جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مزاج و رابطه ی آن با نفس از دیدگاه ابن سینا
نویسنده:
پدیدآور: مجید علی‌زاده ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مزاج شناسی و توجه به تعادل آن نقش بسیار مهمی در رسیدن نفس به کمالات انسانی و الهی دارد؛به گونه ای که نفس و بدن و نوع تعامل آن ها همواره از دغدغه های متفکران اسلامی بوده و طبیب فیلسوف و فیلسوف طبیب از رهاورد این نوع تفکر بوده است. تبیین مبانی علمی این دو جنبه از حقیقت هستی انسان و چگونگی ارتباط این دو، جایگاهی رفیعی در دو علم طب و فلسفه دارد . طبیب در مداوا و معالجه ی بدن نمی تواند نسبت به بعد روحانی و نفسانی بیمار بی تفاوت باشد و فیلسوف هم در سیر تکاملی نفس و تبیین علمی آن هرگز از بدن غفلت نمی ورزد؛بلکه هر دوی آن ها به تاثیر هریک به دیگری واقف بوده ودر هندسه ی علمی و فکری خود جایگاه آن هارا تشریح و تبیین می کنند.طبیب مزاج شناسی را از امهات مسائلی می داند که سلامت بدن در گرو حفظ تعادل آن می باشد که در غیر این صورت بدن دچار عارضه ی بیماری می شود و سلامتی او با مخاطره مواجهه خواهد شد.فیلسوف هم ضمن توجه به این مبانی و تبیین عقلانی و هستی شناسانه ی آن ،تعلق نفس به بدن را بر اساس مزاج تعریف و برای پیوند بین بدن و نفس که دارای دو ماهیت جداگانه؛یکی مادی و دیگری دارای حقیقت تجردی است،یک امر واسطه ای به نام روح بخاری را مطرح و ماهیت آن را مشترک بین نفس و بدن می داند که برآمده از بخش لطیف اخلاط اربعه(دم،صفراء،بلغم،سوداء) می باشد.در حیات علمی و فکری فیلسوف الهی،ابوعلی سینا،ضمن توجه به این دو بعد وجودی انسان و تعامل در عین تمایز بدن و نفس،مبرهن کردن تعامل بین این دو از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.ابن سینا مزاج و بدن را زمینه ساز هبوط نفس و نفس را مدبر بدن می داند که نوع مزاج در چگونگی تعلق نفس به بدن و تعیین رتبه ی وجودی موجودات سهم بسزایی دارد. هر چه تعادل مزاج بیشتر باشد،وجود تعلق گرفته ی نفس به بدن در مراتب هستی از حقیقت بیشتری برخوردار است و زندگی نباتی،حیوانی و انسانی مبتنی بر این تعادل مزاج شکل می گیرد. تعامل بین این دو؛ مزاج و نفس، در طول حیات دنیوی همواره وجود دارد تا اینکه انقطاع نفس از بدن سبب جدایی آن دو می شود و نفس منقطع شده از بدن به حیات برزخی خود ادامه می دهد
بررسی نقش فلسفه در قلمرو اجتهاد از دیدگاه امام خمینی(ره)
نویسنده:
پدیدآور: محمدامین کلانتری ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه ؛ استاد راهنما: سید یوسف علوی وثوقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه دانشی است که بشر با کمک از آن و در حد توان خود، حقیقت و متافیزیک امور را با روش تحلیلی برهانی کشف می‌کند. اجتهاد نیز در علوم اسلامی ملکه‌ای است جهت دستیابی به حجت بر احکام شرعی و استنباط آن از کتاب، سنت، اجماع و عقل یا حصول بر وظیفه عملی در فقدان آن منابع. بنابر این اجتهاد مبتنی بر حقایق، علوم و مراحلی است که جایگاه ورود فلسفه است. خصوصا این که روش تحلیلی برهانی فلسفه در برخی مراحل اجتهاد به کار آید و یا خود فلسفه یکی از علوم مقدماتی اجتهاد شمرده شود. امام خمینی به عنوانی شخصیتی جامع مطرح است که هم در فلسفه و هم در اجتهاد از سرآمدان عصر خود می‌باشد برخلاف بعضی که بین علوم عقلی و نقلی جانب افراط و تفریط را در پی گرفتند. این که از دید امام خمینی فلسفه به عنوان یک کل یا