SearchIn5Lib | کتابخانه مجازی الفبا

SearchIn5Lib | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو
  • تعداد رکورد ها : 4339
عنوان :
جایگاه و قلمرو تاریخی زبان پارسی دری
خلاصه مطلب :

زبان پارسی دری زبان شعر و هنرآفرینی است؛ گویی در نهاد و سرشت این زبان، سرودن و شعرگفتن آمیخته شده است. این دیگر جزء طبیعت ذاتی این زبان است و نه تنها پارسی‌زبانان که حتی آنانی که پارسی، زبان دومی ایشان بوده، بدین زبان شعر سروده‌اند و دیوان دارند و نه تنها مشوق شاعران و سخنوران پارسی‌گوی بوده‌اند که خود نیز بدان پرداخته‌اند.زبان پارسی به ما همه چیز داده است. این زبان بسان چتری بسیار پهن، همۀ سرمایه‌های تمدنی و فرهنگی ما را از گاه باستان تا امروز در سایه‌اش نگه‌داشته است. به همان سان که زبان پارسی دری در کنار زبان عربی زبان دوم فرهنگ و تمدن اسلامی است، همچون آن زبان چهرۀ قدسی و آسمانی داشته است و مسلمانان پارسی‌زبان با همان چشمی که به زبان عربی می‌نگریسته‌اند، به این زبان هم نگاه می‌کردند.

پیوند این زبان با اسلام حتی در دوران معاصر هم زنده و پابرجاست و جلوه‌های رنگین دارد؛ چنان‌که در دورۀ استبداد استالینی «در سال‌هایی که در کشورهای مرکزی قرآن را [به زور] از میان مردم جمع کرده بودند، مادران زیر سر نوزادان‌شان دیوان حافظ می‌گذاشتند و مؤمنانی که می‌خواستند نماز بگذارند؛ اما آن را از کسی نیاموخته بودند، رو سوی قبله می‌کردند و دو غزل از حافظ می‌خواندند» و به همین‌گونه در میان مسلمانان چین امروز هم شرط بزرگ پیشوای مذهبی، دانستن زبان پارسی دری است.

تنها زبانی که در پارس پیدا شده و بالیده و سپس گسترش یافته، زبان پهلوی است؛ اما زبان‌های عمدۀ ایرانی کهن و میانه که دربردارندۀ اوستایی، سغدی، خوارزمی، بلخی، تخاری و ختنی می‌شود و همچنان زبان‌های جدید ایرانی چون پارسی، پشتو و .... بیشترینۀ آنها در شرق فلات ایران پیدا شده‌اند؛ بنا بر آن هسته‌های اصلی پیدایش زبان‌های ایرانی در ورارود بوده است. این هم شاهد دیگری است بر اینکه جغرافیای بالندگی زبان پارسی دری در شرق فلات ایران یعنی خراسان و ورارود است و خود از زبان‌های عزیز و ارجمندی است که سازندگان و آفرینندگان اصلی آنها همچون جوشندۀ زبان‌ها در جغرافیای فرهنگی ما عمل کرده‌اند.

زبان مکتوب پارسی دری با توجه به کهن‌ترین متن موجود تاریخ‌دار آن، عمری نزدیک به 1100 سال دارد. پیشینۀ تکوین این زبان اگر پس از اسلام باشد، 1400 سال از آن می‌گذرد و اگر بر روی قرینه‌های پذیرفتنی پیش از اسلام و در عصر ساسانیان دانسته شود، بیشتر از آن می‌گذرد. به هر حال این اتفاق چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام رخ داده باشد، به گفتۀ ژیلبرلازار فرانسوی «حادثه‌ای بزرگ در تاریخ جهان به شمار می‌آید».

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

پارسی دری در یک نگاه، خاستگاه یا منشأ، زادگاه، نام‌های این زبان و معناهای آن، اسلام و پارسی دری، خلیفه‌های عباسی و زبان پارسی دری، الفبا و خط پارسی، پارسی دری در چهار سدۀ نخستین هجری، نخستین‌ها و کهن‌ترین‌ها، پارسی دری زبان رسمی، گسترۀ جغرافیایی، نفوذ در دیگر زبان‌ها، نفوذ دیگر زبان‌ها، در میان پارسی‌نویسان، کتیبه‌های فراز گورها و بناها، سخنور بانوان، مخالفت با پارسی دری، در سکه‌ها و مهرها، در افغانستان، واپسین گفتار و کتاب‌نامه.

... بیشتر
نویسنده:
سیدعلی محمد اشراقی
ناشر:
یوسف زاده
کلید واژه:
زبان پارسی دری,ادبیات تطبیقی,ادبیات افغانستان,تاریخ ادبیات افغانستان,ادبیات ایران
عنوان :
جامعه‌شناسی رمان: پژوهشی در «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت‌آبادی
خلاصه مطلب :

در تحلیل جای خالی سلوچ ار این دیدگاه سعی شده است روی جامعه‌شناسی دورۀ خاصی از زندگی انسان‌ها در مکان خاصی در حوزه جغرافیای ایران تلاش‌های یک زن درون فرهنگ مردسالار یک روستای کوچک بررسی شود.

جامعه‌شناسی رمان نه تاریخ‌نگاری ادبی است و نه هیچ‌گونه وابستگی با نقد ادبی دارد. در نقد ادبی کار نقاد داوری و ارزش‌گذاری اثرها است و از بنیاد بر داوری ارزش استوار است. کار تاریخ‌نگار ادبی گزارش زمینۀ تاریخی پیدایش این یا آن اثر و این یا آن سبک و شیوه است.

جامعه شناسی ادبیات به دنبال شناخت قانون‌های حاکم بر زیبایی و معنای کار ادبی است. عنصرهایی را در متن جامعه و درون اثر می‌جوید که به کار ادبی معنای زیباشناختی می‌دهند و این اثر را از دیگر نوشته‌ها جدا می‌کنند.

جامعه‌شناس ادبیات می‌خواهد بفهمد چرا چنین فرم یا کالبد اجتماعی زایندۀ چنان فرم ادبی یا چنین ارزش زیبایی‌شناختی به خود گرفته است. به زبان دیگر جامعه‌شناس می‌خواهد بفهمد چه پیوندهایی میان شیوه‌های زندگی آدمیان و یک اثر ادبی،که فرآوردۀ اندیشه نویسندۀ آن است، وجود دارند. این پیوندها چگونه هستند و معنای جامعه‌شناختی و هنری آنها چیست. آیا چهربندی این پیوندها می‌تواند ارزش علمی و قابل تعمیم داشته باشد؟ آیا اگر فرمولی در یک زمینۀ ویژه به دست آمد، می‌توان آن را به زمینه‌های دیگر نیز تعمیم داد؟

برای پاسخ به چنین پرسش‌هایی بود که ما پژوهش رمان "جای‌خالی سلوچ "، محمود دولت‌آبادی را آغاز کردیم و آن را همچون میدان تجربی این شاخۀ ویژه از جامعه‌شناسی شناخت برگزیدیم.

در هر رمان یک سلسله مرحله‌های اساسی وجود دارد. کار جامعه‌شناس، شناخت و گزارش عنصرها، ساخت‌ها و روندهایی است که دست به دست‌دادن و همایندی‌شان به این مرحله‌ها انجامیده است. به زبان دیگر کار جامعه‌شناسی پرکردن فاصلۀ میان مرحله‌های اساسی و معنی‌دار داستان به یاری منطق و قاعده‌های جامعه‌شناختی است. در این رمان داوری دولت‌آبادی یعنی شیوۀ پرکردن فاصلۀ مرحله‌ها یا فرایندهای اساسی رمان ویژۀ خود اوست. در این رمان به دنبال واقعیتی هستیم که هم در میدان کار و اندیشۀ منتقد ادبی می‌گنجد و هم در دورنمای هنری نویسنده، دنبال چیزی می‌گردیم که بتواند با رویدادها و ماجراهای داستان پیوند داشته باشد و در فراسوی ساخت زبانی، رمان به قوانینی دست یابد که حقیقت دارند و با زندگی و تلاش روزانۀ تاریخی انسان ارتباط مستقیمی دارند و رشته‌های ناپیدای منظمی را جستجو می‌کنیم که منطق درونی رفت‌وآمدهای آشفته و به ظاهر نامنظم زندگی است.

محمود دولت‌آبادی بی‌نیاز از معرفی است؛ نویسنده‌ای که لااقل کلیدر او و جای خالی سلوچ فخر ادبیات داستانی معاصر ایران بوده است. از دولت‌آبادی در سال‌های اخیر کار تازۀ چندانی منتشر نشذه است، به غیر از «نون نوشتن» که شرح اوضاع و احوال او و بازتاب احوال شخصی و روزانۀ او در سال‌های گذشته محسوب می‌شود.

محمود دولت‌آبادی در ایران نویسندۀ پرآوازه‌ای است. او نویسنده‌ای واقع‌گرا است که بخش عمدۀ آثارش به روستا و روستاییان اختصاص دارد و از این نظر حتی می‌توان دیارگرایی و بومی‌نگاری را به وی و آثارش نسبت داد که به ارزش کارها و اعتبار نویسنده می‌افزاید.

محمود دولت‌آبادی نویسنده‌ای خودآموخته است؛ نوعی یاشار کمال، ماکسیم گورکی یا هنری میلر ایرانی است که از آغاز در دانشگاه زندگی درس خوانده، شغل‌های عجیب و غریب و مختلفی را تجربه کرده و تقریباً می‌توان گفت تن به همه کاری داده است: سلمانی، سینما، ویراستار، بازیگری تئاتر و سینما و ... و سرانجام نویسندگی.

برجستگی آثار وی بی‌شک مدیون ارتباط مستقیم وی با مردم و زندگی و در عین حال درک درست مقولۀ داستان است. از همان نخستین داستان‌هایی که به چاپ رسانده، می‌توان این نکته را به خوبی دریافت که قلم او از صمیمیتی خاص و گاهی روستایی برخوردار است؛ صمیمیتی که باعث می‌شور تا داستان‌های او را با رغبت و شاید حتی یک‌نفس تا آخر بخوانیم.

دولت‌آبادی نویسنده‌ای واقع‌گرا است. او را به لحاظ کار و دانشکده‌های زندگی با ماکسیم گورکی، به لحاظ سوژه‌ها و محیط نوشتاری با لئو تولستوی، به لحاظ فلسفی با تئودور داستایوفسکی و به لحاظ واقع‌گرایی اجتماعی با بالزاک یا با نجیب محفوظ می‌توان مقایسه کرد. وی با مردم کار کرد؛ با روستاییان زیست؛ واقع‌بینانه فلسفۀ زمان خود را درک کرد و آن را در آثار خود عینیت بخشید. او فرزند زمان خود است. ادبیات عرصۀ نبرد زندگی اوست و در همه حال در جبهۀ مردم باقی ماند و نبرد مردم را که نبرد خود او هم هست، به تصویر کشید.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

فصل اول: کلیات پژوهش

فصل دوم: واکاوی ادبیات پژوهش

فصل سوم: روش پژوهش

فصل چهارم: بستر پیدایی رمان

فصل پنجم: یافته‌های پژوهش

فصل ششم: نتایج پژوهش.  

... بیشتر
نویسنده:
ایرج ساعی ارسی و پرویز صالحی
ناشر:
بهمن برنا
کلید واژه:
جامعه‌شناسی,رمان,جای خالی سلوچ,محمود دولت‌آبادی
عنوان :
تصنیف‌سرایی در ادب فارسی (از دورۀ مشروطه به بعد) به همراه گزیده‌ای از تصانیف شیرین پارسی
خلاصه مطلب :

هدف از ارائۀ این تحقیق این است که بدانیم تصنیف ناب و دل‌نواز می‌تواند جایگزین مناسب برای تصانیف مبتذل و کوچه و بازاری باشد که هم شعر و هم موسیقی سنتی و اصیل ایرانی را به تمسخر گرفته و آنها را دستاویزی برای اهداف بیگانگان گردانیده است؛ بنابراین با شناساندن تصنیف شایسته و خوب به علاقمندان شعر و موسیقی ایرانی، به ویژه به شاعران و هنرمندان و همۀ آنها که از نعمت ذوق و قریحۀ خداوندی شاعری بهره‌مندند، می‌توان راهی را برای پرکردن جای خالی این نوع شعر ارائه نمود.

زبان تصنیف با توجه به بیشتر تصانیف موجود، زبانی است ساده‌تر از زبان‌های به‌کارگرفته شده در شعر و به روح و دل مردم این مرز و بوم نزدیک‌تر و با احساسات آنها عجین‌تر است و سرودن آن نیز نیازمند ذوق و احساسی لطیف‌تر و مردمی‌تر است.

در این کتاب افزون بر معانی معمول تصنیف چون «صنف‌صنف‌کردن، گردآوردن، نوشتن کتاب یا رساله، شعرگفتن و .... » دو معنای دیگر نیز مورد نظر بوده است:

تصنیف به معنای عام که در ادوار گذشته با اصطلاحات بسیاری از آن یاد می‌شد؛ از جمله: ترانه، سرود، قول، غزل، رباعی، دوبیتی و ... . دیگری به معنای خاص که آن را می‌توان تصنیف صرف نام نهاد که از دورۀ مشروطیت با علی‌اکبر شیدا و عارف قزوینی شروع شده و با شاعرانی چون بهار و امیر جاهد و اسماعیل نواب صفا و رهی معیری و بسیاری دیگر ادامه یافته است و کم و بیش در زمان حاضر نیز ادامه دارد.

