جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مقایسه روش‌ها و گرایش‌های تفسیری علامه طباطبایی و ابن عاشور
نویسنده:
محمود خسروی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تفسیر قرآن به‌عنوان یک ضرورت از صدر اسلام آغاز شد و در طول قرون متمادی تداوم یافت و ظهور مفسران مختلف با آراء و عقاید متفاوت موجب تنوع و گستردگی قابل ملاحظه‌ای در این زمینه گردید. بررسی تطبیقی روش‌ها و گرایش‌های تفسیری مفسران برجسته هر عصری می‌تواند نتایج سودمندی ارائه دهد و الگوهای مناسبی را فرا روی پژوهشگران این عرصه نمایان سازد. علامه طباطبایی مفسر برجسته شیعی مذهب در شرق جهان اسلام و ابن عاشور مفسر نامدار اهل سنت در مغرب جهان اسلام در قرن أخیر به‌شمار می‌آیند. هر دو مفسر ارجمند از روش تفسیری جامع استفاده نموده‌اند کهبررسی و تحلیل تطبیقی روش‌ها و گرایش‌های تفسیری آنها، نشان دهنده وجود نقاط اشتراک و افتراق فراوانی است. اساس روش تفسیری علامه، در المیزان روش تفسیر قرآن به قرآن است که آن را برگرفته از روش تفسیر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می‌داند. وی با استعانت از روایات تفسیری، و تدبّر عمیق و گسترده در آیات إحیاگر تفسیر قرآن به قرآن محسوب می‌شود. ابن عاشور در التحریر و التنویر ضمن بهره‌برداری از روش تفسیر قرآن به قرآن، اساس روش تفسیری خود را بر اجتهاد قرار داده و با نگاهی به روایات تفسیری، جلوه‌های بدیعی از تفسیر اجتهادی با عنایت ویژه به گرایش ادبی برجای نهاده است. باوجود اینکه هر دو مفسر از فقهای عصر خویش بوده‌اند؛ اما گرایش فقهی احاطه کلّی بر تفسیر آنها نداشته است. هر دو مفسر کوشیده‌اند تا در عرصه مسائل اجتماعی، دیدگاه اسلام را با توجه به تفسیر آیات مرتبط، نمایان سازند. علامه مباحث فلسفی را به صورت مجزا در المیزان تبیین نموده و ابن عاشور نیز در زمینه تبیین اعجاز ادبی قرآن، تمام تلاش خود را به‌کار گرفته است. این دو تفسیرارزشمند به دلیل استقصای موضوعات وگستردگی مطالب، همانند دائره المعارف اسلامی حائز اهمیت و شایسته بررسی در حوزه‌های مختلف می‌باشند.
طراحی و تبیین مدل توسعه یافته رهبری اصیل مبتنی بر دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
نونا مومنی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نياز جامعه به رهبر و اهميت عملكرد او بر كسي پوشيده نيست. رهبري اثربخش در سازمان، عامل اصلي و اساسي در ايجاد همفكري و همدلي است (ساعتچی و عزیزپور، 1384). تاکنون نظریه های متفاوتی در مورد رهبری مطرح شده است. نظریه رهبری اصیل آخرین نظریه رهبری مطرح شده است كه به صورت عملياتي درآمده است (آووليو و گاردنر، 2005؛ براون و تروينو، 2006؛ تور و آفوري، 2007 و ... ). این نظریه بر ابعاد روانشناختی رهبر و پیروان و بافتی که در آن فعالیت دارند، تمرکز دارد. اساس این