
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>چرا برخی، دین را برتر از ایدئولوژی می دانند؛ هدف آنها از نفی ایدئولوژی از دین چیست؟</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>کلام جدید</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ایدئولوژی (پسامارکسی=نظام باورها)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>دین و ایدئولوژی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>دین و ایدئولوژی</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>پي نوشت ها:&lt;br /&gt;[1]. سروش، عبدالکريم، فربه تر از ايدئولوژي، ص104.&lt;br /&gt;[2]. همان، ص125ـ131.&lt;br /&gt;[3]. شريعتي، علي، مجموعه آثار، ج23، ص105؛ مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، ج2، ص55ـ56.&lt;br /&gt;[4]. براي نقد اين ديدگاه ر.ک: کيهان سال، 1372ش، ص404ـ408.&lt;br /&gt;[5]. بقره / 43: و نماز به پا داريد و زکات بدهيد و با خداپرستان، حق را پرستش کنيد.&lt;br /&gt;[6]. بقره / 183: اي مؤمنان روزه داشتن بر شما واجب گرديد، چنانکه بر امم گذشته واجب شده بود.&lt;br /&gt;[7]. انفال / 41.&lt;br /&gt;[8]. ممکن است گفته شود شناخت و برداشت از اين برنامه عملي، نزد همگان يکسان نيست؛ و مثلا هر کسي مي تواند آيات الاحکام را به شيوه اي که خود مي پسندد معني و تفسير کند. پس نمي توان دين را حاوي يک ايدئولوژي مشخص دانست؛ پاسخ اين گفته که بازگشتش به نسبيّت شناخت و معرفت است، در نقد اين مبنا در ص19ـ21 گذشت و بررسي بيش تر آن در پاسخ به پرسش بعد مي آيد. </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
