جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3608
بررسی تطبیقی حقوق‌ جنسی ‌زوجه از دیدگاه علامه‌طباطبایی(ره) و علامه فضل الله(ره)
نویسنده:
مریم قوجایی خامنه ، معصومه برخوردار
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نیاز جنسی، از مهم­ترین نیازهای زیستی انسان به‌شمار می­رود که پاسخگویی صحیح به آن، تاثیر بسزایی در سلامت جسمی و روانی فرد و جامعه دارد. بر این اساس، دستور به ازدواج، راهکار عملی قرآن کریم برای تأمین این نیاز است. در این میان، پیوند ازدواج، حقوق­ و تکالیف جنسی متقابلی را برای همسران ایجاد می­کند. علامه سیدمحمدحسین طباطبایی و علامه سیدمحمدحسین ­فضل­الله از جمله مفسرانی هستند که در ضمن تفسیر آیات زن و خانواده، به بیان حقوق و تکالیف جنسی بانوان پرداخته­اند. بنا بر دیدگاه این دو مفسر، معاشرت به معروف و اصل مماثلت در حقوق و تکالیف، از مبانی قرآنی این بحث است که به نتیجه­ای چون وجوب عدم إضرار به همسر در ­ارتباطات ­جنسی می­انجامد. حقوق جنسی زوجه بنا بر صریح یا ظاهر آیات قرآن، مواردی هم­چون حق قسم، حق مضاجعه و حق استمتاع را در بر دارد. اغلب این موارد، مورد اتفاق دو مفسر است، به جز حق جنسی زوجه از حیث زمان، که علامه طباطبایی و علامه فضل­الله دیدگاهی متفاوت درباره آن دارند. علامه ­طباطبایی، بنا بر نظر مشهور فقهی، قائل به حق جنسی زوجه هر چهار ماه یک­بار است؛ در حالی‌که علامه ­فضل­الله، به‌دلیل ناسازگاری این امر با نیازهای ­جنسی ­زنان، هدف ­ازدواج و معاشرت ­به­ معروف، این فاصله زمانی را قابل پذیرش نمی­داند و معتقد است دیدگاه مشهور فقهی، نیازمند بازنگری است.
صفحات :
از صفحه 55 تا 80
انطباق یا عدم انطباق کوروش بر ذوالقرنین با تأکید بر دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
نویسنده:
اصغر میرزاپور ، عباس تقوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سوره کهف، بلکه در چند جای دیگر تصریح کرده‌اند که ذوالقرنین همان کوروش هخامنشی است. در دوران معاصر، نخستین پژوهشگری که موضوع مطابقت کوروش با ذوالقرنین را پیش کشید سِر سید احمد خان (1817-1898)، از پیشگامان اصلاحات فرهنگی و بنیادگذار تجدد طلبی اسلامی در هند، بود. مولانا ابوالکلام آزاد (1888-1958)، وزیر فرهنگ دولت وقت هند، نیز همین نظریه را مطرح و به شکل مبسوط‌تری تبیین کرد. مرحوم علامه طباطبایی نیز، در المیزان، نظر ابوالکلام آزاد را پذیرفته و مشخصات کوروش را بر ذوالقرنین منطبق می‌داند. علامه طباطبایی در المیزان، پس از بررسی نظریه ابوالکلام آزاد، که اثبات می‌کند کوروش، پادشاه هخامنشی، همان ذوالقرنینِ ستوده شده در قرآن است، می‌نویسد: «هر چند بعضی از موارد گفته شده خالی از اعتراض نیست، لکن از هر گفتار دیگری انطباقش با آیات قرانی روشن‌تر و قابل قبول‌تر است». آیت الله مکارم شیرازی هم می‌نویسد: «درست است که در این نظریه نیز نقطه‌های ابهامی وجود دارد، ولی فعلاً می‌توان از آن به عنوان بهترین نظر درباره تطبیق ذوالقرنین بر رجال معروف تاریخی نام برد.»