نظریه بر دو بعد روانشناختی خودآگاهی و خود تنظيمي رهبر است که با نام فرآیند توسعۀ فردی رهبر معرفی شده است. بنابر نظر پژوهشگران اين حوزه،‌ خودآگاهي پایه رهبری اصیل است و دربرگیرندۀ مؤلفه های1- ارزشها، 2-شناخت در مورد هویت،3 -عواطف و 4-اهداف / انگیزه ها است. همچنين، خود تنظیمی فرآیندی است که از طریق آن رهبران اصیل ارزشهای خود را با اهداف و عملکردهایشان تنظیم می کنند و به منظور هدایت کارکنانشان، استانداردها و اهداف خود را به آنها ارائه می کنند (آووليو و گاردنر، 2005؛ براون و تروينو، 2006؛ تور و آفوري، 2007 و ... ). پژوهشگران تاکنون سعی داشته اند تا با تعریفی جامع و قابل قبول از این دو بعد به تعریفی قابل قبول و کامل از رهبری اصیل دست یابند. اما به اذعان خود پژوهشگران تعریف کامل و جامع این دو بعد و متعاقب آن عملیاتی شدن جامع و کامل نظریه محقق نشده است.برای شناسایی علت عدم توفیق پژوهشگران در تبیین این دو بعد، در این رساله، مبانی و پایه های فلسفی این نظریه بررسی می شود و چگونگی دستیابی به این دو بعد، از منظر رویکرد رایج در علم یعنی اثبات گرایی تحلیل و نقد می شود.در این راستا، دیدگاههای متفاوتی از فلاسفه اسلامی و غیر اسلامی در مورد خودآگاهي و شیوه های هدایت انسان و در نهايت رهبري وجود دارد (طباطبایی، 1332؛ طباطبایی،1360؛ جعفری، 1360؛ جوادی آملی، 1379؛ حسن زاده آملی، 1362). در این پژوهش از دیدگاه علامه طباطبایی بهره گرفته می شود. علامه طباطبايي از زمره انديشمندان اسلامي است كه مباحث خود را علاوه بر مباحث نقلي با استدلال هاي قیاسی و منطقي مطرح مي كند (طباطبايي، 1332 و ...) و بر جامعه و زندگي اجتماعي و واقعي انسان تأكيد به سزايي دارد (طباطبايي، 1382؛ طباطبايي، 1361؛ طباطبايي، 1348؛ طباطبايي، 1332 و ...).در اين پژوهش، نخست پژوهشگر با تكيه بر تحليل انتقادي، نظريه رهبري اصيل را با ديگر نظريه هاي رهبري مقايسه مي كند و اثربخشي اين نظريه را در مقايسه با ديگر نظريه هاي مطرح شده بررسي مي كند. در بخش دوم، با تكيه بر مبانی و اصول فلسفی علامه طباطبايي، و با پیروی از رویکرد قیاسی مورد استفادۀ علامه طباطبایی «ره» و با استفاده از رويكرد داده بنياد متني، نظریۀ رهبري از ديدگاه علامه طباطبايي احصاء مي شود و عنوان می شود توفيق به خود آگاهی و خود تنظیمی نیازمند هر دو حوزۀ علم حضوری (شهودی) و علم حصولی (دربرگیرندۀ علم تجربی) است. همچنین، توفیق به علم نیز نیازمند پشتوانۀ اعتقادات دینی است. در ادامه نيز با بهره گیری از استدلال های منطقی و قیاسی و بررسی آثار علامه طباطبایی «ره» با استفاده از رویکرد کیفی داده بنیاد متنی، مؤلفه های دیگری نیز برای فرآیند رهبری بدست آمد که مهم ترین آنها ولایت است. در نهایت، نظریۀ بدست آمده از ديدگاه علامه طباطبايي با نظريه رهبري اصيل مقايسه و اثربخشي آن بررسي مي شود.
