جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 632
بررسی تطبیقی رابطه‌ی معرفت نفس با معرفت خدا از دیدگاه سقراط و سنجش آن با آیات و روایات
نویسنده:
زهرا نراقی سالم
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بر طبق آیاتقرآن و روایات اسلامی معرفت خداوند، معرفت ذات او نیست بلکه معرفت اسماء و صفات الهی است. از آن‌جایی که تقوا مهم‌ترین شرط شناخت است پیوند ناگسستنی‌ای با عمل دارد که معیار آن شهود معصوم است. جهان، انسان کبیر و امری واحد است که تمامی آن‌چه در انسان به نحو اجمال وجود دارد در آن به نحو تفصیل یافت می‌شود.این پایان‌نامه به معرفت نفس می‌پردازد و رابطه‌ی آن با خدا را از دیدگاه سقراط و آیات و روایات مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. بر اساس سقراط دو حوزه‌ی متفاوت برای واقعیات وجود دارد، موجودات معقول و محسوس. بر این اساس ما دو نوع معرفت داریم.جهان دارای روح است. سقراط جهان را خدا می‌داند و معرفت حقیقی از دیدگاه او شناخت روح انسان و جهان است که فیلسوف به این شناخت دست یافته است که همان معرفت مُثُل است. روح انسان و جهان در نهایت متحد می‌شوند.
گفتمان عقل و دین در توصیف خدا در قرون وسطی
نویسنده:
محمد اکوان ,مریم کاتوزی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
دوران قرون وسطی، با وام گیری از فضای فکری یونان باستان و همچنین بهره گیری فراوان از آموزه های مسیحیت، ترکیبی بی بدیل از آمیزش دین و فلسفه ارائه داد که در نوع خود یگانه بود. اینکه فلسفه چه واکنشی در مقابل ورود آموزه های دینی در مقولات مورد بحث خود داشته و دین چه میزان به باورهای فلسفی استناد می کرده است، موضوعی است که در این مجموعه، به جد بررسی شده است. حضور دینی قدرتمند، چون مسیحیت، با جهت دادن به افکار عمومی و باورهای دینی مردم، در نوع نگاه و تعریف آنها از فلسفه تاثیر گذاشته و متقابلا فلسفه نیز با عرضه اندوخته های عقلانی خود به دین، آن را وادار به تطبیق پذیری با خود کرده است. این که در این میان هر یک به چه میزان از دیگری تاثیر پذیرفته و بر آن تاثیر گذاشته است، مبحثی است که به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد اما آنچه مسلم است آن است که این دو حوزه در تماس مستقیم و تنگاتنگ با یکدیگر بوده و حتی با وجود انکار یکدیگر، وابستگی و پیوند شدیدی دارند. درست است که دین بر فلسفه تاثیر گذاشته و محدوده و قلمرو حرکتش را محدود کرده است، اما فلسفه نیز با ورود به حوزه آموزه ها و تفاسیر دینی، آنها را بسیار متحول نموده است.
صفحات :
از صفحه 113 تا 136
بررسی تطبیقی براهین اثبات وجود خدا در کلمات امام علی و امام رضا علیهما السلام
نویسنده:
ابوالقاسم شهباز
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر به بررسی براهین اثبات وجود خدا که در کلام دو امام معصوم حضرت امام علی و امام رضا ـ علیهما السلام ـ به کار رفته می‌پردازد تا میزان استفاده‌ی دو امام و نیز شباهت‌ها و تفاوت‌ها در شیوه‌ی استفاده‌ی دو امام مشخص گردد. البته وقتی گفته می‌شود «برهان»، نباید انتظار داشت که در اغلب موارد، براهین کاملی که از صغری و کبری تشکیل شده باشند در کلام دو امام یافت شود، بلکه شاید چنین موردی به صورت کاملا نادر یافت گردد؛ مخصوصا که دغدغه‌ی امامان، اولا و بالذات اثبات وجود خدا نبوده و بیشتر به بیان صفات و ویژگی‌های او پرداخته‌اند، چرا که مخاطبین خداباور چنین نیاز و یا درخواستی را از ایشان نداشته‌اند. در آن موارد نادر هم باید به موردی اکتفا شود که ملحد، زندیق یا شخصی مادی‌گرا مستقیما از امام در مورد اثبات وجود خدا سوالی کرده باشد. در این پژوهش، در مجموع، نه برهان در کلمات دو امام مورد بررسی قرار گرفته که عبارتند از: 1) برهان فطرت، 2) برهان نظم، 3) برهان حدوث، 4) برهان امکان ماهوی یا امکان و وجوب، 5) برهان امکان فقری یا وجودی، 6) برهان صدیقین، 7) برهان فسخ عزائم، 8) برهان احتیاط عقلی یا مصلحت‌اندیشی عملی، 9) برهان نبوت یا هدایت تشریعی. که در کلمات امام علی ـ علیه السلام ـ هشت مورد از این نه برهان (به جز برهان احتیاط عقلی)، و در کلمات امام رضا ـ علیه السلام ـ شش مورد از آنها (منهای برهان امکان ماهوی، برهان فسخ عزائم و برهان هدایت تشریعی) یافت شده و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.با توجه به این که حجم کلی کلمات امام علی ـ علیه السلام ـ بیش از دو یا سه برابر حجم کلی کلمات امام رضا ـ علیه السلام ـ بوده است این نسبت در مورد براهین و تعداد ادله‌ی دال بر آنها نیز برقرار است.ضمنا در این تحقیق، شیوه‌ی به کارگیری براهین توسط دو امام ـ علیهما السلام ـ نیز مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته و شباهت‌ها و تفاوت‌ها در محتوا و نوع استفاده مشخص گردیده است.
