جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 7
شخصیت پردازی قصه های قرآنی (داستان یوسف (ع) پیامبر)
نویسنده:
زهرا خوراشاهی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
عنوان این پایان نامه شخصیت پردازی قصه های قرآنی است. شاید ما با بسیاری از شخصیت های قرآنی آشنا باشیم، اما هرگز از زاویه ای خاص به نوع شخصیت در قرآن نگاه نداشته ایم . در حالی که قرآن تنها کتابی است که ساختار نگارش آن با توجه به ایده آل ها وایده های انسان شکل گرفته است تا نیاز مخاطبان را باتمایلات گوناگون فراهم سازد. قرآن کریم انواع شخصیتها را در زمینه های مختلف و متنوع و در قالب های گوناگون بیان کرده است که این شخصیت ها در قصه های قرآن، هنری اعجاز آمیز دارد وعقاید واندیشه ها را با بیانی زیبا و دل انگیز مطرح کرده است تا با خواندن قصه های قرآن و شناخت شخصیتها، بهترین موقعیت برای انسان ها فراهم شود تا از لحاظ فکری الگویی مناسب برای خود انتخاب نمایند و پیام ها و اندیشه ها را دریابند و از این طریق بتوانند رفتار خود را اصلاح نمایند وخویشتن را به الگوی خود نزدیکتر نمایند و از خصلت های شخصیت های داستان برخوردار شوند. این تحقیق درچهار بخش تنظیم شده است . بخش اول با عنوان قصه قرآنی در قالب چهار فصل تدوین شده است، در فصل اول درباره تعریف قصه قرآنی نظرهای مختلفی وجود دارد که نهایتا قصه در قرآن به معنای سرگذشت و پی گیری اثر کسی یا پی جویی خبری می باشد. مفهوم قصه قرآنی با معنای لغوی آن پیوند کامل دارد، از جمله واژه قصص و مشتقات قص کاربرد قصص در قرآن به خبرهایی اختصاص یافته که در گذشته اتفاق اتفاده و با بیانی دنباله دار، تصویری هدفمند و عبرت آموز درذهن مخاطب می سازد و همچنین مفهوم قصه در قرآن منحصر به لفظ قصص و مشتقات قص نیست بلکه با واژگانی چون نبأ و حدیث نیز بیان شده است. فصل دوم: عناصر قصه قرآنی در قصه های قرآنی ، عناصرقصه تحت الشعاع هدف و پیام آن هستند و از عناصر به اندازه ای بهره گرفته شده که در تأمین هدف و پیام نقش دارند.در قصه های قرآنی آن جا که شخصیت قصه، پیامبران هستند نام آنها ذکر شده و از آنها به عنوان الگو و اسوه سخن گفته و برنامه هایشان به روشنی بیان گردیده است و در غیر پیامبران شخصیت قصه به صورت مبهم و کنایه ای مورد بحث واقع شده است. قرآن حوادث قصه ها را به گونه ای طرح و بیان می کند که مخاطب را جذب و به سمت هدف و پیام قصه راهنمایی می کند . در قرآن آن دسته از مقاطع زمانی مورد توجه واقع شده که پیام تربیتی و هدایتی دارد. در قصه های قرآنی هنگامی که مکان وقوع حوادث از تقدس و احترام ویژه ای برخودار باشد یا سبب عبرت آموزی شود نام آن ذکر شده است. عنصر گفت گو در قصه های قرآنی به صورت گسترده به کار گرفته شده است. گفت و گو در قصه های قرآنی در قالب گفت و گوی خدا با فرشتگان و انسان ها، انسان ها با یکدیگر و .. به کار رفته است. تنوع اسلوبی، تناسب و موقعیت شناسی از ویژگی های گفت و گو در قصه های قرآنی است. فصل سوم: اهداف قصه قرآنی: قصه های قرآن به گونه ای بیان گردیده است که هیچ گاه هدف ها و پیام ها تحت الشعاع