
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>نظام اخلاق نبوي در جامع السعادات نراقي</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>اخلاق نبوی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>علم اخلاق اسلامی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>اخلاق پیامبر (ص)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ملا مهدی نراقی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>کتاب جامع السعادات (مهدی نراقی)</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>    1) جامع السعادات چند چاپ دارد. امّا چاپ زير در اين مقاله مستند قرار گرفته است:,    جامع السعادات، محمدمهدى نراقى، به كوشش: سيد محمد كلانتر، مقدمه: محمدرضا مظفر، نجف اشرف، مطبعة النجف، 1383 ق/ 1963 م.&lt;br&gt;,    2) دانش‏آموخته‏ى حوزه‏ى علميه‏ى قم.&lt;br&gt;,    3) پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در حديثى مى‏فرمايد: &#171;انما العلم ثلاثةٌ آية محكمة او فريضة عادلة او سنةٌ قائمة وماخلاهن فهو فضلٌ&#187; [ اصول كافى، باب فضل العلماء، حديث 1] .&lt;br&gt;,    4) اين نكته به اين معنا نيست كه هيچ اختلاف نظر و تشتت در ديدگاه‏ها در بين اخلاق‏پژوهان نيست، بلكه علامه سيد محمدحسين طباطبايى بر اين باور است كه علماى اخلاق سه ديدگاه يا سه مشرب داشته‏اند: اخلاق يونانى، اخلاق آخرت‏گرا و اخلاق قرآنى (ترجمه‏ى فارسى الميزان، ج 2، صص‏211 - 226).&lt;br&gt;,    نيز كسان ديگر تنوع و گوناگونى ديدگاه‏هاى اخلاقى مسلمانان را مطرح نموده‏اند (نك: مقاله‏ى &#171;نظام اخلاقى در اسلام&#187; از محمد نورى در شماره‏ى 2 و 3 همين مجله).&lt;br&gt;,    5) آقاى محمدرضا مظفر كه جامع السعادات را منتشر كرد در مقدمه‏اش بر اين كتاب مى‏نويسد: &#171;دانش اخلاق در تاريخ اسلام همواره دچار سستى و فترت بوده است.&#187; در ادامه مى‏نويسد: &#171;علت اين سستى و فتور را بايد در انگيزه‏ى عالمان اسلامى جستجو كرد، زيرا علماى اخلاق از تأثير تأليفات اخلاقى بر مردم مأيوس بوده‏اند. اخلاق با تعلّم و خواندن كتاب به دست نمى‏آيد، بلكه اخلاق فقط با تمرين و تربيت و ممارست از كودكى و نوجوانى حاصل مى‏شود.&#187; [صفحات س و ع‏] .&lt;br&gt;,    دليل آقاى مظفر پذيرفتنى نيست، زيرا بسيارى از مردم با خواندن و مطالعه‏ى كتب اخلاقى، راه درست را پيدا كرده، سپس با تمرين و ممارست به تركيز و ترسيخ فضايل اقدام مى‏كنند. به عبارت ديگر، اخلاق دو فاز و دو مرحله دارد. فاز اوّل با فهميدن و درك كردن و دانستن است و فاز دوم عمل كردن. بدون اين كه انسان فضايل را بشناسد و آنها را از رذايل تشخيص دهد، نمى‏تواند به عمل و تمرين رو آورد، زيرا ممكن است به اشتباه رذيلتى را به جاى فضيلتى بنشاند. اين استدلال مرحوم مظفر درست مانند اين است كه گفته شود نيازى به كتب فقهى نيست، زيرا فقه عملى است، نه دانستنى.