جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی سیمای امام علی (ع) در شعر شاعران مسیحی معاصر لبنان
نویسنده:
زینت شریفان
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بدون شک فضایل و مناقب امام علی (ع) در جایگاه انسانی کامل نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در میان پیروان سایر ادیان نیز بازتاب گسترده‌ای داشته است.این شخصیّت بی نظیر پس از قرن‌ها همچنان بزرگان و ادبا و اندیشمندان بزرگ دیگر ادیان، به ویژه پیروان دین مسیحیت را شیفته فضائل بی پایان خویش نموده است. در این میان شاعران مسیحی چون: بولس سلامه، عبدالمسیح انطاکی، جورج شکور، جوزیف هاشم، خلیل فرحات و سعیدعقل هر یک به فراخور دانش و استعداد و ذوق خویشبه مدح و وصف امام علی (ع) از ولادت تا شهادت ایشان پرداخته‌اند با بررسی اشعار این شاعران در مجموع می‌توان گفت آن‌ها بیشتر از مضامینی همچون: پیشگامی حضرت در پذیرش اسلام، دانش بی‌کران حضرت، زهد و پارسایی، سخن‌وری و بلاغت و فصاحت، حق مداری، و عدالت علی (ع) سخن گفته‌اند. و بسیاری از حوادث مهم زندگی حضرت چون: ولادت باشکوه ایشان در خانه خدا، هجرت امام به مدینه، بیعت امام با پیامبر ، پیوند آسمانی علی (ع) و فاطمه (س)، خوابیدن امام علی (ع) در بستر پیامبر ( لیلة المبیت)، شجاعت ها و رشادت های حضرت در جنگ هایی چون: بدر ، احد، خندق، خیبر و حنین و واقعه‌ی بسیار مهم غدیر خموجانشینی حضرت علی (ع) به جای پیامبر را نیز به تصویر کشیده‌اند. این پژوهش برآ‌‌‌ن‌ است که به بیان تأثیر پذیری شاعران مسیحی یاد شده ا ز شخصیّت پر جاذبه حضرت علی (ع) و ارائه نمونه‌های شعری آنان که در این رابطه سروده‌اند، بپردازد
عدالت در فلسفهء افلاطون
نویسنده:
زهرا مصطفی‌زاده
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پایان‌نامه حاضرکوششی برای ارائه گزارشی روشن از عدالت در فلسفه افلاطون است. در ابتدا اجمالاً از پیشینه بحث عدالت در فرهنگ یونانی و متفکران پیش از افلاطون بحث شده، سپس به عدالت از جنبه هستی شناسی و معرفت شناسی و جنبه اخلاقی و سیاسی نظر کرده‌ایم. از جنبه هستی‌شناسی، عدالت جزو مُثل و حقایق است که نسبت به محسوسات از برترین مرتبه هستی برخوردارند. و از جنبه معرفت شناسی چون بالاترین علم، شناخت به بالاترین حقایق است، مُثل و مِن جمله عدالت و عادل بودن را که افلاطون شرط شناخت مُثل (یا شناخت واقعی) می‌داند مورد بررسی قرار داده ایم. افلاطون شناخت مُثل را ضامنِ معرفت نظری و شرط لازم براینیل به سعادت فردی و جمعی بشر می‌داند. در وهله بعد به جایگاه عدالت در اخلاق فردی پرداخته وآن را در ارتباط بانفس و اجزاء نفس بحث کرده ایم. سپس از فرد به جمع توجّه نموده و بحث عدالت را درشهر و طبقات آن و عللِ شایستگی فیلسوف- پادشاهِ افلاطون را برای حکومت بررسی کرده‌ایم.
