جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی نحوه مواجهه ملاصدرا با مسأله تعارض عقل و شرع بر اساس دیدگاه وی در زمینه‌ی چگونگی وقوع خطا
نویسنده:
احمد ابراهیمی ، عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعارض عقل و شرع یکی از مباحث مهم فلسفی است که ملاصدرا به طور خاص به آن پرداخته است. دیدگاه وی در مورد خطای شناختاری عقل تاثیر مستقیم در حل تعارض بین عقل و شرع داشته است. لذا سوال اصلی در این پژوهش این است که نحوه مواجهه ملاصدرا با مسألهِ‌ی تعارض عقل و شرع بر اساس دیدگاه وی در زمینه چگونگی وقوع خطا چگونه است؟ ملاصدرا عقل و شرع را مصون از خطا می‌داند و خطای عقل را در اثر عوامل درونی و بیرونی خطا و خطای در برداشت از شریعت را به خاطر اشکال در سند یا دلالت می‌داند. وی معتقد است بین این دو منبع معرفت هماهنگی کامل وجود دارد و تعارض حقیقی بین عقل و شرع را غیرممکن می‌داند. وی اعتقاد کسانی که به وجوب جمود بر تقلید و تبعیت ظواهر گمان دارند را ناشی از ضعف عقل و کم‌بصیرتی ایشان میداند و نیز دیدگاه کسانی از متفلسفه که در مورد عقل زیاده روی نموده و به وسیله‌ی آن به نفی امور قطعی شرع پرداخته‌اند را به خاطر خبث ضمیر ایشان دانسته و هر دو را در طریق افراط و تفریط میداند. ملاصدرا برای تبیین هماهنگی بین عقل و شرع به نظریه روح معنا متمسک می‌شود. او این دیدگاه را دیدگاه راسخان در علم می‌نامد.
صفحات :
از صفحه 83 تا 102
بازخوانی انتقادی استعارۀ مفهومی «قفس» به‌‎مثابۀ بدن با نگاهی به بیت دهم قصیدۀ عینیه
نویسنده:
اسماء اسحاقی‌نسب ، عین‌الله خادمی ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بازخوانی انتقادی استعارۀ مفهومی «قفس» در بیت دهم قصیدۀ عینیه ابن‏‌سینا می‌پردازد. با وجود اجماع گسترده مفسران بر تفسیر «قفس» به‌مثابۀ بدن مادی، این تفسیر با جایگاه دوگانۀ بدن در نظام علم‌النفس سینوی که بدن را هم‏زمان مُعین و مانع نفس می‌داند، ناسازگار بود. بنابراین، پرسش اصلی این تحقیق آن است که، با فرض این ناسازگاری، «قفس» در این بیت استعاره از چیست و چگونه می‌توان این تعارض ظاهری را حل کرد؟ دستاوردهای این پژوهش نشان می‌دهد که «قفس» نه بازنمای خود بدن، بلکه استعاره‌ای مفهومی از «مشغولیت نفس به بدن» و موانع معرفتی برآمده از این اشتغال است. این بازتعریف، با تحلیل نظام‌مند نگاشت‌های استعاری و با اتکا به خوانشی شبکه‌ای از آثار ابن‏‌سینا، ناسازگاری مذکور را مرتفع می‌سازد و امکان درکی هماهنگ‌تر از جایگاه بدن در اندیشۀ او فراهم می‌آورد. در نهایت با ردیابی خاستگاه این استعاره و مقایسۀ آن با سنت‌های فکری پیشین، این نتیجه حاصل می‌شود که خوانش حاضر نه تقلیدی از سنت‌های افلاطونی و نوافلاطونی، بلکه بازآفرینی خلاقانه و مبتنی بر دستگاه فلسفی مستقل ابن‏‌سیناست.