عناصر قصه قرار نمی گیرد. عبرت آموزی، الگودهی، تقویت ایمان، آشنا کردن خواننده باسنت های الهی از مهمترین اهداف قصه های قرآنی هستند . بیان سرگذشت بسیاری از اقوام در قرآن برای عبرت آموزی است تامخاطبان سرنوشت خود را جدا از پیشینیان نبینند و بدانند که در صورت گرفتاری در انحراف پیشینیان همان سرنوشت درانتظار آنان است. در بسیاری از قصه های قرآنی شخصیت های نیک و شر در مقابل یکدیگر معرفی شده اند تاراهی برای الگو گیری مخاطبان باشد برخی از قصه های قرآنی برای آرامش قلبی پیامبر ? و تقویت ایمان مومنین بیان شده است و برخی با هدف توجه دادن به قدرت و حاکمیت مطلق خداوند بیان شده است. فصل چهارم: ویژگی های قصه های قرآن: تنوع در اسلوب و قالب، واقع گرایی، اصالت پیام رسانی و وجود نظم اعجازین از مهمترین ویژگی های قصه های قرآنی است.برخی از ویژگی ها ی قصه های قرآنی به ترتیب ، به بیان خلاصه و مشروح قصه پرداخته است و در برخی از آنها نتیجه قصه قبل از بیان مشروح قصه آمده است و ایجاد حالت انتظار و روحیه پیگیری ماجرا در بسیاری از قصه های قرآن مشهود است. قصه های قرآن بر اساس واقعیت های خارجی روایت می شوند و با استفاده از روش روایت غیابی بیان می شوند و همچنین نظم داستان خللی بر واقع گرایی آن وارد نمی سازد. قرآن کریم به پیام رسانی بیش از سایر عناصر قصه اصالت داده است. و در بیان قصه ها به صحنه هایی که بیشترین تأثیر را در پیام رسانی دارد، می پردازد. برخی صحنه های قصه که اهمیت کمی دارد و با دقت نظر و تأمل خواننده به دست می آید، درقصه های قرآنی بیان نشده است و صحنه های حوادث در قصه های قرآن بر اساس میزان اهمیت، تقدم و تأخر پیدا می کنند. بخش دوم این تحقیق با عنوان روش قصه پردازی در قرآن در قالب یک فصل تنظیم شده است. در این فصل به شیوه و چگونگی آغاز یک قصه با توجه به تفاوت وتنوع قصه در شروع می پردازد. و همچنین شیوه نقل حوادث داستان در دو دسته رعایت تسلسل زمانی و شکسته شدن وحدت زمانی بیان می شود. قرآن در نقل قصه ها و بازگو کردن داستان تا جایی به جزئیات در داستان و قصه می پردازد که نقش مهمی را در قصه داشته باشد و بر این اساس گاه در فرازی از داستان برخی از جزئیات و عناصر داستان را حذف می نماید یا به صورت گذرا و اشاره مطرح می کند و از آن می گذرد و گاه در فرازی دیگر در بازگو کردن همان عناصر و جزئیات تأمل و درنگ بیشتر می کند و به صورت برجسته تر رخ می نماید. قرآن با مخاطب قرار دادن، چهره های داستان را زنده می شمارد. یکی از ویژگی های قصه های قرآن این است که قرآن در پاره ای از قصه ها، گاه قصه ای را بیان می کند و در حین بیان آن، قصه و داستان دیگری را نقل می کند و خواننده را به دنبال خود می کشد و در واقع قصه دیگری را در درون خود می پروراند و همچنین قرآن در ضمن قصه گاه جمله یا جملات معترضه ای را می آورد که به هدف و درک پیام اشاره دارد. بیان قرآن در قصه عاشقانه که ردپایی از مسائل عشقی دیده می شود در کمال متانت و عفت کلام و رعایت ادب است. بخش سوم به شخصیت پردازی در قرآن پرداخته است که در قالب یک فصل تدوین شده است. از دیدگاه