با بخش‌ها و مسائل یا روش خود، چه مقدار با اجتهاد مرتبط بوده و چه نقشی در اجتهاد ایفا می‌کند سوالی است که در این رساله به دنبال پاسخ به آن هستیم. با توجه به مبانی و مبادی فلسفی و عقلی و اجتهادی امام خمینی می‌توان گفت که وی اجتهاد مصطلح و متداول را برای تحقق منویات خویش ناکافی می‌دید و با طرح نظریه زمان و مکان در تبدل موضوعات، تغییر در احکام متغیر را با گذشت زمان بر حسب حکم عقل و نظارت عقل ضروری می‌دانست. در نظر وی روی برتافتن از علوم عقلی خیانت محسوب می‌گردد هرچند به فراخور هر علم، حد خاصی از بهره‌مندی از آن صحیح است. مثلا در علم اصول نباید بین مباحث عرفی و عقلایی و مسائل فلسفی خلط نمود. او هر چند نامی از فلسفه زبان نیاورده اما در مباحث الفاظ علم اصول همچون وضع، استعمال مجازی، عدم تبعیت دلالت از اراده متکلم و ... مباحثی مشترک با این علم دارد. در حوزه فلسفه زبانی وی در فلسفه خود تکیه‌ای بر مباحث فلسفه زبانی و تحلیل آن‌ها نکرده و به تبع در اجتهاد از آن بهره نبرده و بر راه فلسفی حقیقت محور تأکید داشته است. در حوزه فلسفه تحلیلی از یکی از ارکان آن که تحلیل مفهومی باشد در آثار اجتهادی خود نسبتا به شکل زیاد استفاده کرده است. همچنین وی از برخی از قواعد و مسائل فلسفه مابعد الطبیعه در اجتهاد خویش بهره برده است ولی برخی قواعد همچون قاعده الواحد را طرد می‌کند. همینطور برخی مباحث مرتبط با فلسفه‌های مضاف در لابلای آثار اجتهادی ایشان یافت شد. در بحث از عقل نیز، ایشان قاعده ملازمه را علی الاطلاق قبول ندارد و نسبت به استفاده از عقل نظری و عملی در اجتهاد، عملا قائل به تفصیل است.
بررسی و تحلیل حقیقت اراده‌ی انسان از دیدگاه ابوحامد غزالی و امام خمینی (ره)
نویسنده:
پدیدآور: نصراله الهیاری‌زاده ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی ها و مطالعات پیرامون اراده واختیار آدمیان در دو جنبه نظری و عملی زندگی بشر، به دلیل مناسبت تامی که با اعتقادات دینی و حیات عملی آنها دارد، امری مهم و سرنوشت‌ساز بوده است، و با توجه به این که اراده به عنوان مبدء فعل دارای اهمیت می‌باشد، شناخت معنای آن و عواملی که در شکل‌گیری آن مؤثر است ضرورت دارد، علی‌رغم اینکه اکثر صاحب نظران و اندیشمندان در مورد بدیهی بودن اراده انسان اتفاق نظر دارند، اما در مورد ماهیت و کیفیت تحقق آن، آراء و نظرات متفاوتی ارائه شده است. با تأمل در تعریف‌ها و تفسیرهای ارائه شده، گرچه هر یک به وجهی درستند، اما هیچ یک حقیقت اراده و ماهیت آن را به صورت تام بیان نکرده‌اند. نظام هستی بر قوانین و سنت های الهی سامان یافته به گونه ای که انسان و یا هر موجودی دیگر نمی تواند از آن بیرون رود و از دایره حاکمیت قوانین الهی خارج شود؛ اما یکی از قوانین الهی درباره انسان،‌ قانون اراده است. به این معنا که خداوند انسان را موجودی دارای اراده آفریده و به او این امکان را بخشیده تا به اختیار خود دو راه سعادت و شقاوت را انتخاب کند. بنابراین اراده انسانی نقش بسیار مهم در زندگی و سرنوشت انسان ایفا می کند.این پایان نامه با اثبات اراده انسان و بیان حقیقت وجودی آن ، به بررسی رابطه اراده با اختیار انسان پرداخته و تفاوت اراده انسان با اراده الهی را نیز مورد کاوش قرار داده و آن را از دیدگاه دو اندیشمند بزرگ امام محمد غزالی وحضرت امام خمینی(ره) مورد بررسی قرار می دهد و در طول این مطالعه دیدگاه متفکران و اندیشمندان دیگر را نیز مورد اشاره قرار می دهد .