رابطه اخلاق و دین از دیدگاه طباطبایی، مطهری،کی‌یر کگور
نویسنده:
روح‌الله هاشمی‌نژاد اشرفی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این نوشتار تحقیقی است در مورد رابطه اخلاق و دین از دیدگاه سه متفکر بزرگ یعنی طباطبایی، مطهری و کی‌یرکگور. طباطبایی معتقد است حسن و قبح امری اعتباری است؛ حال آنکه بین اعتبار صحیح وناصحیح تمایز قائل می‌شود. از نظر او دین در تشخیص اعتبار صحیح نقش دارد. مطهری، اما، اخلاق را نوعی پرستش ناخودآگاه پروردگار می داند. بر این اساس اخلاقیات توسط فطرت انسان کامل و به صورت مستقل از دین بازشناحته می‌شود. دین در بالا بردن توان فطرت برای تشخیص اخلاقیات به او کمک می‌کند. و نیز از طریق ترمیم ناتوانی‌های او، به یاریش می‌شتابد. کی‌یرکگور امر اخلاقی را در حیطه عقلانیات می‌داند و دین را فراتر از این مرتبه می‌نشاند. او معتقد است هر که بخواهد زندگیِ دینی و مومنانه داشته باشد، لازم است به امکان وقوعِ هر پارادوکس و تناقضِ عقلی و اخلاقی از سوی پروردگار ایمان داشته باشد. بدین ترتیب در این دیدگاه دین و اخلاق در دو حیطه بدون اشتراک و کاملا متمایز قرار می‌گیرند.
استفاده کاربردی علامه طباطبائی از قواعد محالات در حل مسائل فلسفی
نویسنده:
زکیه آذرمهر
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قواعد محالات در فلسفه یکی از پر کاربرد ترین قاعده‌های مباحث فلسفی و از ارکان ضروری شناخت محسوب می‌شود که با ارجاع به وجود شناسی مجوز ورود به مباحث فلسفی یافته و فیلسوفان با این قاعده‌ها توانسته‌اند به بسیاری از پرسشهای کلامی و فلسفی پاسخ دهند. قاعده‌های مهم محالات که پژوهش حاضر به آنها پرداخته عبارتند از: قاعده «استحاله اجتماع مثلین»، قاعده «استحاله تناقض»، قاعده «استحاله دور»، قاعده «استحاله تسلسل»، قاعده «استحاله علیه کل شیءِ لِنفسه»، قاعده «استحاله انفکاک معلول از علت تامه»، قاعده «استحاله توارد العلتین علی معلول واحد»، قاعده «استحاله ترجیح بلامرجح»، قاعده «استحاله اعاده معدوم»، قاعده «استحاله انتقال الاعراض». که علامه‌طباطبائی از این ده قاعده در حل مباحثی نظیر تجرد نفس ناطقه و علم حضوری آن به خود، اثبات واجب‌الوجود و صفاتش، افعال واجب‌الوجود و معاد استفاده نموده است. او با این کار نشان داده که قاعده‌های محالات قابلیت این را دارند که در حلّ بیشتر معضلات فلسفی به کار گرفته شوند. در راستای همین هدف در ابتداء برای ایضاح مفهومی محالات مراد از محال و کاربرد آن روشن شده است و سپس کاربرد این محالات در حل مسائل فلسفی از آثار علامه‌طباطبائی اخذ و گزارش شده است.