قرآن شخصیت بر اساس ساختار منظم شکل گرفته است: « قٌل کٌلٌ یَعمَل عَلی شاکِلَتِهِ فَرَبُّکُم اَعلَم بِمَن هُوَ اَهدَی سَبِیلاً» ؛ بگو: هر کسی که بر ساختار و خلق وخوی خویش عمل کند، پس پروردگارتان داناتر است به کسی که به هدایت نزدیک تر است. اما این ساختار منظم و شکل گیری، ثابت نیست و به اراده و عقیده فرد بستگی دارد که شاکله را تغییر بدهد یا ندهد. در علم روانشناسی تعریف واحدی از شخصیت وجود ندارد و شخصیت در این علم به معنای مجموعه ای واحد و منسجم می باشد، با صفات ثابت و نسبتا مداوم که فرد را از دیگر افراد متمایز می سازد. در قرآن متناسب با نقش، هدف، مضمون و حادثه، شخصیتی خاص شکل گرفته است و شاهد شخصیت های گوناگون و متفاوتی هستیم که در قرآن چه با نام و چه بی نام، چه مثبت یا منفی، بر محور توانمندیها و عملکرد خود عمل می کند. بخش چهارم شخصیت پردازی داستان حضرت یوسف که در قالب سه فصل تنظیم شده است. در فصل اول دورنمایی از سوره یوسف از جمله محتوا و فضیلت سوره، شکل هنری و ساختار رویداد داستان مطرح شده است در فصل دوم شخصیت های فرعی داستان که شامل حضرت یعقوب ، برادران یوسف ، همسر عزیز و زنان شهر بیان شده که نقش های مهمی را ایفا می کنند به گونه ای که هر کدام هدف مشخصی را دارند. فصل سوم شخصیت اصلی داستان یعنی، نوه گرانقدر ابراهیم ( ع) یوسف صدیق که در مکتب نیای گرامیش تربیت یافته شخصیت ذو ابعادی دارد که در تمامی عرصه ها خوش درخشید و از میادین آزمایش های سخت الهی پیروز و سربلند خارج شد. یوسف به حقیقت تبلور کامل تمام فضایل اخلاقی و انسانی است. در شخصیت او همه خصال نیکو از مهر و عفو و تواضع گرفته تا توکل، عفت، ورع ،امانت و تدبیر نه تنها جلوه گر که شعله ور است. اما در زندگی او، به فراخور شرایط پیش آمده، صفاتی مانند عفت، امانت و مدیریت ظهور بیشتری داشته اند، یوسف ( ع)علاوه بر صورتی زیبا، از سیرتی دلربا برخوردار بود که حقیقتا هر کس چشمان بصیرت خود را بر آن همه سجایا و کمالات بگشاید، بی اختیار دستان خود را در شوق لقای وی خواهد برید و لحظه ای فراق او را تاب نخواهد آورد.
اشارات قصص قرآن به امام مهدی(ع) و ویژگی‌های او
نویسنده:
فرزانه روحانی مشهدی، منصور پهلوان، محمد علی مهدوی راد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از گونه‌های یادکرد امام مهدی(ع) در قرآن، اشاره به حقایق مهدوی ضمن سرگذشت پیامبران و امّت‌های پیشین است. به دلایل متعدد قرآنی و روایی که در این پژوهش به آن اشاره می‌گردد، بسیاری از ویژگی‌های امام مهدی(ع) و دوران ظهور ایشان ضمن آیات قصص قرآن بیان شده است. در واقع آیات و روایات منظرهایی را به روی ما گشوده‌اند که با نگریستن از آن منظرها به قصص قرآن می‌توان اشارات قرآن را به امام مهدی(ع) و روزگار ظهور، دریافت. آنگاه با تدبّر در آیات قصص آدم، نوح، ابراهیم، یوسف، موسی(ع) و عیسی(ع) از این منظرها، اشارت‌های قرآن به امام مهدی(ع) استنباط می‌شود. مقام خلافت، پنهان بودن ولادت، طول عمر، غیبت، ابتلاء قوم، عذاب کافران قوم و نجات مؤمنان از جمله حقایقی هستند که قصص قرآن بدان اشارت دارد.