&lt;br&gt;,    دومين نقد بر مظفر اين است كه اخلاق لايه‏هاى مختلف دارد: لايه‏ى رويى آن عمل اخلاقى است و لايه‏ى دوم آن علم اخلاق و لايه‏ى عميق‏تر آن فلسفه‏ى اخلاق است. اگر در لايه‏ى رويى آن نياز به پژوهش و كتاب اخلاقى نباشد، در لايه‏هاى دوم و سوم آن قطعاً نياز به پژوهش و كتاب اخلاقى هست. اگر اسلام مكتب اخلاقى دارد بايد اين مكتب را روى كاغذ نشان بدهد و با مكاتب اخلاقى ديگر وارد ديالوگ و رقابت گردد.&lt;br&gt;,    6) نگارنده در مقاله‏ى ديگرى به اين مطلب پرداخته است كه به زودى منتشر مى‏شود.&lt;br&gt;,    7) اين كتاب چند چاپ دارد، مهم‏ترين آن در قم به كوشش آقاى محسن بيدار منتشر شده است.&lt;br&gt;,    8) نراقى در مقدمه‏ى جامع السعادات مى‏نويسد:&lt;br&gt;,    &#171;تعاليم و معارف اخلاقى در صورت اقوال و روايات و اخبار در موارد گوناگون و جاهاى‏مختلف پراكنده و متفرق بود و دست يافتن به اين امور پراكنده ميسر نبود. آنها را به صورت منظم در يكجا فراهم آوردم تا دستيابى به آنها آسان باشد.&#187; [ج‏1، ص‏3] .&lt;br&gt;,    9) در اهل سنت به فراوانى به اخلاق النبى پرداخته‏اند و كتاب‏هاى مستقل در اين باره تأليف كرده‏اند. مثل الاخلاق فى منوء السنة از احمد عمر هشام ؛ من اخلاق النبى از احمد محمد الحوفى.&lt;br&gt;,    10) من اخلاق النبى، صص 42 به بعد.&lt;br&gt;,    11) همان، صص 69 - 335.&lt;br&gt;,    12) همان، صص 336 - 403.&lt;br&gt;,    13) جامع السعادات، ج‏1، ص‏11.&lt;br&gt;,    14) همان، ص‏12.&lt;br&gt;,    15) همان، صص‏13 - 14.&lt;br&gt;,    16) همان، ص‏17.&lt;br&gt;,    17) همان، صص 19 - 20.&lt;br&gt;,    18) همان، صص‏23 و24.&lt;br&gt;,    19) همان، صص 27 - 28.&lt;br&gt;,    20) همان، ص‏48.&lt;br&gt;,    21) آقاى محمدتقى دانش‏پژوه طريق ابن مسكويه به ارسطو را اين‏گونه نشان داده است: مسكويه رازى، فضايل النفس را از ترجمه‏ى ابوعثمان دمشقى گرفت و آن جزء كتاب ارسطاطاليس فى فضايل النفس ترجمه‏ى ابى قره اسقف حران است. [ اخلاق محتشمى، ديباچه، ص 6].&lt;br&gt;,    22) تاريخ فلسفه در اسلام، به كوشش: محمّد ميان شريف، مقاله‏ى &#171;ابن مسكويه&#187;، نوشته‏ى عبدالرحمن بدوى، ترجمه: على شريعتمدارى، ص‏673.&lt;br&gt;,    23) مثل تهذيب الاخلاق از يحيى بن عدى (درگذشته به سال 364 ق) ؛ السعادة والاسعاد از ابوالحسن عامرى (درگذشته به سال 381 ق).&lt;br&gt;,    24) تهذيب الاخلاق، ابوعلى مسكويه، ص‏37.&lt;br&gt;,    25) درباره‏ى هويت نظام اخلاقى فلاسفه، آغاز نشأت آن، تحولات و تطورات آن در دوره‏هاى مختلف تاريخى، چگونگى ورود آن به فرهنگ اسلامى و قرائت مسلمانان از اين نظام، پژوهش‏هاى جالبى انجام يافته است. براى نمونه ر.ك: الاخلاق از ارسطو، به كوشش برونى.&lt;br&gt;,    26) تاريخ فلسفه در اسلام، به كوشش: محمّد ميان شريف، مقاله‏ى &#171;غزالى&#187; از عبدالخالق، ترجمه: عبدالكريم سروش، ج‏2، ص‏57.&lt;br&gt;,    27) درباره‏ى رابطه‏ى تصوف و اسلام و تاريخچه‏ى پيدايش تصوف در فرهنگ اسلامى، نك: العقيدة والشريعة فى الاسلام، صص 119 - 166.&lt;br&gt;,    28) روانكاوى و دين، اريك فروم، ترجمه: نظريان، صص 13 - 14.&lt;br&gt;,    29) جامع السعادات، ج‏1، ص‏49.&lt;br&gt;,    30) همان، صص‏76 - 77.&lt;br&gt;,    31) همان، صص 77 - 82 .&lt;br&gt;,    32) همان، صص 84 - 85 .&lt;br&gt;,    33) همان، ص‏86 .&lt;br&gt;,    34) همان، ص‏86 .&lt;br&gt;,    35) همان.&lt;br&gt;,    36) همان، ص‏103.&lt;br&gt;,    37) همان، صص‏104 - 115.&lt;br&gt;,    38) همان، ص‏116.&lt;br&gt;,    39) همان، ص‏117.&lt;br&gt;,    40) همان، صص‏118 - 119.&lt;br&gt;,    41) همان، صص‏142 - 143.&lt;br&gt;,    42) همان، ص‏144.&lt;br&gt;,    43) همان، ص‏152.&lt;br&gt;,    44) همان، ص‏166.&lt;br&gt;,    45) همان، ص‏202.&lt;br&gt;,    46) همان، صص‏202 - 203.&lt;br&gt;,    47) بقره / 195.&lt;br&gt;,    48) همان، ص‏207.&lt;br&gt;,    49) همان، ص‏209.&lt;br&gt;,    50) همان، ص‏210.&lt;br&gt;,    51) فاطر / 28.&lt;br&gt;,    52) جامع السعادات، ج‏1، ص‏218. آقاى سيد جلال‏الدين مجتبوى، مترجم جامع السعادات، &#171;أخْوَفْ&#187; را ترسان‏تر و بيمناك‏تر ترجمه كرده است، يعنى اخوف را افعل التفضيل دانسته است [علم اخلاق اسلامى، ج‏1، ص‏266].&lt;br&gt;,    53) جامع السعادات، ج‏1، صص 220 به بعد.&lt;br&gt;,    54) همان، صص‏243 - 244.&lt;br&gt;,    55) همان.&lt;br&gt;,    56) همان، صص‏247 به بعد.&lt;br&gt;,    57) همان، ص‏290.&lt;br&gt;,    58) همان.&lt;br&gt;,    59) همان، ص‏265.&lt;br&gt;,    60) همان، صص‏265 - 274.&lt;br&gt;,    61) طه / 114.&lt;br&gt;,    62) جامع السعادات، ج‏1 ص‏275.&lt;br&gt;,    63) همان، صص‏279 - 280.&lt;br&gt;,    64) حجرات / 12.&lt;br&gt;,    65) همان، صص‏280 - 285.&lt;br&gt;,    66) فتح / 29.&lt;br&gt;,    67) توبه / 73.&lt;br&gt;,    68) همان، صص‏285 - 589.&lt;br&gt;,    69) همان، صص‏290 - 295.&lt;br&gt;,    70) همان، صص‏295 - 296.&lt;br&gt;,    71) همان، صص‏299 - 302.&lt;br&gt;,    72) همان، صص‏303 - 304.&lt;br&gt;,    73) همان، صص‏305 - 306.&lt;br&gt;,    74) همان، ص‏306.&lt;br&gt;,    75) همان، صص‏306 - 307.&lt;br&gt;,    76) قلم / 4.&lt;br&gt;,    77) جامع السعادات، ج‏1، ص‏310.&lt;br&gt;,    78) همان، صص‏311 - 312.&lt;br&gt;,    79) همان، ص‏313.&lt;br&gt;,    80) همان، صص‏313 - 321.