فلسفه سیاسی علامه طباطبایی و ایران معاصر
نویسنده:
احمدرضا یزدانی مقدم
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی به رویارویی ایران با تجدد انجامید. این عوامل، که با ورود برخی مفاهیم جدید همراه بود، در اندیشه عالمان شیعه ذیل دو موضوع قانون و حکومت صورتبندی شد و دانشمندان دینی، در مشروطه، کوشیدند تا به پرسش‌های ناشی از این دو، پاسخ گویند. دستاورد این کوشش نظری، به رسمیت شناختن حوزه متغیرات و سپردن آن به شورای نمایندگان مردم بود.علامه طباطبایی(1281 - 1360) در تبریز، مهم‌ترین مرکز سیاسی نظامی انقلاب مشروطه، به دنیا آمد و برای ادامه تحصیلات به نجف، مرکز علمی و دینی انقلاب مشروطه، منتقل شد. وی به جهت مشکلات مالی پس از یازده سال به تبریز برگشت و در 1325 برای کار علمی و فکری به حوزه علمیه قم، خاستگاه انقلاب اسلامی، منتقل شد. برنامه وی برای این حوزه، برطرف کردن کاستی‌های عقلی فلسفی، قرآنی و اخلاقی بود. وی در این راه از سرمایه علمی روحی اخلاقی و اخلاق حسنه‌ برخوردار بود و ظرفیت مخاطبان را رعایت می‌کرد. وی گذشته از درس و بحث، در پرورش استعدادهای علمی و نویسندگی و... شاگردان کوشید و با مراکز علمی در تهران و جهان ارتباط برقرار کرده و استعدادها و امکانات علمی را پرورش داده و مدیریت می‌کرد. علامه طباطبایی، از دخالت در سیاست کناره می‌گرفت امّا در مراحل و برنامه‌های مهمی از تاریخ سیاسی ایران چون مقدمات انقلاب اسلامی و فعالیت‌های اجتماعی فرهنگی علمیِ برون حوزوی و جمع‌آوری کمک مالی برای مردم فلسطین و برپایی مدارس خصوصی دینی و مدارس دینی جدید حضور داشت. غالب رهبران سیاسی و فکری انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی از شاگردان و علاقه‌مندان وی بوده و جریان‌های فکری سیاسی ایران، به شخصیت و آثار علمی دینی او توجه داشته‌ و از آن متأثر گردیده‌اند.فلسفه‌ورزی سیاسی علامه طباطبایی از زندگی فردی خانوادگی اجتماعی و تجربیات سیاسی وی و حوادث سیاسی دوران او متأثر است. این عوامل در ایده‌هایی چون تفکر اجتماعی، مُلک اجتماعی، تدبّر اجتماعی، اجتهاد اجتماعی، حکومت اجتماعی، در فلسفه سیاسی علامه طباطبایی، خود می‌نمایاند.فلسفه سیاسی علامه طباطبایی، به مباحث و آثار اندیشه سیاسی دوران مشروطه و زمینه‌های عینی و ذهنی ایران معاصر توجه داشته و در سنت فلسفه سیاسی اسلامی و با استفاده از امکانات و مفاهیم آن ‌انجام می‌گیرد. این فلسفه‌ سیاسی براساس معرفت‌شناسی خاصی، انسان و اجتماع و حکومت و دین و قانون را تبیین می‌کند: انسان برای حرکت استکمالی از ادراکات حقیقی و اعتباری بهره می‌برد. از جمله ادراکات اعتباری حکم به استخدام دیگران است که در مورد انسان‌ها، به تعدیل استخدام و استخدام متقابل و حکم به عدالت اجتماعی، یا همان قرارداد عملی عام که بنیان زندگی اجتماعی است، منجر می‌شود. با زندگی اجتماعی، مُلک پدید می‌آید که از آنِ آفرینندگان آن یعنی اجتماع است. بدین ترتیب اعتبار مُلک اجتماعی پیدا می‌شود. در مقابلِ مُلک اجتماعی، استبداد قرار دارد. حکومت در اسلام یک حکومت اجتماعی دینی است که احکام اسلام را اجرا می‌کند و در غیر احکام با شورا و با لحاظ مصلحت مردم تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند. اسلام دارای سنت اجتماعی است و با مجموعه ویژگی‌ها و عقاید و اخلاق و احکام، اجتماع اسلامی را پدید می‌آورد. این اجتماع، اجتماعی عقلی و در جستجوی سعادت حقیقی است؛ اصل اعتقادات در آن ثابت امّا فهم و عمق آن متغیر است.
