جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 7
«نفس» نور است يا وجود؟ (بررسی تفسير وجودی ملاصدرا از ديدگاه شيخ اشراق درباره نور بودن نفس)
نویسنده:
قاسم پورحسن, علي بابايی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بنیاد حکمت اسلامی صدرا,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 35 تا 48
منطق گفتگو و غزل عرفانی
نویسنده:
پورنامداریان تقی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
منطق گفتگو در حال عادی بر سه پایه متکلم (من)، مخاطب (تو) و موضوع (او) استوار است و سه حالت دارد: 1- من درباره او با تو سخن می گوید؛ 2- من درباره تو با تو سخن می گوید؛ 3- من درباره من با تو سخن می گوید. در این گفتار پس از توضیح این نکته ها، به این نکته پرداخته شده که این منطق در غزل عرفانی به چند شیوه شکسته می شود و در نتیجه آن را محتاج تفسیر و تاویل می سازد. از برجسته ترین موارد این شکست، آن جاست که من (متکلم/ شاعر) خود در مقام مخاطب مستقیم (تو) قرار می گیرد و در نتیجه مخاطب غیرمستقیم (خواننده/ شنونده) نقش من (متکلم) را درست در نمی یابد. در این گونه گفتگو، من در عین حال که متکلم است در باطن مخاطب مستقیم و راوی من دیگری است که می توان آن را فرامن نامید. در این گونه گفتگو، من حالتی ناخودآگاهانه دارد و واسطه ای است که کلام بی حرف و صورت فرامن، از طریق او تبدیل به حرف و صوت می شود. یعنی من این گونه غزل ها به گونه ای «گویای خاموش» و «خاموش گویا» ست. بر پایه شرح این نکته ها، غزل مولانا با مطلع «راه که بی رنگ و بی نشان که منم» تحلیل گونه ای شده و سه مرحله سلوک عرفانی: شریعت، طریقت و حقیقت، در آن نشان داده شده است.
صفحات :
از صفحه 15 تا 30
تحلیلی معرفتی از بساطت و غیریت وجود
نویسنده:
میلاد نوری یالقوزآغاجی، روح الله عالمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
وجود در فلسفه کانت به مفهومی مقولی بدل می شود که با انکار عینیت وجود به مثابه کمال، در یک چرخش ذهن گرایانه جدایی ذهن و عین را نتیجه می دهد. اما خارجیت وجود مبنایی است که نمی توان به آسانی از آن عبور کرد؛ هرچند با مشکل بساطت و غیریت، و تاریخی و فراتاریخی بودن مواجه است. مسئله این است که چگونه باید از تنگنای این تعارضات عبور کرد. با فرض قاعده فرعیه، می توان ضمن نقد سفسطه، به اثبات وجود به مثابه امر مشترک میان عین و ذهن راه یافت. حقیقت هستی بسیط است و در بساطت اش سیطره مطلق بر هر کثرتی دارد و از همین رو به مثابه کل، تمام کثرات را در خود دارد و بدون استثنا برای همه هست. به این ترتیب، بر اساس تشکیک وجود، غیریت هستی را باید ناشی از حدود بساطت آن دانست. هرآنچه بهره مند از هستی است با هستی بسیط مواجه است، مواجهه ای که تکین و خاص است. هستی حقیقت بسیطی است که در مقام تحقق در دیگری حضور یافته و بساطت آن غیبت تلقی می شود، حال آنکه غیریت، چیزی جز تعین بساطتِ «هستی» نیست.
" من گرایی" در دو اثر ژولین گراک تحت عنوان "در قصر آرگول" و "ساحل سیرت"
نویسنده:
سهیلا حقیقت خواه
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده: چکیدهمطالعه "من" درونی انسان، یکی از دغدغه های اصلی در حیطه ادبیات و نقد است. در طی قرون، ادبیات شاهد ظهور "من" نویسنده، به طور آشکار یا پنهانی، در اثر او بوده استاز میان نویسندگان فرانسوی قرن بیستم که به مفهوم "من" و " من گرایی " اهمیت می دهند می توان به ژولین گراک اشاره کرد. در این پایان نامه که از سه بخش تشکیل شده است، مفهوم " من گرایی " و نمودهای آن در نزد قهرمانهای دو اثر ژولین گراک تحت عنوان : در قصر آرگول و ساحل سیرت، مورد بررسی قرار می گیرد.در بخش اول، به مطالعه نظری "خودشناسی" می پردازیم. و هدف ما شامل بیان تاریخچه ی استفاده از این نوعکلمه و معانی مختلف آن و شناساندن آن به خواننده می باشد. ریشه این کلمه از کلمه ی انگلیسی "egotism" و کلمه لاتین "ego" گرفته شده است. "ego" به معنی "من" می باشد. هدف ما در اینجا بررسی " من گرایی " در مفهوم منفی و توهین آمیز آن نیست. بلکه، سعی ما بر این است تا به مطالعه این کلمه در مفهوم بیان شده توسط استاندال، یعنی "گرایش انسان به خود شناسی"، بپردازیم. در بخش دوم نمودهای "من گرایی" در قهرمان رمان در قصر آرگول بررسی شده است. او سعی می کند تا به واقعیت زندگی و به حقیقت هستی خود دست یابد. ولیکن عواملی همچون تخیل، تنهایی، ترس و بویژه حضور یک شخصیت زن، جستجوی او را مختل می کنند. بنابراین، او با نوعی سقوط و تنزل مواجه می شود و نمی تواند به خودشناسی و خداشناسی دست یابد. بالاخره در بخش سوم، بررسی همین مورد در ساحل سیرت مورد تحقیق قرار گرفته است. در این رمان نیز، قهرمان داستان برای یافتن حقیقت زندگی به جای دیگری مسافرت می کند. او تحت تأثیر عوامل فیزیکی و روانشناختی، در دام "امیال" گرفتار می شود. اما در نهایت، این عشق به خودشناسی و سپس به خداشناسی منتهی می شود. در واقع، نویسنده با نمایش نمودهای "من گرایی" به خواننده این امکان را می دهد تا بیشتر در مورد ارتباط بین زندگی مادی و معنوی تفکر نماید تا بتواند به بهترین نحو سرنوشت خود را رقم بزند.
