جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 23
نقد و بررسی تطبیقی نظریه آرمانشهر فارابی با اندیشه حکومت شیعی در زمان غیبت
نویسنده:
فرامرز تقی لو
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر در پی کالبد شکافی تاریخی در صدر اسلام و یکی از مباحث مهم گفتمان اسلام سیاسی است . این پژوهش بر اساس شواهد تاریخی در زمینه سیره پیامبر(ع) و امامان شیعه (ع) بر آن است تا نشان دهد که چرا و چگونه الگوی مدینه فاضله فارابی در کتاب (( آراء اهل المدینه الفاضله )) در عین همخوانی با مدینه فاضله افلاطون درکتاب جمهوری ، با متن سیاست در اسلام ناسازگار است . این پایان نامه نشان می دهد که الگوی مدینه فاضله فارابی با الهام از شهر آرمانی افلاطون ، بر اساس نظامی سلسله مراتبی و اندام‌وار شکل گرفته است که در قالب آن پیامبر (ع) و امام شیعیان (ع) به جای فیلسوف شاه افلاطونی نشانده شده اند . این در حالیست که فیلسوف شاه افلاطونی در جایگاه حاکم با عقل انحصاری خطا ناپذیر به تصویر کشیده می شود که چنین تصویری با واقعیت حکومت در زمان پیامبر (ع) و امامان شیعه (ع) ناسازگار به نظر می رسد و علاوه بر آن در وضع حکومت شیعه در زمان غیبت امام معصوم (ع) با بحران مواجه می شود . روشن است که در این صورت باب حکومت شیعی ( اسلامی ) تا ظهور عقل خطا ناپذیر بسته خواهد بود و برقراری حکومت و فرایند سیاست و قضاوت منوط به وجود فردی با عقل خطا ناپذیر و معصوم خواهد بود . این در حالیست که بر اساس شواهد به دست آمده معلوم می شود که حتی در زمان حضور پیامبر و امام معصوم (ع) سازوکار سیاست و قضاوت بر اساس عقلانیت جهان شمول و شواهد عینی و معقول استوار شده است . این پژوهش ضمن بازخوانی آراء سیاسی فارابی نشان داده است که اساسا فلسفه سیاسی فارابی بر مبنای تفکری انتزاعی و غیر تاریخی با اسلام سازماندهی شده است. بر همین اساس مراجعه به شواهد تاریخی در صدر اسلام نشان می دهد که پیامبر (ع) و امام معصوم (ع) با وجود برخورداری از عصمت در حوزه ولایت الهی خود ، در عرصه ولایت سیاسی که حوزه سیاست و قضاوت است ، بر مبنای عقلانیت همگانی و شواهد عینی به سیاست و قضاوت پرداخته اند . بدین ترتیب، می تواننتیجه گرفت که در زمان غیبت نیز ، وجود عقل خطا ناپذیر یا فیلسوف شاه آرمانی مطابق بر تصویر فارابی از رئیس اول در مدینه فاضله، از ضروریات تشکیل حکومت نیست و از این رو آراء فارابی با سیاست عملی ، سیره و سنت نبوی و امامن شیعه (ع) در صدر اسلام قابل تطبیق نیست .