صفحات :
از صفحه 7 تا 40
راه طی شدۀ متز در معنای زندگی و نقدِ «نظریه بنیادین»
نویسنده:
مهدی صانعی ، عین الله خادمی ، حمید رضا حاجی بابایی ، مسعود زین العابدین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از دغدغه‌های اصلی تدئوس متز، مبحثِ معنای زندگی می باشد. او با سیر در نظریه‌های پیشین درباره معنای زندگی، در پی وجوه اشتراکِ این نظریه هاست. وی با تاکید براینکه هیچ کدام از آنها کامل نیست درصدد پاسخ به این پرسش بر می آید که آیا می توان نظریه ای کامل ارائه داد که دربردارنده تمام نظریاتِ پیشین باشد و در عین حال از کاستی‌های آنها مصون باشد؟ از این رو در راستای نیل به این هدف به شناخت، واکاوای و انتقاد بر نظریات پیشین پرداخته و سپس به جستجوی اینکه ویژگی‌های یک نظریه کامل چیست؟ می پردازد. متز نظریۀ خود را «نظریه بنیادی» می نامد و آن را کامل ترین نظریه تاکنون، درباره معنای زندگی می داند. وی برای رسیدن به نظریه نهایی خود سه تقریر ارائه می دهد که هر تقریر به ترتیب کامل و کامل تر می شود. نگارندگان در این مقاله، پس از بررسی آراء متز، به نقد پاره ای از اندیشه‌های او می پردازند. آنچه امتیازِ ویژۀ نظریه متز می باشد، توصیفِ فراگیر آن از موضوعات معنابخش به عنوان شرایط بنیادین وجود بشری است. اگر با «رویکرد نقادانه» به نظریۀ متز بنگریم آراء او قابل نقد می باشد لکن با اینهمه چنانکه رویکرد همدلانه به اندیشه های متز داشته باشیم پژوهش ها و تلاش‌های فکری او را برای ارتقاءِ شرایطِ بنیادین زندگی، موثر و سازنده دانسته و همچون او، جست و جوی معناداری را، معنابخش به زندگی می دانیم.
صفحات :
از صفحه 39 تا 68
ارزیابی وجودشناختی تقریر فارابی از برهان طرف و وسط ارسطو در اثبات وجود خدا
نویسنده:
حسن مومنی میوله ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی ، سید محسن حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
برهان طرف و وسط، یکی از براهین مشهور ارسطو در امتناع تسلسل است که فارابی برای اثبات وجود خدا از آن بهره گرفته است. در برهان طرف و وسط، خصوصیتی که تاثیرگذاری عمده و غیر قابل انکار دارد، مساله علیت است. پرسش اصلی ما در این نوشتار و جهت مغفول مانده در این برهان، این است که سلسله معالیل در برهان طرف و وسط از چه جهتی محتاج علت مافوق خود هستند؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده های کتابخانه ای می کوشد ساختار وجودشناختی برهان را تجزیه و تحلیل نماید و به این نتیجه رسیده است که می توان این برهان را همچون موجودی خارجی و صاحب تاثیر در نظر گرفت که دارای ماده و صورتی است. ماده این برهان مولفه های سه گانه-طرف اولی، واسط و طرف اخیر- و صورت برهان، اصل علیت است و از آنجا که هویت اشیا به صورت آنها است، هویت برهان طرف و وسط هم به اصل علیت است. نتیجه ای که در پایان حاصل شده این است که پاسخ به مساله علیت در برهان طرف و وسط را باید در نظام هستی شناختی فارابی پیدا کرد. در جهانبینی فارابی نظام هستی متشکل از وجود و ماهیت است و او برای هر دوی آنها شیئیت قائل است اما عینیت، خارجیت و تاثیر برای وجود است و به همین خاطر باید گفت که علیت در برهان طرف و وسط به وجود است. وجودی که از علت العلل منشا گرفته و انتظام بخش سلسله علل و معالیل است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 140
تبیین رابطه علیت در جهان مادی در دو سنت فلسفه اسلامی و فلسفه تحلیلی (با تأکید بر آرای علامه طباطبایی و دیوید لوئیس)
