جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
رابطه ایمان و عقلانیت از دیدگاه غزالی و پاسکال
نویسنده:
فهیمه بیگ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهارتباط میان ایمان و عقل متفکران بسیاری را چه در مغرب زمین و چه در میان متفکران اسلامی به خود مشغول داشته است، از جمله این متفکران غزالی و پاسکال هستند.غزالی بر برتری ایمان بر تعقل معتقد بود و داور نهایی را دین و ایمان می‌دانست چرا که باور داشت به واسطه براهین و استدلال‌های عقلانی نمی‌توان ایمان را توجیه کرد، حتی اگر چنین کاری هم انجام شود، این ایمان عقل‌زده است ونمی‌تواند به ما کمک کند. به همین دلیل غزالی بر جنبه کشف و شهودی ایمان تأکید دارد، هر چند در این میان منکر عقل نیز نیست و آن را به منزله ابزاری در خدمت دین و ایمان معرفی می‌کند.پاسکال نیز همچون غزالی از برتری ایمان بر عقل سخن می‌گوید، و تأکید می‌کند براهین و استدلال‌های عقلانی همچون ابزاری هستند که انسان را در رسیدن به این امر کمک می‌کنند هر چند کافی نیستند؛ و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باورهای دینی موافق عقل هستند. غزالی دیدگاه‌های خود در مورد عقل و ایمان را متناسب با مواضع کلامی خاص خود که به اشاعره بسیار نزدیک است مطرح می‌سازد و بر همین اساس بیشتر بر جنبه‌های عقلانی تأکید می‌ورزد اماپاسکال به سبب اعتقاد به مسیحیت کاتولیک بر جنبه‌های ایمانی تأکید بیشتری دارد. اما آن‌چه اهمیت دارد این‌است که نمی‌توان نقش عقل و برهان را در استحکام پایه‌های ایمان نادیده گرفت. بنابراین مبانی ایمانی از دیدگاه عقل نیز قابل توجیه است و کسی که به ایمان روی می‌آورد ضرورتی ندارد که حکم به درماندگی عقل کند و برناکارآمد‌بودن آن تأکید ورزد.در باب شرطیه نیز، به احتمال زیاد پاسکال در مطرح‌ساختن آن از غزالی تأثیر پذیرفته است، ولی نکته اصلی این-است که هیچ‌کدام شرطیه را به صورت استدلالی مستقل مطرح نساختند، بلکه غزالی به منظور پاسخگویی یه ملحدان و زنادقه در باب حقانیت دین و معاد آن را به صورت بحثی جدلی مطرح ‌ساخته است، پاسکال نیز به منظور اثبات وجود خدا در افرادی که به حالت تعلیق حکم رسیده‌اند به این استدلال تمسک می‌جوید.کلید واژه‌ها: ایمان، عقلانیت، شرطیه، ایمان‌گرایی، دل، محمد غزالی و بلزپاسکال.
