جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3
بررسی تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی ارزگان (از برآمدن امیر عبدالرحمان تا بر افتادن طالبان)
نویسنده:
خان علی عظیمی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ولسوالی (شهرستان) ارزگان یکی از نقاط مهم، حاصلخیز، استراتژیک و دارای سابقه درخشان تاریخی در کشور افغانستان است. تا قبل از حاکمیت عبدالرحمان مرکز قدرت و اقتدار هزارستان (منطقه شیعه نشین) شمرده می شد و ساکنان آن را مردم هزاره تشکیل می دادند. پس از به قدرت رسیدن عبدالرحمان، وی به خاطر یک سلسله عوامل داخلی و خارجی، سرستیز با شیعیان گرفت. نیروی فراوان را جهت تسخیر ارزگان تهیه نموده و آنگاه تهاجم گسترده را به آن سمت آغاز نمود و بی سابقه ترین نسل کشی قومی را انجام داد، طوری که بر اثر آن قتل عام و نسل کشی، بسیاری از اقوام ساکن ارزگان به انقراض دچار گردیدند. پس از آن جنایت بی نظیر تمام زمین های ارزگان را به پشتون های فرامرزی (پاکستان) واگذار کرد. بعد از عبدالرحمان، در دوران حبیب الله و امان الله، اگر چه چند گام مثبت در مورد هزاره ها برداشته شد، حبیب الله خرید و فروش برده و کنیز را که مصداق اصلی آن در آن روز مردم هزاره بودند، ممنوع کرد، عده از مردم ارزگان را در سمت شمال افغانستان بجای زمین ارزگان، زمین داد. امان الله نیز قانون جواز بردگی را که در زمان جدش به تصویب رسیده بود لغو کرد و تا حدودی آزادی های فردی و مذهبی به وجود آورد، اما آن هردو، در مورد ارزگان همان سیاست سلف شان را دنبال نمودند و هیچ اقدامی جهت جبران خسارت هزاره ها و استرداد زمین ارزگان نکردند. در دوره طولانی حاکمیت ظاهرخان؛ تا اواسط حاکمیت وی، هزاره ها تحت فشار سیاست های تبعیض آمیز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار داشتند و از حدود سال (1324 شمسی)به بعد اعتراض ها و قیام ها بر ضد سیاست های تبعیض آمیز حکومت اوج گرفتند و حاکمان کابل را تا حدی وادار به بازنگری، در مورد بعضی سیاست های تبعیض آمیز آنها هنگام قیام بر ضد رژیم کمونیستی، برای اولین بار روابط نسبتا مناسب بین دو قوم پشتون و هزاره بر قرار شد، در حالیکه قبل از آن، پشتون های مهاجر هیچ ارزش و اهمیتی برای هزاره ها نمی دادند.
مقایسه نقش و جایگاه مردم در حکومت‌های اسلامی و لیبرال دموکراسی
نویسنده:
محمدعلی بابایی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اسلام به عنوان تفکر الهی که احکام مربوط به جزئی‌ترین مسائل زندگی انسان‌ها را در خود جای داده، دارای احکام و دستورات بسیاری در فقه سیاسی بوده و علی رغم این که مربوط به چهارده قرن پیش بوده و ادبیات اصطلاحی آن، متناسب با آن دوران می‌باشد که بشر در آن دارای سطحی نازل از بلوغ و رشد فکری بود، دیدگاهی واقع‌بینانه و قابل اجرا نسبت به نقش مردم در حکومت دارد. با توجه به این که در نگاه اسلام، اصل و مبنا حیات اخروی آدمی می‌باشد و زندگی دنیوی پیش زمینه و شکل دهنده آن حیات جاودانه می‌باشد، خیر و صلاح انسان در راستای آن، مهم‌ترین اصل بوده و فقه سیاسی اسلام را جهت‌بندی می‌کند. لذا محدوده‌ای که اسلام برای مردم در نقش آفرینی قائل شده، از تشکیل حکومت تا اثرگذاری در تداوم آن و همچنین نظارت بر اعمال و اقدامات حکومت و کارگزاران آن، الگویی مبتنی بر واقعیت و قابل اجرا می‌باشد. لیبرال دموکراسی نیز در الگوهای گوناگون فکری بشری، امروزه به عنوان مقبول ترین و به نوعی کامل ترین اندیشه بشری در امر حکومت داری شناخته می‌شود و نقاط قوت بسیاری نیز در آن مشاهده می‌شود که حاصل تجربیات دراز مدت در سال‌های متمادی برای حکومت داری است، اما در حکومت‌های لیبرال دموکرات نقش آفرینی مردم از حرف تا عمل یکی نبوده و با هم تفاوت دارد. یکی از مهمترین عواملی که دموکراسی در کشورهای لیبرال امروزی را غیر حقیقی و به دور از شعارهای ارائه شده نشان می‌دهد، همین است، گرچه نباید از این نکته مهم نیز غفلت نمود که در دموکراسی‌های لیبرال، برخی از ساختارها و ساز و کارها با علم و آگاهی و به صورتی شکل گرفته است که در آن مردم تصور می‌کنند حاکمان واقعی جامعه بوده و همه چیز را خود تعیین می‌کنند، اما در واقع آنان بازیگرانی هستند که نقش خود را بر اساس خواست‌ها و تمایلات و در راستای منافع عده‌ای اندک که بازیگردان‌های اصلی عرصه قدرت می‌باشند، ایفا می‌کنند و خود نیز از این موضوع غافل هستند.