صفحات :
از صفحه 7 تا 18
نگره خلود کفار در عذاب جهنم: بررسی نظریات فیض کاشانی و علامه طباطبایی
نویسنده:
مریم خوشدل روحانی ، زهرا رحمانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تقریباً همة دانشمندان مسلمان‌، در اصلِ جاودانگی و خلود در دوزخ اتفاق نظر دارند، اما ‌این که خلود در دوزخ مستلزم عذاب دائم و ابدی است یا ممکن است همراه با انقطاع عذاب باشد. مسئله‌ای است که محل اختلاف آراء واقع شده است. از نظر فیض کاشانی هیچ ملازمه‌ای بین خلود در دوزخ و عذاب دائم وجود ندارد. بنابراین با توجه به مسئلة شمول رحمت واسعة الهی عذاب مخلدین در دوزخ‌، منحصر به مدت معینی است که پس از سپری شدن ‌این مدت دوزخیان از نعیمی‌‌که متفاوت با نعیم بهشتیان است بهره مند می‌‌شوند. از نظر علامه طباطبایی، قرآن‌کریم صراحتاً به خلود عذاب اشاره دارد و منقولات و روایات متعدد‌، نیز موکد‌این مطلب می‌‌باشد. بررسی دیدگاه‌های مختلف در‌ این زمینه ما را به‌این نکات رهنمون می‌‌سازد: الف) خلود از جمله مسائلی است که به علت صفت فناپذیری در دنیا مطرح نیست. در نتیجه‌ این مسئله مختص به روز قیامت بوده که پس از برپایی آن در مورد نعمت و نقمت مطرح خواهد شد؛ ب) خلود در دوزخ از مباحث مورد تأیید‌ آیات و روایات است که در گروه‌ها و قشرهای مختلف متفاوت است؛ ج) برخی به تاویل آیات و روایات مبادرت ورزیده‌اند و به تفکیک مباحث خلود در دوزخ بدون خلود در عذاب قائل شده‌اند.این مقاله درصدد است‌، با روشی تحلیلی و توصیفی به بررسی نظریات فیض کاشانی و علامه طبا طبایی در ‌این مهم بپردازد.
صفحات :
از صفحه 133 تا 160
الهیات سلبی در حوزه هستی‌شناسی صفات الهی در اندیشه علامه طباطبایی
نویسنده:
محمدعلی اسماعیلی ، مهری چنگی اشتیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«الهیات سلبی» به­مثابه نظریه­ای مهم در حوزه «زبان دین»، در الهیات یهودی، مسیحی و اسلامی پیروان زیادی دارد و در سه حوزه هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و معناشناسی صفات الهی مطرح است و میان آنها پیوند مستحکمی برقرار است. از رهگذر این جستار مشخص می‌شود که بر پایه یافته‌های این تحقیق، علامه طباطبایی در برخی رساله­های فلسفی و عرفانی و در مواردی از تفسیر المیزان، با گذر از الهیات ایجابی در حوزه هستی‌شناسی صفات الهی و با تأثیرپذیری از عرفا به­ویژه سیداحمد کربلایی، الهیات سلبی را در این حوزه پذیرفته، بر این باور است که فیلسوفان بزرگی نظیر فارابی، ابن­سینا و حتی صدرالمتألهین به درک این دیدگاه نرسیده­­اند. به باور علامه طباطبایی، نامتناهی­بودن ذات الهی از یکسو و محدودیت مفهوم بما هو مفهوم از سوی دیگر، توجیه­کننده الهیات سلبی و مانع پذیرش الهیات ایجابی و صدق مفاهیم کمالی بر ذات الهی است.
