جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
روش تفسیر از دیدگاه علامه طباطبایی
نویسنده:
جعفر سبحانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی آراء ریچارد سوئین برن ،علامه طباطبائی و مارک کرنر در باب وقوع معجزه
نویسنده:
مرضیه رضائی، عبدالرسول کشفی، امیرعباس علیزمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معجزه همواره یکی از مهمترین مسائلی است که در علوم عقلی و نقلی مطرح بوده و امروزه یکی از مباحث فلسفه دین محسوب می گردد. تاکنون متفکران زیادی در این حوزه به بیان نظرات خویش پرداخته اند؛ اما آرای مطرح شده در باب امکان وقوع معجزه بیشتر جنبه کلامی داشته است. این اثر، با هدف پاسخ به این پرسش که آیا تبیین های ارائه شده برای امکان وقوع معجزه موجه و مفید بوده است یا خیر، به تشریح نظر سویین برن، مارک کرنر و علامه طباطبایی، در این زمینه پرداخته است؛ و در همین راستا با مقایسه آرای ایشان، بیان می نماید که اگرچه دیدگاه آن سه اندیشمند، در خصوص تعریف، مصادیق و دلالت معجزه، با یکدیگر متفاوت است و هر یک ضرورت قوانین طبیعت و نقض آنها را به شیوه ای متفاوت تشریح می کنند، اما نقاط متعدد اشتراک اندیشه ایشان نیز قابل توجه است. علاوه بر این، بیان شده است که معجزه به عنوان نقض قوانین طبیعت، که به نظر سویین برن به معنای وقوع مورد نقضی تکرار ناپذیر است، تبیین قابل قبولی از معجزه نیست. علاوه بر اینکه چنین تصویری از معجزه، تنها بر مبنای پذیرش قوانین کلی شکل گرفته، در این رویکرد معجزه مفهومی خود متناقض، و منطقاً محال است؛ چرا که از سویی، نقض در جایی معنا پیدا می کند که قانونی محکم وجود داشته باشد و از سوی دیگر قاعده و نظمی که نقض شود، نمی تواند واقعاً قانون باشد. از طرفی، دو ملاک سویین برن برای معجزه، یعنی "تکرار ناپذیر بودن نقض" و "عدم جایگزینی قانونی ساده¬تر" قابل اثبات نیست. تبیین معجزه برمبنای تعریف آن به هم رخدادی غیرمعمول حوادث نیز راهگشا نخواهد بود؛ زیرا این تبیین تمامی معجزات را در برنمی گیرد و تنها با پذیرش وجود قوانین آماری موجه است، در حالی که مارک کرنر وجود چنین قوانینی در جهان را رد می کند. راه حل علامه طباطبایی نیز، اگرچه برخی از مشکلات دو رویکرد سویین برن و کرنر را ندارد، در تبیین نحوه دخالت خدا برای ایجاد معجزه، موجه و دقیق نبوده و نمی تواند بهترین تبیین برای امکان وقوع معجزه محسوب گردد. لذا تبیین های مطرح شده کاملا موجه نبوده اند و هنوز اشکالات و ابهامات متعددی در این زمینه به چشم می خورد که مستلزم ارائه راهکارها و تبیین های دقیق تر است.