یكی از الطاف و عنایات حضرت باری بر بشر مخلوق، ‌توانایی ایجاد ترنم در روح‌های متعالی است. عشق این ودیعه الهی با همۀ نیش و نوش‌هایش، ‌می‌تواند به موجب تحرک منطقی روح‌های متعالی موجدتر نمی‌باشد. بعد از این مرحله، موسیقی مخلوق دست بشر پیش می‌آید كه آنهم ودیعه‌ای است چون دیگر ودایع الهی كه باز برای اهل هنر محفوظ می‌ماند و همچنان كه نوشته‌اند و خوانده شده، برای آن موسیقی نیز بنابر آداب و سنن هر قومی،‌ قواعدی مرتب گشته و ایران زمین نیز از دیرباز و از قدیمی‌ترین ادوار تاریخی ‌اش یعنی دورۀ ‌ماد،‌ مهد پرورش اینگونه هنرمندان بوده است.

در تمام ادوار مورد بحث كتاب شكلی از موسیقی‌ یا نوعی از تلفیق شعر و موسیقی به نام تصنیف در كنار موسیقی به مفهوم مقام یا دستگاه یا ... ساخته و پرداخته شده كه بازگویندۀ عواطف گوناگون هنرمندان و سازندگانی بوده است كه از آنها به تصنیف‌سرا یا تصنیف‌ساز تعبیر گردیده است و البته متناسب با موسیقی هر دوره‌ گاه در لباس طنز و گاه در لبای هزل و زمانی در قالب بیان عواطف عاشقانه و گهگاه برای تشجیع حماسه‌آفرینان و بسیار هم مؤثر، ‌ارایۀ هر تصنیف با لحن و كلام مرسوم بوده است؛‌ اما گاهی شعر تأثیری بیشتر از لحن باقی گذاشته و گاهی لحن موجب تقویت تأثیر شعر بوده است.

فهرست مطالب این کتاب بدین شرح است:

بخش نخست:

فصل اول: موسیقی و شعر با این موضوعات: موسیقی، شعر و موسیقی، ‌گروه موسیقایی، ‌وزن، قافیه، ردیف،‌ هماهنگی‌های صوتی، تأثیر شعر و موسیقی، منوچهری دامغانی، حكیم عمر خیام،‌ افضل‌الدین خاقانی شروانی،‌ سعدی، ‌حافظ، ‌مولوی.

فصل دوم: تصنیف یا لحن موزون و انواع آن با این موضوعات: تصنیف یا لحن موزون، قول و غزل،‌ سرود و ترانه و انواع آن، سرود، دوبیتی،‌ شروه، ‌حراره، ترانه،‌ ترانه‌های محلی،‌ رباعی،‌ لحن یا تصنیف عمل یا كارعمل،‌ مولوی،‌ سعدی، ‌حافظ،‌ شیخ بهایی،‌ هاتف اصفهانی،‌ علامه طباطبایی، تصنیف و معنای اخیر آن، تصنیف مرغ سحر.

فصل سوم: تاریخچۀ تصنیف و تصنیف‌سرایی با این موضوعات: تاریخچه تصنیف و تصنیف‌سرایی،‌ تاریخچه شعر فارسی دورۀ قبل از اسلام، وزن در اشعار فارسی پیش از اسلام، باربد،‌ تاریخچۀ شعر فارسی دوران اسلامی و پس از آن، اشعار عامیانه قبل و بعد از اسلام،‌ تاریخچۀ شعر فارسی دورۀ مشروطیت و پس از آن، ادبیات دورۀ مشروطیت، ‌شعر دورۀ مشروطیت،‌ اوزان و قالب‌های شعری متداول در دورۀ مشروطیت، ‌مضمون و محتوی شعر مشروطیت و پس از آن، ترانه و تصنیف در دورۀ مشروطیت، ‌دورۀ پس از انقلاب اسلامی.

فصل چهارم: شرح حال پیشگامان تصنیف با معرفی این افراد: علی‌اكبر شیدا،‌ عارف قزوینی،‌ ملک‌الشعرای بهار.

بخش دوم:

مقدمۀ برگزیدۀ تصانیف،‌ تصانیف پیشگامان تصنیف‌سرایی: علی‌اکبر شیدا، عارف قزوینی و محمدتقی بهار.

تصانیف تصنیف‌سرایان دیگر: هوشنگ ابتهاج، عبدالله الفت، ‌پژمان بختیاری،‌ نوذر پرنگ،‌ بیژن ترقی، ‌حاجب،‌ ابوالقاسم حالت، ‌مولانا حسینی،‌ ایرج دهقان، نیر سینا،‌ حسین شاه‌زیدی، هوشنگ شهابی،‌ عباس شهری، ‌منیره طاها، ‌نظام فاطمی،‌ كریم فكور، ‌رهی معیری، رحیم معینی كرمانشاهی،‌ تورج نگهبان، سعید نیازكرمانی،‌ ایرج نیری،‌ حسن وحید دستگردی،‌ ابوالحسن وزیری و بهادر یگانه از جمله مباحثی هستند كه در كتاب حاضر بررسی شده‌اند.

... بیشتر
نویسنده:
سهراب فاضل
ناشر:
حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
کلید واژه:
ترانه‌های ایرانی,موسیقی و شعر,ترانه‌سرایی,ترانه‌سرایان ایرانی,شرح حال
عنوان :
پوشش و حجاب زن در ادبیات فارسی: از انقلاب مشروطه تا امروز
خلاصه مطلب :

با شروع دنیای مدرن، ادبیات فارسی فضاهای تازه‌ای را تجربه کرد که یکی از آنها نگاه‌های تازه به ماهیت، وجود، کارکرد و به ویژه نوع حضور و ظهور او به عنوان نیمی از پیکرۀ جامعه بود.

بدیهی است همان‌گونه ذات دنیای مدرن اساساً مبتنی بر تفرّد، نسبیت و درون‌گرایی خاصی بود که از طبع و طبیعت و شخصیت و محیط آدمیان تازه برآمده بود. نگاه به مسئلۀ زن هم در تمامی ابعاد وجودی ـ به ویژه نوع کنش و پوشش او ـ در ادب نوین فارسی مبتنی بر نگره‌ها و گرایه‌های متعدد، متفاوت و بعضا متخالف بود. هر چند ـ به هر حال ـ شاعران و نویسندگانی که درکی عمیق‌تر و روشن‌تر از سنت و حقیقت مرنیت داشتند، چندان همسو با طرد و نفی مراسم، شعائر و آداب و موازینی که همسو با سرشت فردی و اقتضائات جمعی و ملی ایرانی بود، نبودند و این مراسم و موازین را مانع و رادعی برای پیشرفت و تکامل زن و حضور و ظهور او در جمع نمی‌دانستند.

به هر روی ادبیات معاصر که کمی پیش‌تر از مشروطه آغاز می‌شود و تا امروز ادامه می‌یابد؛ یکی از مهم‌ترین ساحت‌ها برای شناخت زن و ابعاد وجودی اوست که اوج آن ـ از نظر ظاهری ـ در انتخاب نوع حضور و پوشش زن هویدا می‌شود. با فهم این ادبیات ـ به ویژه اشعار و رمان‌های معاصر ـ می‌توان بسیاری از ابعاد شخصی و شخصیتی زن مسلمان ایرانی را شناخت و با طیف وسیعی از دیدگاه‌های صاحب‌نظران دوسوی این فرهنگ آشنا شد.

مسئلۀ پوشش و به طور خاص حجاب در جامعۀ ایران از دیرباز به عنوان مسئله‌ای حیاتی و هویت‌بخش مدنظر بوده است. بررسی تنوع لباس‌ها در میان اقوام مختلف این سرزمین و در کنار آن، برجسته‌ساختن وجوه اشتراکی که همگی آنها را به «لباس ایرانی» تبدیل می‌کند، در کنار واکاوی نقاط افتراقی که تفاوت‌ها و تنوع در نگرش‌های اجتماعی، فرهنگی، زیباشناختی و حتی اقتصادی و سیاسی را در مناطق مختلف کشور بازنمایی می‌کند، می‌تواند ما را به فهمی ژرف‌تر و دقیق‌تر از فرهنگ ایرانی رهنمون شود. در دوران معاصر مواجهۀ جامعۀ ایرانی با فرهنگ مدرن، ورود اختراعات و اکتشافات نوین به کشور که فرایندهای ارتباطی را تسهیل بخشید، تحولات جغرافیایی سده‌های اخیر و همچنین تحولات سیاسی ـ اجتماعی گسترده‌ای که جامعۀ ایرانی را دستخوش تغییرات نمود، هنگی عواملی هستند که به شکل جدی در تحولات پوشش مردان و زنان ایرانی در این دوران بازنمایی شده‌اند.

در فصل اول كتاب تحت عنوان «قلمرو و معنای نوين پوشش و حجاب» ضمن تعريف و معنا از كشف حجاب و كشف حجاب تا انقلاب اسلامی و چادر به عنوان حجاب برتر سخن به ميان آمده است. فصل دوم به بررسی و تحليل متون ادبی دوران مشروطه از جمله آثار عارف قزوينی، ميرزادۀ عشقی، ايرج‌ميرزا، نسيم شمال، محمود افشار، گلشن، فراهانی، نجفدری فيروزكوهی و.. اختصاص دارد. در فصل سوم پوشش و حجاب زن در ادبيات معاصر ايران با تكيه بر آثار ادبی اين دوره تبيين شده است.

فهرست مطالب این کتاب بدین‌قرار است:

1. قلمرو معنای نوین پوشش و حجاب: تعریف و معنا، کشف حجاب، از کشف حجاب تا انقلاب اسلامی، چادر به عنوان حجاب برتر.

2. دیالکتیک فرهنگی: عارف قزوینی، میزادۀ عشقی، ایرج میرزا، اشرف‌الدین حسینی (نسیم شمال)، وافی عراقی، دکتر محمود افشار، فیض، حاجی آقا اسماعیل دهقان، کاظم لاکانی، گلشن، بلقیس ناظری، محمدتقی واحدی، فراهانی، سنادالاسلام، اسکویی، غرای نجف‌آبادی، نجفدری فیروزکوهی، عفاف‌نامۀ امیری فیروزکوهی.

3. پوشش و حجاب زن در ادبیات معاصر ایران: ادیب‌الممالک فراهانی، نسیم شمال، ملک‌الشعراء بهار، حجاب زن در نگاه شاعران معاصر زن، مهدی حمید شیرازی، ابراهیم گلستان، جلال آل‌احمد، مهدی اخوان ثالث، زویا پیرزاد، دکتر علی شریعتی.

... بیشتر
نویسنده:
مهدی محبتی
ناشر:
پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
کلید واژه:
حجاب در ادبیات,دیالکتیک فرهنگی,مشروطه
عنوان :
پزشک پارسی (مروی بر زندگی و آثار جرجانی)
خلاصه مطلب :

سیداسماعیل ابن حسن بن محمد ابن محمود ابن احمد جرجانی در 434 قمری در جرجان (گرگان) به دنیا آمد. آنچه از شواهد تاریخی بر می‌آید وی تحصیلات خود را در طب نزد ابن ابی‌الصادق نیشابوری ملقب به بقراط ثانی به پایان رساند.

تحلیل آثار جرجانی نشان می‌دهد که وی بر آثار پیشینیان خویش تسلط داشته و از ایشان اثر پذیرفته است. وی از پزشکان دورۀ اسلامی به ابن سینا، محمد ابن زکریای رازی، ابوالحسن طبری ترنجی، احمد فرخ، عیسی صهاربخت و نیز به کتبی چون تذکرةالکحّالین علی ابن عیسی کحّال و از پزشکان یونانی به جالینوس، بقراط و اهرن اشاره کرده است. جرجانی افزون بر طب در علوم دینی نیز تحصیلاتی داشته است. به گفتۀ یاقوت حموی وی شاگرد ابوالقاسم عبدالکریم قشیری بوده و نیز به سمعانی اجازۀ روایت حدیث داده است. از جمله کتاب‌های وی می‌توان به این موارد اشاره کرد: ذخیرۀ خوارزمشاهی (به عربی و فارسی)، خُفّی علایی، الاغراض الطیبة و المباحث العلائیة و .... .

فهرست مطالب این کتاب در هشت فصل آمده و بدین ترتیب است:

خوارزم و شرایط سیاسی و اجتماعی آن، شرح حال جرجانی، آثار جرجانی، تاریخچۀ پزشکی در ایران و دیگر سرزمین‌های اسلامی، مؤلفه‌های طب سنتی پارسی در بیان جرجانی، دیدگاه جرجانی در بررسی مطالب مربوط به حفظ سلامتی، مروری بر پژوهش‌های نوین دربارۀ جرجانی، فهرست واژگان کهن در آثار جرجانی.

