
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>در مورد تفاوت عقل &#171;حسابگر&#187; و دل (و ایمان و عشق) توضیح دهید.</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>ایمان</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ایمان و علم</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>قلب و دل</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>رابطه علم و ایمان</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>افعال اختیاری</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>عشق و ایمان</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>مرتضی مطهری</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>علم نفس</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>اخلاق اسلامی و دینی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>مرتضی مطهری</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>هوای نفس</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>اصطلاحنامه معرفت شناسی(اسلامی)</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>[1] ر.ک: شیروانى، على، اخلاق اسلامى، ص 116 - 117.&lt;br /&gt;[2] نفس به معناى &quot;شخص&quot; و &quot;من&quot; است و این معناى لغوى همان چیزى است که قرآن از کلمه‏ى نفس اراده کرده است (اخلاق در قرآن، ج 1، مصباح یزدى، محمد تقى، ص 244 - 243). براى آگاهى بیشتر از موارد کاربرد نفس در قرآن رجوع شود به: المیزان، ج 14، ص 287 - 285).&lt;br /&gt;[3] ر.ک: مصباح یزدى، محمد تقى، اخلاق اسلامى، ج 1، ص 195 به بعد.&lt;br /&gt;[4] در فرهنگ غرب از عقل حسابگر به &quot;عقل ابزارى&quot; ، &quot;عقل جزئى‏&quot; یا &quot;عقل استدلال گر&quot; نیز یاد می شود.&lt;br /&gt;جهت‏گیرى اصلى عقلانیت ابزارى و حسابگر در این اصطلاح، تسلط آدمى بر طبیعت است. عقل ابزارى معطوف به معاش است، و به طور کلى عبارت است از قدرت و شعورى که انسان با استفاده از آن به معاش خود سامان مى‏دهد و به زندگى دنیوى مطلوبش دست مى‏یابد. این عقل از آن‏جا که قدرت فن‏آورى و حسابگرى دارد، آدمى را قادر مى‏سازد تا وقایع آینده را پیش‏بینى کند .&lt;br /&gt;احادیث اسلامی گرچه کارکرد ابزارى و عقل معاش را مى‏پذیرند;   اما این تفسیر از عقل معاش با تفسیر امثال هیوم و آنچه در غرب متداول است، کاملا متفاوت است .&lt;br /&gt;عقل ابزارى هیوم معطوف به دنیا و زندگى دنیوى است و کارى با آخرت انسان ندارد.&lt;br /&gt;عقلى است که ابزار رسیدن به امیال و شهوات انسان را فراهم مى‏کند . از این رو این عقل در طول شهوت و در خدمت آن است، نه در عرض و معارض آن .&lt;br /&gt;این عقل در خدمت عقل نظرى که خدا و دین را اثبات مى‏کند و عقل عملى که حسن و قبح افعال را مشخص مى‏کند و آدمى را به کارهاى ارزشى و اخلاقى رهنمون مى‏شود، نیست; بلکه در مقابل عقل نظرى و عملى قرار مى‏گیرد .&lt;br /&gt;اما از دیدگاه روایات اسلامی عقل معاش، ابزار رسیدن به اهداف عقل نظرى و عملى است، و چون عقل نظرى، خدا و دین و آخرت را اثبات مى‏کند و عقل عملى آدمى را به رعایت احکام خدا و دین و آخرت فرامى‏خواند، عقل ابزارى در خدمت دین و معنویت و آخرت قرار خواهد گرفت، و در مقابل شهوت و هواى نفس . از همین‏رو امام علی (ع) در برخى سخنان، کارکرد عقل معاش و عقل معاد را قرین یکدیگر ساخته است.&lt;br /&gt;[5] ر.ک: مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى، مرتضى مطهرى، ص 262 - 253، با تلخیص.