سنت گرایی ایدئولوژیک و توسعه سیاسی (در بستر انقلاب اسلامی (1370-1358))
نویسنده:
علی مهرعلی زاده
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش این موضوع مورد بحث قرار گرفته است که به دنبال برنامه های نوسازی و مدرن سازی پهلوی نوعی سرگشتگی (آنومی) در جامعه ایران پدید آمد این سرگشتگی معلول گسستن ازهمبستگی های سنتی قدیمی، و در حال گذر قرار گرفتن به سمت همبستگی های جدید بود و با توجه به خصوصیات روانی - اجتماعی جامعه سرگشته و نیاز آن ها به تعریف و معنابخشی زندگی، حضرت امام خمینی (ره) و در کنار او شهید مطهری و دکتر علی شریعتی توانستند این ((معنا)) را به زندگی توده ها و اقشار و طبقات مختلف بازگردانند. آنها با موضع گرفتن در برابر برنامه های مدرنیزاسیون یا شبه مدرنیسم پهلوی تز ((بازگشت به خویشتن)) را مطرح نمودند و با ایدئولوژیزه کردن سنت در معنای اعم که هم سنت مذهبی را در بر می گیرد و هم سنن غیرمذهبی، نوعی آرمان را برای جامعه ترسیم کردند که کم کم به شکل نوعی گفتمان تسلط یافت و در بهمن 57 انقلاب اسلامی را آفریدند. بعد از تسلط یافتن این گفتمان به دلیل وجود گزاره های مطلق و قدسی در این گفتمان، این گفتمان اجازه توسعه سیاسی در معنای گسترش مشارکت سیاسی و رقابت ایدئولوژیک یا هدف تحقق حکومت دموکراتیک آنگونه که در غرب اتفاق افتاده است را نداد، تنها به نوعی مشارکت توده ای و انتخاب دو درجه ای انجامید که کمتر تناسبی با توسعه سیاسی در معنای گفته شده دارد.در این گفتمان از آنجا که نهادهای مدنی و سیاسی به شکل کامل آن تحقق پیدا نکرده اند و به دلیل عدم مشارکت مدنی و آگاهانه و سازمان یافته توده های متشکل، معلوم نیست که تا چه حد توانسته باشد منافع ملی را در دو بعد داخلی و خارجی تامین نماید. چرا که بر اساس تعریف پذیرفته شده از منافع ملی در این پژوهش منافع ملی معطوف به ملت است و ملت برای بیان منافع خود نیاز به نهادهای مدرن دارد و از آنجا که نهادهای مدرن، لوازمی را برای انجام صحیح کار ویژه های خود می طلبند (لوازمی هم چون آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی اندیشه و ...) در درون گفتمان سنت گرایی ایدئولوژیک شاهد فقدان این نوع لوازم بوده ایم. از طرف دیگر به دلیل عدم تعریف قاطع از امت و ملت و اینکه اولویت با کدام یک است معلوم نیست که در طول بیش از دو دهه حاکمیت و تسلط این گفتمان در عملیات سیاسی و برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها تا چه حد منابع ملی تامین شده باشد.
نوگرایی دین و آزادی
نویسنده:
افضل یزدان پناه
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نسبت بین دین و آزادی، مقوله ای است که در عصر جدید بین اندیشمندان و متفکران و بزرگان دینی جهان اسلام، بدنبال آشنایی مسلمین با تمدن غرب مطرح شده است. علما و اندیشمندان در جهان اسلام سعی کرده اند نسبت بین ایندو عنصر مهم از حیات بشری را مشخص سازند. مکاتب و جریانهای فکری بزرگی در جهان اسلام در مورد نسبت این دو عنصر مهم زندگی جوامع انسانی موضعگیری کرده اند و نظر داده اند. در نوشته حاضر، نوگرایی دینی بعنوان جریان فکری مهمی در جریان اسلام با نمایندگان و اندیشمندان بزرگی مانند سیدجمال الدین اسدآبادی، عبدالرحمن کواکبی، علامه نائینی، آیت الله مطهری، دکتر عبدالکریم سروش و حجت الاسلام محمد مجتهد شبستری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و نظرات و آرائ نوگرایان دینی مذکور در مورد