... بیشتر
نویسنده:
حسین روح‌اللهی زیر نظر علیرضا مختارپور قهرودی
ناشر:
همشهری
کلید واژه:
زندگینامه,طب سنتی,اسماعیل ابن حسن جرجانی
عنوان :
پرده گشا، راز نما (مروری بر زندگی و آثار رشیدالدین میبدی)
خلاصه مطلب :

گذر زمانی فراتر از 900 سال و نابودی بسیاری از کتاب‌ها و آثار بر اثر جنگ و کشتارها و کتاب‌سوزی‌های مغول، راه شناخت و پژوهش را دربارۀ بسیاری از بزرگان و دانشمندان زبان فارسی بسته است. هزاران کتاب در این سده‌های پرآشوب، اسیر آتش نادانی دشمنان فرهنگ و آگاهی گشته است و هر آنچه پس از این سال‌ها بر جای مانده، غنیمتی بس ارزشمند است. شمار کتاب‌های بر جای مانده تا سدۀ ششم قمری، شاید به 200 عنوان برسد؛ از این‌رو شناخت و آگاهی ما نسبت به بزرگان و نویسندگان سده‌های گذشته به ویژه تا سدۀ ششم و هفتم بسیار نارساست. یکی از این گمنامان و کم‌نامان، رشیدالدین ابوالفضل میبدی است. اگر نامی از وی در کتب تاریخی و ادبی سده‌های پیشین وجود دارد، به این دلیل است که دیار یزد را ترک گفته است و به عشق مرادش، خواجه عبدالله انصاری یا به انگیزۀ توجه فرمانروایان خراسان به فرهنگ و ادب راهی هرات شده است. نخستین بار نامش در کتاب‌های "مواهب علّیّه" و تحفةالصلاة ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری آمده است.

وی در سدۀ ششم قمری می‌زیسته است و در خاندانی پرورش یافته است که همه اهل علم و زهد و تقوی بودند. پدر یا جدش شیخ جمال‌الاسلام از بزرگان و صوفیان و عارفان بلندآوازه در شهر یزد بود که فرزندان و نوادگان او به درجه‌های عالی علم و دانش و فضیلت و نگارش رسیدند.

از نام و نشان استادان وی هیچ چیزی در دست نیست؛ اما روشن است که شاگرد یا شاگرد شاگردان مکتب خواجه عبدالله انصاری بوده است.

میبدی در دوره‌ای قلم می‌زد که اندیشمندان آن را دورۀ رشد و شکوفایی و ارزشمندی زبان و ادبیات فارسی می‌دانند، عصری که نثر و نوشتار به پختگی و کمال رسید و بسیاری از نویسندگان خوب و توانای زبان فارسی در این هنگام پای به عرصه نهادند.

آثار بر جای مانده از وی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد که برخی به درستی از آن اوست و برخی را به یقین نمی‌توان گفت از آن او باشد. این اثار عبارتند از: اربعین، طبقات الصوفیه، الفصول، کشف الاسرار و عدّةالابرار، وجوه و نظایر و .... .

این کتاب در چهار بخش و بدین ترتیب به رشتۀ تحریر درآمده است:

زندگی و تحصیل؛ آثار و افکار؛ تفسیر کشف الاسرار؛ تأثر و تأثیر میبدی.

... بیشتر
نویسنده:
حسین مسرّت
ناشر:
همشهری
کلید واژه:
زندگینامه,رشیدالدین ابوالفضل میبدی,کشف‌الاسرار
عنوان :
تاریخ سیاسی ایران در دورۀ قاجار (دو جلد)
خلاصه مطلب :

مهم‌ترین موضوعی که در کتاب حاضر مورد بحث و بررسی قرار گرفته، عبارت است از:  بررسی تاریخ روابط سیاسی ایران، انگلیس و روسیه در دورۀ قاجار. در این پژوهش به دورۀ سلطنت فتحعلی‌شاه و محمدشاه قاجار نگاهی ویژه شده و نگارنده تلاش کرده تا هجوم روس‌ها به ایران و جدا کردن بخش‌هایی از خاک این سرزمین و ملحق‌شدن به خاک روسیه را شرح دهد.

به طور کلی در دوره حکمرانی قاجارها، ایران صحنه رقابت‌های آشکار و پنهان دو دولت قدرتمند آن ایام، یعنی امپراطوری انگلیس و امپراطوری روسیه تزاری بود. زمامداران ایران مایل بودند و می‌کوشیدند حتی‌المقدور توازنی بین آنها ایجاد نمایند؛ ولی این کار سهل و آسان نبود؛ زیرا به علت تضاد سیاست‌های آن دو دولت از یک طرف و بی‌خبری و ناکارآمدی زمامداران ایران از طرف دیگر به خصوص فقر مالی در بیشتر موارد در پیشبرد این سیاست توفیقی حاصل نمی‌شد.

دولت‌های ضعیف در روابط دولت‌های مقتدر در بیشتر موارد وجه المصالحه حل و فصل اختلافات آنها قرار می‌گیرند. چنانکه در اختلاف ایران و انگلیس بر سر هرات، روس‌ها با دادن همه نوع وعده‌های کمک مادی و معنوی و حتی نظامی، ایران را تشویق به درگیری با انگلیسی‌ها می‌کردند. بعد از آنکه دولت انگلیس حساب‌های سیاسی خود را با دولت روسیه تسویه و حل و فصل کرد، زمامداران ایران متوجه شدند که انتظارات‌شان از روس‌ها خواب و خیالی بیش نبوده است. با وجود توصیه‌های خودی و غیرخودی برای ایجاد یک ارتش نیرومند، زمامداران ایران با داشتن بهترین نیروی انسانی نخواستند یا نتوانستند چنان ارتشی را ایجاد نمایند.

انگلیسی‌ها و روس‌ها در رابطه خود با ایرانی‌ها با فریب و نیرنگ حداکثر استفاده را می‌بردند؛ چنانکه سرگور اوزلی سفیر انگلیس با یافتن به اصطلاح «رگ خواب» فتحعلی شاه سعی می‌کرد با تملق‌گفتن به او کارهای خود را از پیش ببرد.

در این کتاب نامه‌های متملقانه از اوزلی به فتحعلی شاه نقل شده است. کارهای مزورانه اوزلی سفیر انگلیس به منظور وادارکردن فتحعلی شاه برای موافقت با انعقاد عهدنامه گلستان که در این کتاب چگونگی آن شرح داده شده، شاید در نوع خود بی‌سابقه باشد.

قاجارها در سال‌های اولیه به قدرت‌رسیدن خود با آنکه به جنگ‌های داخلی دوران پنجاه ساله بعد از نادرشاه پایان دادند، در میان مردم ایران محبوبیت چندانی نداشتند و نام قاجاریه در سرتاسر کشور مورد تنفر بود. به گفته جیمز فریزر عده زیادی از روسای قبایل و رجال به پیروی از طبقات مختلف مردم عرض حال‌های الحاح‌آمیز به مقامات انلگیس می‌دادند و تقاضا می‌نمودند خود را تحت حمایت انگلیس درآورند و می‌گفتند تنها خواسته آنها صلح و امنیت است. این افراد می‌گفتند اگر با درخواست آنها موافقت نشود، ترجیح می‌دهند تحت حکومت روس‌ها درآیند تا آنکه تابع سوء اداره و زورستانی حکام فعلی خود قرار گیرند.

با این حال در دوران طولانی سلطنت ناصرالدین شاه (نزدیک پنجاه سال) با آنکه مردم مدتی از یک آرامش و امنیت نسبی برخورداری داشتند، تودۀ مردم همچنان دستخوش زورگویی حکام و مأمورین دولت بودند که اغلب به نحوی به خاندان سلطنت وابستگی داشتند. در دوره مظفرالدین شاه که لیاقت و شایستگی پدرش ناصرالدین شاه را نداشت، اوضاع کشور از بد، بدتر شد؛ به‌طوری که در اوایل سلطنت او به واسطۀ گرانی مواد غذایی و ناامنی صحبت از خلع شاه و برکناری قاجارها از حکومت می‌رفت.

آقا محمدخان قاجار بنیانگذار دودمان قاجاریه گرچه آدمی خون‌ریز و بی‌رحم بود؛ ولی با سعی و کوشش‌های خستگی‌ناپذیر خود توانست به جنگ‌های داخلی دوران پنجاه ساله بعد از قتل نادرشاه پایان دهد و دست افغان‌ها و ترکان عثمانی و روس‌ها و دیگران را از سرزمین ایران کوتاه کند و تا حدی تمامیت امپراطوری دوران صفویه را تجدید نماید. چه بسا اگر او نابه‌هنگام کشته نشده بود، می‌توانست قلمرو ایران را به وسعت امپراطوری دوران صفویه برساند.

به عقیده بعضی از محققین ایرانی‌ها مانند مردم روسیه، به ملیت و مذهب خود بیش از هر چیز علاقمند هستند و آنها را مقدس می‌شمارند. هر دولتی یا هر کسی به نحوی به این دو مورد تجاوز کند یا توهینی روا دارد، تا به طریقی تلافی ننمایند و خشم خود را فرو ننشانند، از او در نمی‌گذرند. علت تهاجم مردان تهران به سفارت روسیه در روز چهارشنبه شعبان 1244 (11 فوریه سال 1829) و قتل الکساندر گریبایدوف و کارکنان آن در واقع همین موضوع یعنی شکست از روسیه و تجاوزات روس‌ها به ایران و توهین به مقدسات آنها بود که به گمان خود بر آن باور بودند با این کار تا حدی آن را تلافی می‌کنند. فتحعلی شاه و عباس میرزا ولیعهد او هر دو از روس‌ها متنفر بودند و اگر در ظاهر با آنها با احترام رفتار می‌کردند، از روی ناچاری و برای مصلحت و اقتضای زمانه بود.

وقوع رویدادهای غیرمنتظره مانند زلزله و سیل، برف و باران و سرمای غیرعادی و قحط و بدتر از همه شیوع بیماری‌های واگیردار به خصوص وبا و طاعون را باید مصایبی دانست که مردم کشور ما در دوران قاجار و قبل از آن، با آن دست به گریبان بودند.

به گفته جان مکنیل پزشک نمایندگی انگلیس که در سال 1830 در تبریز به سر می‌برد، در ماه ژوئن آن سال بیماری وبا در شهر تبریز شایع و مرگ و میر مردم شروع شد. اعضاء هیئت نمایندگی انگلیس همچنان در آن شهر ماندند تا بعد از 10 روز ناچار کمپ خود را به محلی بنام «کمانه» انتقال دادند. عباس میرزا و خانواده‌اش نیز مجبور به خروج از شهر شدند.

از آنجا که مندرجات این کتاب بیشتر براساس نوشته‌ها و گزارش‌ها و اسناد و کتب اروپایی است، تاریخ روز و ماه سال به تاریخ میلادی است.

فهرست مطالب دو جلد این کتاب بدین شرح است:

جلد اول

دیباچه؛ مروری بر روابط هزارساله ایران و وروسیه؛ الکساندر گریبایدوف و مأموریت او در ایران؛ گرجستان ایران و گرجی‌ها در ایران؛ مأموریت سرگوراوزلی در ایران ـ انعقاد عهدنامه سال 1812 بین ایران و انگلیس؛ عهدنامۀ گلستان چگونه به ایران تحمیل شد؟ برقراری صلح ایران و روسیه؛ سرگوراوزلی و میرزا ابوالحسن‌خان در روسیه ـ اقدامات نافرجام برای بهبود رابطه ایران و روسیه؛ عهدنامۀ نهایی سال 1314 تهران و سرانجام آن؛ پیامدهای لغو فصول 3 و 4 عهدنامۀ تهران سال 1814؛ سفارت ژنرال الکسی یرملوف در ایران؛ پیشنهاد انعقاد عهدنامۀ بازرگانی بین ایران و انگلیس.

جلد دوم

لشکرکشی محمدشاه به هرات ـ مخالفت انگلیس ـ انعقاد عهدنامۀ بازرگانی و نابوده انگاشتن عهدنامۀ تهران؛ ورود گریبایدوف و هیئت نمایندگی روسیه به تبریز ـ اقامت در تبریز؛ از تفلیس تا چچنستان ـ گریبایدوف و دسامبریست‌ها؛ مأموریت پرنس منشیکوف ـ سیدمحمد مجاهد و فتوای جهاد با روسیه؛ تبریز تا تهران ـ روزنامۀ مهماندار وزیر مختار ـ شورش در تهران و قتل وزیر مختار روسیه؛ پیامدهای قتل وزیر مختار ـ مشورت‌های عباس میرزا با انگلیسی‌ها و روس‌ها ـ فکر اتحاد با عثمانی و آمادگی برای جنگ احتمالی؛ اعزام خسرومیرزا به روسیه ـ خسرومیرزا شاهزادۀ بدفرجام؛ مأموریت پرنس دالگوروکی فرستاده مخصوص امپراطور روسیه در ایران ـ درخواست مجازات قاتلین گریبایدوف؛ مذاکرات نافرجام دربارۀ مرزهای نامشخص ـ علت جنگ‌های دورۀ دوم؛ جنگ دوم ایران و روسیه؛ صلح ایران و روسیه ـ شرایط پاسکیویچ برای صلح با ایران ـ مأموریت میرزا صالح.

... بیشتر
نویسنده:
ابراهیم تیموری
ناشر:
سخن
کلید واژه:
قاجاریه,تاریخ سیاسی,سیاست و حکومت,روابط خارجی ایران
عنوان :
چارده روایت: مجموعۀ مقاله دربارۀ شعر و شخصیت حافظ
خلاصه مطلب :

عنوان چارده‌روایت از طریق مراعات نظیر ایجاب می‌کرد به جای ده مقاله، چارده مقاله فراهم شود؛ ولی از آن سو هم امکان نداشت فقط به خاطر مراعات نظیر، نویسنده خود را به تکلف بیاندازد و به خوانندگان بیشتر تصدیع دهد؛ پس در این مجموعه ده مقاله آورده شده است.