معرفت‌شناسی فضیلت محور: نقد و بررسی دیدگاه لیندا زاگزبسکی
نویسنده:
محمدرضا باقری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امروزه ارائه هر گونه تعریف و تحلیل از معرفت با دو معضل اساسی روبروست: معضل گتیه و معضل ارزش. بر اساس معضل گتیه، گاهی ممکن است فرد علی رغم باور داشتن به گزاره‌ای صادق و موجه، هنوز به مرحله معرفت نرسیده باشد. معضل ارزش نیز اشاره به ارزش مضاعف معرفت بر باور صادق صرف دارد. این معضل ریشه در دو مقدمه پذیرفته شده در حوزه معرفت‌شناسی دارد. بر اساس مقدمه نخست، معرفت به طور ضمنی به باورِ صادقِ موجه یا تضمین شده تعریف می‌شود. مقدمه دوم نیز به این نکته اشاره دارد که ارزش توجیه یا تضمین، حداقل در ظاهر امر بر گرفته از ارزش باور صادق و در نتیجه قابل فروکاستن به ارزش صدق است. بر مبنای این دو مقدمه، برخی معرفت‌شناسان مدعی شده‌اند که معرفت به مراتب ارزشمندتر از باور صادق صرف است. لیندا زاگزبسکی با مد نظر داشتن این دو معضل، تبیین و تحلیلی از معرفت را با محوریت فضایل فکری ارائه داده است که بر اساس آن معرفت به باور بر آمده از عمل مبتنی بر فضیلت فکری تعریف شده است. در این تعریف، عمل مبتنی بر فضیلت به عملی اطلاق می‌شود که بر مبنای انگیزه‌های فضیلت‌مندانه شکل گرفته و در رسیدن به هدف این انگیزه کام‌یاب بوده باشد. زاگزبسکی با استفاده از این اصطلاح شکاف میان عمل فضیلت‌مندانه و دست‌یابی به صدق را پوشانده و نظریه‌ی خود را از دام معضل گتیه در امان می‌دارد. هم‌چنین زاگزبسکی ارزش مضاعف معرفت نسبت به باور صادق صرف را با ارجاع به انگیزه‌های فضیلت‌مندانه شخص تبیین می‌نماید. نظریه‌ی زاگزبسکی علی رغم تاثیر بسیاری که در معرفت‌شناسی معاصر بر جای گذاشت، نقدهای متعددی را به خود دیده است. پذیرش اراده گرایی در ساحت باورها، کافی و الزامی نبودن شرایط زاگزبسکی برای معرفت از جمله انتقادات وارد بر نظریه‌ی زاگزبسکی است. از نقاط قوت نظریه‌ی زاگزبسکی نیز می‌توان به ارائه‌ی تبیین معارف مرتبه بالا و چگونگی تاثیر ساحات مختلف نفس بر ساحت معرفتی انسان اشاره کرد.
فضیلت از دیدگاه افلاطون و سوفسطائیان
نویسنده:
صادق میراحمدی سرپیری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چیستی فضیلت و چگونگی کسب آن از مباحث بنیادین اندیشه افلاطون است. وی هرچند به آموختنی بودن فضیلت قائل است با این همه در مقابل سوفسطائیان که خود را حکیم ونیز آموزگار یونانیان و آموزگار فضیلت می دانستند از آموختنی نبودن فضیلت و نیز یگانگی آن در مقابل چندگانگی فضیلت نزد سوفسطائیان سخن می گوید.افلاطون در گفتگوی جمهوری از چهار فضیلت اصلی دانایی ، شجاعت ، اعتدال ( خویشتن داری ) و عدالت نام می برد و هر یک از این فضایل را مرتبط با بخشی از قوای سه گانه دولت – شهر و اجزای سه گانه نفس می داند .فضیلت چهارم یعنی عدالت در دولت- شهر و نفس این است که هر یک از اجزاء آنها کار خود را انجام دهد و در کار دیگری دخالت نکند.در یونان آن زمان فضیلت بیشتر به معنی قابلیت شخص برای انجام موفقیت آمیز نقش هایش در دولت- شهر بود. فضیلتی که سوفسطائیان رواج می دادند و خود را آموزگار آن می دانستند به معنی موفقیت و کارآمدی برای دستیابی به قدرت بود. در مقابل افلاطون که در محاوره های اولیه خود هر یک از فضیلت ها را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد پرسش از یکایک فضیلت ها را به ایده فضیلت برمی گرداند و در محاوره های بعدی خود فضیلت را شناخت و معرفت به خیر و عمل بر طبق آن می داند. از نظر او اگر کسی بتواند به شناخت خیر برین نائل شود هرگز مرتکب عمل بد و رذیلت آمیزی نمی شود. بنابراین از دیدگاه او فضیلت و معرفت یکی می باشند. از یکی بودن فضیلت و معرفت ، آموختنی بودن فضیلت و اینکه هیچ کس آگاهانه و از روی اراده مرتکب عمل بدی نمی شودحاصل می شود.هدف ما در این رساله بیان نظر افلاطون و سوفسطائیان درباره فضیلت است. در این راستا مسئله آموختنی بودن یا آموختنی نبودن فضیلت ، یگانگی یا چندگانگی فضیلت ، و پیوند میان معرفت و فضیلت را مورد بررسی قرار می دهیم. همچنین چهار فضیلت اصلی و رابطه آنها با اجزاءِ نفس و قوای دولت- شهر از دیدگاه افلاطون را شرح خواهیم داد.
