
<metadata xmlns="http://example.org/myapp/" xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" xsi:schemaLocation="http://example.org/myapp/ http://example.org/myapp/schema.xsd" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    
             <oai_dc:dc 
                 xmlns:oai_dc="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/" 
                 xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" 
                 xmlns:xsi="http://www.w3.org/2001/XMLSchema-instance" 
                 xsi:schemaLocation="http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc/ 
                 http://www.openarchives.org/OAI/2.0/oai_dc.xsd">

                <dc:title>آیا امکان دارد موجودی باشعور و زنده، از موجودی بی‌شعور و بی‌جان به وجود آمده باشد؟</dc:title>
                

                
                
                        <dc:subject>آفرینش انسان</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>سنخیت میان علت و معلول</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>اصل سنخیت</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>معطی الوجود</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>سنخیت میان سبب و مسبب</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>مسایل جدید هستی شناسی</dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>هستی شناسی اسلامی </dc:subject>
                
                    
                
                        <dc:subject>علیت</dc:subject>
                
                    

                
                        <dc:language>Persian</dc:language>
                    

                
                
                <dc:description>&lt;br /&gt;[1]. روم، ۱۹.&lt;br /&gt;[2]. انبیاء، ۳۰.&lt;br /&gt;[3]. روم، ۲۰.&lt;br /&gt;[4]. محقق سبزوارى، أسرار الحکم، ص 112، مطبوعات دینى - قم، چاپ اول، 1383ش.&lt;br /&gt;[5]. ر. ک: طباطبایى، محمد حسین، ترجمه و شرح بدایة الحکمة، ج‏2 ، ص284، قم، موسسه بوستان کتاب، چاپ یازدهم، 1388ش.&lt;br /&gt;[6]. فیض کاشانى، أصول المعارف‏، تعلیق و تصحیح و مقدمه، آشتیانی، سید جلال الدین‏، مقدمه، ص 91و 92، قم، نشر دفتر تبلیغات اسلامى‏، چاپ سوم، 1375ش‏.&lt;br /&gt;[7]. موسوى همدانى، سید محمد باقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج 13، ص 269، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ پنجم، 1374ش.&lt;br /&gt;[8]. باید توجه داشت شهید مطهری این دلیل را ضعیف شمرده و می‌گوید: این استدلال اگر هیچ مقدمه قیاسى به آن اضافه نشود ضعیف است؛ زیرا اولا: ذهن قادر نیست فقط با استقراء جزئیات به کشف یک قانون کلى نائل شود؛ بلکه در تمام مواردى که ذهن در اثر استقراء و تجربه، به کشف یک قانون کلى نائل مى‏شود، برخى اصول عقلانى غیر تجربى مداخله دارد ... از جمله اصولى که همواره قوانین کلى تجربى، متکى بقبول قبلى آنها است، همانا اصل سنخیت على و معلولى است؛ و واضح است که اگر بنا بشود، خود این اصل نیز با تجربه ثابت شود، مستلزم دور است و ثانیا قوانین تجربى بطور کلى قطعیت ندارد؛ زیرا زمینه تجربه کامل، که بشر بتواند جمیع عوامل دخیله را، تحت نظر بگیرد تقریبا غیر میسر است؛ از این رو قوانین تجربى متوالیا نقض مى‏شود؛ و تجربیات بعدى نقص تجربیات قبلى را روشن مى‏کند. طباطبایى، محمد حسین، اصول فلسفه رئالیسم‏، ج 3، ص 214، قم، موسسه بوستان کتاب، چاپ دوم،1387ش.&lt;br /&gt;[9]. البته استاد مطهری بیان دیگری نیز ارائه کردند و آن این‌که‏: این راه [دلیل عقلى و قیاسى ] متکى به تحلیل عقلانىِ حقیقت علیت و معلولیت است. علیت و معلولیت مستلزم ارتباط و پیوستگى دو چیز است که ما نام یکى را علت و نام دیگرى را معلول می گذاریم. حال اگر دو موجود را فرض کنیم که با یکدیگر بیگانه و متباین محض باشند، معنا ندارد که یکى را علت و دیگرى را معلول بدانیم. و از طرفى میدانیم که رابطه علت و معلول از نوع وجود دادن و وجود یافتن است؛ یعنى از دو موجودى که یکى وجود دهنده دیگرى است و آن دیگرى وجود یافته از ناحیه او است، مفهوم علیت و معلولیت انتزاع مى‏شود. علاوه بر این، ارتباط و پیوستگى معلول به علت مغایر با واقعیت معلول نیست؛ یعنى واقعیت معلول عین ارتباط و اضافه است نه چیزى که داراى ارتباط و اضافه است. به عبارت دیگر معلول ها عین اضافه و ارتباط هستند به علتشان و هر معلولى عین اضافه بعلتى خاص است (و گرنه اضافه و ارتباط مطلق و بلا طرف معنا ندارد) و اختلاف معلولات با یکدیگر (در عین اینکه در اصل اضافى بودن و رابطى بودن با یکدیگر شریک اند)، در این است که هر معلولى هویتش انتساب و ارتباط با علتى خاص است و آن علت خاص مقوم واقعیت آن معلول است. یعنى اگر فرض کنیم بجاى این علت یک علت دیگر بود نه فقط طرف اضافه تغییر کرده است؛ بلکه دیگر آن اضافه آن اضافه نیست و آن معلول آن معلول نیست. پس مراتب موجودات در سلسله زمان یا در مراتب على و معلولى و نظام اسباب مسببات را نباید از قبیل یک صف سرباز فرض کرد که هر یک در محل معینى جا گرفته‏اند و مانعى ندارد که تغییر وضع و محل و نسبت (اضافی) بدهند؛ بلکه در مقام تشبیه و تنظیر بهتر است که نظام موجودات را بمراتب اعداد تشبیه کنیم که مرتبه هر عددى مقوم حقیقت آن عدد است و همانطورى که در اعداد معنا ندارد که بپرسیم چرا عدد یک عدد دو نیست و چرا عدد دو عدد پنج نیست، همینطور در نظام موجودات نیز معنا ندارد سؤال کنیم چرا فلان معلول، معلول فلان علت است و معلول فلان علت نیست یا آنکه چرا آن معلول بجاى علت خودش و علتش به جاى خودش (و معلول) نیست. همان.  </dc:description>
                
                
                
                <dc:type>text</dc:type>

                

                
                        <dc:type>question and answer</dc:type>
                   

                

                

                

                

                

                 

                
                
                

            </oai_dc:dc>
        
</metadata>