مقالۀ اول این مجموعه «وجوه امتیاز و عظمت حافظ» حاصل یک گفتگوی اخوانی نویسنده با دو تن از اعزۀ یاران همدل و سخن‌شناس کامران فانی و حسین معصومی همدانی است. در این مقاله چنانکه از عنوانش پیداست نویسنده کوشیده دلایل و وجوه عظمت فکری و هنری حافظ و امتیاز او از سایر غزل‌سرایان یا سخنوران بزرگ فارسی را در حد وسع و برداشت خود بیان کند.

مقالۀ دوم « چارده روایت» بحث و فحصی است در شناخت اختلاف قرائات قرآن مجید و علم و احاطه‌ای که حافظ در این شعبۀ دشوار از علوم قرآنی داشته است. در پرتو مباحث مطروحه در این مقاله، روشن می‌شود حافظ قاری یا حافظ ساده قرآن مجید نیست. مقری است؛ استاد قرائت شناس؛ یعنی دانای وجوه قرائات مختلفی است که در کتب قرائت‌شناسی نظیر التیسیر ابوعمرو عثمان دانی و النثر ابن جزری ثبت شده و در حدود 1100 مورد است. به عبارت دیگر حافظ به تمام وجوه روایات چهارده راوی از قراء هفت‌گانه، علم و احاطه کامل داشته است. بدین‌سان پایگاه قرآن‌شناسی حافظ بهتر نمایان می‌شود.

مقاله سوم شرح یک بیت دشوار حافظ است:

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت                             آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

غامض‌ترین متشابهات و دوپهلو‌گویی‌های معماوار دیوان حافظ - که اوج مهارت کلامی و شطاحی و شیطنت هنری او نیز به حساب می‌آید - همین بیت «پیر ما گفت...» است. این بیت از نظرگاه کلامی و بیشتر با توجه به کلام اشعری که مشرب حافظ است، شرح داده شده است و چند شرح قبلی دیگر از تفسیر ملاجلال الدین دوانی گرفته تا نظر استاد مطهری نیز نقل و نقد شده است.

مقاله چهارم در شرح بیت دشوار دیگری از حافظ است:

ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم                                  خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

در دیوان حافظ، بیت‌های دشوار و دیریاب کم نیست. بیت «ماجرا کم کن...» همانند بیت «پیر ما گفت...» پیچ‌ها و گره‌بندهای لفظی ـ معنایی دارد. گمان می‌رود در تفسیر این بیت، به این «اشتباه‌خوانی» مشهور که خرقه را متعلق به مردم چشم می‌انگاشت و در اینکه خرقه مردم چشم چه چیز شگرفی است به محال گویی می‌پرداخت، پایان داده شده و انشاء الله معنای مربوط و منسجمی از اجزای بیت و بالمآل کل بیت به دست داده شده است.

مقاله پنجم، شرح یک غزل از حافظ است به این مطلع:

دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را                                   دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

این غزل غموض غیر عادی ندارد و انتخاب آن برای شرح دلیل خاصی نداشته است. توضیح بهتر این است که شرح این غزل، به عنوان نمونه‌ای از کار دیگر نگارنده این سطور، یعنی حافظ‌نامه: شرح اعلام، الفاظ، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ که هم‌زمان با مجموعه حاضر در دست طبع بود، برگرفته شده است.

مقاله ششم سیری در اندیشه‌های ملامتی حافظ، بر محور غزل «منم که شهرۀ شهرم به عشق ورزیدن» است. این مقاله در شرح یکی از ارکان نگرش عرفانی، اخلاقی و هنری حافظ است که هر تقلید و تلقین و جزم و جمودی را برنمی‌تافت و گذرگاه عافیت را جریده طی می‌کرد و انگشت‌نمای عیب جویان و آماج انتقاد ظاهر بینان می‌گردید. حافظ به مدد پادزهر ملامتی‌گری می‌کوشید که زهر ریا و رعونت را از دل فرد و جان جامعه بزداید. غزل «منم که شهره شهرم» دربردارنده اغلب مضامین ملامتی است و می‌توانش بیانیه ملامت‌گری حافظ خواند.

مقاله هفتم «نظری به طنز حافظ» به قصد نمایاندن یکی از وجوه والای شخصیت و هنر حافظ نوشته شده است. مقام طنز، مقام شامخی است و هنرمندان رند و رندان هنرمند به آن دست میابند و اشارات‌شان تسلی‌بخش و اندوه‌زا می‌شود. طنز حافظ از کم‌رنگ‌ترین و ظریف‌ترین نمونه‌های طنز در ادب فارسی است. در بسیاری موارد در بادی نظر، طنزآمیز‌بودن مضمون و لحن ادای بسیاری از ابیات حافظ احساس نمی‌شود.

مقاله هشتم «حق سعدی به گردن حافظ» نام دارد و موازنۀ بین هنر سعدی و حافظ است و تقریباً یکایک تأثیرات لفظی و معنوی سعدی را بر حافظ بررسی کرده است. مقایسۀ بین هنر سعدی و حافظ که دو اوج بی‌معارض شعر و غزل فارسی است، اگر ممتنع نباشد، سهل نیست و سلوک در این راه دشوار از طی کردن پل صراط آسان‌تر نمی‌نماید.

مقالۀ نهم «رونق بازار حافظ‌شناسی»، ارزیابی شتابانی است از کار و بار و آثار حافظ‌شناسی در نیم قرن اخیر و به آثار عمده‌ای که تا حدود سال 1365 انتشار یافته، اشارۀ ارزیابانه و انتقادی دارد.

مقالۀ دهم، «اهتمامی بی اهمیت»، نقدی بر تصحیح دیوان حافظ به اهتمام آقای احمد سهیلی خوانساری است.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

مقدمه، وجوه امتیاز و عظمت حافظ، چارده روایت، شرح یک بیت دشوار 1، شرح یک بیت دشوار 2، شرح یک غزل، اندیشه‌های ملامتی حافظ، نظری به طنز حافظ، حق سعدی به گردن حافظ، رونق بازار حافظ‌شناسی، اهتمامی بی‌اهمیت.

... بیشتر
نویسنده:
بهاءالدین خرمشاهی
ناشر:
کتاب پرواز
کلید واژه:
مجموعه مقالات,حافظ‌شناسی,شعر و شخصیت حافظ
عنوان :
چشمۀ خورشید (پژوهشی در زندگی و آثار ملامحمد فضولی)
خلاصه مطلب :

از قرن دهم هجری تاکنون ده‌ها تذکره‌نویس و محقق دربارۀ زندگی، شخصیت و آثار مولانا محمد فضولی بحث کرده‌اند؛ با این همه دربارۀ زندگی شاعر اطلاعات چندانی در دست نیست. بیشتر تذکره‌نویسان با اشاره به تبحر وی در شاعری به نقل نمونه‌هایی از آثار او بسنده کرده‌اند. اساس پژوهش‌ها و بررسی‌های معاصر در باب زندگی فضولی را هم مباحثه بر سر صحت و سقم یک سلسله احتمالات و فرضیات تشکیل می‌دهد. در این پژوهش‌ها فرضیات طرح‌شده از سوی محققان دیگر نقد و بررسی می‌شود و احیاناً نظری تازه ارائه می‌شود.

در این کتاب نویسندۀ نکته‌یاب زندگی و شخصیت فضولی را وجهۀ تحقیق خود قرار داده با دستیابی به مآخذ دست اول فارسی و ترکی و مقالات و اطلاعات سودمند با آشنایی مدیدی که با محققان ایران و جمهوری‌های آذربایجان و ترکیه و دیگر بلاد دارند، تتبع در آثار این شاعر نغزگفتار و شیوا جامه را بر طالبان آسان کرده‌اند و خوانندگان می‌توانند نمونۀ عمق تتبع در زندگی شاعر را در این کتاب دریابند که چگونه اقوال محققان از آفاق تحقیق فراهم‌آمده و مورد ارزیابی قرار گرفته است و سال تولد شاعر و ممدوحان و مخاطبان وی بررسی شده و سال درگذشت فضولی با ماده تاریخ (کچدی فضولی) معرفی شده است؛ آنگاه آثار فضولی احصاء و به تفصیل هر یک از آنها بررسی درخور به خود دیده و اجمالی از شیوۀ سخن و عناصر شعری و مضامین فکری و شیوۀ گفتار و سبک شاعر در هر کدان بررسی و با گواهان شعری خاطرنشان شده است.

اعتقادات مذهبی و مشی فکری و پرورشی شاعر که در قصایدی آکنده از شور و ایمان لبریز است، از سوی نویسنده تحلیل شده و قصایدی بلند از فضولی که با ارادت به مقام والای پیامبر و امام علی (ع) و خاندان پاکش شهرۀ آفاق است، در این کتاب نشان داده و استناد می‌شود و این چیزی است که در قصاید فضولی نمایان است؛ مثل:

غیر از درت پناه نداریم یا نبی                                   جز تو امیدگاه نداریم یا نبی

بارقۀ دلبستگی ژرف فضولی به خاندان عصمت و طهارت نه تنها در قصاید که البته در تألیف مستقل فضولی، کتابی که باید نمونه در حوزۀ ادبیات تشیع از آن نام برد، «حدیقة السعدا» بسی چشمگیر و دل‌نواز است.

از مباحث گرانمایۀ این کتاب بررسی و شناخت آثار فضولی است که فراوردۀ قلم و تراویدۀ طبع و دم فضولی را به فارسی و ترکی آذری و عربی و نیز آثار منتسب بدو همچنین لغت‌نامۀ جغتایی ـ فارسی شاه گدا را دربرمی‌گیرد.

موضوعات دیگری از قبیل نالۀ فراق و غیره و مایه‌های تغزلی عرفانی در اشعار فضولی به تفصیل و تحقیق بیان شده است.

 

فهرست مندرجات این کتاب بدین قرار است:

مقدمه

فصل اول: زندگی و شخصیت فضولی

فصل دوم: شناخت و بررسی آثار

فصل سوم: شعر از دیدگاه فضولی

فصل چهارم: زلالی از چشمۀ خورشید (بازخوانی قصیدۀ آب)

فصل پنجم: نگرشی بر غزل‌های فضولی

فصل ششم: گزیده‌ای از اشعار فارسی فضولی. 

... بیشتر
نویسنده:
علی اصغر شعردوست
ناشر:
دبیرخانۀ کنگره بزرگداشت حکیم محمد فضولی
کلید واژه:
شعر کهن فارسی,ملامحمد فضولی,زندگینامه,غزل‌های فارسی
عنوان :
چه مهمانان بی‌دردسری هستند مردگان (یادنامۀ زنده‌یاد حسین پناهی)
خلاصه مطلب :

او به سنت‌های دینی و فرهنگ ملی عشق می‌ورزید و از فرهنگ عامۀ استان کهکیلویه و بویراحمد و طبیعت زیبای آن در آفرینش هنری خود بهره می‌گرفت. کتاب‌های «دو مرغابی در مه»، «من و نازی»، فیلم سینمایی «روز واقعه»، مجموعه تلویزیونی «بی‌بی یون»، «آژانس دوستی»، نمایش «چیزی شبیه زندگی» حکایت از این اثرپذیری دارد. (قسمتی از پیام تسلیت احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)

پناهی هنرمند نازک‌طبعی بود که با صفای باطن به درک درستی از هستی و انسان دست یافته و از خطۀ جنوب کشور صدای آشنای آشتی با خویشتن انسانی، دینی و ملی را با طنینی دلنشین  به زمزمه نشسته بود. او در عرصۀ نویسندگی و بازیگری زلال می‌نوشت، می‌سرود و بی‌ریا و تکبر هنرنمایی می‌کرد. (قسمتی از پیام تسلیت دکتر محمدجواد حق‌شناس معاون امور مجلس و هماهنگی استان‌ها)

شعر 75:

چه میهمانان بی‌دردسری هستند مردگان!

                                                            نه به دستی ظرفی را چرک می‌کنند و نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند                       و اندکی سکوت.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

دربارۀ زندگی و هنر پناهی:

پیام تسلیت احمد مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ پیام تسلیت دکتر محمدجواد حق‌شناس معاون امور مجلس و هماهنگی استان‌ها؛ همین چند پنجرۀ کوتاه و کوچک: سیدحاجی محمد موحد؛ یک سیگار برای تو روشن خواهم کرد و یک سیگار برای خودم: سینا پناهی؛ خواب بودم من به خلوت، خواب خواب: لیلا و آنا پناهی؛ می‌دانی و می‌دانم: صاحب موسوی؛ تصویرنامه‌ای از سفر آسمانی حسین پناهی: محمد مختاری؛ تو یه گردن‌بندی، به گردن غربت: رسول نجفیان؛ از بند زندگی آزاد شد: دکتر علی مندنی‌پور؛ بیا زیر چتر من: حسین پاکدل؛ هیچ و هرگز: حسین پاکدل؛ قرار بود با هم بخندیم و گریه کنیم: پرویز پرستویی؛ چه میهمانان بی‌دردسری هستند مردگان: محمدعلی بهمنی؛ برای مادر .... کاکا حسین: سیدعلی صالحی؛ و بالاخره این خبر می‌آید: زوان قوکاسیان؛ عهد نابستن از آن به ...: مجتبی معظمی؛ غول نادیده گرفته‌شده: یغما گلرویی؛ پیام‌آور زیبایی: حسین بختیاری؛ یک مرغابی در دو مه: منصور ضابطیان؛ قفس باز شد و ...: رامتین شهبازی؛ به یاد بازیگری که «نقش» را «زندگی» کرد: ساسان دُسی؛ آخر واقعیت، ابتدای خیال: علی مصلح حیدرزاده؛ من می‌خوام برگردم به کودکی: امیر آقایی؛ و تو گفتی «باید پیش از بند‌آمدن باران بمیرم»: صالح میرزاآقایی؛ مرغابی‌ها در هیاهوی کلاغ‌ها: فضل‌الله یاری؛ دیگر نوشتن فایده‌ای ندارد از تو ...: بهنام نوروزی؛ یادی از هنرمندی: عطا طاهری بویراحمدی؛ برای حسین پناهی: حسینعلی لیلستانی؛ عقلای مجانین: عباس بیاتی؛ حسین پناهی و طنزی شبیه زندگی؛ گفتگو با حسین پناهی: لعیا درفشه.