بررسی گستره عدالت در اسلام از منظر استاد شهید مرتضی مطهری و استاد محمدرضا حکیمی
نویسنده:
پدیدآور: جعفر فاطمی اقدم ؛ استاد راهنما: سیداحمدرضا شاهرخی ؛ استاد مشاور: عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
واکاوی میزان اهتمام دین مبین اسلام به مسأله عدالت و دامنه فراگیری آن در حوزه‌های مختلف تعالیم نورانی قرآن و عترت از منظر دو متفکر و اسلام شناسِ شیعیِ معاصر، استاد شهید مرتضی مطهری و استاد محمدرضا حکیمی، موضوع تحقیق حاضر است که با روش کتابخانه‌ای و بررسی مجموعه آثار دو استاد به انجام رسیده است. در این تحقیق با نظر بر حوزه‌های مختلف علوم اسلامی، شاملِ کلام، فقه، اخلاق، اقتصاد و سیاست، به حلقه پیوند آنها با مسأله عدالت از دیدگاه دو استاد اشاره نموده و نهایتاً در نتیجه تطبیق و مقایسه آراء ایشان، گستردگی دامنه عدالت و نقش اساسی آن در مباحث اسلامی - اعم از توحید، نبوت، امامت، جبر و اختیار، عقل، معاد، تکوین جهان هستی، احکام تشریعی، اجتهاد، راویان حدیث، قضاوت، فطرت انسان، ملکه عدالت در اخلاق، اقتصاد اسلامی و سیاست و... - آشکار می‌شود و مخاطب، آراء دو استاد را درباره عدالت، به نوعی مکمل و جبران کننده خلأهای یکدیگر می‌یابد. از آنجا که در قرآن یکی از اهداف اصلی رسالت همه انبیاء الهی، اقامه قسط، آن هم توسط آحاد مردم ذکر شده و از طرفی، عدالت پیوند عمیق و مستحکمی با دین و دینداری دارد، تا جایی که در روایات ما عدالت را مایه حیات دین در بین مردم برشمرده‌اند، لذا تحقیقی که در پیش داریم، با هدف آشنایی با جایگاه مهم و بنیادین عدالت در تعالیم اسلامی انجام شده و سعی شده حضورِ تعیین کننده و برجسته عدالت در مباحث مختلف اسلامی به تصویر کشیده شود. اهمیت و کاربرد این تحقیق نیز در انگیزش جامعه اسلامی به سوی قیام به قسط و برداشتن گامی کوتاه در جهت تحققِ نهضت مطالبه عدالت در جامعه اسلامی نمایان می‌شود.
تحلیل و ارزیابی اهداف و دلیل های اهل حدیث و سلفیه در رد علم کلام
نویسنده:
پدیدآور: شریعت آقاجری ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در این پایان نامه هم گزارشی از مخالفت های اهل حدیث و سلفیه در جهان اسلام با علم کلام و متکلمان ، ارائه خواهد شد و هم به بررسی اهمّ مدعیات و دلایل ناقدان و آن مخالفان پرداخته خواهد شد. در این بررسی ها تلاش می شود دغدغه های دینی و نقاط قوّت و ضعف آنچه ناقدان و مخالفان علم کلام مطرح کرده اند، نشان داده شود.. سوال اصلی: اهمّ دلایل نقد و ردّ علم کلام از سوی اهل حدیث و سلفیه چه بوده و چه پاسخ هایی می توان به آنها داد؟ سوالات فرعی: سوال فرعی اول: ماهیت و فلسفه علم کلام چیست؟ سوال فرعی دوم: مدعیّات و دلایل اهل حدیث و سلفیه در ردّ علم کلام چیست؟ سوال فرعی سوم: نقاط قوّت و ضعف مدعیات و دلایل اهل حدیث و سلفیه در مخالفت با علم کلام چیست؟ بر این اساس، فصول این پایان نامه عبارتند از: فصل اوّل: کلیات و مفاهیم: شامل تبیین ماهیت و فلسفه علم کلام و مکاتب رایج کلامی در عالم اسلام و اشاره ای به تاریخچه این علم و گرایش اخباری و سلفی در جهان اسلام. فصل دوّم: تبیین مدعیات و مبانی و دلایل اهل حدیث و سلفیه در نقد علم کلام فصل سوم: تبیین نقاط قوّت و ضعف مدّعیات و مبانی و دلایل اهل حدیث و سلفیه در نقد علم کلام.