نسبت بین دین و آزادی و نیز چرایی و چگونگی لزوم و ضرورت نوگرایی دین مورد بحث و مطالعه قرار گرفته است. در نوشته حاضر تنها به چند اندیشمند و متفکر نوگرای دینی پرداخته شده است و اندیشه و آرا بسیاری از نوگرایان دینی بزرگ و تاثیرگذار مثل شیخ محمد عبده، علامه محمد اقبال لاهوری، امام خمینی و دکتر علی شریعتی و مهندسی مهندس بازرگان و ... در این مقوله مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است. در بیان دلیل این امرنیز میتوان به عدم دسترسی به کتب و نوشته ها یا عدم احاطه با آرا و اندیشه های نوگرایان دینی مذکور و نیز کمی قوت و فرصت و محدودیت نوشته حاضر و ... اشاره کرد. نکته دیگری که باید بدان اشاره کرد اینکه اگر چه نگارنده در ابتدا سعی داشت اندیشه ها و تحولات فکری نوگرایی دینی را در کل جهان اسلام بررسی کند ولی بدلایل مختلف از قبیل دلایل ذکر شده در بالا این خواسته محقق نشد و تنها بررسی اندیشه های سید جمال الدین اسدآبادی بعنوان نوگرای دینی که متعلق به کل جهان اسلام از لحاظ جغرافیایی بود (ایران، افغانستان، مصر و عثمانی) و نیز عبدالرحمن کواکبی سوری مقدور شد، لذا در این نوشته بیشتر به اندیشه و آرا نوگرایان دینی ایرانی پرداخته شده است.نکته دیگر اینکه در نوشته حاضر جریان نوگرای دینی بنا به دلایل مختلفی که در بخش مربوط آمده است به سه دوره احیای فکر دینی، اصلاح فکر دینی و بازسازی فکر دینی تقسیم شده است. با این توضیح که شیوه بررسی اندیشه نوگرایان دینی دوره اخیر به استثنای نائینی بدینگونه است که ابتدا نظر و عقیده نوگرای دینی در مورد چرایی و چگونگی لزوم و ضرورت نوگرایی دینی و سپس نظر و اندیشه نوگرای دینی مذکور در زمینه آزادی بیان شده است.
بررسی مقایسه مفهوم پولیس در فلسفه سیاسی یونان (افلاطون و ارسطو) و مفهوم مدینه در نزد فیلسوفان مسلمان (فارابی و ابن باجه)
نویسنده:
محمدعلی قاسمی ترکی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اندیشیدن به شیوه فلسفی به سیاست ابداع متفکران یونان باستان است. فضای این زایش و پویش فلسفی و فکری پولیس است. پولیس دارای ویژگیهایی است که آن را به صورت واحد دینی، سیاسی، فرهنگی و فکری درمی آورد. در این سیستم که محدود به یک شهر و حوالی زارعی آن بود بین کلیت و تربیت (پایدیا) و پولیس و عدالت و همچنین بین پولیس و سعادت رابطه برقرار می شد و همین رابطه سرمنشا پیدایش فلسفه سیاسی است. علاوه بر اینها در پولیس مفاهیمی مانند برابری (ایسونومیا)، و برتری سخن (لوگوس) و ... نیز حضور دارد. در اندیشه افلاطون شاید بتوان کلیت فلسفه سیاسی وی را با عدالت و رابطه آن با پولیس توضیح داد و در دیدگاه ارسطو نیز پولیس را می توان در چشم انداز علل اربعه قرار داد و آرا وی را در این خصوص استخراج نمود. آرای فلاسفه مذکور در متن پولیس و با فرض آن به عنوان قالب اندیشگی و طرح اصلاحات بویژه در ند ارسطو صورت گرفته است. در جهان اسلام، فلاسفه مسلمان مکرر از مفهوم مدینه بهره گرفته اند که این اصطلاح ارتباطی با محیط انضمامی سیاسی آنها نداردو حاصل اقتباس از کلیت فلسفه یونان است. این عدم ارتباط با عالم خارج در فارابی به اخلاف وی(من جمله ابن باجه) رسید و از عللی بود که مانع تاثیر جدی فلسفه در تمدن اسلامی شد. فارابی علاوه بر اینها از شرح الاسم و حصر عقلی نیز در بررسی مدینه ها استفاده می کند که در فلسفه سینکرتیسنی وی با عناصری از اندیشه های ارسطویی، افلاطونی و نوافلاطونی ترکیب شده است.
