جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 36
بررسی ضرورت نبوت وقلمروآن با رویکرد کلامی وفلسفی
نویسنده:
پدیدآور: احمد اعلم شاهی ؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی ؛ استاد مشاور: عباس عباس زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
ا نبیاء آمده‌اند تا به بشر بفهمانند اگر در زندگی، مفهوم متعالی به نام خدا نباشد، حیات، صرفا گذر ساعت‌ها و روزها و ماه‌ها و قرن‌هایی است که فاقد هرگونه هدف در جهان ماده بوده که سیال وار در حرکت‌اند.‌ نبوت را باید کانون اصلی دین دانست. این جمله بدان معناست که معتقدان صرف به خدا و احدیت ذاتی او را(بدون اعتقاد به نبوت )هیچگاه نمی‌توان در زمره دینداران قرار داد. نبوت، وجه انفکاک ناپذیر دین است. به بیان دیگر شناخت علت فاعلی جهان و اعتقاد راسخ به علت‌العلل در امر دینمداری را نمی‌توان کافی دانست. آنچه در فلسفه افلاطونی از آن سخن به میان می‌آید و مضمونی شبیه معاد را زنده می‌کند را نیز نمی‌توان بخشی از دینمداری دانست. درتفکر هلنیست‌ها نیز به مفهومی تحت عنوان دین توجه نشده است. برای مثال؛ هندوئیسم و بودیسم، جهانی را محکوم به عکس العمل می‌دانند که بر پایه چرخه تناسخ شکل گرفته است. لذا از این دیدگاه بسیاری از مکاتب را نمی‌توان دینی دانست و حتی نمی‌توان آنها را ادیان غیرالهی دانست؛ چرا که اساسا برگزیدن نام دین بر این مکاتب امری غلط است. صرف اعتقاد به بی‌پاداش نبودن دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، یک تفکر دینی نیست.در یک تفکر دینی باید میان توحید، معاد و نبوت رابطه‌ای برقرار شود که دین واجد مفهوم گردد. بسیاری از متفکران اسلامی بر این عقیده‌اند که بدون نبوت، حتی توحید هم دچار خلل خواهد شد. درتفکرسنتی تاکیدبراین است که بدون تبیین دقیق جهت گیری دعوت انبیا ،ارائه تعریف کامل واقامه برهان متقن دراثبات آن امکان پذیر نیست اما جهت گیری دعوت انبیا نزد متکلمان معاصرومتالهان ازلحاظ نظری، یکی ازمبانی عمده تحلیل مسائلی مانند مدرنیسم ، علم ودین ، پلورالیزم دینی و.... وازلحاظ عملی ،درارتباط متقابل با مسائلی مانند قلمرو رسالت ادیان ، دین وآزادی ، دین وهنر و.... می باشد . این پژوهش درصدد است تا به بیان رویکرد متکلمان و فلاسفه برای عبور از این حوزه پرداخته وبا تطبیق وبررسی آرای متکلمان ومتالهان ومقایسه آنها ، دیدگاه متقن را که مبتنی برفراگیری دعوت انبیا ونگرش جامع برتمام شئون حیات بشری دارد ، استدلال نماید
بررسی و نقد دیدگاه های کلامی جی ال مکی در باره مسئله شر با تأکید بر مقاله شر و قدرت مطلق
نویسنده:
پدیدآور: الناز عباسی ؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مساله شر یکی از مسائل بنیادی در نظامهای الهیات به ویژه در فلسفه و کلام اسلامی به شمار می‌آید. معضل شرّ گاهی قرینه ای بر رد خدا وگاهی دیگر به عنوان امری ناسازگار با برخی ازاوصاف خدا مانند؛ عدل،خیرخواهی،قدرت مطلق مطرح شده است. جی. ال مکی فیلسوف ملحد از کشوراسترالیا در مقاله « مسأله شر وقدرت مطلق»مدعی است باورهای دینی فاقد تکیه گاه عقلانی بوده وباهم ناسازگار اند. وی برای اثبات مدعای خویش بین سه قضیه ؛ خداوند قادر مطلق است، خداوند خیر محض است و شر وجود دارد که مورد قبول خداشناسان و متألهان است،ناسازگاری برقرار می کند .