&lt;br /&gt;[6] مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى، ص 48 - 42 با تلخیص.&lt;br /&gt;[7] الذخیرة، سید مرتضى، ص 536؛ تفسیرالقرآن، صدرالدین شیرازى، ج 1، ص 249؛ اوائل المقالات، شیخ مفید، ص 48؛ نظریه ی ایمان در عرصه ی کلام در قرآن، محسن جوادى، ص 158 - 119؛ اخلاق اسلامى، احمد دیلمى و مسعود آذربایجانى، ص 73.&lt;br /&gt;[8] اخلاق اسلامى، احمد دیلمى و مسعود آذربایجانى، ص 73.&lt;br /&gt;[9] اخلاق اسلامى، على شیروانى، ص 100.&lt;br /&gt;[10] همان، ص 103 و 119.&lt;br /&gt;[11] مقدمه‏اى بر جهان بینى اسلامى ، ص 23 - 21، با تلخیص.&lt;br /&gt;[12] العشق افراط الحب و یکون فى عفاف و فى الاساس &#171;اشتقاق العشق من العشق...&#187;، اقرب الموارد، ج 2، ص 786.&lt;br /&gt;[13] سجادی، سید جعفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی، واژه ی عشق؛ همو، فرهنگ علوم عقلی، واژه ی عشق؛ و شاید به همین جهت باشد که حضرت امیر (ع) در وصف متقین فرمود: اجساد و بدن‏هاى آنها نحیف است... چونان تیر تراشیده و لاغر کرده مى‏باشند، نهج البلاغه، ترجمه ی محمد دشتى، ص 303 و 305.&lt;br /&gt;[14] همان.&lt;br /&gt;[15] در لسان آیات و روایات معمولاً از چنین حالتى به محبت تعبیر مى‏شود.&lt;br /&gt;[16] ر.ک: عرفان نظرى، یحیى یثربى، ص 53 - 47.&lt;br /&gt;[17] ملاصدرا، اسفار، ج 7، چاپ جدید، ص 158 به بعد.&lt;br /&gt;[18] مائده، 54. &#171;خدا ایشان را دوست مى‏دارد و ایشان خداوند را دوست مى‏دارند&#187;.&lt;br /&gt;[19] دیوان امام خمینى )ره).&lt;br /&gt;[20] البته در مبارزه با هواهاى نفسانى، تقویت کشش‏هاى مقابل، از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است، مثلاً از طریق ادراک آثار اعمال خیر، محبت خدا در دل انسان بیدار مى‏گردد و با محبت خدا جایى براى غیر خدا در دل باقى نمى‏ماند، و لذا در مناجات شعبانیه آمده است: &#171;الهى لم یکن لى‏حول فانتقل به عن معصیتک الاّ فى وقت ایقظتنى لمحبتک&#187;. ر.ک: اخلاق اسلامى، ج 1، مصباح یزدى، ص 213 - 195.&lt;br /&gt;[21] ر.ک: جلوه‏ى حق، مکارم شیرازى، با مقدمه و پاورقى از داوود الهامى، ص 129 - 93.&lt;br /&gt;[22] مثنوى مولوى، دفتر اول، ابیات 1981 و 1982.&lt;br /&gt;[23] مثنوى مولوى، دفتر سوم، ابیات 1145 و 1146.&lt;br /&gt;[24] مثنوى مولوى، دفتر پنجم، ابیات 3235 - 3232.&lt;br /&gt;[25] مثنوى مولوى، دفتر پنج، بیت 3350.&lt;br /&gt;[26] بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 70، ص 22 ؛ محجة البیضاء، ج 8، ص 7.&lt;br /&gt;[27] دیوان عراقى، لمعات، لمعه‏ى بیستم و سیم، ص 420.&lt;br /&gt;[28] اعراف، 179؛ انعام، 25؛ اسراء، 46؛ کهف، 57؛ محمد، 24 و... .&lt;br /&gt;[29] بقره، 97؛ شعراء، 193 و 194.&lt;br /&gt;[30] انفال، 2؛ نازعات، 8؛ زمر، 22؛ حجرات، 14؛ ابراهیم، 37 و... .&lt;br /&gt;[31] ق، 37؛ نازعات، 8؛ زمر، 22؛ حجرات، 14؛ ابراهیم، 37 و... .&lt;br /&gt;[32] ر.ک: اخلاق اسلامى، ج 1، مصباح یزدى، ص 266 - 244. </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>مطهری , مرتضی Murtaḍā Muṭahharī (فیلسوف، متکلم، مفسر و اندیشمند معاصر), 1298ش. فریمان، خراسان رضوی #1358 ش. تهران</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   
                        <dc:type>gateway for meanings</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