راهکارهای سالم‌سازی خانواده از دیدگاه قرآن با تکیه بر تفسیر المیزان و تفسیر نمونه
نویسنده:
نرگس سعیدی ابو اسحقی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ضرورت شکل‌گیری فرهنگ دینی، ذهن را به سوی سبک زندگی خانواده که نخستین آموزشگاه فرد است، رهنمون می‌سازد. در این پایان نامه راهکارهای سالم سازی خانوادهبا توجّه به آیات قرآن کریم و با تکیه بر تفسیر المیزان وتفسیر نمونه مورد بررسی قرار گرفته است و به روش توصیفی- تحلیلی تدوین شده است. جایگاه خانواده و اهمیت آن، مقام پدر، مادر و اهمیت فرزندان در اسلام از قداست بالایی برخوردار است. در قرآن به خانواده سالم و متعالی پرداخته شد وتوجه جدی به اهداف و مقاصد تشکیل خانواده قبل از ازدواج و بعد از آن مورد توجه قرار گرفت و مسائلی همانند مودّت و خوش اخلاقی، مدارا و گذشت، صبر و بردباری، تأمین رفاه متناسب، حق همخوابگی و تأمین نیازهای جنسی و رابطه صحیح فرزندان با والدین و با یکدیگر و... لازمه یک خانواده سالم به حساب می آید.کسب آرامش و اطمینان از تشکیل خانواده، معرفی الگوهای برتردر زندگی، رعایت عدالت در رفتار و گفتار، ارضای متقابل نیاز جنسی به وسیله‌ی زن و شوهر، ایمان، اظهار محبّت زوجین به یکدیگر و پرهیز از دل بستن به غیر و نامحرم، حسن خلق و...از جمله عواملی اند که در سلامت خانواده از منظر قرآن دخیلند. هم کفو نبودن زوجین، عدم بلوغ عاطفی و فکری، ضعف تقوا، دنیاطلبی، بی توجهی به نیازهای جنسی همسر، بداخلاقی و طلاق از جمله آسیب های مهمی اند که می توانند سلامت خانواده را از بین ببرند.
چرایی و چگونگی ناکامی انسان در التزام اخلاقی از دیدگاه علاّمه طباطبایی (ره)
نویسنده:
مریم چراغی ساروقیه
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از جمله مسائل‌اساسی‌در مباحث اخلاقی، عدم التزام انسان به‌اخلاق می باشد؛ یعنی فرد باور به درستی حکمی‌ اخلاقی‌دارد ولی‌عملی مغایر با آن انجام می‌دهد.پژوهش‌حاضر با هدف‌ بررسی چرایی این فرایند‌از‌دیدگاه علامه طباطبایی‌که‌در‌این‌ رابطه متأثر از ارسطو است،صورت-گرفته‌است. نگارنده در بدو امرضمن تبیین مفهوم «آکراسیا» به تحلیل آراء فیلسوفان پیرامون این مسئله پرداخته‌است.ارسطو با طرح «آکراسیا‌ »به مخالفت با دیدگاه عقل گرایی سقراط مبنی بر اینکه هر‌فرد‌عاقلی مطابق معرفت عقلانی‌ خود عمل می‌کند و انحراف اخلاقی ناشی از جهالت است،برخاست.افلاطون نیز‌ علت موثر برعمل ‌رامعرفت می‌دانست، زیرا هیچ علتی در مقابل‌ معرفت حقیقی نمی‌تواند مانع عمل‌ گردد.ارسطو با قبول تأثیر معرفت بر‌عمل‌ معتقد بودکه میل‌ انسان می تواند،‌گاهی به‌رغم معرفت‌اخلاقی،مانع انجام عمل صحیح شودو فرد ‌در لحظه عمل،علم خود را به دست فراموشی ‌سپارد.این‌دو‌رویکرد متفاوت در‌فلسفه اخلاق مخالفان و موافقانی‌داشته-است..علامه در‌سلک موافقان‌ ارسطویی قرار‌گرفتند‌.