این پایان نامه به بررسی این مسأله و راه حل ها وپاسخ های مختلفی را که متألهین به ویژه متکلمین اسلامی به این شبه داده اند،می پردازد. این پژوهش با جهت گیری توصیفی و تحلیلی و انتقادی به بررسی این مسأله، با تأکید بر آراء و اندیشه های کلامی جی ال مکی می پردازد و برآیند آن تبیین دقیق مسأله و در نتیجه فهم عمیق آن خواهد بود. انسان ها در زندگی روزمره خود با حوادث و مشکلات گوناگونی روبرو میشوند که گاه تحمّل آنها برایشان بسیار دشوار است. آنان اغلب اینگونه امور را «شر» می خوانند و درصدد رفع آن برمیآیند. «شر» به هر چیز نامطلوبی که اگر نباشد وضع موجود بهتر خواهد شد، گفته می شود. «شر» غیر از نقص است و می تواند به معنایی اعم به کار رود و شامل مطلق کاستی شود. «شر» گاهی به امور فناپذیر و نیستی ها مانند مرگ؛ و زمانی به تفاوت ها و تبعیض ها مانند فقر و غنی؛ و وقتی به سختی ها و شداید مانند رنج جسمی و روحی اطلاق می گردد. اندیشمندان غیر الهی در سده های پیشین، مسئله شر را تنها منافی عدالت خدا می دانستند ولی امروزه آن را ناسازگار با اصل وجود خداوند می شمارند. همه جهانبینی های بزرگ اعم از دینی و غیردینی به وجود شر اذعان کرده اند و معتقدند که شر، ایمان دینی را به مخاطره میافکند وجدیترین نقد عقلانی بر اعتقاد به وجود خداست. بعضی نیز اعتقادات دینی را به دلیل وجود شر در عالم کنار نهاده اند و وجود شرور در جهان را دستمایه انتقادی بسیار قوی علیه اعتقاد دینی دانسته اند. متألهین و اندیشمندان خداباور نیز با ارائه راهحلهایی در اینباره مشکل را بهنحوی حل کرده اند. در خصوص این نکته که عامل به وجود آمدن شرور چه کسی یا چه چیزی است میتوان گفت که هر خوبی و بدی بهدست نظم دهنده جهان یعنی خداوند متعال است. گر چه این انسان است که زمینه های نزول خیر و شر را بنیان می نهد. شرور در بدو امر، لغو و بیهوده یا مخالف با اغراض عمومی آفرینش به نظر می آید. اما شرور دارای فواید مهمّی چون شکوفایی استعداها، بیداری و توفیق توبه و بازگشت از گناه نیز هستند.کلید وازگان: مسئله شر، جی ال مکی، دیدگاه های کلامی، قدرت مطلق
مساله شر و پیامدهای ناشی از آن با تکیه بر جدال جان مکی و پلانتینگا و تطبیق آن با آراءشهید مطهری
نویسنده:
پدیدآور: رامین قلی زاده ؛ استاد راهنما: سعید علیزاده ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله شر امری بدیهی و انکار نشدنی است . طرح انداز مساله شر بعنوان برهانی علیه خدا توسط اپیکورس فیلسوف یونانی است. اما در پرتو رشد فلسفه و عقل، نوع مواجهه ها با اندیشه ها متفاوت گشت .در عصر جدید، فلسفه به تحلیل زبان و مفاهیم گرایش پیدا کرده. بنابراین نوع مواجهه با اندیشه دینی بصورت منطقی و تحلیل گزاره ها شده است. در دوره جدید، مساله شر را هیوم و بعد جی ال مکی بصورت برهانی قاطع علیه خدا مطرح می کند و ادعا می کنند که این مشکلی صرفا منطقی است و وجود خدا با وجود شر ناسازگار است و راه حل های ارائه شده نباید به انکار قضایای مقوم مساله شر منجر شود چون در این صورت مشکل حل شده می باشد.