
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>وجود امام غایب ، چه فایده اى دارد؟</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>فلسفه غیبت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>غیبت امام مهدی(ع)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>فایده وجود امام در دوران غیبت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>حکمت غیبت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>مهدویت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>امام غایب</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>وجوب غیبت امام ثانی عشر علیه السلام</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>لزوم وجود امام غایب</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ژ. امام دوازدهم(حضرت امام عصر عج)</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>&lt;br /&gt;[۲] ر . ك : دانش‏نامه قرآن و حديث، ج ۶ ص ۲۶۱ (فصل چهارم: حكمت امامت) .&lt;br /&gt;[۳] ر.ك : ص ۱۸۰ ح ۵۶۳ .&lt;br /&gt;[۴] ر.ك: ص ۱۸۲ ح ۵۶۷ .&lt;br /&gt;[۵] ر.ك: ص ۱۸۰ ح ۵۶۴ .&lt;br /&gt;[۶] ر.ك: ص ۲۱۰ ح ۶۰۱ .&lt;br /&gt;[۷] كتاب المعتبر فى شرح المختصر: ج ۱ ص ۲۳ .&lt;br /&gt;[۸] ر. ك: ص ۲۰۲ ح ۵۹۷ .&lt;br /&gt;[۹] انفال : آيه ۳۳ .&lt;br /&gt;[۱۰] ر . ك : ج ۱ ص ۲۴۶ ح ۶۵ .&lt;br /&gt;[۱۱] ر.ك: ص ۲۱۲ ح ۶۰۳ .&lt;br /&gt;[۱۲] ر. ك: ص ۲۰۲ ح ۵۹۷ .&lt;br /&gt;[۱۳] علّامه مجلسى در بحار الأنوار (ج ۵۲ ص ۹۳۵) در تبيين اين تشبيه ، هشت وجه آورده است : &#171;علّت تشبيه امام غايب به خورشيد پنهان در ابر ... . بايد دانست كه تشبيه وجود اقدس امام زمان عليه السلام به آفتاب پنهان در ابر، اشاره به امورى چند است:&lt;br /&gt; اوّل ، اين كه نور عالم هستى و علم و هدايت ، توسّط آن امام به خلق خدا مى‏رسد؛ زيرا با اخبار مستفيض ، ثابت شده كه ذوات مقدّسه (ائمّه اطهار) علّت غايى ايجاد مخلوق عالم اند؛ و اگر آنها نبودند، نور عالم، به غير آنها نمى‏رسيد و هم ثابت شده كه به بركت و وساطت و توسّل به آنها، علوم و معارف حق ، براى مردم آشكار مى‏گردد، و گرفتارى‏ها از آنها برطرف مى‏شود. و اگر آنها نبودند ، مردم به وسيله اعمال زشت ، مستحقّ انواع عذاب الهى بودند ، چنان كه خداوند فرموده است : &#171;وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ&#187; (انفال : آيه ۳۳) ؛ يعنى: مادام كه تو (پيغمبر) در ميان آنها هستى، خدا آنها را عذاب نمى‏كند . ما پس از تجربه زياد ، به اين نتيجه رسيده‏ايم كه در امور پيچيده و مسائل مشكل و هنگام دورى از ذات حق و بسته شدن درهاى فيض الهى به روى خلق، هر وقت ائمّه اطهار عليهم السلام را واسطه قرار داده‏ايم و متوسّل به آنها شده‏ايم، به ميزانى كه در آن وقت ، ارتباط معنوى با آنها پيدا كرده‏ايم، آن كارهاى پيچيده و مشكل براى ما حل شده است و به مقصود رسيده‏ايم ، چنان كه اين موضوع براى كسانى كه خداوند ، چشم دل آنها را به نور ايمان روشن كرده است، معلوم و مشهود است. توضيح اين مطلب سابقاً در كتاب &#171;امامت&#187; گذشت .&lt;br /&gt; دوم ، اين كه همان طور كه آفتاب پوشيده در ابر ، با همه انتفاعى كه مردم از آن مى‏برند، در هر آن ، انتظار دارند كه ابر برطرف گردد و قرص آن پيدا شود تا از آن بيشتر منتفع گردند، در ايّام غيبت امام زمان نيز شيعيان با اخلاص ، در همه اوقات ، انتظار آمدن و ظهور او را دارند و از اين نظر ، مأيوس نمى‏گردند.