بررسی و مقایسه نظریه مطابقت با نفس الامر علامه طباطبائی با نظریه مطابقت با خارج برتراند راسل
نویسنده:
هادی ملک زاده، عبدالرسول کشفی، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
انسان یک فاعل علمی و یک موجود مدرک و شاعر است. ذهن و ذهنیت دارد و غرق در اقیانوس مواج و روان آگاهی، تخیل، تعقل و احساس است. هر انسانی هر لحظه و هر دم با ذهن خویش به تحلیل و تفسیر جهان اطراف خود مشغول است و بر اساس تصور و تلقی خاصی که از جهان دارد عمل می کند. تفکیک ذهن از عین یا معرفت از واقع و نفس الامر از دیر باز در تاریخ فلسفه و علم صورت گرفته است. فلاسفه جهان درباب نحوه ارتباط ذهن ما با نفس الامر به بحث فراوانی پرداخته اند. از میان این فلاسفه ما در جسجوی این مطلب برآمده ایم که برتراند راسل که یک فیلسوف مشهور معتبرغربی می باشد در این باره چه دیدگاهی را اتخاذ کرده است. چه خللی در نظرگاه راسل وجود دارد. آیا نظریه علامه طباطبایی بعنوان یک فیلسوف برجسته اسلامی می تواند نواقص نظرگاه راسل را پوشش دهد و بدیل معرفتی مناسبی برای آن باشد؟ علامه و راسل هر دو واقع گرا و رئالیست هستند هر دو مقوله مهم صدق که اساسی ترین عنصر مقوم معرفت می باشد را مطابقت با واقع تفسیر می کنند. به انسجام گروی، پراگماتیسم و امثال آن روی خوشی نشان نمی دهند. راسل از طریق انقسام معرفت به معرفت مستقیم و معرفت توصیفی می خواهد واقع را تحلیل معرفتی کند. علامه از راه تقسیم علم به حقیقی و اعتباری، بحث کلیات، ماهیت و وجود به اکتشاف نفس الامر می پردازد. دیدگاه راسل به عقل گرایی انتقادی و رئالیسم پخته نزدیک بوده و نگاهی مدرن است و نظرگاه علامه به عقل گرایی حداکثری، رئالیسم خام و افراطی و بینش سنتی قرابت دارد. دیدگاه علامه بهتر از راسل می باشد اما نظریه علامه هم اشکالاتی دارد که نگارنده به آنها پرداخته است. نگارنده به مطالب مهم و ممتازی درباب نفس الامر اشاره کرده که در آن نوآوری فراوانی وجود دارد. تفسیر خاص از نفس الامر، تفکیک دقیق معنا از مفهوم و مصداق، علیت تحلیلی و جعل ناپذیری قوانین حقیقی از دستاوردهای بدیع این تحقیق است.
بررسی و مقایسه آراء سهروردی ملاصدرا و علامه طباطبائی در باب مثل افلاطونی
نویسنده:
اکرم صادقی عنصرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فاقد چکیده
بررسی مقایسه ای ارای علامه طبا طبایی و جان فنینرگ در باره ی مساله شر
نویسنده:
زینب زرگوشی، عبدالرسول کشفی، قاسمعلی کوچانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده مسأله شر که بر طبق آن وجود شرور در تعارض ظاهری با سه صفت علم مطلق، قدرت مطلق و خیرخواه مطلق بودن اوست، یکی از موضوعات مهم در فلسفه دین است که مورد بررسی اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. جان فینبرگ مسأله شر را تنها دارای یک صورت نمی¬داند، بلکه او شر را به دو مسأله فلسفی ? کلامی و مسأله دینی تقسیم میکند و مسأله فلسفی? کلامی را نیز دارای دو صورت منطقی و قرینه¬ای می-داند. مسأله فلسفی? کلامی نیازمند پاسخ¬های عقلانی است، اما مسئله دینی نیازمند توجه و مراقبت معنوی است. او بر اساس دیدگاه¬های خود درباره اختیار و نظریات اخلاقی به مسأله شر اخلاقی پاسخ می¬گوید. فینبرگ بر اساس نظریه هبوط و نظم طبیعی به بررسی مسأله شر طبیعی می¬پردازد. او به مسأله قرینه¬ای، با توجه به ماهیت استدلالات استقرایی و احتمالاتی و هم¬چنین محدودیت¬های دانش بشر، پاسخ می¬دهد و در مورد مسأله دینی ارائه فواید و نتایج مثبت رنج می¬پردازد. پاسخ¬های علامه طباطبایی به مسأله شر به دو دسته تقسیم می¬شوند، دسته اول با عدمی دانستن شر، رویکردی تبرئه¬گرایانه دارند اما دسته دوم به توجیه شر می¬پردازند. از وجوه اشتراک دو اندیشمند این است که هر دو وجود خداوند، قدرت مطلق او، عدل و خیرخواه بودن او را اصل مسلم گرفته و با این مبانی به تحلیل مسأله پپرداخته¬اند و از وجوه افتراق آن¬ها مسأله بهترین جهان ممکن، سرشت انسان و نظریات اخلاقی است. واژگان کلیدی جان فینبرگ، علامه طباطبایی، مسأله شر، مسأله منطقی شر، مسأله قرینه ای شر، مسأله دینی شر، بهترین جهان ممکن.