بررسی اصلاحات اجتماعی از دیدگاه نهج البلاغه
نویسنده:
مهدی عبدی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصلاحاتاجتماعی یکی از موضوعات و زیرشاخههای جامعه شناسی به خصوص جامعه-شناسی سیاسی است که همواره یکی از دغدغه های جامعه شناسان وهمچنین بسیاری از دولتمردان از گذشته تا حال بوده است. در ایران معاصر نیز این موضوع بصورت ویژهای مورد توجه قرار گرفته است و دولتهایی نیز با شعار اصلاحات بر سر کار آمدهاند. متولی اصلاحات، مبنای اصلاحات و حدومرز اصلاحات، سه مورد از مهمترین مباحث مطروحه در این حوزه است. قرآن کریم همواره پیامبران و امامان معصوم علیهاالسلام را بعنوان مصلحان جامعه معرفی می نماید واصلاح جامعه را یکی از اهداف آنان اعلام می کند. حضرت علی علیه-السلام نیز در بدو حکومت خود هدف خود را اصلاح جامعه و اقامه حدود تعطیل شده دین خداوند اعلام میفرمایند. از آنجائیکه اصلاحات مورد نیاز یک جامعه اسلامی و شیعی مانند جامعه کنونی ایران نمی تواند بدون توجه به مبنا و حدود شرعی اسلام انجام پذیرد و دنیای اسلام در بدو ظهور خود شاهد اینچنین اصلاحاتی از سوی پیامبر اکرم (ص) و امیر المومنین علی علیه السلام بوده است، لذا تحقیق حاضر با هدف دستیابی به این مبنا و حدود و حول پرسش «اصلاحاتاجتماعی حضرت امیر علیهالسلام در نهج البلاغه چگونه است» شکل گرفت و از بین مباحث مختلف اجتماعی به لحاظ اهمیت بیشتر دو مبحث اصلاحات سیاسی و اقتصادی در نهجالبلاغه مورد بررسی قرار گرفت. پس از چندین مرحله مطالعه کتاب شریف نهج البلاغه، شروح معتبر، کتابها و منابع علمی مرتبط با موضوع، نهایتا اصلاحات سیاسی و اقتصادی از طریق فن تحلیل محتوی استخراج و ذیل عناوین مختلف طبقه بندی گردید. از مهمترین نتایجی که این تحقیق به آنها دست یافته است: رسیدن به اهداف مورد نظر در ابتدای تحقیق است. یعنی معرفی متولی اصلاحات، مبنای اصلاحات و حدود اصلاحات. امام علی علیه السلام در نهج البلاغه با بیان شرایط رهبر به نوعی اشاره مستقیم به متولی اصلاحات، بابیان اهداف حکومت خود مبنای اصلاحات و در بیانات مختلف در مواجهه با مردم و سعادت عامه جامعه، حدود اصلاحات را مشخص می نمایند. از دیگر نتایجی که از تحقیق حاضر حاصل شده است، ارائه یک الگوی اسلامی شیعی از اصلاحات علوی است که می تواند برنامه راه اصلاحگران جامعه معاصر جمهوری اسلامی ایران باشد.
  • تعداد رکورد ها : 3