وبلاگ‌نوشته‌ها: پوپک ده‌شهری.

گزیدۀ آثار حسن پناهی: داستان کوتاه «هاجر»؛ داستان کوتاه «سردار دوکوهان و شتر بزرگ».

من و نازی (گزینۀ اشعار):

«در کودکی»، سانس اول، بهانه، تار عنکبوت، زندگی‌نامه، گفتگوی من و تازی زیر چتر، قیل و قال من و نازی سر هیچ؛ شب و نازی، من و تب، جرقه، سوگند، جغد، چتر، سیاه، رنگ، قاف، زیر صفر، خواستگاری، بعثت، ضلع پنجم مستطیل، آفرینش، فلک پیر، کشک، قبل از فراموشی، غریب.

پنج شعر چاپ‌نشده: شاعری که آندره مالرو نبود، 85، 75، 61، 81. 

... بیشتر
نویسنده:
به کوشش محمد ولی‌زاده
ناشر:
داستان‌سرا
کلید واژه:
یادنامه‌ها,حسین پناهی,یادداشت‌ها
عنوان :
چشمۀ خورشید: بازخوانی زندگی، اندیشه و سخن حافظ شیرازی
خلاصه مطلب :

ترجمۀ مقدمۀ مدير كل سازمان آيسسكو:

پژوهش‌گران عرصۀ ادبيات تطبيقى در دانشگاه‌هاى مختلف كشورهاى شرق و غرب اتفاق نظر دارند كه شاعر بزرگ، حافظ شيرازى از جايگاهى والا در صدر شاعران جهان برخوردار است. همچنين اتفاق نظر دارند كه ديوانش (اغانى شيراز ـ نغمه‌هاى شيراز) نه تنها از شاهكارهاى شعر پارسى يا شعر اسلامى، بلكه از شاهكارهاى شعر انسانى جهان است.

نام حافظ با نام سعدى شيرازى كه پيش از او مى‌زيسته است و نيز نام عبدالرحمن جامى كه پس از او مى‌زيسته، همراه است. اين شاعران سه‌گانۀ ايرانى از قلّه‌هاى برافراشتۀ ادبيات ايران و از مشعل‌هاى نوآورى و عرفان هستند.

آن‌كه حافظ را به «لسان الغيب» و «ترجمان الأشواق» توصيف كرده، راست گفته است؛ زيرا اشعارش چنين مى‌گويد؛ آنچنان كه دكتر ابراهيم امين الشواربى در مقدمۀ ترجمۀ عربى ديوانش گفته است.

رواج «اغانى شيراز» بى‌نظير بوده است و مردم آنقدر از آن استقبال كرده‌اند كه كمتر از اشعار ديگر شاعران چنين استقبالى ديده شده است. به طورى كه همگان بر خواندن و تكرار آن اشعار همت گماشته‌اند و آن معانى زيبايى كه ابيات و عبارات ديوان دربردارد، براى آنان خوشايند آمده است و آن را معجزه‌اى دانسته‌اند كه زبان‌ها از اينكه مانند آن را بياورند، ناتوانند و دل‌ها از بافت و قالب‌ريزى همانند آن عاجزند.

جاى شگفتى نيست اگر مى‌بينيم حافظ به اين درجۀ والا از نوآورى و لطافت در معانى و عمق در انديشه‌ها و شفافيت در خيال رسيده است؛ دليل اين ارجمندى، نبوغ و استعداد بى‌مانند اوست؛ زيرا ديوان اشعارش دربردارندۀ امور فراوانى است كه مهم‌ترين آنها تضمين ضرب‌المثل‌ها، حكمت‌هاى قرآنى و همچنين مفاهيم عرفانى است. او در آن الفاظ، بسيارى از حقايق ظريف عرفانى را به وديعت گذاشته است و عميق‌ترين افكار و مفاهيم و آراى فلسفى را از خلال اسلوب‌هاى مجاز، كنايه و استعاره (كه نزد او به بالاترين سطح فصاحت و بلاغت و بيان مى‌رسد) عرضه كرده است؛ آنچنان كه دربارۀ او گفته‌اند: او برترين شخصى است كه مفاهيم عرفان عملى و نظرى را با اسلوب هنرى و غير مستقيم بيان كرده است؛ به گونه‌اى كه او را در آسمان شعر، پيشرفته و شيرين و دلكش اوج مى‌دهد و وجدان انسان را به حركت درمى‌آورد و احساسات آدمى را بيدار مى‌كند و وجودش را از خرسندى و آرامش و اطمينان سرشار مى‌سازد.

از رويدادهاى ادبى مورد توجه كه هنوز به گونه‌اى عميق علل آن بررسى نشده، اين است كه عرب‌ها خيلى دير حافظ را شناخته‌اند. او در قرن هشتم هجرى مى‌زيسته و در ذهن و زبان مردم زمان خويش جارى بوده است. پس از خود نيز دنيا را، در همۀ اقطار دور دست آن، با هنر خويش پر كرده است: از سرزمين ايران و ماوراءالنهر گذشته و از قارۀ آسيا گرفته تا غرب هند و شرق آسياى صغير را در نورديده است. با اين همه هنوز ديوانش به زبان عربى ترجمه نشده بود، تا اينكه در اواخر نيمه دوم قرن بيستم به قلم دكتر ابراهيم امين الشواربى و با مقدمۀ استادش آقاى دكتر طه حسين، در دانشكدۀ ادبيات دانشگاه قاهره اين كار صورت پذيرفت. ترجمۀ عربى ديوان حافظ شيرازى براى نخستين بار در قاهره و پس از آن در تهران منتشر شد. پس از چند سال چاپ سوم آن كه دربردارندۀ متن فارسى و ترجمۀ عربى بود، در تهران تجديد چاپ شد؛ اما اروپاييان ديوان حافظ شيرازى را از اواخر قرن نوزدهم ميلادى شناخته و شعر حافظ را ترجمه كرده بودند. اولين ترجمۀ ديوان با عنوان گزيده‌هايى از شعر حافظ به زبان انگليسى، سپس آلمانى و فرانسوى پديد آمد.

شكى نيست عوامل و عللى وجود دارد كه موجب شده است ديوان حافظ شيرازى، بلكه ديوان شاعران بزرگ ايرانى، مانند سعدى، خيام و جامى تا پيش از هفتاد سال گذشته، به زبان عربى براى خوانندگان عرب‌زبان منتشر نشده است.

حافظ بى‌گمان از محبت و تسامح و مساوات ميان افراد بشر دم زده است و زيباترين اشعارش را دربارۀ محبت انسان نسبت به برادر و هم‌نوعش به نظم درآورده است؛ در حالى كه از موانعى كه جلوی نفوذ به جوهر نفس را مى‌گيرد، گذشته است. به همين دليل مى‌توان گفت او شاعر انسانيت است. انسانيتى كه به ارزش‌هاى تسامح و هم‌زيستى و گفتگوى ميان فرهنگ‌ها و تمدن‌ها ايمان دارد و به مبادى و اصول اخوت انسانى بشارت مى‌دهد. او در بسيارى از اشعارش به كنارگذاشتن اختلافات و گرايش‌ها و ستيزها دعوت مى‌كند.

اين كتاب براى ما شاهكارى از شاهكارهاى شعر فارسى اسلامى و انسانى را جلوه‌گر مى‌سازد و نوآورى شاعرى بى‌مانند را جاويدان مى‌سازد؛ شاعرى كه بعيد است روزگار مانند او را بياورد و ما امروزه به خواندن اشعارش و ژرف‌انديشى در آن و استفاده و راهيابى با آن به سوى حقايق در اين خفقان طاقت‌فرسا نيازمنديم. اميد است كه با آن اشعار به حكمت دست يابيم و آرامش دل به دست آوريم و از زيبايى شعرى كه حافظ شيرازى با آن نغمه‌سرايى كرده و از نغمه‌هاى غم‌انگيز و شادى‌آور و پژواک نيرومند و ژاله‌هايى كه همانند قطره‌هاى اشک است و همه جا را پر كرده، بهره‌مند شويم. اين همان پيام حافظ به انسانيّت امروز و آينده است.

فهرست مطالب این کتاب بدین ترتیب است:

مقدمۀ مدير كل سازمان «آيسسكو»؛ ترجمۀ مقدمۀ مدير كل سازمان آيسسكو.

فصل نخست: زندگى حافظ:  درآمد، خانوادۀ حافظ، دلبستگى حافظ به شيراز، مذهب حافظ، حافظ در چه زمينى روييد و چگونه گل كرد، حاكمان شيراز در زمان حافظ، ابواسحاق، امير مبارزالدين، شاه شجاع، سلطان زين‌العابدين، شاه يحيى، شاه منصور، درگذشت حافظ و سرگذشت آرامگاه.

فصل دوم: انديشه‌هاى اجتماعى و عرفانى حافظ:

جست‌وجوگرى و پويايى ذهن حافظ، پير ـ پير مغان، عشق، رندى، دوگانگى‌هاى حافظ.

فصل سوم: سخن حافظ:

زيبايى‌شناسى سخن حافظ، واكاوى نمونه‌ها، واژه‌هاى ويژه، بهره‌گيرى حافظ از سخن‌سرايان ديگر، تعداد سروده‌هاى حافظ، پيوند عمودى غزل‌هاى حافظ، طنز.

فصل چهارم: دلايل رويكرد گستردۀ مردم به شعر حافظ:

چرا مردم ايران با ديوان حافظ فال مى‌گيرند؟

فصل پنجم: ستايش برخى از نام‌آوران جهان از حافظ شيرازى:

آ.ج.آربری و .... .

در پایان کتاب نیز پی‌نوشت، کتاب‌نامه و نمایه آمده است.

... بیشتر
نویسنده:
کاووس حسن‌لی
ناشر:
نوید شیراز
کلید واژه:
حافظ شیرازی,زندگینامه,اندیشۀ حافظ
عنوان :
جلال آل احمد
خلاصه مطلب :

مجموعه «یک نفر» در اصل مقاله‌های بلندی است که بین سال‌های ۷۸ تا ۸۰ در ماه‌نامه سروش جوان به مناسبت‌هایی چاپ شده بود. اولویت انتخاب این آدم‌ها هم به ادعای نویسنده، به میزان تأثیرگذاری‌شان و اینکه آدم‌های بیشتری مایل بوده‌اند تا چیزهایی درباره زندگی آنها بدانند، مشخص می‌شده است. این مطالب از لحاظ فرم، نثر و رویکرد ویژگی خاص خودشان را دارند و در اصل نباید آنها را یک اثر پژوهشی در همه وجوه دانست؛ چون فقط برای آشنایی کلی با زندگی و سرگذشت آنان نوشته شده‌اند.
در قسمتی از این کتاب آمده است:

سال چهل، من و جلال رفتیم دیدن آقای خمینی، برای پس‌دادن بازدید آقا که به مجلس ختم پدرمان آمده بودند. آقای خمینی من و جلال را که می‌خواستیم پایین اتاق بنشینیم، دعوت کرد کنار خودش. ما همین که نشستیم، کتاب غرب‌زدگی را که آن روزها تازه ـ قاچاقی ـ درآمده بود و گوشه‌اش از زیر تشک آقا پیدا بود، شناختیم. جلال گفت:«آقا، این مزخرفات پیش شما هم رسیده؟» آقای خمینی گفتند: «اینها مزخرف نیست جوان! اینها چیزهایی است که ما باید می‌گفتیم و شما گفتید».