بررسی نسبت میان علم کلام و فلسفه اسلامی (با تأکید بر مبانی و روش شناسی)
نویسنده:
پدیدآور: ساره تقوائی ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
در علوم اسلامی به دلیل وجود اشتراکاتی میان آنها، تعاملاتی صورت گرفته است.هدف ما در این رساله، بررسی نسبت میان دو علم کلام و فلسفه اسلامی است. در تحقیق حاضر سعی شده است که با ارائه تعریف، موضوع، مسائل، غایت، قلمرو، روش دو علم کلام و فلسفه اسلامی به بررسی این نسبت و مرز بین آن دو در منظومه علوم اسلامی پرداخته شود و از این رهگذر دیدگاه مخالفان که این دو علم را یک علم می داند و مرزی بین آنها قائل نیست، نقد شود .از سویی دیگر داشتن رئوس ثمانیه‌ی مجزا به منزله ی عدم تعامل، میان کلام و فلسفه اسلامی نیست؛ بلکه بین آنها رابطه ی تاریخی، اشتراک دربرخی مبانی و مسائل، تعامل روشی و ... وجود داشته و دارد. تعامل تاریخی میان متکلمان و فیلسوفان(البته در دوره های مختلف به نحو تشکیکی)ازتاثیر عقل گرایی فلسفه مشاء بر متکلمان آغازشده و با حکمت متعالیه به اوج رسیده و تا کنون به نحو متعامل اما متمایز، تداوم داشته است. یکی از انحاء رابطه میان آن دو این است که مسائل یکی برای دیگری مبانی است ؛ طوری که مسائل فلسفی نظیر هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و ... همان مبانی علم کلام هستند و علم کلام بر آنها تکیه می کند. از قرن هفتم به بعد، تعامل روشی بین این دو علم، کاملا آشکار شده است؛ یعنی کلام فلسفی شکل گرفت و از طرفی بسیاری از مسائلی که در محدوده‌ی علم کلام بود در فلسفه اسلامی نیز، متبلور شد، فلسفه کلامی به وجود آمد ومسائل کلامی با اصول فلسفی، برهانی شد. فلسفه کلامی "فلسفه" ای است که در آن مسائل کلامی یافت می شود،مثل فلسفه ملاصدرا.اما کلام فلسفی،"کلامی" است که با اصول فلسفی مبرهن شده است؛مثل کار خواجه نصیر الدین طوسی در "تجرید الاعتقاد".در کلام فلسفی، یک مساله کلامی را با بر هان ثابت می کنیم.مثلا در اثبات وجود خدا به عنوان یک مساله کلامی از برهان وجوب و امکان"فلاسفه" استفاده می کنیم.( علاوه بر وجوب و امکان، باطل بودن دور و تسلسل مثل برهان وسط و طرف ابن سینا یا اسد و اخصر فارابی و ...)با بررسی سیر تطور روشی علم کلام و فلسفه اسلامی،به این نتیجه رسیدیم که هر چند دو علم کلام و فلسفه اسلامی از روش های خاص خود استفاده می کنند اما روش عقلی، قدر جامع این دو علم است، هر چند این روش در دو مقام داوری(نتیجه گیری) و گردآوری(طرح مسئله)، متفاوت است.
بررسی تطبیقی روش‌ فلسفه دین در اندیشه اسلامی و غربی معاصر
نویسنده:
پدیدآور: یاسر بخشیان ؛ استاد راهنما: عباس ایزدپناه ؛ استاد راهنما: علی اله‌‌بداشتی ؛ استاد مشاور: حبیب‌الله دانش شهرکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
فلسفه دین در یک اصطلاح، معادل تلاش عقلانی برای تبیین، توجیه، اثبات و دفاع از مفاهیم و آموزه‌های دینی یا بنیان نهادن دعاوی دینی بر عقل نظری است. اصطلاح دوم برای فلسفه دین عبارت است از دانشی که اغلب با ابزارهای معرفت بشری (عقل و تجریه درونی و برونی) به تبیین و بررسی مبادی تصوری و تصدیقی دین و آموزه‌های بنیادین آن می‌پردازد. درفلسفه دین چه از نگاه غربی‌چه با رویکرد اسلامی، روش این علم در میزان سطح معرفت دین‌پژوهان تأثیر بسزایی دارد، ولی متأسفانه درحوزه روش‌شناسی فلسفه دین، پژوهش مستقلی یا انجام نشده یا حقیربا توجه به تحقیقات، کار مسقلی پیدا نکردم. روش بررسی در این رساله، تحلیلی و کتابخانه‌ای است. از ارزیابی ‌روش‌های متفکران اسلامی و غربی‌در فلسفه دین نظر به برخی اشتراکات روشی ایشان وتمایزات برخی روش‌ها، به این نتیجه می‌رسیم که روش متفکران اسلامی در فلسفه دین جامع‌تر و کارآمد‌تر از روش متفکران غربی‌است.
