
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>درسگفتار  نقد هایدگر بر هگل، شرح و تفسیر نوشتار &#171;هگل و یونانیان&#187; هایدگر</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>مارتین هایدگر</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject> فریدریش هگل</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>احمد رجبی</dc:subject>
                
                    

                

                
                <dc:date>نیمسال دوم / ۱۴۰۳</dc:date>
                <dc:description>درسگفتار  نقد هایدگر بر هگل، شرح و تفسیر نوشتار &#171;هگل و یونانیان&#187; هایدگر&lt;br /&gt;👤 دکتر احمد رجبی&lt;br /&gt;🎓  مقطع: کارشناسی ارشد - دانشگاه تهران ( نیم‌سال دوم ۱۴۰۳)&lt;br /&gt;🟢 معرفی دوره:&lt;br /&gt;تقابل با &#171;مطلق&#187; هگلی را می‌توان به صورتی بسیار کلی قدر مشترک غالب جریان‌های فلسفی از نیمهٔ سدهٔ نوزدهم تا دوران معاصر دانست.&lt;br /&gt;در این درسگفتار می‌کوشم با توجه به مسیر مطالعات و پژوهش‌های فعلی‌ام، بر تفسیر هایدگر از فلسفۀ هگل متمرکز شوم و با بحث دربارۀ نوشتار &#171;هگل و یونانیان&#187;، نشان دهم که چگونه مفهوم ناپوشیدگی و تمایز هستی‌شناختی، در خاستگاه درک هگل از دیالکتیک و &#171;این‌همانی مطلق&#187; قرار می‌گیرد، و همچنین اینکه چگونه از این طریق می‌توان درکی دقیق و هستی‌شناختی از خاستگاه اندیشهٔ خود هایدگر و همینطور تأثیر ژرف آن بر سایر فیلسوفان معاصر در فراروی از نظام هگلی به دست آورد. با این تاکید که نقد هایدگر به هگل، در قالب تقدم &#171;تمایز&#187; هستی‌شناختی بر &#171;این‌همانی&#187; روح مطلق هگل، بر خلاف فهم غالب فیلسوفان متاثر از هایدگر، به هیچ وجه به معنای نفی وحدت کل و رها ساختن عقلانیت و سپردن خویش به کثرت و دیگر‌بودگی بی‌پایان نیست، یعنی نباید &#171;تمایز&#187; هایدگر را به معنای موضع &#171;غیریت مطلق&#187; در تقابل با موضع &#171;اینهمانی مطلق&#187; هگل دانست، بلکه باید تفسیر دقیق‌تری از هایدگر به دست داد، در این جهت که هایدگر می‌کوشد &#171;تمامیت&#187; و روح مطلق هگلی را در خاستگاه نااندیشیدهٔ آن، یعنی در خاستگاه پیشا-تعین پوشیدگی برای حضور مطلق و ظهور تمامیت تعینات، بنیانگذاری کند.&lt;br /&gt;⭕غرض از این بحث، طرح دو امکان بنیادین برای تبیین &#171;مطلق&#187; به مثابۀ بنیاد هستی‌شناسی است:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;نخست، مطلق به مثابۀ تمامیت و وحدت کل تعینات هستی و این‌‌همانی تام، که اندیشۀ هگل را می توان قلهٔ آن در تاریخ فلسفه دانست. و دوم، مطلق به مثابۀ تمایز و پوشیدگی و خاستگاه پیشا-تعین، که هایدگر، به ویژه اندیشۀ متأخر هایدگر در جستجوی صورت‌بندی آن است و خاستگاهی است که تازه امکان نخست، یعنی تمامیت تعینات هستی را ممکن می‌سازد.&lt;br /&gt;به تعبیری دیگر می‌توان گفت نقد هایدگر به هگل، دریچه‌ای را می گشاید تا ذیل آن، &#171;وجود&#187; صرفاً ذیل این‌همانی مطلق و وحدت کل و جامع همۀ تعینات وجودی (omnitudo realitatis) فهم و تفسیر نشود و بتوان به وجود، نه به مثابۀ این‌همانی مطلق، بلکه به مثابۀ &#171;تمایز&#187; مطلق اندیشید تا از این طریق فهم بنیادینی از مسألۀ آزادی به منزله حیث اکستاتیک و گشودگی عقل باز شود.&lt;br /&gt;تاکید رهیافت تفسیری درس‌گفتار این است که نقد هایدگر بر روح مطلق هگل، نه در تقابل با عقلانیت فلسفی، بلکه در مقام خاستگاه‌یابی و بنیان‌گذاری آن است، خاستگاهی که چون در مطلق هگلی به‌مثابهٔ بازتاب مطلق عقل نزد خودش احراز نشده است، عقل و عقلانیت، مقوم ذاتی خویش، یعنی اکستاتیک بودن و گشودگی را از دست می‌دهد و عقلانیت گشوده به حقیقت وجود، در اراده‌گرایی نیهیلیستی منکر حقیقت نزد نیچه، فرو خواهد پاشید.&lt;br /&gt;برای طرح این بحث، به نوشتار &#171;هگل و یونانیان&#187; از رسالۀ &#171;نشانه‌های راه&#187; خواهم پرداخت تا نشان دهم هایدگر چگونه فلسفۀ هگل را در امتداد متافیزیک یونانی و بسط تلقی خاص آن از وجود، در زنجیره مفهومی وجود=جوهر=حضور=تعقل می‌داند و به چه امکان بدیلی برای اندیشه در نسبت با آغاز متافیزیک یونانی اشاره دارد و هایدگر چگونه در مرزبندی روشن و بنیادین اندیشۀ خویش با هگل، می‌کوشد از نو به آرخۀ مطلق به شیوه ای متفاوت بیندیشد. </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>رجبی  , احمد (عضو هیئت علمی گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ایران) </dc:creator>
                    
                        <dc:creator>هایدگر , مارتین (Martin Heidegger، فیلسوف معاصر آلمانی، فلسفه غربی، فلسفه قرن بیستم، مکتب پدیدارشناسی، هرمنوتیک، اگزیستانسیالیسم), 1889م. مسکیرش، امپراتوری آلمان#1976م. فرایبورگ، بادن-وورتمبرگ، آلمان</dc:creator>
                    
                        <dc:creator>هگل , گئورگ ویلهلم فریدریش (Georg Wilhelm Friedrich Hegel،فیلسوف بزرگ آلمانی : مکتب ایده‌آلیسم آلمانی، تاریخ‌گرایی، از مرتبطین نظریه مرگ خدا) , 1770#1831</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>Lectures</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