بررسی تطبیقی-تحلیلی فهم و شناخت خداوند از نظر سورن کی‌کگارد و مولانا جلال‌الدین
نویسنده:
مریم دریابار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تحقیق حاضر با عنوان بررسی تطبیقی- تحلیلی فهم و شناخت خدا و فهم از نظر سورن کی‌یرکگارد و مولانا جلال‌الدین در صدد بیان دیدگاه و اندیشۀ این دو متفکر عارفه پیشه در جهت راه‌های شناخت خدا می‌باشد. شناخت خدا از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در همۀ ادوار بوده و هست، به دلیل اینکه شیوۀ رفتاری و عملکرد آن‌ها را تحث قرار می‌دهد.دیدگاه مولانا به خاطر برخورداری از شیوه‌ها و راهکارهای ناب، حائز اهمیت است. مولانا برای شناخت خدا، گاهی مانند فیلسوفان، برای گروهی که جزء از این راه نمی‌توانند به شناخت برسند، اقامۀ برهان می‌کند و گاهی نیز عارفانه و عاشقانه به شناخت حضوری و بی‌واسطۀ خدا از طریق صفای دل می‌پردازد. مولانا برای بیان مفاهیم از شیوۀ غیرمستقیم و با زبان تمثیل، ضرب‌المثل و قصه استفاده می‌کند، و در این راه، طبیعت و موجودات را به خدمت می‌گیرید.اندیشۀ سورن کی‌یرکگارد نیز به دلیل تجربۀ شخصی و درونی‌اش و همچنین غیرعقلانی دانستن شناخت خدا، قابل توجه می‌باشد. وی از ایمان‌گرایان مشهور مسیحی است که شاید بیش از هر فیلسوف دیگر بر اهمیت درون و فرد تأکید می‌کند. او معتقد است که شناخت خدا ورای عقل است و تنها راه شناسایی خدا به وسیلۀ ایمان است. از نظر او ایمان یک جریان است که باید هر لحظه آن را با انتخابی خود خواسته پذیرفت. و یک رابطۀ خصوصی با خداست که قابل بیان و آموزش نیست.
خداشناسی عرفانی و قرآنی علامه طباطبایی
نویسنده:
عبدالرضا باقی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن علمی عرفان اسلامی ایران ,
چکیده :
خداشناسی عرفانی و قرآنی علامه طباطبایی در طول خداشناسی فلسفی ایشان است. در خداشناسی فلسفی، ایشان وجود واجب را اولین مسئله فلسفی می دانند که بی نیاز از اثبات است و با قرائتی که از برهان صدیقین ارائه می نماید، برهان را به سرحد عرفان می رساند. در رهیافت عرفانی ایشان، که تجلی شفاف و دقیق آن را می توان در « رساله الوالیه»دید، خداوند را معروف و مشهود واحدی معرفی می کنند که بر احدی مجهول نیست و هرکس می تواند با سیروسلوکی درونی و از طریق معرفت نفس و حفظ لوازم و اقتضائات آن، خدا را فوق هرچیزی و با هرچیزی نظاره کند که وحدانیت او، مجالی به اغیار نمی دهد. همین نگاه با تفصیل و تأکید بیشتر در مباحث قرآنی ایشان – به ویژه در المیزان- ادامه می یابد. علامه با رهیافتی که در این سه سطح (فلسفی، عرفانی و قرآنی) ارائه کرده اند؛ ازسویی از تناسب و هم پوشانی تلقی خود از خدا، در سه لایه مذکور پرده برگرفته اند وازسویی دیگر اثبات کرده اند که اگر خداشناسی فلسفی، عرفانی و قرآنی در بستر و مجرای صحیح خود طرح شود، میان آنها هیچگونه تغایر یا تعارضی جاری نمی باشد، بلکه هر سطح مکمل و تفصیل دهندۀ سطح دیگر است. این مقاله تلاش می کند رهیافت عرفانی و قرآنی ایشان را که کمتر مورد تفصیل وتشریح و بازخوانی قرار گرفته است، ازمنابع اصلی نقل وتحلیل کند.