شبکه معنایی «برگزیدگی» در قرآن کریم
نویسنده:
زهرا کریمی ریزی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
برگزیدگی در قرآن کریم از موضوعات بسیار گسترده و عمیق است اما علی رغم گستردگی آن کم تر مورد توجه بوده و اغلب به صورت پراکنده و بدون توجه به نظام و همبستگی معنایی که بین مفاهیم کلیدی آن وجود دارد، بدان پرداخته شده است. پژوهش حاضر درصدد بررسی موضوع برگزیدگی به روشی منسجم و نظام مند است تا مشخص سازد، واژگان کلیدی مفهوم برگزیدگی در قرآن کریم چیست؟ دیدگاه قرآن کریم نسبت به برگزیدگی چیست؟ علل و عوامل گزینش از منظر قرآن کریم چیست؟ مفهوم کانونی برگزیدگی در قرآن چیست؟ چگونه می توان به ترسیم شبکه معنایی رسید؟ این پژوهش مفاهیم کانونی برگزیدگی را استخراج نمود؛ مفاهیمی چون اصطفاء، اجتباء، ارتضاء، اختیار، اصطناع، آثر، خلائف و خلیفه، فضل و تفضیل و از روش معناشناسی بهره گرفت تا در کنار گونه های مختلف معناشناسی، بالاخص معناشناسی لایه ای و مکاتب آن، موضوع برگزیدگی را کنکاش نماید. معناشناسی با دو نگاه جزء نگر و کل نگر سعی نمود تا در گام نخست در پس نگاه جزء نگر با تبارشناسی مفاهیم کانونی به معنای لغوی و اصطلاحی آن دست یابد و در گام دوم به کشف روابط بینامتنی که شامل یافتن سیاق، روابط همنشینی و سایر روابط درونی موثر با تک تک مفاهیم کانونی است رسد و در نگاه کل نگر پس از بررسی مولفه های معنایی که شامل روابط بین مفاهیم کانونی با سایر مولفه های درونی است به ترسیم میدان معناشناختی برگزیدگی و در نهایت از موازنه و همبستگی مفاهیم کانونی با یکدیگر به ترسیم شبکه معنایی برگزیدگی در قرآن کریم نائل گردد.یافته های این پژوهش به دو دسته جزیی و کلی تقسیم گردید؛ یافته ها و نتایج جزیی برگزیدگان الهی را معرفی نمود و نشان داد هر مفهوم کانونی با بسیاری از مفاهیم والا همچون ابتلاء، هدایت، امام، یقین، رشد، امر، دین، حبّ، غفران، اخلاص، علم، جهل، عرضه اسماء، رسل، بینات، تکلم و...که از موضوعات اصیل دین مبین اسلام است همنشین شده است و از طرفی عکس العمل برگزیدگان در برابر این گزینش، اسماء الهی حاکم بر فضای آن، دعا و درخواست هایی که برگزیدگان از خداوند داشته اند، دامنه برگزیدگی، ثمره برگزیدگی، ثمره عدم برگزیدگی، لوازم برگزیدگی، واژگان مترادف و متقابل با مفاهیم کانونی، انفعالات و برخوردهای به عمل آمده با این گزینش را مشخص ساخت و توانست حول هر مفهوم کانونی میدان معناشناختی آن را ترسیم نماید. یافته کلی این پژوهش حبّ و عشق الهی را به عنوان مفهوم کانونی برگزیدگی در قرآن کریم معرفی نمود و به این نتیجه رسید که در قوس صعود مقاماتی چون اصطفاء، اجتباء، ارتضاء، اختیار، خلافت و...ظهور می یابد و ولایت، نبوت، رسالت و امامت از ویژگی برگزیدگان الهی می گردد و در پایان شبکه معنایی برگزیدگی را با مفهوم حبّ و عشق الهی به تصویر کشید.