&lt;br&gt;,    81) مرحوم مطهرى در كتاب سيره‏ى نبوى به قاعده‏اى به نام تنفير اشاره ميكند. تنفير در جامعه‏ى مدنى رسول اكرم صلى الله عليه وآله تا درجات پايينى كاهش يافت، ولى در جامعه‏ى ما تا اندازه‏ى زياد افزايش داردتناسبى بين تنفير و توسعه‏ى اجتماعى هست ؛ هر اندازه تنفير كاهش داشته باشد توسعه‏ى اجتماعى افزايش مى‏يابد و بالعكس.&lt;br&gt;,    82) همان، ص‏321.&lt;br&gt;,    83) همان، صص‏44 - 362.&lt;br&gt;,    84) همان، صص‏363 - 364.&lt;br&gt;,    85) همان، صص‏364 - 365.&lt;br&gt;,    86) همان، صص‏365 - 366.&lt;br&gt;,    87) همان، صص‏366 - 367.&lt;br&gt;,    88) همان، صص‏363 368.&lt;br&gt;,    89) همان، صص‏369 - 370.&lt;br&gt;,    90) جامع السعادات، ج‏2، ص‏4.&lt;br&gt;,    91) همان، صص‏4 - 5.&lt;br&gt;,    92) همان، صص‏8 - 13.&lt;br&gt;,    93) همان، صص‏13 - 15.&lt;br&gt;,    94) همان، ص‏15.&lt;br&gt;,    95) همان، صص‏17 - 20.&lt;br&gt;,    96) يعنى دنياى مذموم همان هوى است.&lt;br&gt;,    97) جامع السعادات، ج‏2، صص‏45 - 46.&lt;br&gt;,    98) همان، صص‏46 - 47.&lt;br&gt;,    99) نگاه كنيد به: فصل &#171;الجمع بين الذم المال و مدحه&#187;، جامع السعادات، ج‏2، صص‏49 - 50.&lt;br&gt;,    100) همان، صص‏50 - 51.&lt;br&gt;,    101) همان، صص‏55 - 57.&lt;br&gt;,    102) همان، صص‏75 - 99.&lt;br&gt;,    103) همان، صص‏100 - 102.&lt;br&gt;,    104) همان، صص‏103 - 106.&lt;br&gt;,    105) همان، صص‏106- 108.&lt;br&gt;,    106) همان، صص 108 - 113.&lt;br&gt;,    107) همان، صص‏116 - 165.&lt;br&gt;,    108) همان، صص‏166 - 167.&lt;br&gt;,    109) همان، صص‏168 - 169.&lt;br&gt;,    110) همان، صص‏174 - 177.&lt;br&gt;,    111) همان، صص‏181 - 182.&lt;br&gt;,    112) همان، ص‏183.&lt;br&gt;,    113) همان، صص‏185 - 186.&lt;br&gt;,    114) همان، صص‏187 - 189.&lt;br&gt;,    115) همان، صص‏189 - 190.&lt;br&gt;,    116) خوشبختانه از قم تا كنون آثار عالمانه‏ى فراوانى درباره‏ى موضوعات اخلاقى و فرا اخلاقى تأليف و عرضه شده است، مثل تفصيل النشأتين از راغب اصفهانى و التراث النفسى عند علماء المسلمين از محمّد شحاته ربيع. براى اطلاع از اين آثار به كتابشناسى‏هاى اخلاق و تعليم و تربيت مراجعه شود</dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>نراقی, ملا مهدی (فیلسوف، فقیه، متکلم شیعه اثنی‌عشرى و ایرانى، محقق نراقى، از علمای شیعه در قرن دوازده و سیزده هجری قمری، پدر ملا احمد نراقی، نراقی پدر، نراقی اول، صاحب کتب: &#171;جامع السعادات&#187; در اخلاق،  &#171;انیس الموحدین&#187; در اصول دین، &#171;الشهاب الثاقب&#187; در امامت) , 1128ق./1716م. (نراق کاشان)# # 1209ق./1795م. (کاشان-محل دفن:نجف)</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   
                        <dc:type>portal_lib</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