دیگر پلانتینگا می گوید که منشا شر از انسان است و خدا نمی تواند مانع انجام کار شر بشود همانطور که نمی تواند مانع انجام فعل نیک شود چون به انسان اختیار بخشیده است. در چشم انداز اسلامی شهید مطهری در مقابل فلسفه ی مصائب و بلایا جوابیه بر اساس تئودیسه یا عدل الهی دارند و می گویند خدا حکیم و قادر و خیر خواه و ... است و این بلایا و پستی و بلندی ها لازمه جهان است.و در نگاه کلان و کلی شرور به لحاظ علی و معلولی لازمه نظام احسن است. شر منشاءاش خود انسان است چون قابلیت دریافت صور کمالیه را ندارد و این برخلاف عدل خداوند است که بین موجودات تبعیض قائل شود بلکه این تمایزات بخاطر تفاوت است.و شرور از جهتی از لطف خداست در جهت پرورش روح آدمی.در راستای مساله شر نظریه های فراوان و نقدهای فراوانی وجود دارد که به سه فیلسوف ؛ جی ال مکی و پلانتینگا در تفکر غرب و شهید مطهری در سنت اسلامی اکتفا می کنیم تا به این پرسش مهم برسیم که مساله شر و پیامدهای ناشی از آن در تفکر غرب و سنت اسلامی چگونه تبیین میشود.بنظر میرسد پاسخ های ارائه شده دارای اشکالاتی است و از طرفی بین دیدگاه های پلانتینگا و شهید مطهری شباهت و تفاوت هایی وجود دارد. از این رو در این نوشتار سعی براین است تا با تدقیق و تبیین بیشتر و با روش تحقیق نظری در ذیل ترکیبی از روش های کتابخانه ای توصیفی تحلیلی و تطبیقی جهت نیل به نتیجه بهره ببریم.
ماهیت تزیین و جایگاه آن درافعال خداوند و شیطان
نویسنده:
پدیدآور: ثریا برجی حسن گاویار ؛ استاد راهنما: عباس عباس زاده ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تزیین از اموری است که انسان از آغاز زندگی با آن درگیر بوده؛ چرا که حس زیبایی شناختی انسان یکی از حس های مهم انسان است، و انسان باید به ماهیت آن توجه نموده و تعریفی روشن از آن ارائه کند. برخی معتقد به تعریف ناپذیری زیبائی هستند. بعضی قائل به تعریف پذیری آن بوده و تعریفات مختلفی از آن ارائه داده اند. تزیین عبارت است از جور آمدن و هماهنگ کردن اعضای متشکله هر کیفیت یا هر شی یا هر جسم با ایجاد سازش با پیرامون و ایجاد تاثیر جاذبه و ستایش آور در انسان. تزیین مولود ترکیب است و یک شئ به تنهائی نه زشت است و نه زیبا. زشتی و زیبایی وقتی قابل طرح است که امور مادی یا معنوی در کنار هم طوری قرار بگیرند که ضمن هماهنگی اجزاء با یکدیگر، هدف واحدی را تامین نمایند. مقوله تزیین انواعی دارد که برخی حسی است و برخی عقلی. فعل تزیین از اموری بوده که هم خداوند در تکوین و تشریع از آن بهره برده و هم شیطان آن را به کار بسته و هیچ یک از آنان، از آن انصراف نداده است؛ هر چند هر کدام از آن ها هدف خاص خود را دارند. از دیدگاه انسان الهی خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و خود تزیین کننده هستی است. تشریع الهی نیز همگی زیبا است، بخشی از باورها نظیر اعتقاد به توحید و معاد به هستی زیبائی می بخشد،پرستش و جهاد و سایر احکام الهی و همچنین توصیه های اخلاقی همگی زندگی را زیبا و باشکوه میکند،مثل زیبائی صبر. شیطان نیز با استفاده از نفس انسان به تزئین امور زشت می پردازد تا انسان را فریب دهد. هدف از انجام پژوهش حاضر، این است که ماهیت تزیین چیست؟ و بهترین تعریف آن کدام است؟ و خدا یا شیطان چگونه و در چه مواردی از آن استفاده کرده‌اند؟و چه هدفی داشته و دارند؟ در این پایان نامه به صورت تحلیلی و توصیفی و به روش کتابخانه ای این موضوع را دنبال خواهیم کرد.
