
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>آیا احکام حکومتی در جامعه اسلامی لازم الاجرا و مخالفت با آن نیز حرام است؟</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>احکام حکومتی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>احکام حکومتی دین</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>ولایت فقیه</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>[1] . برخی از آیات قرآن کریم بر الزام آور بودن حکم حکومتی و وجوب تبعیت مردم از این گونه احکام دلالت دارند.همچون:&#171; وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِينا&#187;؛[1]هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند، اختيارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است!&lt;br /&gt;[2] .وسائل الشیعه، ج18، ص99.&#171; بنگريد كه كدام يك از شما راوى حديث ما و در حلال و حرام ما صاحب نظر است و احكام ما را بخوبى مى‏شناسد؛ پس (حكم خود را به او واگذار كنند و) به نتيجه داورى او خشنود باشند، زيرا من چنين شخصى را بر شما حاكم قرار داده‏ام. هرگاه چنان حاكمى ميان شما حكم كرد و سخن او پذيرفته نشد. به يقين حكم خدا را كوچك شمرده و فرمان ما را رد كرده است و كسى كه ما را رد كند، گويى كه خدا را رد كرده است و چنين كسى در حد شرك به خداست.&lt;br /&gt;[3] . صحیح مسلم ، باب وجوب اطاعة المیر فی غیر معصیة الله. البته حدیث از منابع عامه است&#171;[3]:&#171; من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله ومن يطع الأمير فقد أطاعني ومن يعص الأمير فقد عصاني&#187;.&lt;br /&gt;[4] . نهج البلاغة، فرازی از نامۀ 38.&lt;br /&gt;[5] . همچنین حضرت على عليه السلام در نامه‏اى كه به معاويه نوشتند، بر اين مطلب تصريح و تأكيد نمودند كه پس از آن كه خبرگان، كسى را براى رهبرى انتخاب كردند اين انتخاب مورد رضاى خداوند بوده، و سرپيچى از فرامين او روا نيست. پس اگر كسى بخواهد از دستورات رهبر مسلمانان سرپيچى كند و با بهانه جويى از انجام آن سرباز زند بايد او را به انجام دستورات حكومتى واداشت. ر. ك. نهج البلاغه، صبحى صالح، نامه 6، ص 366- 367.&lt;br /&gt;[6] . به نقل از روزنامه رسالت، يكشنبه، 12 بهمن 1376، شماره 3497 ص 5.&lt;br /&gt;[7] . همان، به نقل از فرازهايى از اسلام، ص 78.&lt;br /&gt;[8] . همان، به نقل از الفتاوى الواضحه.&lt;br /&gt;[9] .استفتاءات از محضر امام خمینی(ره)، ج3،ص516.&lt;br /&gt;[10] .همان،ص493.&lt;br /&gt;[11] . رسالۀ اجوبة الاستفتائات، ص11.&lt;br /&gt;[12] . همان،ص486.  </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