صفحات :
از صفحه 20 تا 43
نظریه ابداعی علامه طباطبائی (ره) در اثبات وجود حق در مقایسه با ملاصدرا و قیصری
نویسنده:
زهرا ربیعی هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اثبات وجود خدا همواره از مهمترین دغدغه های اندیشمندان بوده است. بدین منظور براهین متعددی با نگاه های متفاوت اقامه گردیده است. هر یک از براهین مطرح شده دارای نقاط قوت و ضعفی می باشند. از میان براهین اثبات وجود خدا موثق ترین و محکم ترین آنها برهانی است که وجود خدا را تنها از طریق خود او اثبات می کند و این همان راه صدیقین است که شواهد دینی فراوانی موید آن است. فلاسفه و عرفا تقریرات متفاوتی از برهان صدیقین ارائه داده اند. در این میان تقریر بدیع علامه طباطبائی(ره) از ویژگی هایی برخوردار است که در مقایسه با براهین فلاسفه پیشین نمود خاصی یافته است و هدف از تحقیق حاضر بیان و بررسی برهان علامه و مقایسه آن با سایر براهین اثبات خدا بویژه برهان های ملاصدرا و قیصری است، تا از این رهگذر زوایای نو و امتیازهای برهان علامه بر سایر براهین بیش از پیش نمایانده شود. در راستای این هدف دریافتیم که برهان ایشان برخلاف برهان ابن سینا که متکی بر تمایز وجود و ماهیت و تقسیم موجود به واجب و ممکن است و برهان سهروردی که متکی بر تقسیم شیء به نور و ظلمت و تشکیک در ماهیت است به هیچ مبدأ تصدیقی غیر بدیهی نیاز ندارد و همچون برهان های قیصری مبتلا به خلط مفهوم و مصداق نمی باشد. همچنین در مقایسه با برهان ملاصدرا که متأخر از دو اصل اساسی اصالت وجود و وحدت تشکیکی وجود و مسئله وجود رابط می باشد برهان علامه می تواند به عنوان اولین مسئله فلسفی مطرح شود؛ حتی نسبت به برهان سبزواری که با کوتاه کردن مقدمات و تنها با اتکاء بر اصالت وجود در اثبات وجود خدا گامی جلوتر نهاده است باز هم برهان علامه یک قدم فراتر نهاده و خود را از قید اصالت وجود نیز رها کرده است.علاوه بر اینکه رسالت ناتمام فلسفه در قبال عرفان در اثبات موضوع آن را که همان وجود لابشرط مقسمی بدون هیچ تعینی است، به اتمام رسانده است و بدین ترتیب توانسته است به آیات و روایاتی که دال بر تقدم شناخت خدا بر هر شناختی است جامه عمل بپوشاند.
توحید احدی و واحدی از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
احمدعلی مظلوم‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دیدگاه نهایی علامه طباطبایی درباره حقیقت توحید، توحید حقیقت وجود است. بر این اساس خداوند متعال تنها مصداق حقیقی وجود است و همه کثرت‌ها، به کثرت در ظهور و تجلیِ همان حقیقت واحد بازمی‌گردد. در این دیدگاه مقام ذات الهیمنزه از هرگونه تعین مفهومی‌‌ و مصداقی و فوق هر اسم و حکمی حتی همین تنزه و اطلاق است. ایشان نخستین تعین ذات الهی را اطلاق و صرافت آن می‌دانند که همان مقام احدیت است و همه تعینات را به سلب تحصیلی از ذات الهی نفی می‌کند. از دیدگاه ایشان سپس تعین هویت و بعدازآن مقام واحدیت است که مشتمل بر ظهور تفصیلی اسماء الهی است؛ ایشان اسماء حسنی و صفات الهی را اگرچه داراى مفاهیم متعددى هستند، اما فقط دارای یک مصداق که همان ذات اقدس الهی است می‌دانند. مقام احدیت جنبه بطون و مقام واحدیت جنبه ظهور وحدت حقه حقیقیه است.در این پایان‌نامه ابتدا دیدگاه عرفانی ایشان درباره توحید خداوند در مقام احدیت و واحدیت تبیین شده است. سپس دیدگاه ایشان در تبیین و اثبات عقلی توحید بر مبنای تشکیک وجود از طریق براهین صرف الوجود، بسیط الحقیقه، عدم‌تناهی و صدیقین مورد بحث قرار گرفته است و نشان داده شده است که این مبنا توحید واحدی را اثبات می‌نماید؛ اما توانایی اثبات توحید احدی را ندارد. آنگاه دیدگاه ایشان در تبیین و اثبات عقلی توحید احدی و واحدی بر مبنای وحدت شخصی وجود از طریق براهین فوق مورد بررسی قرار گرفته است. سپس به آیات و روایاتی پرداخته شده است که از دیدگاه ایشان بیان‌گر توحید احدی و واحدی‌اند یا ایشان این دیدگاه را در تبیین و تفسیر آن‌ها به‌کاربرده‌اند. ضمناً در این پایان‌نامه با روش مطالعه کتابخانه‌ای و رویکرد توصیفی تحلیلی عقلی با تکیه‌بر آموزه‌های وحیانی، به تبیین دیدگاه علامه طباطبایی در این زمینه پرداخته شده است.