صفحات :
از صفحه 59 تا 81
معناشناسی واژه «اسلام» در قرآن، با تاکید بر بررسی رابطه آن با پلورالیزم دینی
نویسنده:
محمد جواد نجفی، جواد محمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان,
چکیده :
این پژوهش بر آن است تا در خلال معناشناسی لغوی و قرآنی واژه «اسلام» رابطه آن را با بحث«پلورالیزم دینی»مورد کنکاش قرار دهد.«اسلام» در لغت از «سلم» گرفته شده وبه معنای انقیاد و اظهار خضوع و تسلیم است زیرا از سرکشی و امتناع که نوعی آفت و فساد محسوب می شود خالی است.«اسلام» در عرف آیات قرآن به معنای تسلیم بودن در برابر خدا و اوامر اوست،اوامری که از سوی پیام آوران خدا به مردم ابلاغ شده است،بنا بر آیات مرتبط با رسالت پیامبراسلام(ص)،یکی از مهمترین لوازم تسلیم ،اعتقاد به رسالت آن حضرت است.این معنا با پلورالیزم دینی به مفهوم تاکید بر حقانیت دین اسلام همراه با منحصر ندانستن نجات در آن و زندگی مسالمت آمیز با پیروان ادیان دیگر سازگار است . ولی با تعریف دیگر آن که مدعی تکثر و تساوی آنان در برخورداری از حقیقت باشد،سازگاری ندارد.
صفحات :
از صفحه 97 تا 116
بازتاب کارهای ناشایست در تأیید قانون عمل و عکس العمل
نویسنده:
پریچه ساروی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فرضیه عمل و عکس العمل که بیانگر رابطه ثابت میان اعمال و پی آمد آنها در زندگی است، برای تبدیل شدن به قانونی قرآنی، از یک طرف مستلزم استقصای کلیه اعمال شایسته و ناشایست و پی آمدهای فردی و اجتماعی است و از طرف دیگر محتاج توضیح روابط ثابت میان آنهاست؛ ضمن اینکه کاربرد آن، آیات قرآن را به دو دسته «مستقیم» یعنی آیاتی که به صورت صریح و روشن بر آن دلالت دارند و «غیر مستقیم» یعنی آیاتی که به صورت موضوعی آن را تأیید می کنند، سازمان می بخشد. در این مقاله بازتاب برخی از اعمال ناشایست در دسته اول آیات و نیز بازتاب این اعمال در دسته دوم آیات بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 111 تا 130
بررسی کاربرد معناشناسی همزمانی در دیدگاه معناشناختی ایزوتسو با تکیه بر مفهوم ایمان
نویسنده:
مریم پورافخم، مهرداد عباسی
نوع منبع :
مقاله , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ساوه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه,
چکیده :
توشیهیکو ایزوتسو، اسلامشناس معروف ژاپنی، در دو اثر ارزنده و مشهورش یعنی خدا و انسان در قرآن و یمفاهیم اخلاقی-دینی در قرآن مجید، دانش معناشناسی را مبنا ی کار خود قرار داد و پیشرفتی عمده در حوزه مطالعات قرآنی بویژه معناشناسی واژه ها و مفاهیم قرآن پدید آورد. ایزوتسو در کتاب مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید با به کارگیری روش معناشناسی همزمانی سوسور، روابط معنایی مفاهیم عمده قرآن را به شیوهای روشمند یعنی بر اساس معیارهای علمی قابل قبولی همچون روابط همنشینی، جانشینی، تضاد، ترادف و .. . بافت کلام، مشتقّات واژه در قرآن، وجوه معانی هر مشتق در کاربرد قرآنی و... از قرآن استخراج کرده و به تجزیه و تحلیل برخی از مهمترین مفاهیم اخلاقی قرآن بویژه مفهوم ایمان پرداخته است. در مقالة حاضر، ابتدا مبانی ایزوتسو در فهم مفاهیم اخلاقی قرآن شناسانده شده و در ادامه تعریف مفاهیم اخلاقی قرآن و نیز دوگانگی بنیادی نظام اخلاقی زمان قرآن از نگاه ایزوتسو، تعریف معناشناسی همزمانی و روشهای ایزوتسو در فهم مفاهیم اخلاقی قرآن تبیین شده است. سرانجام، برا ی عرضه روشنتر روش ایزوتسو تحلیل او از واژه ایمان به عنوان نمونه بررسی شده است.