جایگاه عقل در منظومه معرفتی مکتب تفکیک با بررسی آراء میرزا مهدی اصفهانی، محمدباقر ملکی میانجی، حسنعلی مروارید، سید جعفر سیّدان
نویسنده:
یاسر فلاحی حسین آبادی؛ استاد راهنما: عبداله نصری؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
آنچه امروز به عنوان مکتب تفکیک شناحته می شود و البته برخی بدان عنوان مکتب معارف خراسان نیز داده اند، ادعای فهم خالص از دین بدون التقاط و اختلاط با شناختها و معرفت های بشری و غیر دینی را دارد و قائل به استغنای معارفی مکتب قرآن و اهل بیت(ع) می باشد به طور خلاصه بزرگان این مکتب پیروی از این مکتب را عمل به محتوای حدیث فوق متواتر ثقلین می دانند و نیز گرفتن علم و عقیده صحیح را غیر از جانب قرآن و اهل بیت(ع) ضلالت و گمراهی می داند. از میان دیدگاه های مهم و مخصوص مکتب تفکیک نگاه این مکتب به مساله عقل و فروعات آن است. همان گونه که مساله عقل و جایگاه آن و شان و رسالت آن در فلسفه نیز از سخت ترین و دشوار یاب ترین مباحث است در مکتب تفکیک نیز جایگاه خاصی دارد و البته متقاوت از حیث وجود شناختی و هم از حیث معرفت شناختی است.در خصوص عقل جایگاه آن، ماهیت آن، کارکرد آن، حیثیات آن و تقسیمات آن، فلاسفه سخن بسیار گفته اند، در کنار این دیدگاه ها، دیدگاه تفکیک نیز به عنوان دیدگاهی متفاوت قابل بررسی و تحلیل است و وجه ایجابی آن مایه ی کافی برای طرح مساله را به طور مستقل دارد. بنای این رساله پرداختن به عقل و پرسش از جایگاه عقل و مقام عقل در منظومه معرفتی مکتب تفکیک است، با نظر به آراء و افکار بزرگان این مکتب. و باید گفت اولا و بالذات مساله ی عقل بالاصاله از دیدگاه خود تفکیک طرح و بررسی می شود و البته جایی که برای فهم بهتر مطلب نیاز باشد ، استطرادا دیدگاه های فلسفه و عرفان در ذیل عنوان کلی معارف بشری بیان خواهد شد.از میان شخصیت های بزرگ تفکیک که شاید بتوان گفت تاکنون سه نسل متوالی را در برمی¬گیرد، به نظرات میرزای موسس، و سپس شاگردان ایشان یعنی ملکی میانجی، میرزا حسنعلی مروارید و پس از آن به نظرات سیدجعفر سیدان به عنوان نسل سوم پرداخته خواهد شد.
تحلیل و نقد آرای متفکران مسلمان در الهی یا بشری دانستن متن قرآن
نویسنده:
حسام امامی دانالو؛ استاد راهنما: محمد کاظم شاکر؛ استاد مشاور: کورش صفوی، غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
جریان اصلی و غالب در میان مسلمانان همواره فاعل متن قرآن کریم را خداوند می دانسته و می دانند که او آن را در قالب واژگان عربی بر پیامبر اکرم(ص) نازل کرده و ایشان نقش قابلی دارد. امّا در کنار این جریان اصلی گروهی نیز باور دارند فاعل متن نزول قرآن کریم پیامبر اکرم(ص) است. آنان سعی کرده اند برای اثبات دیدگاه خود ادله ای عقلی و نقلی ارائه دهند و در دنیای معاصر با پیشرفت علوم انسانی در حوزه های فلسفة زبان، فلسفة دین، زبان شناسی و ارتباط شناسی برخی زمینه های علمی فراهم شده تا این انگاره بیش از گذشته بر سر زبان ها افتد. این رساله به تحلیل آرای متفکران مسلمان دربارة الهی و بشری دانستن متن قرآن کریم اختصاص دارد. وصف شدن خداوند به صفت تکلم در قرآن کریم متفکران مسلمانان گذشته را بر آن داشت تا در نحوة تکلم الهی اندیشه ورزی کنند و هر یک تحلیلی از آن ارائه دهند که این تحلیل ها گاه به بشری بودن فاعل متن قرآن کریم می انجامید. نگارنده از سخنان متفکران امروزی و از مطالعة سیر تحول در اندیشه های متفکران مسلمان از گذشته تا به حال چنین استنباط می کند که در دنیای امروز نکات و مسائل دیگری نظیر حقوق بشر و میزان انطباق آن با آیات قرآن کریم ذهن متفکران مسلمان را به خود مشغول کرده است و آنان راه حل را در بشری دانستن فاعل متن قرآن کریم می دانند، امّا تحلیل شواهد و ادلة قائلان به بشری بودن متن قرآن کریم در گذشته و حال ناصحیح بودن این انگاره را نشان می دهد.
