جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 2
بررسی و نقد اخلاق فضیلت محور فیلیپا فوت
نویسنده:
سکینه افلاطونی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فضیلت و فضیلت مندی همواره از مفاهیم کلیدی دراخلاق بوده است وعلمای اخلاق، همواره به آن تأکیده داشته اند.به خصوص دریونان باستان سقراط به عنوان معلم فضیلت وفیلسوفان پس از او یعنی افلاطون وارسطو به آن پرداخته اند.ارسطو در کتب اخلاقی خویش به نحو مبسوطی به بحث از فضایل پرداخته است . پس از او در قرون وسطی وپس از آن نیز این بحث همواره دربین فلاسفه مطرح بوده است ؛اما درقرن هجدهم با ظهور مکاتب اخلاقی جدید ، بحث از فضایل وفضیلت مندی با یک رکود نسبی مواجه شد. اما مجداداً درقرن نوزدهم عده ای از فلاسفه اخلاق خواستاربازگشت به اخلاق فضیلت محور شدند وهرکدام تعبیری از اخلاق مبتنی برفضیلت ارائه دادند.به این ترتیب چندین تعبیر متفاوت ازاخلاق فضیلت محور پدیدآمد . یکی از این تعابیر، تعبیر فیلیپا فوت است که بررسی ونقد آن،موضوع اینتحقیقاست.دراخلاق فضیلت محور فوت ،به تأسی از ارسطو اعمال اخلاقی بشر همانند ویژگی ها واعمال سایرموجودات زنده ونیزکارکردهای اعضای بدن مثل بینایی ،شنوایی وسلامت بدنی ارزیابی می شوند. فوت در تفکر اخلاقی اشروی عینیت هنجارهای طبیعی ،ارتباط بین فضیلت وسعادت ونیزپیوند میان عقل ومیل تأکید می کند.همچنیناز نظر او ارزشها واصول اخلاقی که همگی برآمده از فضایل اند ، برخاسته از طبیعت عقلانی انسان وبنابراین واقعی اند. اما علی رغم این شباهت ها بین دیدگاه های اخلاقی فوت وارسطو در برخی موارد در دیدگاه فوت با مسائلی مواجه می شویم که پاسخ واضحی برای آنها نمی یابیم که به نظر می رسد دلیل این امر خوب نپرداختن به بحث عقل وحکمتعملی از سوی فوت است . ظاهراًدر برخی موارد اختلافاتی جزئی بین آراءفوت وارسطو وجود دارد که همین اختلافات جزئی مشکلاتی را در نظریه اخلاقی فوت پدیدآورده که آن مسائل را در نزد ارسطو نمی یابیم . در تحقیق حاضرضمن مقایسهدو دیدگاه فوت وارسطو تلاش شده است تا نقاط امتیاز وافتراق آنها به خوبی نشان داده شود.
اخلاق فضیلت از دیدگاه فیلیپا فوت و مقایسه آن با نظریه خوبی طبیعی
نویسنده:
طایف صفایی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این پژوهش بررسی اخلاق فضیلت فیلیپا فوت و معرفی نظریه هنجارمندی طبیعی و تعریف خوبی طبیعی از دیدگاه او، و مقایسه آن با نظریه ی خوبی طبیعی مطرح در عصر جدید است. پیشینه اخلاق مبتنی برفضیلت به اخلاق باستانی برمی گردد. فوت مانندآنسکومب، مک اینتایر، و مرداک در احیاء فلسفه اخلاق فضیلت محورتلاش نموده است. فوت خوب را بخشی از واقعیت می داند. وبه نظر او یک عمل وقتی عمل خوب است که ذیل فضیلتی قرار گیرد. بشر همواره دلیلی برای پی جویی فضیلت و پرهیز از رذیلت دارد، به فضایل نیازمند است به همان اندازه که به دستان و چشمانش نیاز دارد. فوت برمعنای عرفی خوب تأکید دارد و منظورش را از خوبی خصلت ِویژه یا کارکرد خاص یک موجودزنده منفرد معرفی می کند. عقلانیت را شامل هر عمل و باور و گرایش می داند که بر دلیل مشروعی استوار باشد. پایه «احکام اخلاقی» فضایل و رذایل فردی است. و برای گفتن اینکه فلان چیز فضیلت یا رذیلت است دلیل عینی وجود دارد. «نظریه فضیلت-رذیلت» روش عالی برای ساخت طرز فکر عینی در داوری اخلاقی است. «خوبی» استعدادها و اعمالی است که برای شیوه خاص زندگی ضروری هستند. احکام اخلاقی درباره خوبی ِطبیعی هایی است که آدمی «می خواهد». با توجه به «دستور هنجارمندی طبیعی»، «خوبی و بدی اخلاقی» یک زیر طبقه از رده عام «خوبی و بدی طبیعی» هستند و خوبی اخلاقی تافته جدا بافته از خوبی طبیعی نیست. مدعای تمایز بین این دو در عصر جدید اتفاق افتاده است: 1) وقتی خوب طبیعی توسط «اراده فرد» یا «حاکم» یا «خدا» تأیید شود خوب اخلاقی حاصل می شود. 2) خوب اخلاقی مستقل از خوب طبیعی است و بلکه شرط لازم آنست. بر خلاف هر دو گروه فوت معتقد است آنچه خوبی اخلاقی نامیده شده همان خوبی طبیعی است که در مورد انسان ها به کار می رود. خوبی طبیعی، فقط به موجودات زنده فی نفسه و اجزا، و مشخصات، و کارکردهای آنها قابل اسناد است. و آن یک خوبی مستقل هست که مستقیماً به ارتباط یک فرد با فرم زندگیِ نوعیش بستگی دارد. گر چه خوب ِبشری متفاوت با خوب در عالم حیوانی و گیاهی است با این حال یک ساختار مفهومی مشترک وجود دارد. فوت با تکیه بر قاعده ی عام هنجارمندی طبیعی، همه انواع خوبی را طبیعی می داند. آدم خوب کسی است که خوبی مربوط به بشر را داراست. پس عمل برطبق فضایل فردی ما را به خوبی بشر که همان سعادت است می رساند.
  • تعداد رکورد ها : 2