ماهیت صفات خدا از دیدگاه ابن میمون و مقایسه آن با آرای علامه طباطبایی
نویسنده:
محمدرضا کاشفی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مقالة‌ حاضر بر آن‌ است‌ تا در حوزة‌ معناشناختی‌ صفات‌ خداوند که‌ از مهم‌ترین‌ موضوعات‌ معاصر در عرصة‌ زبان‌ دین‌ به‌ شمار می‌رود، به‌ دو مسألة‌ مهم، یکی‌ مقیاس‌ شناخت‌ صفات‌ خدا و دیگری‌ تحلیل‌ ماهیت‌ صفات‌ خدا از دیدگاه‌ دو فیلسوف‌ برجسته‌ (یکی‌ از قرون‌ وسطا یعنی‌ موسی‌ ابن‌میمون‌ و دیگری‌ از قرن‌ معاصر یعنی‌ علامة‌ طباطبایی) بپردازد. در این‌ نوشتار کوشش‌ شده‌ است‌ با تحلیل‌ آرای‌ این‌ دو اندیشه‌ور و در ضمن‌ مقایسه‌ بین‌ آن‌ها مشخص‌ می‌شود که‌ مبانی‌ حکمت‌ متعالیه‌ که‌ حاصل‌ تلاش‌ فیلسوفان‌ مسلمان‌ و برگرفته‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اسلام‌ است، معقول‌تر و موجه‌تر به‌ این‌ مهم‌ پاسخ‌ داده‌ است.
بررسی تطبیقی خداشناسی رنه دکارت و علامه طباطبایی
نویسنده:
حمید امن نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این تحقیق سعی شده است تا براهین خداشناسی دو فیلسوف برجسته شرق و غرب ـ علامۀ طباطبایی و رنه دکارت ـ به صورت تطبیقی، بررسی شود. رنه دکارت از فیلسوفانی است که آموزه‌های مسیحیت در تفکر فلسفی‌اش نقش اساسی دارد. یکی از دغدغه‌های اصلی او شناخت یقینی است. دکارت برای تضمین چنین شناختی، وجود و عنایت خداوندی را شرط می‌داند. از این رو در صدد اثبات وجود خدا و ارائه تبیینی صحیح و دقیق از اوصاف الهی بر آمده است. او در ابتدا می‌گوید تنها حالت نفسانی انسان که دچار خطا و اشتباه نمی‌شود، مفاهیم فطری هستند و یکی از مفاهیم فطری انسان، تصور موجودی نامتناهی(خدا) است که مسلماً انسان محدود، قادر نیست چنین تصوری را به خودش بدهد؛ پس معلوم است موجود دیگری آن را در انسان به وجود آورده است و آن موجود، خدا است. علاوه بر این راه فطری، دکارت راه دیگری برای رسیدن به خدا دارد و آن برهان وجودی است، در این راه، دکارت دیگر از طریق مفهوم پیش نرفته است. در تفکر علامه طباطبایی نیز شناخت حقیقی و علم به اعیان حقیقی، غایت حکمت او است، البته غایت نهایی فلسفه او خدا است. از این رو او هم با براهین متعددی به اثبات خدا پرداخته است و متقن‌ترین آن براهین را برهان صدیقین می‌داند. تقریر ایشان از برهان صدیقین ویژه و مبتکرانه است؛ چون بر هیچ مقدمه‌ای از مقدمات فلسفی تکیه ندارد و نخستین مسأله فلسفی است که به مجرد پذیرفتن اصل واقعیتِ خارج، می‌توان آن را اقامه کرد. در این تحقیق، برهان وجودی دکارت و علامه طباطبایی بررسی شد. به نظر می‌رسد آنچه دکارت گفته است به تناسب با بحث‌های علامه طباطبایی است و با آن در این مسأله، هم‌زبانی و قرابت دارد.کلمات کلیدی: خدا ـ اثبات خدا ـ برهان صدیقین ـ طباطبایی ـ دکارت
عشق به خدا، مبنای فضایل اخلاقی در فلسفه اخلاق ملاصدرا
نویسنده:
س .م.ر حجازی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
  • تعداد رکورد ها : 632