لذت دینی و عقلی در «مثنوی معنوی» و برخی لوازم و پیامدهای آن
نویسنده:
محمدرضا دهقان کلیشادی؛ عباس ایزدپناه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث «لذت دینی» و «لذت عقلی» یکی از مباحث مهم در مثنوی است که بدون شناخت دقیق از مبانی نظری و مشرب عرفانی جلال الدین مولوی ناتمام خواهد بود. از نظر مولانا مفهوم لذت، تعریف­شدنی نیست و خاستگاه آن را امری درونی می داند. او ضمن تقسیم لذت به حقیقی و مجازی، لذت واقعی را در ترک لذایذ زودگذر می‌داند. از نظر وی، لذت دینی شایستۀ انسان‌های وارسته است. مولوی اعتقاد راسخی به شکوفایی معرفت دینی در پرتو عقل دارد. هنگامی‌که انسان اصول اعتقادی و دینی خود را از صافی عقل عبور داده، می‌تواند به‌خوبی به لوازم آن با طیب خاطر ملتزم باشد. تقلیدگریزی مولوی نیز ناشی از همین مطلب است. در نهایت مولانا لذت عقل دینی و ایمانی را - که کشف و ادراک حقایق می‌کند- ارج می‌نهد؛ زیرا حارس باطن و عوالم معنوی سالک است. از نظر مولوی لذت دینی و عقلی لوازم وپیامد هایی دارند که باعث تحقق لذت می‌شود. باطن‌بینی عقل،مصاحبت با صاحب عقل، بی‌اعتنایی به خواهش‌های نفس، راهنمایی عقل ومشورت با عقلا از آن جمله اند.
اثبات صدور حدیث
نویسنده:
عباس ایزدپناه
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
جایگاه و هندسه ی معرفتی مسائل فلسفه ی دین در اندیشه ی استاد مطهری و دایره المعارف پل ادواردز
نویسنده:
علیرضا قیصری حسن آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع مورد بررسی در این تحقیق؛ جایگاه و هندسه‌ی معرفتی مسائل فلسفه‌ی دین در نگرش استاد مطهری و غرب معاصر به ویژه پل ادواردز است، روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. فلسفه‌ی دین در زمره‌ی فلسفه‌های مضاف به امور است. فیلسوف دین با تعلق به مکتب فلسفی خاص به تفلسف درباره‌ی مفاهیم، مدعیات و اعمال دینی می‌پردازد، هرچند غالب مسائل فلسفه‌ی دین، ناظر به ابعاد معرفتی و باورهای سنن دینی می‌باشد. از سوی دیگر، فلسفه ورزی فیلسوفان دین درباره‌ی ابعاد دین، حقیقت و رویکرد واحدی ندارد، بلکه آبشخور فلسفه‌ی دین در مغرب زمین، مکاتب فلسفی رایج در آن، همانند فلسفه‌ی تحلیلی، فلسفه‌های اگزیستانس و غیره است؛ یعنی هر فیلسوف دین، به مقتضای گرایش خاص خود در مابعدالطبیعه و تعلق به یک مکتب خاص فلسفی، به اتخاذ رأی درباره‌ی مسائل فلسفه‌ی دین می‌پردازد.قبل از هیوم و کانت وظیفه فیلسوف دین تجزیه و تحلیل مفهوم خدا و برهان مربوط به اثبات وجود خدا به شمار می رفت اما کانت وظیفه فیلسوف دین را تامل انتقادی از آموزه های دینی دانست. استاد مطهری مطالبی اختصاصی تحت عنوان فلسفه دین ندارد بلکه مسائل مربوط به این علم را در کلام جدید مطرح کرده است. وی نگاه عالمانه همراه با عقلانیت دینی به پدیده‌های فکری و فلسفی داشت در نتیجه در برخورد با آنها از هر گونه پیش داوری خودداری می‌کرد و صرفاً به بررسی عقلانی آنها می‌پرداخت. می‌توان گفت قلمرو دین، از نگاه استاد دیدگاهی جامع گرایانه است و هر دو امور دنیایی و آخرتی را شامل می‌شود.