ولی نحوه تبیین ایشان از این مسأله با ارسطو متفاوت بوده است.در‌این نوشتارمبانی فلسفی‌دینی‌علامه با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر-آراءاخلاقی ایشان، مورد بررسی قرار‌گرفته است. نگارنده به بیان شرایط‌اخلاقی فاعل پرداخته وبنا به لزومی‌که‌در‌تحلیل عناصری‌که درعمل ارادی سهم دارند،احساس می شد، ضمن تشریح مبحث اعتباریات، به تبیین مبادی فعل‌ارادی پرداخته‌است.یافته‌های حاصل از این نوشتار‌حاکی‌از‌آن است، اولاًمعرفتی که مورد غفلت واقع می شود، از نوع ادراکات حقیقی و ادراک اعتباری حسن وقبح افعال فی نفسه است نه ادراک اعتباری حسن و قبح در مقام صدور. ثانیاً صرف داشتن علم به چیزی که مخالف اراده انسان است،موجب نمی شود اراده ای موافق با آن علم پیدا شود،چرا که علم شرط لازمِ عمل و از مقدمات ضروری عمل است،ولی‌ کافی نیست.‌بلکه علمی ملازم با اراده موافق است که از شهوت و غضب نشئت نگرفته و توام با التزام قلب نسبت به آن باشد.ایمان در بالایرین مرحله یعنی ایمان تفصیلی و یقینی که با فراموشی سازگار نیست،عامل و محرک اصلی التزام به اخلاق می باشد.
رویکرد شناسی تطبیقی تفاسیر المنار و المیزان در باب معجزات و خوارق
نویسنده:
معصومه رستمی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مدخل آثار(دانشنامه آثار) , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قرآن کریم، در مواضع متعدد، بیانگر معجزات و خوارقی است که معمولاً برای امت هایپیشین و گاه برای امّت تازه تأسیس اسلام رخ داده اند. در دو سده اخیر،برخی مفسرانتحت تأثیر پیشرفت علوم تجربی و غلبه یافتن گفتمان آن در محیط های علمی، از پذیرش ظواهر این سنخ آیات عدول کرده و به تاویل مادی آنها روی آورده اند. تفسیر المنار به قلم "محمد رشیدرضا" – که بخشی از آن نیز حاصل تقریر درس "محمد عبده" است- از جملهتفاسیری است که رویکرد تأویلی را در باب آیات بیانگر معجزات و خوارق، دنبال می کند. رشیدرضا و عبده اگر چه منکر مطلق معجزات نیستند، اما پذیرش همه آنها -به همان شکل ظاهری و فرامادی- را نیز دشوار تلقّی می کنند. خاستگاه رویکرد ایشان آن است که علم تجربی را تبیین گر طبیعت بر وفق قوانینی معین می دانند و معجزات وخوارق را تخطی از آن قوانین محسوب می کنند . بدینسان گستردگی این سنخ تخطّی ها، می تواند سازگاری علم ودین را به چالش کشاند. در این راستا، صاحب المنار در تفسیر مضامینی چون قرار گرفتن کوه در بالای سر بنی اسرائیل، ، نزول " من" و" سلوی "از آسمان، زنده شدن عزیر پس از مرگی صد ساله ، زنده شدن پرندگان ذبح شده به دست ابراهیم و... از ظواهر این خوارق روی برتافته است. در مقابل رویکرد صاحب المنار،طباطبایی صاحب المیزان، پایبند به ظواهر معجزات و خوارق بوده و همواره در مقام پاسخگویی به شبهات تأویل کنندگان خوارق می باشد.
