
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>آیا در کتب معتبر، این مطلب که: &quot;وقتی شمر سر امام حسین (ع) را در دست داشت صدای حضرت زهرا (س) را شنید&quot; ذکر شده است؟</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>راس الحسین</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>قاتل امام حسین </dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>سر امام حسین (ع)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>معجزات سر بریده امام حسین(ع)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ث. امام سوم(حضرت امام حسین ع)</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>[1] بحارالأنوار ج : 45 ص : 312: روایت شده: مردى که دست و پا نداشت و کور بود مى‏گفت: پروردگارا! مرا از آتش نجات بده! بوى گفته شد: تو (بعلت اینکه دست و پا ندارى) عقوبتى نخواهى داشت. با این حال باز هم دعا میکنى از آتش نجات پیدا کنى!؟&lt;br /&gt;او گفت: من در کربلاء با آن افرادى بودم که امام حسین را کشتند.&lt;br /&gt;موقعى که امام حسین شهید شد و مردم لباسهاى او را بتاراج بردند من یک شلوار و بند شلوار نیکوئى بپاى آن حضرت دیدم. تصمیم گرفتم: بند شلوار آن بزرگوار را غارت کنم. ناگاه دیدم آن حضرت دست راست خود را بلند کرد و روى آن بند شلوار نهاد، چون من نتوانستم دست آن مظلوم را رد کنم لذا آن را قطع کردم و در نظر گرفتم آن بند شلوار را باز کنم. ناگاه دیدم دست چپ خود را روى آن نهاد. من نیز دست چپ وى را قطع نمودم. سپس تصمیم گرفتم: آن بند شلوار را از شلوار سرقت کنم، ناگاه صداى زلزله‏اى شنیدم و خائف شدم و آن را واگذار کردم.&lt;br /&gt;خدا خواب را بر من مسلط نمود و در میان گشتگان خوابیدم. در عالم خواب دیدم: گویا: حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم در حالى آمد که حضرت على و فاطمه علیهما السلام با آن بزرگوار بودند. آنان سر مقدس امام حسین را برداشتند و فاطمه اطهر آن را بوسید و فرمود: یا ولدى قتلوک، قتلهم اللَّه!&lt;br /&gt;یعنى اى پسر عزیزم ترا کشتند، خدا آنان را بکشد! چه کسى این عمل را با تو انجام داده است؟ امام حسین میفرمود: شمر مرا شهید نموده است. و این شخصى که خواب است دستهاى مرا قطع کرده است. و بمن اشاره کرد. زهراى اطهر به من فرمود: خدا دستهاى تو را قطع کند و چشم تو را کور نماید و تو را داخل جهنم کند.&lt;br /&gt;من در حالى بیدار شدم که چیزى را نمیبینم و دست و پاهاى من سقوط کرده‏اند تنها نفرینى که از حضرت زهراء باقى مانده این است که داخل جهنم گردم. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام، ص: 287. </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>امام سوم (سید الشهداء), حسین بن علی (ع), 4-۶۱ ق</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   
                        <dc:type>portal_lib</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