فهرست مطالب این کتاب بدین شرح است:

1302: دوم آذر تولد در محلۀ پاچنار تهران؛

1322: سفر نجف برای گذراندن دورۀ طلبگی که چندماه بیشتر دوام نیاورد ـ آشنایی با اندیشه‌های احمد کسروی؛ 1322: پیوستن به حزب تودۀ ایران؛

1324: چاپ اولین قصۀ «زیارت» در مجلۀ سخن و آشنایی با صادق هدایت؛

1325: اتمام دورۀ دانشکدۀ ادبیات ـ آشنایی با نیمایوشیج؛

1326: انشعاب از حزب توده به همراه خلیل ملکی؛

1329: تأسیس حزب زحمتکشان ملت ایران به همراه دکتر بقایی و خلیل ملکی ـ آشنایی با سیمین دانشور و آغاز زندگی مشترک؛

1334: سفر به دهات قزوین و نگارش «تات‌نشین‌های بلوک زهرا»؛

1336: سفر به اروپا به همراه سیمین دانشور؛

 1337: سفر به خوزستان و پیاده‌روی از بهبهان تا کازرون به همراه دکتر اشتراسر؛

1341: سفر به اروپا؛

1343: سفر حج در فروردین‌ماه ـ سفر به شوروی به دعوت «هفتمین کنگره بین‌المللی مردم‌شناسی»، تابستان؛

1346: سفر به اردبیل و دشت مغان ـ سفر به تبریز و سخنرانی در دانشگاه تبریز ـ دیدار با صمد بهرنگی؛

1347: تحریم کنگرۀ هنرمندان دربار ـ تشکیل کانون نویسندگان ایران ـ سفر به مشهد و دیدار با دکتر شریعتی؛

1348: هجده شهریور، مرگ در اسالم گیلان.

در پایان کتاب نیز کتاب‌شناسی جلال آل احمد آمده است.

... بیشتر
نویسنده:
حبیبه جعفریان
ناشر:
سروش
کلید واژه:
جلال آل احمد,زندگینامه
عنوان :
جوشش و کوشش در شعر
خلاصه مطلب :

شعر را می‌توان نزدیک‌ترین دریچۀ ادبیات به قلمرو زیبایی مطلق (گمشده همگان) دانست. "سارتر" شعر را هنر و آن را متعهّد می‌داند. نظامی گنجوی می‌گوید: پس شعرا آمد و پیش انبیا. اگر نمرۀ نهایی یک شاعر را که از هر جهت کامل و بلندپایه است، چون حافظ کلاً 100 فرض و تعیین شود، 50 نمرۀ او برای مجموعۀ جوشش‌های او و 50 نمره برای کوشش‌هاس اوست. این معیار گرچه تقریبی و کلی است؛ اما برای خود میزانی است و با آن می‌توان دست کم برای دل خویش درجات شاعران را در طول تاریخ ادبیات تعیین کرد.

جوشش در هر شاعر از سرچشمه‌های قریحه بیرون می‌تراود و فوران می‌کند و قریحۀ شعری استعدادی و نیرویی ویژه است که به گمان نویسنده با ولادت هر شاعر تولد می‌یابد؛ درست مانند صدای خوش. درجۀ قوت و ضعف آن نیز همچنان با ولادت هر کس همراه اوست و کم و زیاد نمی‌شود؛ باز مانند صدای قوی و ضعیف.

نویسنده در این کتاب، در تعریف شعر نوشته است: «من برآنم که شعر تعریف نمی‌پذیرد و فکر می‌کنم این موضوع که شعر تعریف نمی‌پذیرد، برمی‌گردد به اینکه شعر، در اختیار کسی نیست. دست‌یافتنی و اکتسابی نیست تا بتوان بر آن احاطه یافت و آن را در بند تعریف کشید». وی در پانوشت کتاب آورده است: در سال‌های 1366-67 آقای ناصر حریری با ده پانزده نفر از شاعران و نویسندگان ایران، دربارۀ هنر و ادبیات، گفت و شنودی ترتیب داد. آقای حریری با هریک، جدا گفتگو می‌کرد، سپس چون این گفتگوها، هیچ‌یک از حدود پنجاه شصت صفحه متجاوز نبود، با موافقت افراد، گفگوی دو نفر را (با توافق آن دو) در یک جلد، چاپ و به نشر می‌سپرد، به این ترتیب گفتگوی با من و با زنده‌یاد اخوان یکجا چاپ شد... مبنای کتاب حاضر همان مصاحبه است که اکنون با حذف و افزوده‌های بسیار ( و دست‌کم چیزی نظیر ویراست دوم از آن مصاحبه) در دسترس شماست.

فهرست مطالب این کتاب بدین‌قرار است:

تعریف شعر؛ شعر تعریف نمی‌پذیرد؛ زبان شعر/ زبان گفتار یا نثر؛ شعر، نظم، سخنوری؛ نظم و شعر در تداول قدما؛ قدما و نقد شعر؛ تعهد و التزام صفت شعر است یا شاعر؟؛ تعهد و التزام در نگاه آیینی؛ سهم جوشش و کوشش در شعر؛ حوزه‌های کوشش در شعر قدیم؛ عربی‌دانی؛ آگاهی از اصطلاحات علم طب؛ جوشش و کوشش در شعر پس از نیما؛ سپهری؛ محاق؛ راز رشید.

در پایان نیز پی‌نگاشت، منابع و نمایه آمده است.

... بیشتر
نویسنده:
سیدعلی موسوی گرمارودی
ناشر:
هرمس
کلید واژه:
جوشش و کوشش در شعر,زبان شعر,نقد شعر
عنوان :
جستارهایی در سندشناسی فارسی
خلاصه مطلب :

مسائل مختلف فردی و جمعی نقش زیادی در تولید اسناد داشته و دارد. افراد هر جامعه‌ای مطابق با شیوۀ معمول زمان خود، اسنادی به وجود آورده‌اند. برخی از این اسناد مبتنی بر مسائل تعریف‌شده و شناخته‌شدۀ دینی، برخی ماحصل تجربیات مشترک و پاره‌ای نیز برآمده از پیش‌فرض‌های فردی و گروهی بوده است. هر نوشته‌ای افزون بر اطلاع‌رسانی، تعهدی فردی و اجتماعی نیز به حساب می‌آید. تعهدات برای مصون ماندن از تغییر و تحریف روی مصالحی مانند کاغذ، سنگ و ظرف مکتوب شده‌اند. محت.ای اسناد موضوع قابل توجهی برای محققان شاخه‌های مختلف از قبیل مردم‌شناسی، زبان‌شناسی و تاریخ است، از بررسی ساختار و چارچوب آنها نیز به نکات مهمی می‌توان دست یافت که خود مقولۀ مستقلی به نام «سندشناسی» است.

در این کتاب سه مقاله مربوط به اسناد دورۀ صفویه و سه مقاله مربوط به دورۀ قاجاریه است. جستارهای دورۀ صفویه عبارتند از:

1. وقف‌نامۀ میرزاجلال‌الدین حکیم جنابدی؛

2. ساختار و محتوای مثال در دورۀ صفویه؛

3. نوزده نوع قباله و سند در جنگی خطی از دورۀ صفویه.

جستارهای دورۀ قاجاریه نیز عبارتند از:

1. تجدید وقف‌نامه در دورۀ قاجاریه؛

2. نسخ هم‌سنگ؛

3. دست‌اندرکاران ثبت و استنساخ اسناد در اداره کل اوقاف.

... بیشتر
نویسنده:
امید رضایی
ناشر:
صائن
کلید واژه:
اسناد و مدارک,تاریخ,وقف‌نامه‌ها,سندشناسی
عنوان :
جریان‌شناسی تفسیر عرفانی
خلاصه مطلب :

یکی از گونه‌های مهم تفسیر قرآن، تفسیر عرفانی است. به این شیوۀ تفسیری، تفسیر تأویلی، تفسیر صوفیانه، تفسیر اشاری ـ رمزی نیز اطلاق شده است. در میان دانشمندان علوم قرآنی از زرکشی و سیوطی گرفته تا زرقانی، علامه طباطبایی، ذهبی و مرحوم معرفت و برخی نویسندگان دیگر، هر کدام به این عناوین به گونه‌ای اشاره داشته‌اند. گرچه یکی از مؤلفه‌های مهم و شاید شاخصۀ بنیادین این شیوۀ تفسیری، توجه به جنبه‌ها و لایه‌های باطنی آیات قرآنی است؛ اما اطلاق کاربست یا برابردانستن تفسیر عرفانی با تفسیر باطنی نادرست است، بلکه باید گفت تفسیر باطنی، مقسمی است برای تفسیر عرفانی و یکی از گونه‌های آن.

تفسیر عرفانی از سده‌های آغازین تاکنون، طرفدارانی جدی داشته و از سوی دیگر کسانی نیز بوده‌اند که به شدت با آن مخالفت ورزیده‌اند. افراد دیگری بهره‌گیری از روش تفسیر عرفانی را تحت شرایط و ضوابطی بلامانع دانسته‌اند. چرایی این طرفداری یا مخالفت با این پدیدۀ تفسیری فارغ از انگیزه‌ها و عوامل پیدایی آن، به مثابۀ یک موضوع علمی و آکادمیک به دلیل تأثیرات آن در تاریخ تفسیر قرآن شایستۀ بررسی و ارزیابی است و در جای خود به عنوان یک موضوع مستقل باید بدان پرداخته شود.

چه بخواهیم و چه نخواهیم تفسیر عرفانی در طول تاریخ تفسیر قرآن از آغاز تاکنون به عنوان یک واقعیت حضور داشته است. به عبارتی دیگر جریان تفسیر عرفانی قرآن، خواه در قالب تفاسیری مستقل و با محوریت شیوۀ عرفانی و مبتنی بر کشف و شهود و خواه در آثاری که موضوع آن تفسیر نبوده، اما به مناسبت محتوا و مضمون عرفانی آن از آموزه‌های قرآنی و حدیثی الهام گرفته و قرآن را به منزلۀ پشتوانۀ تئوریک خود در مباحث عرفانی قرار داده‌اند. جریان تفسیر عرفانی بر بنیاد تأویل استوار شده است و صد البته تأویل‌گرایی در میان عارفان با تأویل‌های متکلمان یا تأویل‌های باطنیان به معنای فرقه‌ای مستقل تمایزاتی دارد و تأویل‌های عارفان از آیات قرآن بر مبانی تفسیری ویژۀ آنان بنا شده است.

فهرست مطالب این کتاب در شش فصل آمده و بدین ترتیب است:

پیشینۀ تأویل در مکاتب بشری و متون دینی قبل از اسلام؛ سیر تأویل پس از اسلام؛ تاریخ و جریان‌شناسی تفسیر عرفانی؛ مبانی تفسیر عرفانی؛ تأویل در تفاسیر عرفانی؛ ارزیابی و نقد روش تفسیری عارفان.

... بیشتر
نویسنده:
محسن قاسم‌پور
ناشر:
سخن
کلید واژه:
تفاسیر عرفانی,جریان‌شناسی,تأویل در قرآن
عنوان :
چشم‌انداز تاریخی هجو
خلاصه مطلب :

هجو یعنی برشمردن و هجوکردن یعنی عیب کسی شمردن است. به بیان دیگر هر گاه هدف ادبیات و به ویژه شعر، دفاع از اغراض خصوصی و منکوب‌کردن کسانی باشد که به وجهی مورد خشم شاعر قرار گرفته‌اند، آن را هجو نامند. بدین‌سان اگر سخن را در توصیف کسی به کار گیرند و در آن از او تمجید کنند یا تملق بگویند، آن را مدح خوانند و اگر دربارۀ کسی به کار برند که مقصود تحقیر یا تهدید اوست، آن را هجو یا هجا گویند.

هجو یکی از غنی‌ترین زمینه‌های بررسی مسائل اجتماعی شعر فارسی است. در این مجال بسیاری از مسائل به بحث و نقد گذاشته می‌شوند. مسائلی که در تمامی زوایای جامعه وجود دارند و آثار و عوارض آنها تأثیرات بسیار برمی‌انگیزد. وقتی سعدی می‌گوید: «همه کس را دندان به ترشی کند شود، مگر قاضیان را که به شیرینی» شیمۀ زشت کسانی از یک قشر بافرهنگ جامعه را باز می‌نماید که با هست و نیست مردم سروکار دارند و کوچک‌ترین غفلت آنها تیره‌روزی و بدبختی برای مردم به بار می‌آورد و آنگاه که حافظ پرده‌های ریا و سالوس زاهدان دروغین را می‌درد و آنان را به رسوایی می‌کشد، می‌خواهد با سلاح «هجو» از حریم زهد و صلاح راستین دفاع کند و کم نبوده‌اند شاعرانی که با شیادانی به ستیز برخاسته‌اند که باورهای مقدس مردم را در راه سودای آزمندانۀ خود به بازی گرفته‌اند. جدال هجو‌آمیز سنایی غزنوی و مولوی با آن دسته از صوفیان است که تن به دریوزگی و پستی داده و همت و جوانمردی و فتوت را که از لوازم زهد و پرهیز است، به طاق نسیان سپرده‌اند و قطعات درشت آهنگ اثیرالدین اخسیکتی خطاب به موقوفه‌خواران است و به آنان آگاهی می‌دهد که: «این تجمل‌های دزدیده از مال وقف را به وضعی زشت از تو خواهند گرفت» و در همین زمینه‌هاست قصاید هجوآمیز ناصرخسرو و سوزنی سمرقندی.

اما این «هجو» در همه جا انگیخته از مسائل و معضلات اجتماعی نیست که با نفسانیات شاعران نیز ارتباط تمام دارد و این زمینه بیش و کم در بیشتر شاعران مشاهده می‌شود. گرچه مفهوم «هجو» آنچنان که شایع و رایج است، با فحش و بدزبانی متبادر به ذهن می‌شود؛ اما چنین نیست و این فن یکی از شاخه‌های اصیل و پرتکاپوی ادبیات است. شاخه‌ای که به رفع معایب جامعه برمی‌خیزد. فنی که مسائل اجتماع را مطرح می‌کند تا آنها را حل و فصل کنند؛ لیکن برخی از شاعران در راه رسیدن به مطامع نفسانی و خواهش‌های زشت خویش آن را به کار گرفته و عرض و ناموس و زن و فرزند کسان را بازیچۀ هوس‌های خویش ساخته‌‌اند. با این همه همین موارد نیز در بررسی کیفیت روانی شاعران نیز کارآیی تمام دارند. 