بررسی تطبیقی وجوه اعجاز قرآن کریم در تفسیر المیزان و تفسیر المنیر
نویسنده:
تکتم رجبی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از قرون اولیه اسلامی، مفسّران و دانشمندان مسلمان به تحقیق در وجه اعجاز قرآن کریم همت گمارده و وجوه مختلفی را با مصادیق و شواهد قرآنی ذکر کرده‏اند. بعضی از این وجوه بر جنبه‏های لفظی و بلاغی و بعضی دیگر به جنبه‏های معنوی تأکید دارد. در این پژوهش با رویکردی تطبیقی وجوه اعجاز قرآن در دو تفسیر المیزان و المنیر مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش حاضر با بهره گیری از شیوه تحلیل محتوای متن و روش کتابخانه‌ای و اسنادی در جمع آوری داده‌ها، به تبیین اندیشه‌های دو مفسر در ماهیت و شاخصه‌های اعجاز قرآن همت گمارده و پس از آن، وجوه مورد تایید و نفی از دیدگاه دو مفسر پی جویی نموده است. همچنین وجوه نوظهور اعجاز قرآن به این دو تفسیر عرضه گردید تا از رهگذر آن تایید یا عدم تایید آن از سوی مفسران مشخص گردد. در راستای پژوهش مشاهده شد اندیشه‌های دو مفسر درزمینه‌ی اعجاز قرآن کریم اشتراک زیادی دارد. و وجوه مورد تایید این دو مفسر شامل اعجاز ادبی، اعجاز معارفی، اعجاز تشریعی، اعجاز اخبارغیبی، اعجاز علمی، اعجاز ازجهت پیراستگی از اختلاف و اعجاز از جهت امی بودن پیامبر می‌باشد. و همچنین برخی از وجوه نوظهور اعجاز همچون اعجاز تربیتی، اعجاز اقتصادی، اعجاز سیاسی و اجتماعی و اعجاز تاثیری مورد تایید این مفسران می‌باشد.
تحلیل مقایسه ای چیستی وحی،از دیدگاه علامه طباطبایی(ره) و دکتر سروش(نظریه کلام محمد(ص))
نویسنده:
روح‌الله عباسی کجانی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اصطلاح تجربه‌ی دینی در دو قرن اخیر، اصطلاح رایج در بحث‌های فلسفه‌ی دین و کلام جدید است. این اصطلاح برای اولین بار توسط شلایر ماخر، فیلسوف آلمانی در سال 1832 میلادی مطرح گردید. علی‌رغم اختلافاتی که بین اندیشمندان غربی راجع به حقیقت تجربه‌ی دینی مشاهده می گردد برخی از روشنفکران دینی این اصطلاح را معادل و مترادف با وحی دانستهو تجربه‌های دینی را با تجربه‌های پیامبرانه یکی می‌دانند. علامه‌ی طباطبایی (ره) به مانند سایر مفسرین سنتی، وحی را امری بیرونی دانسته که منشأ آن خداوند است و گزاره های قرآنی را خطا ناپذیر دانستهو مسأله‌ی خاتمیت را نیز امری درون دینی شمرده است که از آیات قرآنقابل استنباط است.امادکتر سروش علی‌رغم اینکه تجربه‌های دینی را متفاوت از تجربه‌های پیامبرانه می‌داند در نهایت این دو را به گونه‌ای به یکدیگر نزدیک می‌کند که تمایز و تفاوتی را که خود ایشان هم بدان قائل شده است به ورطه‌ی فراموشی می‌سپارد و با تسامح و تساهل، آن دو را یکسان می داندو نتایجی را بر آن مترتب می سازد.در نظر وی وحی یا تجربه‌ی دینی- علی‌رغم تشتت آرای ایشان در این زمینه- امری درونی قلمداد می‌شود و به دنبال آن بحث از خطاپذیری قرآن مطرح می گردد اما این خطا پذیری در حیطه‌‌ی گزاره‌های تاریخی و طبیعی است نه گزاره‌های ماورای طبیعی که این تفکیک نیز بر طبق مبانی ایشان درست نیست و در نهایت ارتباط کیفیت و نوع تلقی از وحی با مسأله‌ی خاتمیت مطرح گردیده است. تبیین، تحلیل و مقایسه‌ی این دو دیدگاهراجع به مسائل مذکور، محتوای این رساله را رقم زده است.