صفحات :
از صفحه 59 تا 92
نتیجه تقوا در داستان حضرت یوسف (ع)
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دائرة المعارف اسلامی طهور,
عنوان فارسی: نقد و بررسی سبک های «مدیریت تعارض» و شرایط استفاده از آن بر اساس سوره «یوسف» (عنوان عربی: نقد و دراسة أسالیب التعارض (التضاد) الغیر الوظیفی أو العشوائی و شروط إعمالها من وحی سورة «یوسف»)
نویسنده:
شکرانی رضا, نصراصفهانی علی, احمدی کوپایی فاطمه سادات
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«مدیریت تعارض»، یکی از مباحث مهم مدیریت رفتار سازمانی است. تعارض، به هر نوع اختلاف و برخوردی که بین افراد یا گروه ها رخ دهد، اطلاق می شود. تعارض اگر کنترل شده و در حد متوسط باشد عمدتا برای حیات گروه و سازمان لازم است، چون می تواند خلاقیت و نوآوری را در افراد و گروه ها برانگیزاند و وسیله ای برای طرح مسائل و کاهش تنش ها و محیطی برای خود ارزیابی و تحول باشد. اما تعارض های آشکار و شدید و کنترل نشده، موجب ناخشنودی و خدشه دار شدن روابط بین افراد می گردد و سرانجام به تخریب گروه منجر می شود. مدیریت تعارض، نگه داشتن تعارض در سطح مطلوب است. اگر تعارض از سطح متوسط پایین تر باشد، مدیر باید آن را تحریک کند و موجبات افزایش آن را فراهم کند، ولی اگر تعارض بالاتر از سطح متوسط باشد، بر مدیر لازم است درصدد کاهش آن برآید.با بررسی راهکارهای ارائه شده برای مدیریت تعارض های غیر کارکردی، این نتیجه به دست می آید که همه این راهکارها، ذیل پنج سبک مدیریت تعارض که در کتب صاحب نظران، ذکر شده قابل دسته بندی است. این سبک ها عبارت است از: رقابت، ایثار، اجتناب، مصالحه و همکاری. در واقع می توان گفت از دیدگاه عقلی، در برخورد با هر نوع تعارض غیر کارکردی، نمی توان غیر از این پنج سبک، راه ششمی را تصور کرد و هر راهی ذیل یکی از این پنج راه حل، قابل دسته بندی است.در قرآن کریم درباره مبحث تعارض، مطالب ارزشمندی وجود دارد. یکی از سوره های قرآن که این بحث به اشکال گوناگون در آن مطرح شده، سوره مبارکه یوسف است. این مقاله بر آن است که با استخراج و بررسی مهمترین این تعارض ها و چگونگی مدیریت آنها توسط دو پیامبر الهی، حضرت یعقوب و حضرت یوسف (علیهما السلام) و همچنین با استفاده از آیات دیگری از قرآن کریم و نیز روایاتی از معصومین (علیهم السلام)، دیدگاه قرآن کریم درباره چگونگی حل تعارض های غیر کارکردی و شرایط و موقعیت های استفاده از روش های پنج گانه برخورد با تعارض را دریابد.
صفحات :
از صفحه 79 تا 110
  • تعداد رکورد ها : 7