تاثیر اندیشه یونانی (افلاطون - ارسطو - فلوطین) بر تکوین اصول فلسفه مدینه فاضله فارابی
نویسنده:
فرناز ناظرزاده کرمانی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابونصر محمد فارابی (339-259 ه.) موسس فلسفه اسلامی و بنیانگزار اندیشه سیاسی در حوزه تفکر اسلامی که دیگر فلاسفه مسلمان بعد از او، جهان را به مشکوه او نگریسته‌اند، در کشور ما به درستی شناخته شده نیست و به جز چند اثر معدود، به این فیلسوف که مبدع آراء بدیع در متافیزیک ، اپیستمولوژی اخلاق، انتولوژی، علم النفس ، نظریه عقل و سیاست است ، کم پرداخته شده است . به ویژه نظریه مدینه فاضله که مخرج نهایی فلسفه او و عصاره اندیشه‌هایش در ابواب گوناگون منظومه فلسفی و نیز غایت قصوای آراء دیگر او است ، به کلی نامکشوف و مغفول مانده است و تاکنون هیچ کار جامعی که مستقلا" به اصول و فروع تئوری مزبور بپردازد و مصدر و غایت آن را باز شناسد و با دیدی تحلیلی به تفکیک و تفصیل، اصول و عناصر فلسفی آن را نمایان سازد و در سرهای متصاعد و متنازل رابطه علت و معلولی میان مفاهیم آن را روشن کند، نه تنها به زبان فارسی، بلکه تا آنجا که نگارنده تحقیق نموده به هیچ زبان دیگری در جهان انجام نشده است . این فقدان پژوهش و به ویژه اینگه هیچ کرونولوژی از آثار فارابی در دسترس نیست ، موجب گردیده که بسیاری از محققان فلسفه اسلامی به محض مشاهده اندک مشابهت میان ماهیت و اوصاف "رئیس اول" مدینه فاضله فارابی با "فیلسوف - پادشاه" افلاطونی و نیز با ملاحظه شرط حکمت در تحقق مدینه فاضله و نیز "پولیتیای" افلاطون، به سرعت حکم نمایند که : مدینه فاضله فارابی تقلیدی از پولیتیای افلاطون است که رنگ و جلای اسلامی خورده و فارابی با آمیختن مفاهیمی چون "وحی" و "نبوت " و "عقل فعال" و "امامت " عین نظریات افلاطون را مطابق ذائقه و فاهمه فرهنگ اسلامی عصر خویش درآورده است . فرضیه تحقیق حاضر این است که، فارابی در نظریه مدینه فاضله‌اش ، مبتکر و مبدع آراء بی‌سابقه و نوینی بوده اشت و این مدینه اگرچه از بسیاری جهات از آموزههای سلف یونانی ماخوذات و مقتبساتی داشته است ولیکن الگوی مدینه فاضله ماهیتا" یونانی نیست و مصدر و غایت آن اسلامی است و فارابی در واقع "فاعل" "صورتی" نوین از "ماده" یونانی برحسب "غایت " اسلامی بوده است . روش این تحقیق توصیفی، تالیفی و تطبیقی است . به نحوی که یک بار با انتزاع و انفکاک مفاهیم موجود در تئوری مدینه فاضله، ماهیت و تعاریف آنها جستجو شده و سپس یافته‌ها با آثار یونانیان تطبیق داده شده و چنانچه سابقه‌ای دیده نشده، بنا به ضرورت منطقی ابتکار آنها به فارابی مستند و منتسب گردیده است . سپس مفاهیم مزبور دوباره در کلیتی ترکیبی بازسازی شده تا رابطه علی میان آنها دریافت گردد و با ملاحظه و تامل در این هیات موئتلف ، مقصود و غایت فارابی از خلق نظریه مدینه فاضله ادراگ گردد. به این ترتیب ، این تحقیق ضمن اینکه حاوی توضیح خالصی از تئوری مدینه فاضله است ، نشان می‌دهد که عناصر یونانی این نظریه چیست و فارابی با اقتباسات خود از سلف یونانی، چه کرده، چرا کرده و چگونه کرده است . تحقیق مزبور دارای پنج بخش و بیست و یک فصل است . نگارنده کلیه متون و آثار هر چهار فیلسوف را به زبانهای عربی، انگلیسی، یونانی، و فارسی از نظر گذرانیده است . در پایان تحقیق نیز صفحاتی به دیاگرامهایی از نظامهای متصاعد و متنازل فلسفه فارابی و نیز آراء سیاسی او اختصاص یافته که نخستین کار در زمینه تلخیص فلسفه او به شکل نمودار است . در بخش آخر کتاب تحت عنوان "کتابشناسی" کوشش شده است که کلیه مکتوبات و تقریرات موجود در باره فارابی و نیز اصل عنوان تحقیق، ذکر گردد تا از این راه، فعالیت محققین بعدی تسهیل گردد.