جایگاه ابلیس در نظام هستی از منظر ملاصدرا و علامه طباطبائی
نویسنده:
عاطفه کمالی؛ استاد راهنما: ‮سعید انواری‬؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
نظریه ی جایگاه ابلیس در نظام خلقت تنش های فراوانی را در حوزه ی اندیشه ی اسلامی به وجود آورده از جمله می توان به چالش های مربوط به رابطه ی ابلیس با مسئله ی سعادت و شقاوت، جبر و اختیار و ... اشاره کرد. در روزگار حاضر ابلیس به یکی از پر مخاطره ترین مسائل در دنیا، خصوصاً مشرق زمین و در میان فلاسفه ی دین تبدیل گشته است. که عدم دفاع عقلانی از این مسئله، خسارت جبران ناپذیری را بر آموز های دینی و اسلامی وارد می کند. این پژوهش درصدد تبیین جایگاه ابلیس در نظام هستی با محوریت آراء علامه و ملاصدرا است. مسئله ی اساسی که دغدغه ی اصلی این تحقیق است آن است که اساساً جایگاه ابلیس در نظام هستی و میزان تأثیر وی در کل نظام هستی در حوزه¬ی تکوین و در حوزه ی تشریع چگونه است؟ در صورت پاسخ دادن به مسئله¬ی فوق، تبیین مسئله¬ی شر و حدود اختیار و جایگاه انسان در نظام خلقت چگونه توجیه پذیر است؟ براساس حکمت و قرآن عالم هستی دارای نظام احسن است، از این رو با توجه به نقایص و شرور فراوان در جهان هستی از جمله شیطان، آیا نظام موجود بهترین نظام است یا نه؟ در این رساله در چهار فصل به بررسی ماهیت ابلیس، جایگاه ابلیس در نظام هستی، رابطه ی ابلیس و انسان و سرنوشت ابلیس (معادشناسی) پرداخته ایم.در پایان این بررسی ها می توان گفت که نه تنها وجود ابلیس با نظام احسن سازگاری ندارد بلکه لازمه ی وجود جهان و به تکامل و سعادت رسیدن انسان همان ابلیس است و عمده اختلافات و چالش هایی که نسبت به حضور ابلیس در هستی وجود دارد ناشی از خلط بین دو مبحث بسیار مهم تکوین و تشریع یا به عبارتی دیگر دید وحدت یا کثرت است. که از بعد تکوین و دید وحدت وجود ابلیس سراسر خیر و رحمت است و از بعد تشریع یا دید کثرت به عنوان موجودی شرور که عامل انواع فسق ها و فجور می شود محسوب می شود و عمده بررسی های ملاصدرا و علامه در باب این موضوع با جداسازی بین این مباحث می باشد.
تصحیح و تعلیق بر رساله شرح الباب الحادی عشر (خواجگی شیرازی)
نویسنده:
معصومه حاجی‌ زمانی؛ استاد راهنما: غلامرضا ذکیانی؛ استاد مشاور: علی اوجبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
پژوهش حاضر تصحیح نسخه‌ی شرح باب حادی عشر اثر خواجگی شیرازی می‌باشد. تنها دو نسخه از این اثر موجود است که هر دو در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می‌شود. این رساله حاصل پژوهش و مقابله دو نسخه‌ی مذکور است. کتابت دو نسخه از نظر زمانی اختلاف چندانی ندارند. هم‌چنین به لحاظ صوری و محتوا نیز تفاوت کمی به چشم می‌خورد؛ از این رو شیوه التقاطی در تصحیح به‌کار گرفته شده‌است. بدین معنا که پس از بازخوانی نسخه شماره ۱۷۹ (س) و مقابله نسخه شماره ۱۷۸ (ق) با آن، احتمال راجح در پاورقی، یا هر دو در پاورقی و عبارت صحیح در متن آمده‌است. محمد بن احمد خواجگى شیرازى، از اندیشمندان مسلمان قرن دهم هجرى است که تا اوایل قرن یازدهم در قید حیات بوده است. او افزون بر اینکه بر معارفى چون کلام، تفسیر و ادبیات تسلط داشت شاعرى توانا نیز بود. هم‌چنین در بیان خصائص او گفته‌اند طبعى سلیم داشت و از مکارم اخلاقی و صفات نیکو برخوردار بود. خواجگی در شرایطی که جامعه‌ی اسلامی به شدت نیازمند آن بود که اعتقادات و بنیادهای دینی به شکلی منسجم و استدلالی ارائه شوند، با گزینش امّهات کتابهای کلامی شیعی، چون باب حادی عشر و رساله‌ی فصول به شرح آنها پرداخت و در کنار آنها رسائل کوچک و بزرگ کلامی همچون: نظامیّه، تحقیقات نظامی و اصول خمسه‌ی کبیر را تألیف کرد.