صفحات :
از صفحه 307 تا 326
بازپژوهی معنای آیات اضلال الهی از منظر علامه طباطبائی و زمخشری
نویسنده:
فهیمه شریعتی ، ناهید مشایی ، سیدمحمد مرتضوی ، زهرا مولایی فر
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع انتساب اضلال انسان به خداوند، در آیاتی از قرآن کریم مطرح شده ‌است. این امر در نگاه نخست، ناسازگار با عدل الهی و اختیار انسان است؛ ازاین‌رو اندیشمندان اسلامی با آرای گوناگون در رفع این تعارض کوشیده‌اند. در پژوهش پیش‌رو که به روش تحلیلی و داده‌پردازی توصیفی ـ انتقادی و با انگیزة تبیین دقیق ماهیت اضلال الهی انجام یافته، رویکرد عقلی دو مکتب شیعی و معتزلی از نگاه علامه طباطبائی و جارالله زمخشری بررسی و تحلیل شده است. هر دو اندیشمند، اضلال خداوند را عدم ایصال به مطلوب، عدم لطف، واگذاشتن در مسیر گمراهی و مجازات عملکرد سوء و اختیاری انسان بیان كرده‌اند؛ اما علامه با نگاهی فلسفی و دقیق‌، این فرایند را تبیین كرده ‌است. علامه در خصوص حوزة اختیار انسان در افعال اختیاری، آموزة «امر بین الامرین» را منطبق بر مبانی هستی‌شناسی اسلامی می‌داند و در مقابل، زمخشری «تفویضی» می‌اندیشد؛ اما در مسئله اضلال الهی که نتیجة قهری سوء اختیار انسان است و حوزة فعل الهی به‌شمار می‌رود، نزاعی نداشته، آن را منافی با اختیار آدمی و عدل الهی نمی‌دانند. چگونگی استدلال و تطبیق آرای ایشان در این جستار، به‌روشنی بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 177 تا 192
بررسی دیدگاه ابن تیمیه درصفات خبری و نقد آن بر اساس علامه طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: کبری خان آبادی قهی ؛ استاد راهنما: علی اله‌بداشتی ؛ استاد مشاور: غلامحسین اعرابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
عقل نظری و حدود وظائف آن از منظر علامه طباطبایی و شیخ ابن تیمیه
نویسنده:
پدیدآور: کاظم عباس لواکبیبی ؛ استاد راهنما: امین‌رضا عابدی‌نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اول از همه ، من می خواهم اشاره کنم که این پایان نامه شامل چهار فصل است. پس از مقدمه ، فصل اول را تحت عنوان: تحقیقات مقدماتی آغاز کردیم و شامل سه بخش است: بخشهای اول: شامل برنامه تحقیقاتی است که شامل توضیحی در مورد موضوع ، اهمیت تحقیق ، روش تحقیق ، سوال اصلی و سوالات فرعی است و ما به اندازه کافی این مباحث را توضیح داده ایم. در مورد بخشهای دوم: ما بر تعریف مفاهیم تمرکز کردیم. ما واژگان مرتبط با موضوع تحقیق را تعریف کردیم ، مانند: ذهن ، دانش ، نظریه ، ذکر نام ذهن ، بخشهای ذهن ، و ما به اندازه کافی این مباحث را توضیح دادیم. و در بخشهای سوم: خلاصه ای از زندگی شیخ ابن تیمیه و علامه طباطبایی را مورد بحث قرار دادیم. و در فصل دوم عنوان این بود: واقعیت ذهن نظری از نظر ابن تیمیه و علامه ، و در آن دو موضوع وجود داشت: در مبحث اول واقعیت ذهن نظری و کارکردهای آن را مطابق ابن تیمیه توضیح دادیم ، و دیدیم که ذهن تصادفی تلقی می شود و به خودی خود موجود نیست ، بنابراین از نظر ابن تیمیه ذهن جسمی جسمی است. و در مطالعه دوم ، واقعیت عقل را از نظر علامه طباطبایی دیدیم ، و تفاوت آن را با ابن تیمیه یافتیم ، زیرا علامه ذهن را ذاتاً ذاتی می داند و آن را مجرد (غیر ماده) و فصل سوم با عنوان: ذهن نظری معتبر و میزان در نظر گرفتن آن از نظر ابن تیمیه و علامه طباطبایی. در آن دو موضوع وجود داشت: وجود اول ، ذهن معتبر و میزان ملاحظه آن از نظر ابن تیمیه. ابن تیمیه گفت: ذهن و فرآورده های آن حجت است و باید در متن وحی و آنچه رسول خدا (ص) فرمود ، مورد توجه قرار گیرد ، بنابراین تا زمانی که ذهن در پرتو وحی ، کتاب و سنت راه برود ، قابل قبول و قابل اعتماد است ، در غیر این صورت آن را به دیوار بیندازید. از نظر تایمیه ذهن کاملاً مقتدر نیست. و موضوع دوم ، در مورد: ذهن معتبر علامه و میزان ملاحظه آن بود. و فرمود: اصالت برهان عقلی مسئله ای ذهنی و قطعی تلقی می شود که نیازی به اثبات ندارد. به عبارت روشن تر ، صحت اثبات قابل اثبات نیست ، زیرا این یک امر بدیهی است. و در فصل چهارم ، عنوان این بود: نقش ذهن در ایمان و ایمان از نظر ابن تیمیه و علامه طباطبایی. و در دو مبحث تقسیم شدند: مطالعه اول ، نقش ذهن در ایمان و اعتقاد از نظر ابن تیمیه و نظر ابن تیمیه درباره عقل از اهمیت زیادی در دین برخوردار است ، اما آن را تابع می داند و نه منبع آن ، پیرو متون دینی در تمام شماره های خود است.