اندیشه سیاسی فارابی و ارتباط آن با مذهب تشیع
نویسنده:
بهرام منتظری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر شامل یک مقدمه و چهار فصل و یک سرانجام است . در فصل اول به زندگانی، شخصیت ، اساتید، شاگردان و وفات فارابی اشاره شده‌است ، همچنین در این فصل به تاثیر فارابی در آیندگان و متفکران پس از خود منجمله ابوالحسن عامری (فت 381 ه. ق.) ابن‌سینا (428-370 ه. ق.)، ابن‌رشد (595-520 ه. ق.)، ابن‌میمون (متولد 530 ه. ق.)، ابن‌باحه (فت 533 ه. ق.)، لوکری، سهروردی (587-549 هه. ق.)، خواجه نصیرالدین طوسی (672-597 ه. ق.)، میرداماد (فت 1041 ه. ق.)، ملاصدرا (فت 1050 ه. ق.) و ملاهادی سبزواری (1288-1212 ه. ق.) اشاره کرده و در ضمن به بیان آثار و تالیفات فارابی و معرفی و بررسی 21 کتاب او که در دسترس بوده و بیان اهمیت آنها پرداخته‌ایم. 1 - پنج کتاب سیاسی فارابی که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است عبارتند از: السیاسه‌المدینه، تحصیل‌السعاده، مبادی آراء اهل‌المدینه‌الفاضله، فصول‌المدنی، و تلخیص نوامیس افلاطون که ماهر یک را در جای خود شرح و بسط و بررسی کرده‌ایم. در فصل دوم به فلسفه و افکار فارابی و تاثیرات افلاطون و ارسطو بر او و سبک و اسلوب فارابی در فلسفه، بیان اجمالی از آراء فارابی در منطق فلسفه مابعدالطبیعه از دیدگاه فارابی که شامل بحث‌های خدا، فیض ، مسئله عالم و عقل فعال و ارتباط آن با عالم، مسئله نقش بشری که شامل: الف : طبیعت و اصل و سرانجام آن، ب : قوای نفس و ج: وحدت نفس میباشد، مسئله عقل و انواع آن که شامل عقل هیولای، عقل‌بالفعل، عقل مستفاد و عقل فعال میباشد، اخلاق، و در آخر این فصل به نظریه نبوت و هدف فارابی از آن پرداخته‌ایم. در اینجا لازم است توضیح دهم که ما در این فصل تنها به بیان مختصر فلسفه و افکار فارابی پرداخته‌ایم و از ارزیابی فلسفه وی صرفنظر کرده زیرا بیان مفصل فلسفه فارابی و ارزیابی‌های مربوط به آن موضوع رساله جداگانه‌ای است . لذا اگر ایراد شود که برخی از آراء فلسفی بیان شده امروزه به نزد فلاسفه اسلامی مقبول نیست در جواب فقط می‌گوئیم که آراء فلسفی بیان شده نظر و اندیشه فارابی بوده و صاحبنظران نیک می‌دانند که فلسفه از دیرباز تکامل و تحولات اساسی پیدا کرده‌است . در فصل سوم، اندیشه سیاسی فارابی را بیان کرده‌ایم و ابتدا به تعریف سیاست و جایگاه آن از دیدگاه فارابی، سعادت ، بحث از احتیاج انسان به اجتماع و هم یاری، انواع اجتماعات انسانی که شامل اجتماعات عظمی و وسطی و صغری می‌شود، عضو رئیس ، خصلت‌های رئیس مدینه فاضله و خصائل و صفات رئیس دوم مدینه فاضله پرداخته سپس به انواع مدینه‌ها از دیدگاه فارابی در حدتوان خود اشاره میکنیم و به معرفی و چگونگی خصوصیات مردم و هدف و رئیس این مدینه‌ها از دیدگاه فارابی پرداخته‌ایم. در فصل چهارم ارتباط اندیشه سیاسی فارابی با مذهب تشیع را بررسی کرده‌ایم در این فصل ابتدا به بیان شیعه بودن فارابی از دیدگاه علماء شیعه مذهب پرداخته و سپس تا آنجائیکه در حدتوانمان بود به تاثیرپذیری فارابی در مورد خصلت‌های رهبر مدینه فاضله از مذهب تشیع و آوردن آیات و احادیث شیعه در این باره پرداخته‌ایم. و در سرانجام به بحث و بررسی رساله خود نتیجه‌گیری پرداخته‌ایم.