نقش ماهیت در معرفت شناختی ابن سینا
نویسنده:
حسن علیزاده؛ استاد راهنما: غلامرضا ذکیانی؛ استاد مشاور: یحیی یثربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث ماهیت در شکل گیری معرفت شناختی ابن سینا موثر بوده به نحوی که ایشان پس از طرح شناخت حسی و خیالی به عنوان مقدمه‌ای برای شناخت ماهوی به بیان نحوه‌ی شکل گیری مفاهیم ماهوی در قوه عاقله پرداخته است. ابن سینا ماهیت را بلا شرط دانسته و به این دلیل‌است که آن را قابل صدق بر مصادیق ذهنی و خارجی آن می داند. برای بیان بهتر این موضوعات و تحلیل آنها سخنان دکتر یثربی را در این مورد نیز نقل کرده و در حد توان به بررسی آن ها پرداخته است.
بررسی تطبیقی آراء فلسفی ابوالبرکات بغدادی و سهروردی
نویسنده:
حجت ابراهیم نجف آبادی؛ استاد راهنما: یحیی یثربی، استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف تحقیق: بررسی تطبیقی آراء فلسفی ابوالبر کات بغدادی و سهروردی می باشد. پریسش های تحقیق: آیا ابوالبرکات و سهروردی هیولی را قوه محض می دانند‭ ؟‬آیا ابوالبرکات و سهروردی تعدد قوای نفسانی را می پذیرند‭ ؟‬روش تحقیق: کتابخانه‌ای. یافته های تحقیق: سهروردی در تعداد قابل توجهی از آراء فلسفی خود با ابوالبرکات هم صدا است و خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر بغدادی بوده است.
بررسی نظریه حسن و قبح با تاکید بر آرای شیخ محمد حسین غروی اصفهانی
نویسنده:
مجتبی جمالی؛ استاد راهنما: محسن حبیبی؛ استاد مشاور: غلامرضا ذکیانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از بنیادی‌ترین مباحثی که از دیرباز در دانش‌های کلام و اخلاق کانون نزاع دانشمندان آن علوم و بن‌مایۀ سرفصل‌هایی چون حسن تکلیف، قبح ظلم و گناه، عدل الهی، قبح عقاب بلابیان، قبح تکلیف مالایطاق و قاعدۀ تلازم میان حکم عقل و شرع و... بوده، مسئلۀ حسن و قبح و گزاره‌های مشتمل بر آن‌ها مانند «عدل حسن است و ظلم قبیح است»، است. در دورۀ معاصر، محقق اصفهانی به مناسبت مباحثی چون وضع، تجرّی و... در دانش اصول فقه مدعی اعتباری بودن حسن و قبح و گزاره‌های اخلاقی شد و برخی شاگردان او مانند مرحوم محمدرضا مظفر ان را درکتاب های خود قبول کردند و همچنین علامه طباطبایی با الهام از او در فلسفه و فلسفۀ اخلاق با ارائۀ منسجم نظریۀ اعتباریات، به بسط و تبیین آن پرداخت.