
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>چرا باید بگوییم اشیای عالم را خدا آفریده است؟ مثلا چرا نمی توانیم بگوییم کره ی زمین از کره ای دیگر بوده و آن نیز از کره ای دیگر به وجود آمده تا جایی که به کره ای برسیم که به وجود نیامده و قدیم است. همانطور که با کمک برهان تسلسل به خدایی می رسیم که آن را کسی به وجود نیاورده است. پس با این ترتیب می توان گفت که خدایی وجود ندارد. </dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>برهان تسلسل </dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>براهین خداشناسی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>خداشناسی(الهیات بالمعنی الاخص)</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>عالم ( امکانی )</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>علم کلام</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>خلقت جهان</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>برهان های ابطال تسلسل</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>پی نوشتها:,[1]نک: مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش‌فلسفه، ج‌2، ص 80، چاپ دوم، سازمان تبلیغات اسلامی، 1366 ه ش.,[2]تفاوت اين دو برهان در آن است كه برهان اول در مطلق علت هاى حقيقى جارى است علتهايى كه لزوما بايد همراه معلول موجود باشند ولى برهان دوم مخصوص علت هاى هستى‌بخش است و در علل تامه هم نيز جارى مى‌شود از آن نظر كه مشتمل بر علتهاى هستى‌بخش هستند. نک: آموزش‌فلسفه، ج‌2، صص 81-82.,[3]حدوث زمانی یعنی این که شیء مسبوق به عدم زمانی باشد و در مقابل آن حدوث ذاتی قرار دارد؛ یعنی این که شیء علت داشته باشد. طباطبایی، سید محمد حسین، نهاية الحكمة، صص 231- 233. موسسه النشر الاسلامی، قم,[4]طباطبایی، سیدمحمدحسین/ مطهری، مرتضی، اصول‌فلسفه، ‌ج ‌5، ص 150.,[5] (كل متعلق الوجود بالجسم المحسوس يجب به لا بذاته) الجسم المحسوس هو الأجسام النوعية و متعلق الوجود به ينقسم إلى ما يتعلق وجوده .... و المقصود أن الأعراض الجسمانية كلها ممكنة بذاتها واجبة بغيرها ( قوله و كل جسم محسوس فهو متكثر بالقسمة الكمية و بالقسمة المعنوية إلى هيولى و صورة) و المقصود بيان أن كل جسم ممكن و كبرى القياس قوله فواجب الوجود لا ينقسم في المعنى و لا في الكم .... نک: شیخ الرئیس ابوعلی سینا/ نصیر الدین محمد بن حسن طوسی، شرح‌الإشارات، ج‌3، صص 60- 61، چاپ دوم، دفتر نشر الکتاب، 1403 ه ق.,[6] نک: نهايةالحكمة، الفصل الرابع في أن الواجب تعالى بسيط غير مركب من أجزاء خارجية و لا ذهنية ، صص 276-278.,</dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