بررسی علم واجب تعالی به جزئیات از دیدگاه فخررازی و ملاصدرا
نویسنده:
پدیدآور: مرتضی علوی زاده میلانی ؛ استاد راهنما: ناصر فروهی ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم‌زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله ی علم یکی از صفات واجب تعالی و یکی از مهمترین مسائل فلسفی و کلامی است که در آثار تمامی فلاسفه و متکلمان جایگاه ویژه ای دارد. بعضی از فلاسفه و متکلمان به طور مطلق علم را از ذات واجب تعالی نفی می کنند، و برخی دیگر علم را برای ذات او اثبات می کنند لکن بین آنها اختلافاتی وجود دارد. برخی قائل شده اند واجب تعالی تنها عالم به ذات خود است و عالم به غیر نیست. اما بیشتر قائلند که واجب تعالی عالم به ذات خود و غیر است لکن این علم به غیر بر وجه کلی است. برخی دیگر علم واجب تعالی به جزئیات را اثبات می کنند. فخر رازی با توجه به دلیل تشخص، علم واجب تعالی به جزئیات را اثبات می نماید و در حل مشکل علم واجب تعالی به جزئیات یعنی جهل و تغیر، قائل است همانطور که حقیقت علم چیزی جز نسبت و اضافه بین عالم و معلوم نیست، علم واجب تعالی نیز نوعی نسبت و اضافه بین علم او و معلوم است. بنابراین با تغیر معلول تنها آن نسبت و اضافه تغییر می کند نه اصل ذات. ملاصدرا با توجه به قاعده ی بسیط الحقیقه علم واجب تعالی به جزئیات را تبیین می کند. او با اثبات بساطت واجب تعالی به کل اشیاء بودن او می رسد و با کل اشیاء بودن واجب تعالی هیچ چیزی از علم او پوشیده نخواهد بود.
بررسی چیستی و چرایی خواب و مرگ و ارتباط آن دو با معاد در آراء فخر رازی و علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: آیسان کریمی کندرود ؛ استاد راهنما: عباس عباسزاده ؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
خواب در لغت به نقیض بیداری ، حالت آسایش و راحتی که بواسطه از کار باز آمدن حواس ظاهره و فقدان حس در انسان و سایر حیوانات بروز می کند یاد شده و اسلام آن را حرکت به سوی عالم ارواح می داند قرآن خواب را قبض روح ناقص و شکل ضعیفی از مرگ معرفی می کند.علامه طباطبایی نیز هم از نظر فلسفی و تفسیری به تحلیل مسئله خواب و رویا پرداخته و معانی صور موجود در رویاهای صادقه را برگرفته از عالم مثال می دانند و فخررازی معتقد است که در خواب روح از تن قبض می شود که منجر به تعطیلی حواس پنجگانه می گردد.مرگ به معنای مردن و ضد حیات است.در زیست شناسی هم مرگ را پایان زندگی موجودات و برگشت ناپذیری علایم حیات می دانند.در قرآن مرگ به معنای فانی و نابودی و امر عدمی نیست بلکه امر وجودی است و با تعابیری از جمله توفی ،رجوع و سیر به خدا به آن اشاره شده است علامه طباطبایی در خصوص موت معتقدند که روح با مرگ از بدن متماییز گردیده و به عالم برزخ منتقل می شود.فخررازی مرگ را دریافت نفس از ظاهر وباطن بدن می داند که اعمال بدن بکلی تعطیل می شود. در اثبات تشابه خواب و مرگ آمده است :مرگ همان خوابی است که هر شب به سراغ انسان می آید با این تفاوت که مدتش طولانی است و تفاوت عمده خواب و مرگ در این است که در خواب برخلاف مرگ روح به بدن برگردانده می شود و تنها بخشی از دستگاه مغز آدمی تعطیل می شود ولی در مرگ روح برگردانده نمی شود و دستگاه مغز بطور کامل تعطیل می شود.در قرآن نیز داستان اصحاب کهف و خواب زمستانی و بهار مجدد دلیل امکان معاد معرفی شده است.در نتیجه انسان،مرگ کوتاه مدتی را در خواب تجربه می نماید ولی بعد از مرگ کامل وتوفی،روح نابود نمی شود بلکه جوهری لطیف (فاقد جرم)از او باقی می ماند که از آن به روح یاد می شود و بعد پا به عرصه ای دیگر بنام برزخ وسپس معاد می نهد.این سه حقیقتی است که به ترتیب در زندگی تجربه می گردد و در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر قرار دارند که در این پایان نامه به تبیین چرایی و چیستی خواب ،مرگ و ارتباط این دو با معاد از دیدگاه علامه طباطبایی و فخررازی پرداخته ایم که در ضمن آن به تفاوت خواب ،هیپنوتیزم (نوعی بیهوشی بدون تزریق ،خواب مصنوعی)،بیهوشی،حتی رویایی شدن یک فرد به هنگام بیداری که غالباً مورد سوال است به صورت میان رشته ای پرداخته شده است.