فضائل اهل بیت در آثار نویسندگان مسیحی معاصر لبنان
نویسنده:
نسرین نوروزی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شمع وجود علی، فاطمه و حسنین(علیهم السلام) آن چنان تلألو و درخشندگی دارد که همه دلها به سویش پرواز می کنند و از عشقش شعله ور می شوند. کبوتران حرم علی فقط شیعیاننیستند؛ شیعه و سنی، مسلمان ومسیحی همه دور حرمش پرواز می کنندو سرمست از وجود علی (ع) و همسر و فرزندانش ترانه سر می دهند.ادبا و دانشمندان مسیحی بسیاری از عشق و شیدایی خویش به اهل بیت پیامبر اسلام (ص) نوشته اند و میراثی ارزشمند از خویش به جای گذارده اند . نویسندگان مسیحی لبنان به ویژه در سده کنونی از نویسندگان شیعی عقب نمانده اند. آنان از شیفتگی و ارادت خویش به علی و زهرا و فرزندانشان می نویسند و سرمست می شوند و در غم مظلومیت آنان ناله جانکاه سر می دهند.هر یک از این اندیشمندان از زاویه ای به فضائل اهل بیت پیامبر(ص) و به ویژه علی(ع) نگریسته اند و آن چه در نظر اول توجه ما را به خود معطوف می دارد این است که این نویسندگان برای فضیلت هایی همچون شجاعت علی(ع) و قدرت کلام او و نیز مسأله ولایت خدادادی آن حضرت اهمیت بیشتری قائل شده اند.به نظر می رسد که دانشمندان مسیحی مشرق زمین دید منصفانه ای به اهل بیت پیامبر (ص) داشته باشند و بر خلاف برخی اسلام شناسان غربی تحت تأثیر فضای مسموم تبلیغاتی امویان قرار نگرفته باشند.
رویکرد فلسفه اسلامی به تبیین حد وسط در بستر مفهوم‌شناختی فضیلت
نویسنده:
هادی شجاعی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
غالب فیلسوفان اسلامی ضمن پذیرش تعریف ارسطویی از فضیلت به توسط میان دو حد افراط و تفریط، خود را با اشکالات جدی در باب تعمیم و کلیت این قاعده نسبت به مصادیق مختلف فضیلت مواجه دیده و درصدد رفع آن اشکالات از طرق گوناگون برآمده‌اند. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤال اساسی است که فیلسوفان اسلامی چه راه‌حل‌هایی را برای رفع معضل تعمیم و کلیت در قاعده حد وسط ارسطو ارائه کرده‌اند؟ در این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و تجزیه و تحلیل دیدگاه‌های فیلسوفان اسلامی، ضمن ارائه تبیینی فلسفی از فعل و انفعالات نفس انسانی در جهات تعادلی و فراتعادلی، دیدگاه حکمای اسلامی در عمومیت و کلیت قاعده اعتدال، تفکیک میان فضایل اخلاقی و عقلی و تأکید بر جریان قاعده حد وسط در فضایل اخلاقی و همچنین تصرف در معنای حکمت و تفکیک آن به حکمت نظری و عملی ارائه خواهد شد. تبیین این دیدگاه در نهایت راهکارهایی را در جهت برون‌رفت از اشکالات قاعده حد وسط ارسطویی در مباحث فضیلت‌شناختی پیشنهاد می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 47 تا 62
سعادت از منظر ارسطو و ابن‌مسکویه رازی
نویسنده:
علیمحمد ساجدی، هاجر دارایی تبار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چکیده پرسش دربارۀ مفهوم و مصداق سعادت ریشه در سرشت آدمی دارد. مقایسۀ اندیشه‌های دو اندیشمند صاحب‌نظر در این زمینه، یکی از یونان باستان و دیگری از حکمای اسلامی هم‌روزگار با ابن‌‌سینا، برای شناخت نوآوری متفکران اسلامی در برابر ره‌آورد یونانیان در ساحت‌های گوناگون فلسفی بسیار اهمیت دارد. این جستار کوتاه به روش تحلیلی‌تطبیقی است و پس از تأملی چند دربارۀ مبانی فلسفی و اخلاقی هریک از این متفکران، شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را دربارۀ سعادت کاویده است. اگرچه ارسطو باتوجه کامل به مؤلفه‌های عقل و لذت و دوستی، نظریۀ فضیلت و سعادت را حول محور اعتدال تعریف می‌کند، به دلیل نگاه غیرتوحیدی‌اش به خدا و جهان و بی‌توجهی‌اش به معاد، قادر نیست مدل موفقی از مفهوم و مصداق سعادت ارائه کند. برخلاف او ابن‌مسکویه با جهان‌بینی توحیدی می‌کوشد، همین معانی را برپایۀ شناخت نفس و عقل و شرع تبیین کند. ابن‌مسکویه سعادت را به دو قسم دنیایی و آخرتی تقسیم و مصداق واقعی سعادت را قرب الهی معرفی می‌کند. هر دو متفکر بر تعریف سعادت به خیر متعالی (خیر اعلی) تأکید می‌ورزند؛ اما ازآنجاکه مبانی اندیشۀ اخلاقیِ آن‌ها با یکدیگر متفاوت است، لوازم اندیشۀ آنان نیز با یکدیگر متفاوت خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 123 تا 158
بررسی تطبیقی سعادت و شقاوت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و امام خمینی (ره) و رابطه آن‌ها با طینت
نویسنده:
رقیه احمدی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سعادت و شقاوت مسأله چندتباری است ودرحوزه های مختلف حدیث،تفسیر،فلسفه،کلام،اخلاق وفلسفه اخلاق موردبحث است. هر انسانی به حکم فطرت، طالب سعادت و از شقاوت گریزان است. به رغم تمام اختلاف‌هایی که در تفسیر سعادت و شقاوت و جود دارد، می‌توان گفت، سعادت واقعی انسان همان کمال و غایتی است که انسان برای وصول به آن آفریده شده است .از دیدگاه اسلام آن غایت نهایی، خیر مطلق است که مقصود و غایت حرکت همه موجودات عالم است. بنابراین هدف نهایی از اعمال، گفتار و رفتار اختیاری انسان وصول به خیر مطلق است. در این رساله نقطه نظرات دو اندیشمند گران‌قدر اسلامی، خواجه و امام بررسی و تفاوت و تشابه آن‌ها تبیین شده است. این دو متفکر بزرگ بر این باورند که حقیقت سعادت همان قرب الی الله است و برای رسیدن به این مقام عظیم باید از دنیا گذشت. انسان در پر تو وحی، استعدادهای نهفته فطرت خود را شکوفا ساخته وبا استفاده از نعمت‌ها و ابزاری که خداوند در این جهان در اختیارش قرار داده به کسب کمالات می‌پردازد که محل بروز و ظهور آن در جهان آخرت است هدف از آفرینش هم رسیدن به آن مقام بلند مرتبه است. تأمل و دقت در گفتار و نظرات ایشان درباره سعادت و شقاوت بسیار متأثر ازنحوه نگرش‌های فلسفی و دینی هر دو متفکر بوده است و به خاطر تعلق به فضای فکری، فرهنگی مشابه، همسانی در نظریاتشان فراوان دیده می‌شود.
جان شناسی از نظر سقراط و عین القضات همدانی
نویسنده:
زهرا باستان
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پیام اصلی سقراط خود را بشناس است . وی معتقد است حقیقت انسان همان روح است . او روحراجزء خدایی انسانمی داند . کهجایگاه دانش و فضیلت است . ازنظر او اگر کسی در این جزء از روح بنگرد ،هم خود و هم خدا و دیگر چیزهای الهی را در می یابد . سقراط خودشناسی را از طریق درون نگری ممکن می داند . ومعتقد است که آدمیدر طول زندگی خود باید متوجّه روحش باشد و هرآنچه نیک و پسندیدهاست را انجام دهد و از هر آنچه ناپسند است دوری کند تا عدالت در روحش قرار بگیرد . عین القضات همدانی، عارف ایرانی قرن پنجم هجری ،حقیقت آدمی را جان یا روح می داند ، وی قداست ویژه ای به قلب(دل) می دهد و می گوید عقل از درک دل ناتوان است و تنها اهل دل ، دل را می شناسند . وی بر این باور است که مسلمان و کافر هر دو دارای قلب هستند ولی قلب کافر در حجاب است و می گوید اطاعت امر الهی و دوری از نواهی خداوند حجاب دل را کنار می زند . سقراط برتفکر و تعقل تأکید بیشتری می کندامّا عین القضات رفع حجاب های دل و تزکیه نفس را در خودشناسی موثر می داند .