اساساً دربارۀ حسن و قبح و گزاره‌های اخلاقی به سه گونه یعنی در مقوله‌های مفهوم‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی می‌توان بحث و بررسی کرد. از نگاه محقق اصفهانی امثال قضایایی مثل «عدل حسن است و ظلم قبیح است» از گزاره‌های برهانی نیستند و در برابر آنها قرار دارند. نزد منطق دانان در مواد اولیه قضایای برهانی که این مواد منحصر در بدیهیات شش گانه است مطابقت با واقع معتبر است اما در قضایای مشهوره و آرای محموده مطابقت با آرای عقلا معتبر است؛ زیرا این قضایا واقعیتی جز توافق آرای عقلاء ندارند. مراد از اینکه عدل استحقاق مدح دارد و ظلم استحقاق ذم دارد ثبوت این دو نزد عقلاء و بر اساس توافق آرای آنان است، نه ثبوت در نفس الامر. این حقیقت که عدل و احسان مشتمل بر مصلحت عامه‌ای است که موجب حفظ نظام می‌شود و ظلم و عدوان مشتمل بر مفسد‌ه‌ای است که موجب اختلال نظام می¬گردد، امری است که همه انسان‌ها آن را در‌می‌یابند و نزاع در حسن عدل و قبح ظلم به معنای صحت مدح بر اولی و صحت ذم بر دومی است. مدعا در این مقام، ثبوت حسن و قبح است آن‌هم به توافق آرای عقلاء، نه ثبوتشان در افعال به همان شکلی که مشتمل بر مصلحت و مفسده‌اند و... این مصلحت عام عقلا را به حکم بر مدح فاعل فعلی که مشتمل بر آن مصلحت است بر‌می‌انگیزد و همین‌طور آن مفسده عام عقلا را به حکم به ذم فاعل فعلی که مشتمل بر آن مفسده است بر‌می‌انگیزد. پس این تحسین و تقبیح از عقلا موجب حفظ نظام و مانع از اخلال به آن می‌شود. از مهم‌ترین بخش های دیدگاه محقق اصفهانی در خصوص موضوع حسن و قبح این است که از دید وی، برخی حقایق غیرقابل‌انکار وجود دارد که درک و فهم آنها از مستقلات عقلی است و هیچ ربطی به شهرت و توافق آراء عقلاء ندارد.در مجموع عبارات وی، از عناصر سه‌گانه «مدح و ذم»، «صحت مدح و ذم» و «استحقاق مدح و ذم» استفاده شده است، ممکن است گفته شود که به نظر نمی‌رسد این سه عنوان مترادف و معادل هم باشند؛ زیرا مدح و ذم از افعال عقلا و تابع اراده آنان است در حالی که استحقاق مدح و ذم محل مناقشه است که آیا واقعیت عینی است با صرف نظر از اینکه مدح و ذم بالفعل در خارج وجود داشته باشند یا نه، بحث درباره استحقاق، نیازمند تامل و واکاوی است، برخی آن را از امور بنایی و برخی دیگر آن را به استعدادهای واقعی و تکوینی بازگردانده‌اند که دومی به صواب نزدیکتر است. ایشان با توجه به تاکید بر موضوع مستقلات عقلیه و موضوع حفظ نظام در باب حسن و قبح باب جدیدی را در ادراکات گشودند و هرچند نظر خود ایشان بیشتر متمایل به واقعی و تکوینی بودن حسن و قبح است اما برای شاگردان ایشان علی الخصوص علامه طباطبائی زمینه طرح نظریه اداراکات اعتباری و وجه تاریخی دانش بشری در بُعد عقل عملی را فراهم نمود.