بررسی و نقد منشاء دین از دیدگاه شهید مطهری وجان هیک
نویسنده:
پدیدآور: حسن اصغری ؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از مباحث مهمی که امروزه در فلسفه دین و کلام جدید مطرح است,منشاء وخاستگاه دین و چگونگی پیدایش آن میباشد.دین یکی از عناصر و پدیده هایی است که از دیر باز بشر با آن سرو کار داشته است,و هیچ دو ره ای نیست که در آن دین وجود نداشته باشد.و منشاء این پدیده مهم همواره ذهن بسیاری از انسان هارا درگیر کرده بود.واز قرن نوزدهم به بعدبا تحولات بوجود آمده در اروپا اندیشمندان نظریات مختلفی درباره منشاء دین بیان نمودند.این نظریات به دو دسته اصلیه روانشناختی وجامعه شناختی تقسیم میشود.نظریات جامعه شناختی منشاء دین را امری غیر الهی و بر گفته از جامعه برای غلبه بر چیز هایی که نمیشناختند یا از آن میترسیدند.دومین نظریه دین را برگرفته از عوامل روانی و ضمیر نا خودآگاه انسان میداند.در این پژوهش به بررسی و بیان نظر شهید مطهری که منشاء دین را فطرت انسان معرفی میکند وبه نقد نظریات اندیشمندان غری که منشاء غیر الهی برای دین قائلند میپر دازد.وهم چنین نظریات جان هیک یکی از فیلسوفان دین را که به بیان وبررسی نظریات جامعه شناختی و روانشناختی پرداخته است.و نقدی که بر انها دارد اینکه دلایل کافی برای اثبات نظریه های خود بیان نمیدارند.
بررسی ارزش معرفت شناختی تجربه دینی از دیدگاه ویلیام آلستون و آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
پدیدآور: مژده سواری نیکو ؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی ؛ استاد مشاور: هاله عبداللهی‌راد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تجربه دینی توسط شلایر ماخر در دوران جدید به عنوان مبنا و پایگاه دین مطرح شد . تجربه دینی به هر تجربه ای از امر قدسی گفته می شود که سبک و سیاقی دینی دارد و شامل احساسات دینی ، تجربیات عرفانی و ماوراء طبیعی می باشد. مهم ترین مسئله ای که درباب تجربه دینی در فلسفه دین مطرح است قول به اصالت آن ، واقع نما بودن آن و ارزش معرفت شناختی آن است . بدین معنی که آیا این تجربه می تواند دلیل موجهی برای اعتقاد به خداوند فراهم آورد به طوری که بتوانیم باورمان به خدا را بر آن مبتنی ساریم ؟ ویلیام آلستون از جمله فیلسوفانی است که به این سوال پاسخ مثبت می دهد و معتقد است تجربه دینی هم سنخ با تجربه حسی است و می تواند صاحب تجربه را در باور به برخی از اوصاف و افعال درک شدنی خداوند به صورت مستقیم موجه گرداند . آیت الله جوادی آملی به عنوان یک فیلسوف اسلامی ، ضمن پذیرش حداقل تعدادی از تجارب دینی و قبول ارزش معرفتی آن ، معتقد است که تنها بخشی از تجارب دینی آن هم برای افراد خاصی از صاحبان تجربه دارای ارزش معرفتی است . این پژوهش با جهت گیری توصیفی به تبیین مسئله تحقیق خواهد پرداخت و برآیند آن فهم عمیق مسئله از دیدگاه ویلیام آلستون و آیت الله جوادی آملی خواهد بود . واژگان کلیدی : تجربه دینی ، ارزش معرفت شناختی ، باورهای جلوه بنیاد ، روال باورساز ، وحی
