر اين‌كه اثبات مى‌كند سلسله علل و معلولات در سلسله فاعلى نمى‌توانند بى‌نهايت ادامه داشته باشند، در سلسله علل مادى، صورى و غايى نيز جارى است. از اين‌رو، شيخ الرئيس ابن سينا مى‌گويد: «و هذا البيان يصلح ان يجعل بياناً لتناهى جميع طبقات اصناف العلل، و ان كان استعمالنا فى العلل الفاعليه»؛ برهان طرف و وسط صلاحيت آن را دارد كه در تبيين همه طبقات و اصناف علل (فاعلى، غائى، مادى و صورى) قرار گيرد، گرچه ما در علل فاعلى به كار برديم. در اين مقاله تاريخچه، تقرير و نقدهايى كه متوجه اين برهان است، بررسى مى‌شود.
زمان و مکان در معرفت شناسى کانت و هگل
نویسنده:
ابوالحسن غفاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی,
چکیده :
اهميت مباحث معرفت شناسى (اپيستمولوژيك) بر كسى پوشيده نيست. در فلسفه جديد، معرفت شناسى به حدى مهم است كه به جرأت مى توان گفت: فلسفه غرب بيش تر شأن معرفت شناسانه دارد تا هستى شناسانه (آنتولوژيك). اعتقاد بر اين است كه كانت نخستين فيلسوف غربى بوده كه در معرفت شناسى، بيش از ديگر فلاسفه دوره جديد بحث نموده است، به گونه اى كه موضوع فلسفه را از وجودشناسى به معرفت شناسى تبديل كرده است. بنابراين، از زمان او تاكنون فلسفه غرب شأن معرفت شناسى گرفته است. در اين مقاله، به بخشى از دستگاه عظيم و عريض كانت و بخش هايى كه هگل از آن ها متأثر گرديده، پرداخته شده است.
آراء و اندیشه های راهنماشناسی استاد جوادی آملی
نویسنده:
محسن یوسفی کیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی آثار و اندیشه‏های متکلمان معاصر یکی از ضرورت‏هایپژوهشیدوران ما است .آیت الله جوادی آملی به عنوان یکی بزرگترین دانشمندان معاصر جهان تشیع، آثار ارزشمندی در زمینۀ تفسیر، علوم عقلی، اخلاق و عرفان، کلام، فقه و معارف حدیثی و نقلی از خود به جای گذاشته است. آثار گوناگون وی از جمله تألیفات تفسیری، بحث‏های کلامی فراوانی را در بر دارد . ضرورت علمی ایجاب می‏کند که اندیشه‏های کلامی ایشاندر عرصه‏های مختلف کاویده شود . لذا این پایان نامه با روش توصیفی- تحلیلیو به شیوه کتابخانه‏ای وبا تکیه بر آثار مکتوبایشان، در صدد بررسی آراء راهنماشناسی وی سامان یافته است که حاصل آن چنین است: استاد جوادی آملی در مباحث کلامی خود ضمن قبول دو روش عقلی و نقلی، توجه ویژه‏ای به دستاوردهای عقل داشته و معتقدند که اساساً بین عقل و وحی هرگز تعارضی واقع نخواهد شد. در میان منابع نقلی، آیات قرآن جایگاه خاصی در آثار ایشان دارد، به گونه‏ای که می‏توان از ایشان با عنوان متکلم قرآنی یاد کرد. او ضرورت وحی و رسالت را منحصر به حیات اجتماعی بشر و نیازمندی‏اش به قانون نمی‌داند و معتقد است انسان در تمام عرصه های زندگی خود نیازمند به تشخیص راهی است که از طریق احکام الهی حدود آن مشخص گردد. وی بر خلاف بسیاری از متکلمین که از اعجاز به عنوان راهی مستقل برای اثبات نبوت یاد می‏کنند، معتقد است که بدون ضمیمه شدن برهانی عقلی به معجزه، نمی‌توان نبوت مدعی پیامبری را اثبات کرد. قاعده لطف در نگاه ایشان به تنهایی برای اثبات نبوت و امامت کافی نیست، بلکه باید آن را به برهان حکمت ضمیمه نمود. وی عصمت انبیا و ائمه را ذاتی نمی‏داند، بلکه معتقد به اکتسابی بودن است. هم سنخی معجزه پیامبران و کرامت ائمه و اولیا یکی دیگر از نظرات اوست، با ملاحظه این نکته که معجزه با تحدی و ادعای پیامبری همراه است. بحث‏های مبسوط و عالمانه حول آیات مربوط به موضوع امامت و نیز پاسخ‏های متقن و دقیق به اشکالات متکلمین اهل سنت، از برجستگی‏های مباحث کلامی ایشان به شمار می‏آید. پاسخ به اشکالات و شبهات گوناگون در عرصه علم کلام به ویژه مباحث مهدوی نشان از احاطۀ علمی سرشار وی به منابع غنی اسلامی است و در پایان، از منظر ایشان ولایت فقیه یک مسئله کلامی است که در امتداد امامت قرار دارد.