بررسی مساله خاتمیت از دیدگاه علامه طباطبایی و اقبال لاهوری و شهید مطهری و پاسخ به شبهات در این زمینه
نویسنده:
پدیدآور: محمد رستمی ؛ استاد راهنما: علی زنگویی ؛ استاد مشاور: سیدمحمد رضوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله خاتمیت از مسائل ضروری و مورد قبول دین اسلام و مسلمانان است،که در قرآن، احادیث و روایات نیز آمده است. بنا‌بر اعتقاد دانشمندان و محققان، مبحث خاتمیت و اینکه بعد از اسلام، دین و بعد از حضرت محمد‌(ص)، پیامبری نمی‌آید در اواخر قرن بیستم به اوج خود رسید و مسئله خاتمیت، مهم‌تر و گسترده‌تر از قبل گردید، به دلیل اینکه فرقه‌های ضا‌له همچون؛ بهائیت و مدعیان ادیان نوظهور رواج یافت، از سوی دیگر به وجود آمدن نگرشی جدید نسبت به دین که باعث به وجود آمدن پرسش‌هایی شد که از مدرنیته نشات می‌گرفت، باعث ایجاد تحلیل و نگرش خاصی از نبوت و خاتمیت و همچنین وحی شد، که این نوع نگاه به مسئله خاتمیت بیشتر تاثیر پذیرفته از نظریه‌ی تجربه دینی بوده، که اولین بار توسط اقبال لاهوری مطرح شد. در این پژوهش که به روش، توصیفی-تحلیلی نگاشته شده است، قصد داریم با توجه به نظرات، سه فیلسوف مسلمان (علامه طباطبایی، اقبال لاهوری،شهید مطهری) به این سوال پاسخ دهیم که؛ چه عواملی باعث می شود تا دین اسلام به عنوان آخرین دین الهی از سوی خداوند برای هدایت بشر برگزیده شود. به همین منظور ضمن بیان دیدگاه سه اندیشمند برجسته: علامه محمدحسین طباطبایی، علامه محمد اقبال‌لاهوری و شهید مرتضی مطهری در مورد خاتمیت و مقایسه نظرات آنان و به شبهات پیرامون این مسئله نیز بپردازیم. نتیجه حاصل از این پژوهش اینگونه است‌که؛ عوامل و دلایلی وجود دارد که دلالت بر‌این دارد که اسلام آخرین دین الهی و حضرت محمد(ص)، خاتم النبین می‌باشد. براساس نظرات مطرح شده در این نوشتار، دلایل گوناگونی برای اثبات خاتمیت دین اسلام و خاتم النبین بودن حضرت محمد(ص) وجود دارد. به طور خلاصه می‌توان گفت؛ اسلام، دینی کامل و جامع می‌باشد که احکام آن بر‌اساس سرشت و ذات آدمی است. بشر به وسیله احکام و تعالیم اسلام می‌تواند مورد هدایت قرار بگیرد و راه سعادت خویش را بیابد. پس لازم نمی‌آید، دین جدیدی ظهور کند. نکته دیگر اینکه، رشد و بلوغ فکری بشر باعث آن شده است که برای تفسیر، ترویج و تبلیغ دین، احتیاج به پیامبر دیگری نباشد. علامه طباطبایی و شهید مطهری، ویژگی‌های دین اسلام و احکام آن و نیز رشد و بلوغ فکری بشر را از دلایل خاتمیت می‌دانند. درحالیکه اقبال معتقد است‌که؛ با توجه به رشد و بلوغ فکری بشر، دیگر احتیاجی به دین و احکام آن نمی‌باشد و آدمی با بهره بردن از عقل خویش می‌ُتواند راه سعادت را بیابد.
