
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>بررسي رابطه دين و فلسفه از ديدگاه ابن رشد</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>دین از تفکر ابن رشد</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ابن رشد</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                <dc:publisher>‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، معاونت پژوهشي، دفتر تبليغات اسلامي</dc:publisher>
                <dc:date>‫1391</dc:date>
                <dc:description>  </dc:description>
                
                
                <dc:description>‫پايان نامه حاضر به تشريح ارتباط بين دين و فلسفه از ديدگاه ابن رشد اندلسي مي‌پردازد و هماهنگي بين فلسفه و دين در هدف، روش و مسايل بنيادي را اثبات مي‌کند. نويسنده مي‌کوشد برتري دين بر فلسفه را در ارائه تعريف روشن از انسان و ابعاد وجودي و معرفتي ثابت کرده و وجوب تفکر در موجودات جهان طبق آموزه‌هاي ديني و کاربرد فلسفه در اثبات اين آموزه‌ها را بررسيده و ديدگاه ابن‌رشد مبني بر عدم تعارض بين فلسفه و آموزه‌هاي ديني را نيز تبيين کند. وي در چهار فصل ديدگاه‌هاي ابن رشد در مورد فلسفه، دين و ارتباط آن دو با هم را ارائه مي‌دهد. نگارنده در فصل اول کلياتي از مفهوم دين در لغت، اصطلاح و نزد دانشمندان مسلمان و غرب پرداخته، سپس مفهوم فلسفه را از اين چند منظر بررسيده و ديدگاه‌هاي ابن رشد را در معناي فلسفه بيان مي‌کند. او آن‌گاه با اشاره به آثار و افکار ابن رشد، مختصري از زندگاني و مقام علمي و روش فلسفي او را بيان نموده و آراي ابن رشد و اهميت دادن او به عقل و تفکر عقلاني را به تصوير مي‌کشد. در فصل دوم فلسفه و ماهيت آن از نگاه ابن رشد واکاوي گرديده و دفاع از فلسفه در قبال حمله غزالي به فلسفه از لحاظ تاريخي گزارش شده است. محورهاي اساسي تفکر فلسفي ابن رشد، مانند قِدَم عالَم، علم خداوند به جزئيات، انکار معاد جسماني، هماهنگي ميان حکمت و شريعت، خلود و جاودانگي نفس، اصالت عقل، رابطه عقل و نفس، قواي نفس و اقسام و مراتب نفس، از ديگر مندرجات اين فصل محسوب مي‌شود. نويسنده در ادامه و در فصل سوم ديدگاه‌هاي ابن رشد در مورد ماهيت دين، آموزه‌هاي ديني، منابع دين در اصول و فروع، خداشناسي، راهنما شناسي و فرجام شناسي را شرح مي‌دهد. فصل پاياني به رابطه دين و فلسفه از منظر ابن رشد اختصاص دارد و پيوند وثيق ميان دين و فلسفه، تأويل گزاره‌هاي ديني توسط عقل، رد هر گونه تعارض ميان دين و فلسفه و کارکردهاي فلسفه در ارائه تفسير صحيح از دين در مکتب فلسفي ابن رشد فراروي خوانندگان قرار مي‌گيرد.</dc:description>
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>رحیمی, ‫شیراحمد </dc:creator>
                    
                        <dc:creator>ابن رشد جد (اکبر، فقیه) , محمد بن احمد,  450‬#‏520ق.</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>Thesis</dc:type>
                   
                        <dc:type>portal_lib</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