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

پیش گفتار؛ نیش هجا؛ کوچ هجا؛ انگیزه‌ها در سیر هجا؛ هجای خاموش؛ هجای عامیانه؛ عرصۀ هجا؛ موضوع هجا؛ فهرست مراجع؛ واژه‌نامه؛ فهرست اعلام.

... بیشتر
نویسنده:
عزیزالله کاسب
ناشر:
عزیزالله کاسب
کلید واژه:
نقد و بررسی,هجو در شعر فارسی,طنز در شعر فارسی
عنوان :
جهان‌بینی و حکمت مولانا
خلاصه مطلب :

کتاب با مباحث نقد مولوی‌پژوهی و یافته‌های پژوهشگران آغاز می‌شود و پس از آن، مسائل اصلی و اساسی در تعالیم مولوی به قصد معرفی جهان‌بینی و حکمت مولانا با دید تازه و طرحی نو پی گرفته می‌شود که در طلیعۀ آن بیان نظریۀ مهم اصل بزرگ و حقیقی هستی یا عالم عدم‌های هستی‌نما، مطرح و نقد و بررسی می‌شود که در واقع کلیدی‌ترین اصل و موضوع در فهم جهان بینی و حکمت مولانا به شمار می‌آید و بر این نکته‌ها در یادداشت‌های دیگر تأکید می‌شود که معراج کمال آدمی، معراج معرفتی است و راه آن از درون می‌گذرد نه از بیرون. رسیدن به کمال صددرصدی در این معراج به دلیل وضعیت ناسوتی و جسمانی امکان‌پذیر نیست. موفقیت در این سیر و سلوک موهبتی و بخشایشی است، نهایت این سیر «وحدت» است که آن خود متقاضی فناست و نه اتصال و نه اتحاد. در بحث از جوهر حکمت عرفانی "مولوی" و "ابن عربی" نتیجه این می‌شود که جوهر حکمت "مولوی" مواج نامدون و به همین سبب پویاست و از آن "ابن عربی" بسیار منظم و مدون و ایستاست.

"وحدت وجود"، مدار و مرکز تمام این مباحث است. بحث طلب و عشق و غیرت نیز در این کتاب با آنچه در کتب عرفانی و فرهنگ‌های اصطلاحات و امثال آن آمده است، تفاوت بنیادی دارد. مقایسه آیین‌های گنوسی مسیحی، نوافلاطونی، مانوی و شیوۀ شیخ اشراق و آیین‌های هندو در فلسفه "ودانتا" و شیوۀ مولوی و ابن عربی بر اساس وحدت اصلی که در آنها هست، صورت می‌گیرد. نویسنده مباحث مطرح در آثار مولوی را در چهار پنج مسئلۀ بسیار اساسی جمع می‌کند. بحث مرگ و زمان از نظرگاه مولوی و عشق از نظر وی و حافظ از مباحث این کتاب است.

نکاتی دربارۀ مثنوی مولانا و اشاره به اهمیت دیباچه مثنوی در فهم سراسر کتاب و تحلیل اولین داستان مثنوی استفادۀ مولوی از تمثیل، کانون غزل‌های مولوی و اهمیت آن در فهم پیام غزل‌ها، سمبل‌های غزلیات و انواع آن. شرح و توضیح یک غزل مولوی و نشان‌دادن جهان‌بینی مولوی در غزلیات که با ذکر شواهد و امثال همراه است، آخرین فصل کتاب را دربرمی‌گیرد؛ هرچند پس از آن در یادداشت‌های کوتاه دربارۀ تصوف، معیار درک مولانا، عرفان نظری و عملی، لایب نیتس و خداشناسی، راز شمس و مولانا، فردوسی و مولانا و یادداشت آخر که ناظر بر چگونگی بحث‌ها و نتایج و درست‌خواندن و دیدن آنهاست، به گونه‌ای دیگر مقدمه را با مؤخره پیوند می‌دهد.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

سخن مولانا؛ یادداشت؛ به جای مقدمه؛ عرفان و خروج از خط مقرر؛ مکتب و حکمت مولوی برای فرد است یا جمع؛ علم و عرفان ـ روش مولانا در مبحث معرفت؛ تجلی و تجسم شخصیت و طبیعت مولوی در سخنان وی؛ نزدیک‌شدن به احوال و اندیشۀ مولوی؛ عرفان و حکمت یا اخلاقیات و احساسات شاعرانه؛ خلاصه‌ای از حکمت ژرف عرفانی مولوی؛ وحدت در کثرت؛ پایۀ حکمت عرفانی مولانا؛ تعلیقه‌ای دربارۀ مقصود و اساس حکمت و مشرب مولوی؛ حماسه عرفانی مولانا؛ جوهر حکمت عرفانی مولوی دو نوع جهان‌بینی متشابه و متفاوت؛ جهان طلسمی یا جهان نمودی؛ هگل: تز، آنتی‌تز، سَنتز و نظری به مولانا؛ اصل بزرگ در حکمت مولوی؛ امکان فعلیت قوۀ نامتناهی یا اعتقاد به استعداد نامتناهی؛ چهار مرحلۀ عشق و حرکت به سوی ماهیت نامتناهی و مجرد خود؛ فعل و قوه یکی از مفاتیح اساسی حکمت مولوی؛ تفاوت جوهر حکمت عرفانی مولوی و ابن عربی؛ بینش مولانا؛ مقصود و منزلگه نهایی در مکتب و حکمت مولانا؛ عشق، معشوق، وصال از نظر مولانا؛ عشق در حکمت مولانا؛ غیرت و غیرت عشق؛ مرگ در حکمت مولوی؛ زمان از نظرگاه مولوی؛ نکاتی دربارۀ مثنوی و مولانا؛ دو نکته دربارۀ تمثیلات مولانا؛ غزلیات مولوی نیز غالباً تمثیل است؛ کانون غزل‌های مولوی؛ کانون غزل‌ها و رموز و سمبل‌های مولوی؛ سمبل‌های یک‌بُعدی و چندبُعدی در شعر مولوی؛ جهان‌بینی مولوی؛ یادداشت‌های متفرقه؛ نکته‌ای بسیار اساسی دربارۀ تصوف؛ معیار درک مولانا؛ عرفان نظری و عرفان عملی؛ لایب نیتس و خداشناسی؛ جهان آفرینش (مونادها، لایب نتیس و ...)؛ راز شمس و مولانا؛ فردوسی و مولوی؛ حقیقت‌گویی شایسته‌تر از ارادت کور و مکتب‌سازی است؛ تشنگی و آب در نظر مولوی؛ پس ز من زایید در معنی پدر / آنچنان که از ثمر زایدش شجر؛ آخرین یادداشت.

... بیشتر
نویسنده:
منوچهر مرتضوی
ناشر:
توس
کلید واژه:
جهان‌بینی مولانا,حکمت مولانا,عرفان,عشق,مجموعه مقالات
عنوان :
جهان داستان (غرب): شانزده داستان کوتاه با ترجمه و شرح و تفسیر همراه با واژه‌نامۀ اصطلاحات ادبیات داستانی
خلاصه مطلب :

داستان کوتاه، روایت به نسبت کوتاه خلاقه‌ای است که نوعاً سروکارش با گروهی محدود از شخصیت‌هاست که در عمل منفردی شرکت دارند و غالباً با مددگرفتن از وحدت تأثیر بیشتر بر آفرینش «حال و هوا» تمرکز می‌یابد تا داستان‌گویی. اگر به طور کلی دربارۀ ماهیت داستا نکوتاه صحبت شود، باید دو ویژگی عمدۀ آن مورد توجه قرار گیرد: اول اینکه در داستان کوتاه حتما باید حادثه‌ای برای کسی یا چیزی اتفاق بیفتد و سبب تحولی شود. دیگر اینکه داستان کوتاه موفق در ترکیب اجزاء و عناصرش به استثنای اشعار غنایی، هماهنگ‌تر و یکپارچه‌تر از انواع دیگر ادبی است.

ویژگی نخست، داستان کوتاه را از طرح جدا می‌کند و خصوصیت دوم داستان کوتاه را از قصه و رمان متمایز می‌کند.

تفاوت داستان کوتاه با قصه در این است که قصه بر محور حوادث خارق‌العاده و ناگهانی برمی‌گردد و به ذکر کلیات وقایع و احوال می‌پردازد و داستان کوتاه به نقل جزئیات حوادث و وضعیت و موقعیت‌ها و به خصوصیت‌های فردی و روان‌شناختی شخصیت‌ها توجه دارد. نویسندگانی که از آنها می‌توان به عنوان بزرگان داستان کوتاه نام برد، نیکلای واسیلی یه ویچ گوگول، ادگار آلن پو، گی‌دومو پاسان، آنتون چخوف و ارنست همینگوی هستند. نویسندگان دیگری نیز بودند که نوعی از داستان کوتاهی را به وجود آوردند که پیش از آنها نظیر نداشته است، اینها عبارتند از: ماکسیم گورکی، جیمز جویس، اُ.هنری، کافکا، شروود اندرسن، رینگ لاردنر، ارنست همینگوی، بورخس و جی.دی.سلینجر.

آلن پو و گوگول آغازگزند. داستان کوتاه از چشمۀ فیاض نبوغ آنها آب خورده است و تأثیری را که این دو نویسنده بر نویسندگان بعد از خود گذاشته‌اند، بسیار است.

می‌توان داستان‌ها را به دو دستۀ متمایز تقسیم کرد: اول: داستان‌های پلیسی و جنایی و علمی و انواع داستان‌هایی که در آنها بیشتر جنبۀ سرگرم‌کنندگی مورد نظر است و از آنها با عنوان داستان تفریحی یاد می‌کنند.

دوم: داستان‌هایی که بُعد عاطفی و روان‌شناختی آنها بر جنبۀ سرگرم‌کنندگی آنها می‌چربد و خصوصیت آموزندگی آنها بیشتر است و آنها را داستان تفسیری می‌خوانند. تمام داستان‌های این مجموعه از این نوع دوم است و تفسیرهایی که بر داستان‌های کوتاه برگزیدۀ این مجموعه نوشته شده، مصداق روشنی است از کیفیت والای آنها. در این تفسیرها کوشیده شده دلیل موفقیت، کمال و ماندگاری این داستان‌ها مطالعه و بررسی شود و به خواننده یاری دهد تا داستان را بهتر و بیشتر بشناسد.

نویسنده کوشیده در این مجموعه از پیش‌کسوتان داستان‌های کوتاه جهان، داستان نمونه‌ای را انتخاب و ترجمه کند و اگر تفسیری بر آن نوشته شده، آن را به فارسی برگرداند. در شرح و احوال کوتاهی که بر زندگی نویسندگان نوشته است، به کیفیت و ویژگی داستان‌های آنها اشاره کرده است و بر چند داستان نیز خود تفسیری نوشته است؛ زیرا در منابع خارجی تفسیری بر آنها نیافته است.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

یادداشتی بر چاپ دوم؛ حاشیه‌ای بر داستان کوتاه؛ نیکلای واسیلی ویچ گوگول، ادگار آلن پو؛ قلب رازگو؛ تفسیر از جمال میرصادقی؛ گی دومو پاسان؛ مهتاب؛ تفسیر از رابرت شولز؛ آنتون پاولویچ چخوف؛ اندوه؛ تفسیر از کلینث بروکس [و] رابرت پن وارن؛ ماکسیم گورکی؛ شب پاییزی؛ تفسیر از جمال میرصادقی؛ جیمز جویس؛ گِل؛ تفسیر از رابرت شولز؛ فرانتس کافکا؛ زن و شوهر؛ تفسیر از جارویس تورستن؛ کاترین منسفیلد؛ مگس؛ تفسیر از جمال میرصادقی؛ اُ.هنری؛ اتاق مبله؛ تفسیر از کلینث بروکس [و] رابرت پن وارن؛ شروود اندرسن؛ می‌خواهم بدانم چرا؛ تفسیر از کلینث بروکس [و] رابرت پن وارن؛ ارنست همینگوی؛ ده سرخپوست؛ تفسیر از جارویس تورستن؛ چند کلمه؛ جان استاین بک؛ گل‌های داوودی؛ تفسیر از رضا رحیمی؛ رینگ لاردنر؛ سلمانی؛ تفسیر از کلینث بروکس [و] رابرت پن وارن؛ لنگستن هیوز؛ خانه به دوش؛ تفسیر از ک.ل.نیکر بوکر؛ جیمز استیفنس؛ آرزو؛ تفسیر از جمال میرصادقی؛ خورخه لوئیس بورخس؛ درون‌مایه خائن و قهرمان؛ تفسیر از رابرت شولز؛ جی.دی.سلینجر؛ دهانم قشنگ و چشم‌هایم سبز؛ تفسیر از جمال میرصادقی؛ واژه‌نامۀ اصطلاحات ادبیات داستانی؛ کتابنامۀ فارسی؛ کتابنامۀ انگلیسی.