&lt;br /&gt; سوم ، اين كه كسانى كه وجود آن امام را با همه آثار و علائمى كه دارد، انكار مى‏كنند، مثل انكار كنندگان وجود خورشيد به وقت ناپديد شدن در ابرهايند.&lt;br /&gt; چهارم ، اينكه گاهى پنهان گشتن خورشيد در ميان ابرها، از آشكار بودنش براى بندگان خدا بنابر مصالحى بهتر است، همچنين غيبت امام زمان عليه السلام براى مردم در طول غيبت، به خاطر مصالحى ، بهتر است و به همين جهت هم ايشان از نظرها غايب گرديده است .&lt;br /&gt; پنجم ، اين كه هر كس به خورشيد مى‏نگرد، قادر نيست آن را بيرون از ابرها ببيند ؛ بلكه گاهى ممكن است به واسطه ضعف قوّه ديد، اگر در قرص آفتاب نگاه كند، بينايى خود را نيز كه نمى‏تواند خورشيد را احاطه كند ، از دست بدهد. همين طور آفتاب وجود مقدّس امام زمان عليه السلام نيز بسا هست كه اگر همه او را ببينند، زيانبخش به حال مردم است و موجب كورى دل آنها از ديدن آفتاب حقيقت مى‏گردد. در صورتى كه در غيبت ايشان ، چشم بصيرتشان قادر است متحمّل ايمان به او گردد ، چنان كه انسان مى‏تواند از لا به لاى ابر به خورشيد نگاه كند و ضررى هم نبيند .&lt;br /&gt; ششم ، اين كه گاهى آفتاب از ميان ابرها بيرون مى‏آيد . يكى به آن مى‏نگرد و ديگرى توجّه ندارد . همين طور ممكن است امام عليه السلام در ايّام غيبت ، براى عدّه‏اى آشكار شود ؛ ولى ديگران او را نبينند.&lt;br /&gt; هفتم ، اين كه اصولاً ائمّه اطهار از لحاظ نفعى كه براى عالم وجود دارند، همانند خورشيدند، و تنها آنها كه كوردل اند، نمى‏توانند از اشعه جمال آنان بهره‏مند گردند ، چنان كه در اخبار آيه شريفه : &#171;مَنْ كانَ فِى هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِى الآْخِرَةِ أَعْمى‏ وَ أَضَلُّ سَبِيلًا&#187; (اسرا: آيه ۷۲) تفسير به اين معنا شده است.&lt;br /&gt; هشتم ، اين كه همان طور كه شعاع خورشيد به ميزان روزنه‏ها و شبكه‏هاى خانه‏ها وارد آن مى‏شود و به قدر ارتفاع موانع خانه‏ها، در آن مى‏تابد، مردم نيز به اندازه موانعِ حواس و مشاعرشان - كه عبارت است از شهوات نفسانى و علايق جسمانى و خود روزنه‏ها و شبكه‏هاى دل‏هاى آنهاست - و هم به قدرى كه پرده‏هاى كثيف هيولانى را از دل‏هاى خود به كنار مى‏زنند ، از انوار هدايت و راه‏نمايى ائمّه طاهرين عليهم السلام استفاده مى‏كنند. [انسان وقتى پرده‏هاى هواپرستى و موانع را از پيش خود بردارد] ، مانند كسى مى‏شود كه در زير آسمان قرار گرفته و نور آفتاب ، بدون مانع از هر سو او را احاطه كرده است .&lt;br /&gt; اى خواننده! من با اين بيان، هشت در از اين بهشت روحانى را به روى تو گشودم . خداوند با تفضّل خود ، هشت در ديگر هم به روى من گشوده است؛ ولى اگر ذكر كنم ، سخن به درازا مى‏كشد. اميدوارم خداوند متعال در راه شناسايى و معرفت ائمّه اطهار ، هزار در به روى ما و شما بگشايد كه از هر درى ، هزار در ديگر گشوده گردد&#187; .&lt;br /&gt;[۱۴] مانند : ح ۵۸۹ - ۵۹۳ .&lt;br /&gt;[۱۵] ر. ك: ص ۱۹۸ ح ۵۹۱ .&lt;br /&gt;[۱۶] در اين آيه ، هدايت به اين معناست : &#171;إِنّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِرَا و إِمّا كَفُورَا؛ ما راه را به او نشان داديم . يا سپاس‏گزار است يا ناسپاس&#187; (انسان : آيه ۳) .&lt;br /&gt;[۱۷] در اين آيه ، هدايت به اين معناست : &#171;و الَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ؛ و آنان كه به خاطر ما كوشيدند، بى گمان ، آنان را به راه‏هاى خود ره‏نمون مى‏كنيم&#187; (عنكبوت : آيه ۶۹) .&lt;br /&gt;[۱۸] ر.ك: ص ۱۹۴ ح ۵۸۷ .&lt;br /&gt;[۱۹] خلافت و ولايت : ص ۳۸۰ .