نویسنده:
محمدجواد میکائیلی؛ استاد راهنما: عین‌الله خادمی، علی اصغر جعفری ولنی؛ استاد مشاور: علیرضا کاظمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دیوید هیوم با انکار ضرورت علّی و ذهنی دانستن علیت، رویکردی تجربه‌گرایانه و ضدّ متافیزیکی را در فلسفه‌ی جدید بنیان نهاد. پس از او فیلسوفان متعددی درصدد پاسخ‌گویی به دیدگاه وی برآمدند. در این میان، علامه طباطبایی در سنت فلسفه اسلامی و دیوید لوئیس در فلسفه تحلیلی جدید، هر یک در چارچوب‌های متفاوتی به بازخوانی مسئله علیت پرداخته‌اند. علامه طباطبایی، بر پایه‌ی مبانی اصالت وجود و تشکیک وجود، علیت را امری عینی و ضروری می‌داند و نظام هستی را دارای ترتب طولی میان علل و معلولات تصویر می‌کند که در آن جهان مادی پایین‌ترین مرتبه و در عین حال تابع نظام ضروری علّی است. در این نظام، رابطه علیت معدّه میان موجودات مادی نیز امری واقعی دانسته می‌شود. در مقابل، دیوید لوئیس با تکیه بر شرطی‌های خلاف واقع و نظریه‌ی جهان‌های ممکن انضمامی، علیت را واقعیتی عینی ولی غیرضروری تبیین می‌کند. از نظر او، قوانین طبیعت صرفاً توصیف الگوهای منظم رویدادهای فیزیکی‌اند و ضرورت فیزیکی برخاسته از آنها، جایگزین ضرورت متافیزیکی می‌شود. بدین‌سان، هر دو اندیشمند در عین پذیرش عینیت علیت، در باب ضرورت آن راهی متفاوت پیموده‌اند: طباطبایی از ضرورت هستی‌شناختی دفاع می‌کند، در حالی‌که لوئیس به امکان‌گرایی فیزیکی گرایش دارد. این مقایسه نشان می‌دهد که هرچند هر دو در نقد هیوم مشترکند، اما مبانی مابعدالطبیعی و معرفتی آنان دو نوع از فهم علیت در جهان مادی را به نمایش می‌گذارد؛ یکی بر پایه‌ی نظام طولی وجود و دیگری مبتنی بر تبیین قوانین طبیعت. با استفاده از ظرفیت‌های نظری این دو اندیشمند، و مبتنی بر روش مقایسه‌ای با تاکید بر گفتگو به مدل سقراطی، می‌توان به راه حلی در مساله علیت در جهان مادی و در سه حیطه تعریف، چگونگی و لوازم علیت در جهان مادی دست پیدا کنیم.
کاوش در چرایی تقرب فارابی به فلسفه دینی در عالم اسلام
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، مهدی صانعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله این تحقیق کشف عواملی است که فارابی را به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام سوق داده است. یافته‏های ما براساس تحلیل و ارزیابی داده‏های موجود در متن آثار وی و شواهد فضای فلسفی روزگار او، از این قرار است: گفتمانِ فلسفی غالب در عصر فارابی، یکی از علل گرایش این فیلسوف به فلسفه دینی بوده؛ زیرا ‌مباحث مربوط به نسبت دین و فلسفه از سال‏های اولیه تحصیل فارابی در مرو تا تحصیلات تکمیلی و استادی‏ او در بغداد، وی را همراهی می‏کرده است. مرو محلی برای یهودیت یونانی‌مآب محسوب می‏شد که به ایجاد هماهنگی بین دین و فلسفه تمایل داشت. به‌علاوه دو تن از معلمان او (یوحنا بن حیلان و متی ‏بن یونس) در بغداد، اولی پیرو فلسفه اسکندرانی و دومی از مترجمان بعضی شروح فلسفی مکتب اسکندرانی بود. میراث فلسفی ترجمه‌شده در روزگار او نیز که حاوی بعضی شروح و آثار اسکندرانی و نوافلاطونی بود، نقش مهمی در ساخت ایده فلسفه دینی در ذهن فارابی داشت. همچنین قرائت خاص وی از مابعدالطبیعه که متأثر از علائق معرفتی او به آموزه‏های کتاب آسمانی مسلمانان بود به‏همراه درکی که از وحدت حقیقت داشت از اسباب دیگر، در نزدیک کردن فارابی به ساخت فلسفه دینی در عالم اسلام به شمار می‏رود.