... بیشتر
نویسنده:
جمال میرصادقی
ناشر:
اشاره
کلید واژه:
مجموعه‌ها,داستان کوتاه,شرح و تفسیر,نویسندگان خارجی
عنوان :
چالش‌های گفتمان معاصر عربی
خلاصه مطلب :

اثر حاضر در دو گفتار تحت عناوین «من سؤال العلمانیة الی اعادة بناء المجال فی الفکر العربی» از دکتر کمال عبداللطیف و «فی ابستمولوجیا الخطاب العربی المعاصر» از دکتر نصر محمد عارف است و در بخش بعدی کتاب هر یک از دو اندیشمند فوق گفتار دیگری را مورد نقد و بررسی قرار داده است. نگرش انتقادانه هر یک از این دو اندیشمند نسبت به آراء طرف مقابل، نشانگر فضای گفتمان انتقادی کتاب است.

کم و کیف گفتمان معاصر عربی در قرن بیست و یکم چگونه خواهد بود؟ در قرن گذشته تحولات زیادی در گفتمان معاصر عربی پدید آمد و دیدگاه‌ها و نگرش‌های مختلفی ظهور کرد، از سوی دیگر انقلاب ارتباطات به وجود آمد و کرۀ زمین به عنوان یک دهکده کوچک قلمداد شد و علوم بیولوژیکی به اکتشافات جدیدی منتهی گردید که اگر گام‌های گذشته را در میراث بشری طی کند، در آیندۀ بشری بسیار مؤثر خواهد بود.
آیا گفتمان عربی متأثر از این تحولات، به قضایایی خواهد پرداخت که معانی جدیدی به خود گرفته‌اند؛ مانند اصالت و عصری‌شدن؛ میراث و مدرنیسم؛ هویت و جهانی‌سازی؛ فردگرایی و تکثرگرایی؟ یا اینکه در زبان و افکار خود به شکل اختصاصی باقی می‌ماند و تعامل و تحقیقات خاص خود را دنبال خواهد کرد.
با وجود اینکه تحولات بزرگی مانند شمول‌گرایی و کنار‌گذاشتن تفاوت‌ها و نهادینه‌سازی اصول دموکراسی در بشر به وجود آمده است، آیا این گفتمان همچنان به این ایدئولوژی پایبند خواهد بود که حقیقت با اوست و آرایی دیگر باطل و مردود است یا اینکه متوجه این واقعیت خواهد شد که ایدئولوژی‌ها پس از مدتی دچار فروپاشی و ازهم‌گسیختگی می‌شوند.
آیا این گفتمان خواهد توانست از گردنه‌ای که مدت طولانی در آن توقف کرده، رها شود و وارد فضای فکری و اجتماعی گسترده‌تری شود که میراث غنی و توانایی‌های امیدبخش او را بدان رهنمون می‌سازد.
استفهامات فوق محور و جهت‌گیری اصلی کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد که دو محقق برجسته مصری با استناد به روندهای فکری و تاریخی جامعه عرب آن را مورد کنکاش قرار داده‌اند.

این دو نویسنده از محققین برجستۀ مصر در رشتۀ فلسفۀ سیاسی هستند که کتاب‌ها و مقالات زیادی از آنها به زبان عربی چاپ شده است.

اسلام نقطۀ اشتراک کشورهای عربی با کشور ایران است؛ با وجود اینکه زبان ما فارسی است؛ اما اسلام باعث شده تا فرهنگ و تمدن ما هم‌آواز و همسو با فرهنگ عربی گردد، مسائل و موضوعات اجتماعی و سیاسی کشور ما متفاوت از مسائل کشورهای عربی نیست، برقراری ارتباط میان دین و دنیا و رفع تضاد و تزاحم میان آموزه‌های دینی و دستاوردهای نظری بشر از مهم‌ترین خواسته‌های متفکران مسلمان ایران و کشورهای عربی است. روشنفکران مسلمان ایرانی و عربی هر دو با سؤالات و چالش‌های مشترک مواجه هستند. هر مسئلۀ جدیدی که یک متفکر عربی مطرح می‌کند، روشنفکر ایرانی را نیز درگیر آن می‌کند و هر تفکری را که اندیشمند ایرانی بیان می‌کند، متفکر عربی را وادار به بازاندیشی می‌سازد.

مطالبی که در بخش اول آمده، حاصل فرایند تفکر در خصوص یکی از پراشتباه‌ترین مفاهیم تفکر سیاسی است. این اشتباهات هم در سطح لفظ، نگارش، ریشۀ لغوی و هم در سطح معنای مستقیم و همچنین معناهایی که در میان طبقات مختلف معنایی قرار گرفته و با گذشت زمان دچار رسوب شده است، وجود دارد؛ منظور همان مفهوم سکولاریسم دینی است.

فهرست مطالب این کتاب بدین قرار است:

دیباچۀ پژوهشکده؛ سخن مترجم؛ بخش اول: از مسئلۀ سکولاریسم تا بازسازی عرصۀ سیاسی در تفکر عربی: کمال عبداللطیف؛ بخش دوم: معرفت‌شناسی گفتمان معاصر عرب: نصر محمد عارف؛ بخش سوم: نقد و بررسی؛ فهرست اصطلاحات و اعلام؛ کلیدواژه‌ها؛ دربارۀ مؤلفان.

... بیشتر
نویسنده:
کمال عبداللطیف و نصر محمد عارف
ناشر:
پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
کلید واژه:
سکولاریسم,معرفت‌شناسی,نقد و بررسی,گفتمان معاصر عربی
عنوان :
جهان‌بینی و حکمت فردوسی
خلاصه مطلب :

فردوسی بزرگ‌ترین سخن‌سرای ایران در کتاب شاهنامه، یعنی والاترین اثر منظوم ادبیات فارسی، سه چیز را از عوامل اصلی رستگاری می‌داند و آنها عبارتند از: دین، دانش و خرد.

تأکید فردوسی بر این سه ستون رستگاری از آن روست که وی پرستش هر موجودی غیر از خدا و نیز جهل و نادانی را زنجیرهایی می‌داند که در طول تاریخ موجب اسارت اقوام و طوایف شده است. فردوسی به این واقعیت پی برده که شرک یا پرستش غیر خدا، خود از جهالت و نادانی سرچشمه می‌گیرد. انسان جاهل یا در برابر بت‌های ساختگی زانو می‌زند یا به ستایش انسان‌های دیگر می‌پردازد. در جامعۀ شرک‌آلود حاکمان و زمامداردان یا متولیان بت‌خانه‌اند یا مبلغان دین و آیینی تحریف‌شده یا زمامدارانی جبارند که از مردم انتظار ستایش و اطاعت کورکورانه دارند. حاکمان نظام مبتنی بر شرک از انسان‌هایی که دارای ذهن پرسش‌گر و نقاد هستند و به زیور دانش و خرد آراسته‌اند، سخت هراس دارند. پیامبر اسلام که از پرچم‌داران آزادی و رهایی انسان بود، کتاب قرآن یعنی وحی خداوندی را برای انسان زنجیرشده در جهل و خرافات به ارمغان آورد تا با کمک آن به تفکر و تعمق بپردازد و خود را از بندگی و بردگی قدرت‌های ستمگر برهاند.

فردوسی در جامعه‌ای می‌زیست که سلطانی ظالم و ضد خرد حکومت می‌کرد. سلطان محمود پادشاهی بود که همچون خلفای عباسی داعیۀ اسلام داشت؛ ولی از اذهان پرسشگر و نیز مذهب شیعه که مردم را به تأمل در آیات قرآن و درک فلسفۀ احکام دینی فرا می‌خواند، نفرت داشت. او می‌دانست که اگر مردم با روح اسلام آشنا شوند و واقعیت تعالیم این شریعت را دریابند، ارکان قدرتش متزلزل خواهد شد و هرگز نخواهد توانست به نام شریعت مردم را در ذلت نگه دارد. فردوسی در جامعه‌ای در زیر سلطۀ حاکمی ضد خرد سخن از خرد گفت و اثر بزرگ خود را به نام خداوندی آغاز کرد که «خرد را به آدمیان» ارزانی داشته است:

به نام خداوند جان و خرد                             کزین برتر اندیشه برنگذرد

در مورد دین نیز فردوسی اندیشه‌هایی جدا از اندیشه‌های تعصب‌آمیز خرافه‌گرایان دارد. او خدا را به دلیل اینکه از پدر و مادری خداپرست متولد شده نمی‌پرستد. او مردی حکیم و ژرف‌اندیش است. به جهان اطراف خویش نظر افکنده و همه چیز را شگفت‌آور و عجیب دیده است. به خود، جسم خویش و روان و جان خود نگریسته و آن را عجیب دیده است.

بسیاری از کسانی که مغزشان از خرافه‌های وطن‌پرستی افراطی انباشته است، پیوسته تلاش کرده‌اند فردوسی را با اندیشه‌های اسلامی بیگانه نشان دهند؛ در حالی که اگر کسی حتی برای یک بار شاهنامه را خوانده باشد، نیک آگاه است که فردوسی نه تنها با تعالیم اسلام بیگانه نیست، بلکه گاه جهان‌بینی اسلام را در اشعاری نغز بیان می‌کند.

فردوسی در جای‌جای شاهنامه انسان را به خداپرستی دعوت می‌کند و خداپرستی را نشانۀ خرد و یگانه راه سعادت می‌داند و چون با دانش عمیق و ژرف‌اندیشی به مذاهب و فرقه‌ها نظر افکنده است، تشیع را آرمانی انسانی و سبب رستگاری دانسته است. فردوسی آدمیان را به ارزش‌های اخلاقی پایدار دعوت می‌کند و جهانی را که فاقد این ارزش‌ها باشد، جنگلی تاریک و هراسناک می‌داند و انسان‌هایی را که به این ارزش‌ها پایبند نباشند، از جمله ددان و بهیمان می‌شمارد. از همین رو است که وی آدمیان را به علم‌اندوزی، محبت، وفای به عهد، مدارا و شکیبایی، تلاش در راه زندگی بهتر، راستی و پاکی و تندرستی و شادمانی دعوت می‌کند.

تاکنون پژوهشگران بسیار به تحلیل اشعار دهقان طوس دست یازیده و هریک از دیدگاهی خاص به نظاره اشعار فردوسی پرداخته‌اند: پژوهشگری به ویژگی‌ها و خصایص روحی پهلوانان شاهنامه پرداخته است، مورخی به تفاوت‌های اسطوره‌ها و شخصیت‌های واقعی تاریخی در شاهنامه توجه داشته و محققی تحلیل روانی شخصیت‌های تاریخی شاهنامه را مدنظر آورده است. نویسندگان این کتاب از چند سال پیش به جمع‌آوری حکمت‌ها، پندها و اشعار اخلاقی فردوسی پرداخته‌اند و در این پژوهش بود که به معنای سخن «پروفسور هانری ماسه» پی برده‌اند که شاهنامه همچون دریایی است که هرچه در آن بیشتر فرو رویم با شگفتی‌ها و ذخایر بیشتر روبرو خواهیم شد.

فردوسی در شاهنامه آیین جنگ و جنگاوری را با مهارتی شگرف بیان می‌کند، آنچنان که انسان در لحظاتی تصور می‌کند که او خود سپبدی است که به تمام فنون جنگ آشنا بوده و تمام اصطلاحات و روش و حرکات و اسلحه جنگ ایرانیان و اقوام دیگر را به خوبی می‌داند؛ اما شاعر بزرگ ایران، با وجود آگاهی از چگونگی جنگ اقوام گوناگون خود از جنگ نفرت دارد. او به وحدت انسان‌ها معتقد است و ستیزه‌جویی‌های بشر را نتیجه نادانی و جاه‌طلبی و فزون‌خواهی او می‌داند. وی به تکرار می‌گوید که عمر کوتاه هرگز نیرزد به آنکه جز به نیکی گذرانده شود. بر همین مبناست که بسیاری از اشعار حکیم بزرگ طوس درباره صلح و آشتی‌جویی است.

جوزف چمپیون نویسنده و محقق انگلیسی و اولین مترجم اشعار فردوسی به زبان انگلیسی می‌گوید: «با وجود طول شگفت‌آور این اثر، آتش هیجانی که در سراسر آن زبانه می‌کشد و هیچگاه فرو نمی‌نشیند، ذهن خوانندۀ عادی را دچار بهت و حیرت می‌سازد و صاحبان قریحه را به سرزمین ناشناختۀ تصور و تخیل می‌کشاند ....

اندیشه‌های فردوسی زنده و با روح و دارای جنبه‌های اخلاقی است. نظم او روان و لطیف است؛ گرچه این خصوصیت را می‌توان به جمیع شعرای ایران اطلاق کرد؛ لکن در مورد فردوسی به صورت کیفیتی ظاهر می‌شود که آناً قلب انسان را تسخیر می‌بخشد».

فهرست مطالب این کتاب:

پیش‌گفتار؛ خداشناسی، دینداری و نیکوکاری؛ جهان و جهان‌بینی؛ عدل و داد؛ علم، هنر، عقل و خرد؛ سخن و سخنوری؛ دلاوری، آشتی‌جویی و راه و رسم رزم.

... بیشتر
نویسنده:
کریم حسنی‌تبار و محمود حکیمی
ناشر:
دفتر نشر فرهنگ اسلامی
کلید واژه:
جهان‌بینی فردوسی,حکمت فردوسی,خداشناسی