مبادی مابعدالطبیعی دموکراسی
نویسنده:
مسعود شبرو (آریایی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سازماندهی پژوهش ، فصل اول: "کلیات " الف) بخش اول: پیشدرآمد. ب) بخش دوم: روش‌شناسی رساله. ج) بخش سوم: معنا و مبنای دموکراسی. فصل دوم: "دموکراسی یونان" الف) بخش اول: شمایل‌شناسی (Morphology) دموکراسی یونان (آتن). ب) بخش دوم: طبیعت‌گرایی فلسفی و تکون دموکراسی. فصل سوم: "جهان مدرن" بخش اول: پیشدرآمدی بر جهان مدرن. بخش دوم: اعتبارانگاری نسبت به جامعه و حکومت . بخش سوم: پلورالیزم معرفت‌شناختی، "تثبیت تردید". بخش چهارم: حقوق طبیعی. بخش پنجم: فرهنگ سیاسی دمکراتیک .
فلسفه سیاسی کانت ، اندیشه سیاسی بر زمینه فلسفه نظری و اخلاق
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تبیین پیوند جوهری میان فلسفه نظری و اخلاق کانت از یکسو و اندیشه های سیاسی وی از سوی دیگر، موجب شد که در آغاز این رساله، طرحی از فلسفه نظری و فلسفه اخلاق کانت ارائه شود. سپس به ابعاد گوناگون اندیشه های سیاسی کانت در باب فلسفه تاریخ ، رابطه اخلاق و سیاست، روشنگری، آزادی، برابری و استقلال، بنیادهای فلسفی جامعه مدنی ، قانون اساسی ، نیروهای سه گانه ، دمکراسی نمایندگی و نظام جمهوری ، شورش ، نافرمانی و انقلاب ، نظریه دارایی ، جایگاه زنان، صلح پایدار، نهاد دین و نهاد سیاست، و سرانجام نقش فیلسوفان در برابر قدرت سیاسی ، تبیین ، تحلیل و نقادی شده است.
آزادی فکر در نظام جمهوری اسلامی ایران
نویسنده:
نجفعلی دشتی سروی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق در یک مقدمه و دو فصل و یک نتیجه‌گیری نهایی سازمان داده شده است که فصل اول مشتمل بر دو بخش است : بخش اول فصل اول نیز خود در چهار مبحث ارایه شده است ، مبحث اول بطور خلاصه به ذکر پیشینه تاریخی آزادی فکر در مکتب توحید پرداخته و مبحث دوم تعاریف گوناگون آزادی فکر را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و در مبحث سوم مفردات آزادی فکر تشریح می‌گردد. و در نهایت در مبحث چهارم آزادی مذهب ، وجدان و عقیده و ارتباط آنها با آزادی فکر مورد بحث و تحقیق قرار می‌گیرد. بخش دوم فصل اول به بیان جنبه‌های گوناگون آزادی فکر می‌پردازد. این بخش نیز در چهار مبحث ارایه شده است و جنبه‌های گوناگون آزادی فکر یعنی آزادی داشتن فکر، آزادی از تحمیل عقیده و ممنوعیت اجبار و اکراه در فکر، آزادی تعلیم و اجرای مراسم مذهبی و در نهایت آزادی ابراز و بیان افکار و عقاید گوناگون در این چهار مبحث بیان می‌گردند. فصل دوم این تحقیق تحت عنوان محدودیتهای آزادی فکر از دو بخش تشکیل یافته است . بخش اول فصل دوم در سه مبحث جداگانه ارایه گردیده است . مبحث اول بسترهای نامناسب فکر را از دیدگاه قرآن و حدیث بیان می‌کند. و مبحث دوم به بررسی مسئله ارتداد از دیدگاه حقوق اسلام می‌پردازد و مبحث سوم ارتداد را در حقوق موضوعه مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد. بخش دوم فصل دوم نیز محدودیتهای آزادی فکر را در حقوق موضوعه مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نخست اهمیت و نقش آزادی فکر را بیان نموده و سپس به عوامل محدودکننده جنبه‌های گوناگون این آزادی می‌پردازد و در نهایت قبل از اعلام منابع و ماخذی که بطور مستقیم به آنها مراجعه شده و تلویحا یا مستقیما از آنها بهره‌برداری شده است ، نتیجه‌گیری نهایی ارایه می‌گردد.