&lt;br /&gt;[۲۰] تفسير الميزان (فارسى) : ج ۱ ص ۳۷۵ ، و عربى : ج ۱ ص ۲۷۲ .&lt;br /&gt;[۲۱] &#171;وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةُ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِم فِعْل الخَيَرات ؛ ما آنان را امام قرار داديم كه به وسيله امر ما مردم را هدايت كنند و انجام كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم&#187; (انبيا : آيه ۷۳) ، &#171;وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةُ يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لمّا صَبَروا ؛ ما بعضى از آنان را امام قرار داديم تا مردم را به وسيله امر ما هدايت كنند ؛ زيرا آنان صبر كردند&#187; (سجده : آيه ۲۴) . از اين گونه آيات استفاده مى‏شود كه : امام علاوه بر ارشاد و هدايت ظاهرى ، داراى يك نوع هدايت و جذبه معنوى است كه از سنخ عالم امر و تجرّد مى‏باشد و به وسيله حقيقت و نورانيّت و باطن ذاتش ، در قلوب شايسته مردم تأثير و تصرّف مى‏نمايد و آنها را به سوى مرتبه كمال و غايت ايجاد ، جذب مى‏كند . دقّت شود (شيعه در اسلام : ص ۲۵۶ ، ۲۶) .&lt;br /&gt;[۲۲] ر.ك: ص ۱۹۸ ح ۵۹۰ .&lt;br /&gt;[۲۳] ر. ك: بحار الأنوار : ج ۵۲ ص ۱۶۸ به بعد و ج ۵۳ و نجم الثاقب و دار السلام و... .&lt;br /&gt;[۲۴] ر.ك : كهف : آيه ۶۲ به بعد .&lt;br /&gt;[۲۵] ر.ك : الكافى : ج ۱ ص ۳۹۴ باب &#171;أنّ الجِنَّ يأتيهم فيسألونهم عن معالم دينهم و يتوجَّهون فى أمورهم ؛ جن نزد ائمّه مى‏آيند و مسائل دينى خود را مى‏پرسند و در كارهاى خود به آنها روى مى‏آورند&#187; .&lt;br /&gt;[۲۶] الكافى: ج ۱ ص ۵۳۳ ح ۱۲ ، بحار الأنوار:ج ۹۷ ص ۱۵ ح ۲۶ .&lt;br /&gt;[۲۷] الكافى: ج‏۱ ص ۵۳۲ ح ۱۱ ، بحار الأنوار : ج ۹۷ ص ۱۵ ح ۲۵ .&lt;br /&gt;[۲۸] تفسير القمّى: ج ۲ ص ۴۳۱، بحار الأنوار: ج ۹۷ ص ۱۴ ح ۲۳ . نيز ، ر. ك : شهر اللَّه فى الكتاب و السنّة: ص ۶۱۶ ح ۶۵۰ .&lt;br /&gt;[۲۹] براى آگاهى با ساير احاديثى كه بر اين معنا دلالت دارند ، ر. ك: ماه خدا : ج ۲ ص ۷۵۴ (بخش چهارم : شب قدر : فصل اوّل / اختصاص آن به پيشوايان) .&lt;br /&gt;[۳۰] امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد : &#171;أَبَى اللَّهُ يُجرِى الأشياءَ إلّا بِالأسبابِ؛ خداوند امور را جز از طريق اسبابش به انجام نمى‏رساند&#187; (الكافى : ج ۱ ص ۱۸۳ ح ۷) .&lt;br /&gt;[۳۱] چنان كه حتّى با وجود انسان كامل نيز مفاسد اجتماعى ، موجب فاسد جزئى نظام زمين مى‏گردد : &#171;ظَهَرَ الْفَسَادُ فِى الْبَرّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِى النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِى عَمِلُواْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ؛ به سبب آنچه دست‏هاى مردم كرده، در خشكى و دريا تباهى پديد آمد تا خدا جزاىِ برخى از آنچه را كرده‏اند، به آنان بچشاند . باشد كه باز گردند&#187; (روم : آيه ۴۱) . &lt;br /&gt; </dc:description>
                
                        <dc:description>منبع : دانشنامه امام مهدی عجّل الله فرجه بر پایه قرآن ، حدیث و تاریخ جلد سوم سال انتشار : 1393 از صفحه 216 تا صفحه 231</dc:description>
                   
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                
                        <dc:creator>امام دوازدهم (امام عصر عج), امام مهدی؛ حجت بن حسن(ع), 255ق.#</dc:creator>
                    

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