صفحات :
از صفحه 121 تا 140
بررسی چیستی کمال از منظر فارابی
نویسنده:
عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بحث کمال یکی از مسائل بنیادی علوم مختلف است. مساله اصلی این مقاله این است که ماهیت کمال از منطر فارابی چیست؟ برای حل این مساله از روش توصیفی و تحلیلی استفاده شده و اهم یافته های این تحقیق این است که فارابی تعریف ماهوی برای کمال ارایه نداده و مراد وی از کمال این است که واجد نقص نیست. او بر این باور است که میان کمال، سعادت، لذت و خیر ارتباط وجود دارد؛ یعنی همه خیرها و سعادت ها برای انسان نوعی کمال محسوب می شوند و حداقل برخی از لذت ها کمال است. به بیان دیگر، این الفاظ گرچه از جهت مفاهیم با یکدیگر متفاوت هستند، اما حداقل در برخی مصادیق با هم مشترک‏اند. از نظر فارابی کمال امری تشکیکی و دارای مراتب مختلف است. با ملاحظه موجودات درمی‏یابیم که خداوند در بالاترین رتبه و موجودات مادی در رتبه پایین کمال قرار دارند. این فیلسوف سه ملاک -عقل فعال ، سعادت ورسیدن به حضرت حق - را به عنوان ملاک های کمال قصوی در آثار مختلفش مطرح کرده است. این سه ملاک باهم مانعه الجمع نیستند، بلکه امکان جمع این سه ملاک وجود دارد. او کمال را در مورد ذات، صفات و فعل خداوند نیز مطرح می‏کند و بر ادعایش برهان اقامه می‏نماید.
صفحات :
از صفحه 189 تا 216
سیمای فلسفه و فیلسوف در آثار ابونصر فارابی
نویسنده:
سید محسن حسینی ، عین الله خادمی ، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تصویر فلسفه و فیلسوف در آثار فارابی به کاربرد این مفاهیم نزد حکمای الهی و قرآن شبیه است: حکمت میراث تعالیم پیامبران، عطیه‏ای الهی، عامل هدایت(سعادت) و به همراه حکمرانی است. تعالیم حکما رازوارانه، فلسفه واحد و با دین قابل جمع است. فیلسوف سیمای پیامبرگونه دارد و باید آراسته به فضائل نظری مانند دلدادگی به حقیقت و پژوهش در راه آن بعلاوه سجایای اخلاقی از جمله راستی، ورع، زهد از امیال مادی و مضاف بر این موارد معتقد به باورهای دینی مانند حدوث جهان به ابداع فاعل واحد، معاد و رعایت احکام ادیان آسمانی در حد جزئیات باشد. حکمت و حکیم در معنای حقیقی خود به خداوند اختصاص دارد و مَجازا برای انسان به کار می‏رود. سیر مباحث در اهم آثار فارابی از مبدا وجود(الله) آغاز می‏شود. غایت فلسفه نیز در نگاه او شناخت خداوند است. با این اوصاف می‏توان گفت فلسفه در اندیشه او نظرالهی در موجودات است.
صفحات :
از صفحه 76 تا 98
معاد جسمانی از دیدگاه ملاهادی سبزواری و آیت الله مروارید
نویسنده:
ناصر احسنی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله‌ی معاد جسمانی، از اصول اعتقادی اسلام و سؤال اساسی هر انسان عاقبت اندیشی است که در این میان، بررسی آرای حکمای بزرگ و متفکران برجسته می‌تواند روشن‌گر زوایای تازه‌ای از این آموزه باشد. اختلاف نظر درباره‌ی کیفیت معاد جسمانی، یکی از مهم‌ترین مباحث میان فلاسفه و پیروان مکتب تفکیک بوده است. ملاهادی سبزواری، در تداوم حکمت متعالیه، تبیینی فلسفی از معاد جسمانی با بهره‌گیری از مفاهیمی چون حرکت جوهری و بدن مثالی ارائه می‌کند؛ در حالی‌که آیت‌الله حسنعلی مروارید، بر مبنای مکتب تفکیک، بازگشت همین بدن عنصری دنیوی را مطابق با ظاهر آیات و روایات می‌داند. پرسش اصلی پژوهش این است که تفاوت‌های اساسی دیدگاه حکیم سبزواری و آیت‌الله مروارید در باب معاد جسمانی چیست و هر یک بر چه مبانی معرفتی و اعتقادی استوارند؟ حاصل این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی در محورهای زیر خلاصه می‌شود؛ حکیم سبزواری با پذیرش مبانی صدرایی، معاد جسمانی را در قالب بدن مثالی تبیین می‌کند و نظریه «خلق بدنی جدید» را نمی‌پذیرد، بلکه بر بقای صورت شخصیه در عالم دهر تأکید دارد. او نوآوری‌هایی نسبت به ملاصدرا ارائه می‌دهد، از جمله تأکید بر بازسازی بدن توسط صورت مثالی و تبیین هویت فردی در قالبی مثالی و لطیف. آیت‌الله مروارید با رویکردی کلامی ـ تفسیری، هرگونه تأویل فلسفی را نقد کرده و معاد جسمانی را عین بازگشت همین بدن مادی می‌داند که پس از پوسیدگی به اراده‌ی الهی دوباره بازآفرینی می‌شود. وجه اشتراک هر دو اندیشمند، پایبندی به اصل معاد جسمانی و حفظ هویت فردی است، اما اختلاف آنها در روش‌شناسی (فلسفی ـ عقلی در مقابل نقلی ـ تفسیری) و در تبیین کیفیت بدن قیامتی آشکار می‌شود. مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که رویکرد حکیم سبزواری به دنبال جمع عقل و نقل و تبیین فلسفی معاد است که بنظر در پاسخگویی به ذهن پرسشگر امروزی توانمندتر می‌باشد، در حالی که مرحوم مروارید به نصوص وحیانی بسنده می‌کند و از دخالت مبانی فلسفی پرهیز دارد. درنهایت این دو رویکرد، دو مسیر متفاوت اما همسو در پاسداری از اصل ایمان به معاد جسمانی را نمایان می‌سازند.