"من" مزدایی و جان ها
نویسنده:
هرن اشمیت کلاریس
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مزداگرایی، دین باستانی ایران، هم چون هر دین دیگری، به پیروان خود پنداره های عام درباره چیستی نوع و شخصیت انسانی عرضه می کرد. در این مقاله، بحث درباره شخصیت درونی شده در دین مزدایی است، آن چه می توانیم «من مزدایی» بنامیم.
صفحات :
از صفحه 19 تا 31
تحلیل و نمادپردازی «پیامبر» نوشته جبران خلیل جبران با توجه به کهن الگوهای روان شناسی یونگ
نویسنده:
جعفری طیبه
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«پیامبر»، نوشته جبران خلیل جبران، کتابی بسیار کم حجم؛ اما سرشار از مفاهیم عرفانی، دینی، اخلاقی و فلسفی است. این کتاب اگرچه در ظاهر کتابی ساده و آسان یاب می نماید؛ اما دارای درونمایه ای بسیار غنی و کهن الگویی است. «پیامبر»، روایت گر سرگذشت یکی از کهن الگوهای ناخودآگاهی ماست؛ «پیغمبر» در انزوا نشسته‏ای که به عنوان پیر فرزانه و مهربان درون، هر لحظه انتظار «من» خودآگاه را می‏کشد تا با کمک «آنیما» وی را در طی طریق بی‏انتهای کمال یاری دهد و راه سبز فردیت و تمامیت روانی را به او بنمایاند. این اثر، نمایانگر مراحلی است که مردم شهر اورفالیز به یاری پیامبر و میانجیگری آنیمای «میترا» نام می‏پیمایند و با خویشتن خویش یگانه می‏شوند. آنچه درونمایه این اثر را شکل می دهد، سفری درونی است؛ سلوکی عرفانی که این اثر را عرصه حضور و فعالیت بسیاری از کهن الگوها و نمادهای مرتبط با این فرایند باطنی ساخته است. «من»، «خود»، «سایه»، «پیر دانا»، «آنیما» و نگاره نمادین «ماندالا» از برجسته ترین نمادها و کهن الگوهای موجود در این اثر برجسته خلیل جبران است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 134
اسطوره کیومرث گل شاه
نویسنده:
مدرسی فاطمه
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اسطوره های هر ملتی نماینده و مبین سنت ها و هنجارها و برداشت های روانی و ناآگاه آن ملت می باشند که در هر زمان شکل و کاربرد ویژه ای می یابند و با گذشت زمان، و پیدایش مذهب های جدید با آن که احتمال دارد، دستخوش تحول و دگرگونی شوند، و صبغه آیین جدید را به خود بپذیرند، ولی هرگز به کلی از بین نمی روند، از آن جمله است اسطوره نخستین انسان در باور مزدایی. کیومرث، در متون زردشتی نخستین انسان و نخستین شهریار است، اما در حماسه ملی ما، کیومرث نخستین انسانی اساطیری مبدل به تاریخ می شود و نخستین شهریار می گردد. در باور سهروردی کیومرث، نفس ناطقه انسانی است که از عالم عقول به عالم ملک هبوط می کند، چندی به امور دنیوی مشغول می شود، سرانجام پس از دین ورزی آن قدرت معنوی را کسب می کند تا دوباره به عالم جان برگردد. از نظر روان شناسی، کیومرث پیش از آن که واقعیت داشته باشد، یک تصور روانی از خود یا تمامیت روان است که به صورت یک موجود بزرگ سمبولیک متجلی می شود. این مرد نخستین کیهانی (= کیومرث یا آدم) نه فقط آغاز زندگی است، بلکه هدف نهایی آن نیز هست، زیرا هدف غایی از وجود آدم، برآوردن غرایز مادی نیست، بلکه آدم بودن اوست.
صفحات :
از صفحه 152 تا 164
  • تعداد رکورد ها : 7