فلسفه سیاسی شیعه و جامعه مدنی
نویسنده:
علیرضا رجایی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فلسفه سیاسی تشیع عنوانی پر از ابهام است ; بویژه که با ظن قریب به یقین می‌توان گفت که تاکنون هیچ نوشته‌ای به معنای واقعی کلمه در این خصوص نگارش نیافته است . با وجود این می‌توان پرسید که آیا نبود متن یا رساله‌ای درباره چنین موضوعی لزوما به معنای امتناع تشیع از فلسفه سیاسی است ؟ رساله حاضر بدون آن که برخوردار بودن یا نبودن از فلسفه سیاسی را پدیده‌ای مثبت یا منفی بداند و بدان از موضعی ارزشی بنگرد، در وهله اول اعتقاد به وجود فلسفه سیاسی تشیع دارد و در این چهارچوب و به دلیل تعدد آراء، به قرائتهای خاصی از فلسفه سیاسی و تشیع توجه داشته است . در خصوص فلسفه سیاسی، محل توجه این رساله، روایت لئواشتراوس است که بر فلسفه سیاسی کلاسیک و نقد تجدد تاکید فراوان داشت و اساس بحران تجدد را بحران در فلسفه سیاسی می‌دانست . روایت اشتراوس کمک می‌کند تا دغدغه ناهمخوانیهای تشیع را با تجدد به یکسو نهیم و این ناهمنوائی را دلیل غیرعقلانی بودن تشیع محسوب نکنیم. در مورد تشیع، تاکید رساله حاضر بر قرائت هانری کربن است که به طور تشیع را مثابه امری معنوی تفسیر می‌کرد و موضع وی با توجه به مشرب هیدگری او در فلسفه، کشف حقایق تشیع از مسیر پدیدارشناسی بود. همچنین در این رساله، آراء کربن که قایل به فلسفه سیاسی نبود، بسط یافته و در چهارچوب روایت اشتراوس به حوزه فلسفه سیاسی تعمیم پیداکرده است . درنتیجه جمعبندی بالا، رساله حاضر چنین نتیجه می‌گیرد که فلسفه سیاسی تشیع، با اتکاء به مفاهیم اساسی آن نظیر امامت ، امت ، غیبت و عدالت ، به دلیل ضداقتدارگرایانه ذاتی موجود در آن، معطوف به نفی دولت - به مثابه دستگاه انباشت و توزیع قدرت - و بسط حوزه‌های جامعه مدنی در عصر غیبت است . از سوی دیگر معیار تشیع در نقد عناصر اقتدارگرایانه جامعه عصر غیبت ، "زیبائی‌شناسی" است که باعث می‌گردد با پدیده‌های دولت از موضع نفی برخورد کند و در بسط حوزه‌های معنوی جامعه مدنی بکوشد. مرحله بازپسین فلسفه سیاسی تشیع به زعم رساله حاضر، پایان دوران غیبت و به تبع آن نفی جامعه مدنی - درکنار نفی دولت - است . در واقع با حضور امام غایب و تشکیل امت ، هر دو پدیده دولت و جامعه مدنی منتفی می‌گردند و در کنار آنها فلسفه نیز که اساس محل ظهور آن جامعه مدنی است ، به پایان می‌رسد; زیرا به دلیل تحقق "حضور"، فلسفه که بیان غیبت حقیقت است ، منتفی می‌گردد و درواقع به تعبیر هیدگر، آن حوالت تاریخی وجود که غیبت حاصل آن بود به انتها می‌رسد.
  • تعداد رکورد ها : 23