ارزیابی وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از دیدگاه فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی
نویسنده:
حسن مؤمنی میوله؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
وجود و عدم خداوند و یا واجب‌الوجود بالذات در اصطلاح فلسفی، همواره دغدغه بشر بوده و درباره آن سخن‌های فراوانی گفته شده است. در اندیشه فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، خداوند از سنخ وجود و بلکه خود وجود است؛ برای اثبات وجود خداوند در نزد این سه شخصیت شواهدی ارائه و براهینی اقامه شده است. بر این شواهد و براهین نقدهایی وارد است که ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم و حقیقت وجود دارد. این‌که یک برهان به حقیقت وجود که ترجمان وجود خدا است، نزدیک است یا دور، که بر طبق آن قوت و ضعف برهان سنجیده شود، خود نیازمند ملاک‌هایی است تا سنجیده شود. سوال اصلی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا می‌توان ملاک‌ها و سنجه‌هایی را طراحی کرد که با توجه به آن‌ها از زاویه دید وجودی به شواهد و براهین اثبات وجود خدا نگریسته شود و از این طریق بتوانیم آن‌ها را مورد تجزیه و تحلیل و نقد و بررسی قرار دهیم؟ پاسخ این سوال مثبت است، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده‌های کتابخانه‌ای می‌کوشد ساختار وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از منظر فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی را بر اساس ملاک‌هایی که طراحی شده است، تجزیه و تحلیل کرد. نتیجه‌ای که در پایان حاصل شده این است که برای ارزیابی وجودشناختی شواهد و براهین اثبات وجود خدا از منظر فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، باید سه ملاک وجودی مورد ارزیابی قرار بگیرد: میزان حضور حقیقت وجود، عینیت وجود و وحدت وجود؛ توضیح مختصر آنکه با توجه به مبانی عقلی و نیز مبانی اندیشه‌های فارابی، ابن‌سینا و ابن‌عربی، قدرت یک برهان در وهله‌ی اول به این است که مفهوم وجود حضوری پر رنگ داشته و برهان از مؤلفه ماهیت به دور باشد، پس از این اصل می‌بایست برهان در ساحت وجود عینی مطرح و از مباحث ذهنی و مفهومی به دور باشد و در آخر پس از عینیت داشتن، وجود دارای وحدت باشد و از نگاه کثرتی به وجود پرهیز شود. به عبارت دیگر برای نشان دادن آنکه یک برهان در کدام یک از دسته برهان‌هایی قرار می‌گیرد که به وجود نزدیک‌تر و در نتیجه دارای قوت استدلالی است، نیازمند آن هستیم که به‌صورت مبسوط، براهین و مؤلفه‌های آن را تجزیه و تحلیل کردیم؛ برای تجزیه و تحلیل براهین، سه ملاک اساسی داریم که قابل جمع هستند و اگر یک برهان آن سه ملاک را با هم داشته باشد، از قوت و قدرت استدلالی و مبنایی بالایی برخوردار خواهد بود و به هر میزان که یکی از این ملاک‌ها را نداشته باشد و یا با داشتن این ملاک‌ها، نقصی در آن‌ها وجود داشته باشد، قوت استدلالی پایینی خواهد داشت و همین امر، خود منشا نقدهایی بر براهین اثبات وجود خدا است.