تحلیل و نقد مبانی فکری میرزا مهدی اصفهانی و لوازم آن با تأکید بر مسئله خلقت
نویسنده:
رضا رهنما؛ استاد راهنما: غلامرضا ذکیانی؛ استاد مشاور: حوران اکبر زاده، عبدالله نصری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از مهم‌ترین مسائل کلامی که در طول تاریخ اندیشه بشر از قرن‌ها پیش از میلاد حضرت مسیح علیه السلام مورد توجه و نظر اندیشمندان بوده است، مسئله خلقت و ربط بین وحدت و کثرت می‌باشد. روشن است که هر تبیینی برای این نظر مبتنی بر دیدگاهی است که در مورد علم و اراده الهی اتخاذ می‌گردد. میرزا مهدی اصفهانی یکی از اندیشمندانی است که در این زمینه دارای نظر و نگاهی متفاوت از سایر مکاتب اسلامی می‌باشد. وی برای تبیین نظر خویش در مسئله علم و فاعلیت خدای متعال، در گام اول بر مسئله «وجدان» پافشاری می‌کند. از نظر او «وجدان» که به معنای ظهور و عیان حقایق خارجی است، اساس و محور همه مباحث معرفت‌شناسی را تشکیل می‌دهد تا جایی که حتی از معرفت خدای متعال نیز با عنوان «وجدان الرب بالرب» یاد می‌کند. سپس برای تکمیل مباحث معرفت‌شناسی، گام بعدی را به سمت تبیین نور علم و عقل برداشته با تکیه بر ظهور عقلی و تذکر به ادراک حسن و قبح افعال که پس از دوران طفولیت برای انسان‌ها حاصل می‌شود، به تباین ذاتی عقل با عاقل و معقولات تذکر می‌دهد. گام بعدی میرزای اصفهانی تبیین مسئله هستی شناسی و یا به عبارت بهتر حقایق خارجی است. او این امر را با تکیه بر معرفت‌شناسی پیش‌گفته حل می‌کند. بر این اساس به سه مرتبه و یا ساحت موجودات، وجود و رب وجود معتقد است و نیز معتقد است میان این ساحات سه‌گانه تباین صفتی برقرار است. در نتیجه هیچ کدام از احکام و اوصاف ساحت موجودات از قبیل کم، کیف، زمان، مکان و... به ساحت وجود و در نتیجه به طریق اولی به ساحت پروردگار راهی ندارند. در نهایت و با تکیه بر مقدمات گفته شده به مسئله علم الهی می‌پردازد. روش او در مقام تبیین علم خدای متعال، توجه به آیتیت و برهانیت نور علم و عقل است. بر این اساس نشان می‌دهد که از آنجا که گاهی کشفی برای انسان حاصل می‌شود که در آن مکشوف هیچ‌گونه موجودیت و واقعیتی ندارد، همین کشف می‌تواند آیه‌ای باشد برای علم پروردگار و برای ما روشن کند که به طریق اولی علم الهی نیازمند تقرر و ثبوت معلومات خود نیست. از اینجاست که وی توجه به مسئله «رأی» را مطرح کرده و معتقد است فاعلیت خداوند متعال، فاعلیت بالرأی است. حقیقت رأی چیزی جز تعیین یک نظام از نظاماتی که خدای متعال در رتبه ذات از آنان به علم بلامعلوم کشف می‌کند و در نتیجه ظهور ساحت موجودات نیست.
بررسی جایگاه تاریخی و حقیقی قیاس استثنایی نزد ارسطو منطق دانان مسلمان
نویسنده:
سعید راد؛ استاد راهنما: غلامرضا ذکیانی؛ استاد مشاور: فرشته نباتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
هدف تحقیق: بررسی جایگاه تاریخی و حقیقی قیاس استثنایی نزد ارسطو منطق دانان مسلمان است. پرسشهای تحقیق: چرا به قیاس استثنایی در میان منطق دانان مسلمان حفظ شده است. روش تحقیق: کتبخانه‌ای. یافته های تحقیق: در جایگاه تاریخی ابنسینا نخستین کسی است کع قیاس را استثنایی نامید و ظاهرا راقیون منطق دانانی یودند که به شرطیات پرداختندو در جایگاه حقیقی قیاس استثنایی شامل وضع مقدم و رفع تالی قیاس مقسم مساوات و برهان است که در کتب پیشین منطقی چنین تقسیم بندی نمی شود