تبیین معجزه از منظر سید احمدخان هندی و علامه محمدحسین طباطبایی
نویسنده:
پدیدآور: پریسا رشیدی آلاشتی ؛ استاد راهنما: مهناز امیرخانی ؛ استاد راهنما: فتحیه فتاحی زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع «معجزه» از مباحث کلیدی مرتبط با مسئله نبوت است؛ زیرا سند نبوت بوده و به اثبات حقانیت رسالت می‌انجامد. از آنجا که تحلیل مقوله معجزه معرکه آرای دانشمندان اسلامی است، در این پژوهش به بررسی نگرش دو تن از اندیشمندان معاصر سیداحمدخان هندی و علامه‌ طباطبایی پرداخته شده است. شرایط عصری و موقعیت نامطلوب مسلمانان هند، سیداحمدخان را بر آن داشت که با رویکرد نوگرایانه در جهت آشتی علم و دین، تفسیر « القرآن و هو الهدی و الفرقان» را بنگارد. رویکرد تأویلی احمدخان در تحلیل معجزه، برآیند مبانی فکری وی در فهم دین است. قرآن بسندگی، تجربه‌گرایی در فهم قرآن و عرفی دانستن زبان قرآن از مهم‌ترین پایه‌های فکری احمدخان است که در نهایت، معجزه را در قالب علل طبیعی شناخته شده، طراحی می‌کند این درحالی است که علامه طباطبایی تحلیلی متفاوت از معجزه ارائه می‌کند و معجزه را بر مبنای قانون علیت (اعم از علل معلوم و مجهول) و در انطباق نظام تکوین با تشریع تبیین می‌کند. این نوع تحلیل ریشه در نگرش علامه نسبت به زبان ترکیبی دین دارد. علامه معتقد است در فهم دین تنها نمی‌توان به حس و تجربه بسنده کرد بلکه باید از ابزار عقل، کشف و شهود نیز بهره برد. براین اساس با دو مدل تحلیلی مواجه هستیم یک مدل تحلیل تجربی و دوم مدل تحلیل ترکیبی که برآیند دو نوع نگرش متفاوت است.
بررسی تطبیقی هستی‌شناسی‌معنا در دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی
نویسنده:
محمدجواد منصورسمایی ، محمد علی مهدوی راد ، حامد پوررستمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هستی‌شناسی معنا در پیِ یافتن حقیقت و ماهیت معنای الفاظ و به بیان دیگر در جستجوی چیستی معناست. اندیشمندان غربی به این مسئله توجه کرده و نظریه‌های گوناگونی همچون نظریه مصداقی، تصوری، تصویری و... برای معنا مطرح کرده‌اند. با توجه به جایگاه ویژۀ این بحث در تفسیر قرآن و دانش اصول فقه و برخی مباحث کلامی، تبیین دیدگاه دانشمندان مسلمان دربارۀ آن ضروری است. به همین جهت در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، آرای دو تن از عالمان و مفسران برجستۀ شیعه، یعنی فیض کاشانی و علامه طباطبایی بازخوانی و تبیین شده است. با بررسی «نظریۀ روح معنا» که از نظریه‌های مهم ایشان در تفسیر قرآن است و هر دو مفسر بر آن اصرار دارند و اشتراکات فراوانی در دیدگاه آنان دیده می‌شود، اثبات شده است این نظریه که برخی در صدد به‌دست‌آوردن نظریه معنا از آن بوده‌اند، نمی‌تواند به عنوان «نظریه معنا» پذیرفته شود؛ زیرا پاسخی به پرسش چیستی معنا ارائه نمی‌دهد. نتیجه اینکه به‌رغم وجود عبارت‌هایی در آرای ایشان که نشان از تمایل به نظریۀ مصداقی یا تصویری معنا دارد، هر دو مفسر تنها نظریۀ ایده‌ای (تصوری) معنا را معتبر می‌دانند.
صفحات :
از صفحه 97 تا 126
  • تعداد رکورد ها : 3608