بررسی و نقد منشأ دین از دیدگاه شهید مطهری و جان هیک
نویسنده:
پدیدآور: حسن اصغری ؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده استاد مشاور: عباس عباس زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهمی که امروزه در فلسفه دین و کلام جدید مطرح است .منشا و خاستگاه دین و چگونگی پیدایش آن میباشد. دین یکی از عناصر و پدیده هایی است که از دیرباز بشر با آن سرو کار داشته است و هیچ دوره ای را نمیتوان یافت که در آن دین وجود نداشته باشد. و منشا این پدیده مهم همواره ذهن بسیاری از انسان ها را درگیر کرده بود. وا ز قرن نوزدهم به بعد با تحولات به وجود آمده در اروپا اندیشمندان مختلفی نظریات مختلفی را درباره منشا دین بیان نمودند. این نظریات به دو دسته اصلی روانشناختی و جامعه شناختی تقسیم میشود. نظریات جامعه شناختی منشا دین را ساخته ی خود بشر و بر خاسته از جامعه برای غلبه بر چیزهایی که نمی شناختند یا از آن میترسیدند . دومین نظریه دین را برگرفته از عوامل روانی و ضمیر ناخود آگاه انسان میدانست. این پژوهش با جهت گیری توصیفی و تحلیلی به تبیین منشأ دین از دیدگاه استاد مطهری و جان هیک می پردازد. شهید مطهری برخلاف نظریات اندیشمندان غربی منشأ دین را الهی و ریشه در فطرت انسان ها دانسته و به نقد و بررسی دید گاه های مخالف پرداخته است. اما جان هیک که در بستر و فضای فرهنگ غربی می زیسته از نظریات جامعه شناختی و روان شناختی متأثر بوده است. هرچند معتقد است که دلائل کافی برای اثبات آن ها وجود ندارد. با تتبع و جستجو در آثار وی نظریه مستقلی در باب منشأ دین یافت نشد، ولی از مبانی و دیگر نظریاتش چنین بر می آید که ایشان هم به فطری بودن برخی از آموزه های اصلی ادیان اعتقاد دارند.
بررسی ماهیت کلام فلسفی و مقایسه آن با فلسفه اسلامی
نویسنده:
قربانعلی کریم زاده قراملکی، آرمین منصوری
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
علم کلام از علوم قدیمی اسلامی است که تقریبا با ظهور اسلام به وجود آمده است. اما فلسفه بعد از سال های طولانی که طلیعه اسلام بر جهان تابید از یونان وارد اما به سرعت شکل بومی آن توسط اندیشمندان اسلامی تولید شد. شاید بومی کردن فلسفه را بتوان به عنوان یکی ازعلل تاثیرگذاری این دو علم بر یکدیگر دانست. البته علت این تاثیرگذاری را باید در تطور تاریخی که این دو علم گذرانده اند جست و جو کرد. امروزه رابطه تنگاتنگ ایجاد شده بین فلسفه و کلام به گونه ای است که کمتر کسی می تواند این امتزاج و اختلاط را منکر شود. در عین حال که این رابطه را نباید انکار نمود باید تصدیق کرد که این دو علم تمایزات و تفاوت هایی در زمینه های مختلف با هم دارند. در مقاله حاضر سعی بر این بوده است که علاوه بر مروری بر موضوعات این دو علم، معنای کلام فلسفی، پیشینه تاریخی، ویژگی های کلام فلسفی، برخی از مسائل کلامی که در آنها از مبادی فلسفی استفاده شده است و در نهایت با بررسی تمایزات و مشترکات آنها به مقایسه کلام فلسفی با فلسفه اسلامی پرداخت شود.
صفحات :
از صفحه 163 تا 183
  • تعداد رکورد ها : 36