علل انکار معاد و آثار آن
نویسنده:
حیدر شاه نقوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش به تبیین و تحقیق علل و انگیزه‌های انکار معاد و آثار آن می‌پردازد و دیدگاه‌های قرآن کریم، روایات اسلامی و فلاسفه مسلمان را در این زمینه منعکس می‌سازد. نویسنده با همین هدف، نخست به تعریف نفس، روح، معاد، معاد جسمانی، مرگ و اثبات ویژگی‌های نفس و روح پرداخته و ضمن نقد تفکر تناسخ و اقسام آن به بررسی رویکردهای مختلف در زمینه معاد می‌پردازد. وی در این زمینه به تبیین و اثبات معاد جسمانی و آرای متفکران اسلامی پرداخته و انکار معاد روحانی و جسمانی و نظریات فلاسفه‌ای همچون: ابن سینا، ملاّصدرا، حاج ملاّهادی سبزواری و علاّمه طباطبایی را بیان می‌کند. آن گاه دیدگاه متکلّمان مسلمان را درباره معاد و برهان های عقلی، قرآنی، روایی مبتنی بر آن مطرح کرده و دسته‌های متّعددی از آیات را در این زمینه شرح می‌دهد. وی علل اصلی انکار معاد را مطرح کرده و دو عامل و انگیزه اصلی برای آن جست جو کرده است: نخست شبهه های علمی و نظری، که به زعم نویسنده، گاهی بر اثر کم اطّلاعی و تدّبر نکردن در قدرت الهی و علم الهی مبنی بر زنده کردن انسان ها و گاه نیز از تصّور نادرست از مفهوم مرگ و محال دانستن معاد نشأت می‌گیرد. از منظر نگارنده، منکران و مخالفان معاد، شبهه های طرح شده را تنها دست آویزی برای انکار معاد، لقای پروردگار و حقّ، قرار داده‌اند و آن ها را به انسان‌های ساده اندیش القا کرده‌اند تا آنان را در برابر پیامبران الهی ـ آورندگان معاد و مبلّغان این اندیشه ـ قرار دهند. این حقیقت، از آیات و روایات برداشت می‌شود. ثانیاً: این شبهه ها ریشه در شهوات عملی منکران و مخالفان معاد دارد؛ بدین معنا که اندوخته‌های علمی و مستدل در باره وجودِ معاد را نادیده گرفته و با علم به حقّانیت معاد و قیامت عملاً دست به شهوترانی و هواپرستی زده‌اند و منکر حیات پس از مرگ شده‌اند، تا توجیهی برای شهوت‌پرستی خویش داشته باشند. وی نمونه‌هایی از این شهوت‌پرستی عملی را در آیات و روایات برشمرده و دنیاپرستی و دنیاگرایی افراطی را عامل اصلی انکار لقای پروردگار می‌داند. بیان شبهه های منکران اصلِ معاد، مانندِ نبودن دلیل بر معاد، افسانه خواندن آن، مُحال دانستن زنده شدن مردگان و سخت دانستن آن و شبهه هایی از این قبیل، شبهه اعاده معدوم در باره منکران معاد جسمانی، شبهه آکل و مأکول و پاسخ عقلی و نقلی به آن ها با استفاده از آیات و روایات متعدّد، از دیگر مطالب این تحقیق محسوب می‌شود. نویسنده در پایان، پوچگرایی، عدم دستیابی به معارف فوق بشری، دلخوشی به زندگی دنیا، فروپاشی نهاد خانواده، و رواج بسیاری از گناهان فردی و اجتماعی را از آثار انکار معاد قلمداد می‌کند.
نتایج فلسفی نظریه حرکت جوهریه "ملاصدرا"
نویسنده:
سبحان دانش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حرکت جوهری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مباحث فلسفه اسلامی، با نام صدرالمتألهین شیرازی گره خورده است. ملاصدرا با کشف این نظریه، تفسیر نوینی از حرکت ارایه کرد که نتایج مهمی را به ارمغان آورد. او ثابت کرد که وجودات مادی در اثر تحول درونی، هر لحظه هویت جدیدی یافته، و صورت قبلی دگرگون می‌شود. از نظر وی، ثبات و قرار در ذات موجودات مادی و اعراض آن‌ها راه ندارد، و همه عالم طبیعت یک هویت اتصالی و متصرم دارد. بنابر این، میان طبیعت و تجدد، دوگانگی وجود ندارد. جاعل به جعل بسیط، وجودی را جعل می‌کند که عین حرکت است؛ نه این که جعل جاعل به نحو مرکب باشد که یک وجود ثابت را خلق نموده و سپس حرکت را به او ملحق نماید. پس وجود طبیعت متحرک، عین همان وجود تدریجی، و بقایش عین حدوث آن می‌باشد. سنخیت میان علت و معلول، تبعیت حرکات عارضی از جوهر، انقلاب ماهیت عرض به جوهر، و تشخص شیء به وجود آن، دلایل و براهین ملاصدرا برای اثبات حرکت جوهری است. صدرالمتألهین با تفسیری که از حرکت جوهری ارایه کرد، نتایج مهمی از قبیل غایت‌مندی عالم طبیعت، معاد جسمانی، جسمانیت حدوث نفس و روحانیت بقای آن، ربط حادث به قدیم، ربط متغیر با ثابت، حدوث زمانی عالم، و اثبات بعد چهارم زمانی را برای ماده به‌دست آورد. این نتایج، برای انسان موحد افق‌های نوینی را می‌گشاید؛ زیرا درمی‌یابد که قافله موجودات همگی به‌سوی ملکوت و کمال مطلق رهسپار هستند، و هر یک، حامل امکان استعدادی است که هر لحظه در حال تحول است، و همه آن‌ها با وجود کثرتی که دارند نماینده یک حقیقت، و جلوه‌های یک وجود هستند. انسان نیز در این مجموعه، با حرکت جوهری می‌تواند به مرتبه عقل بالملکه، و سپس به مرتبه عقل بالفعل، و در نهایت به عقل مستفاد برسد، و بدین ترتیب به مقام خلیفه الهی نایل شود.
  • تعداد رکورد ها : 21