بررسی و مقایسه آرای علامه طباطبایی و ونسان برومر درباره مسئله دعا
نویسنده:
مریم السادات نبوی میبدی، عبدالرسول کشفی، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دعا (به معنای درخواست امری مطلوب یا دفع امری نامطلوب از خداوند) در تعارضی ظاهری با دو صفت الاهی : "علم مطلق" و "خیر مطلق بودن" اوست. بر عالم خلقت قوانین ثابت و لا یتغیری مثل قانون علیت حاکم است. دعا یک علت است که در پس آن حوادثی رخ می دهد. علم مطلق خداوند به معنای علم به همه ی امور از جمله رویدادهای آینده، از این رو، مستلزم نوعی تعین گرایی و جبر در حوادث جهان است. وقوع یا عدم وقوع یک رویداد از پیش تعیین شده است؛ بنابراین دعا برای تحقق یا عدم تحقق آن به ظاهر بیهوده است. آنچه انسان می خواهد یا جهان را بهتر یا بدتر از آنچه هست می کند. بر خداوند به جهت خیر مطلق بودنش لازم است خواست را در حالت اول، هر چند بدون دعا، برآورده کند و در حالت دوم، هرچند بدون دعا پاسخ نگوید و باز هم، در هر دو حالت دعا به ظاهر بیهوده است. از سوی دیگر بر عالم اصل تغییر ناپذیر علیت حاکم است. استجابت دعا به معنای نقض این اصل است. تعارضات یاد شده در میان فیلسوفان دین به "مساله ی دعا " معروف است. این تحقیق نشان می دهد که علم مطلق الاهی، خیر مطلق بودن خداوند و نظام علی حاکم بر جهان با استجابت دعا از منظر علامه طباطبایی و ونسان برومر سازگار است؛ اگر چه نوع پاسخ دو متفکر به مساله دعا متفاوت است: "علامه طباطبایی" علم پیشین خداوند را به افعال ارادی انسان ممکن می داند و "برومر" ناممکن می داند و در عین حال هر دو علم الاهی را مطلق می دانند. "علامه طباطبایی" در عین اعتقاد به تعین گرایی در نظام جهان، با قراردادن اراده ی الاهی در طول علل، استجابت دعا را ممکن می داند و "برومر" استجابت دعا را در گرو ناتعین گرایی (عدم قطعیت) می داند.
قلمرو دین از دیدگاه علامه طباطبایی با تکیه بر تفسی المیزان
نویسنده:
صدراله قاسمی، احمد بهشتی، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع انتظار بشر از دین و قلمرو دین و مانند آن موضوعاتی هستند که در حوزه فلسفه دین جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. لذا در این راستا بحث قلمرو دین در قرآن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد که با بررسی آیات قرآن ، حضور دین در عرصه های فردی و اجتماعی حیات انسان ضروری می نماید و اینکه بدون اصول و قوانین دینی ، حیات فرد و جامعه مورد پذیرش پروردگار نخواهد بود. دین در حیات فردی به شناخت و اعتقاد فرد نظر دارد که باید بر اساس توحید باشد و لذا اصل اساسی در ادیان الهی به ویژه دین اسلام اصل توحید می باشد که در قرآن به عنوان قانون اساسی این دین جایگاه ویژه ای داشته و به عبارتی می توان گفت رویکرد آیات الهی قرآن توحید بوده و این اصل همانند نخ تسبیح هم آیات قرآن را به هم پیوند می دهد و هم در مقام عمل ، اعمال جوارحی و جوانحی انسان را و تعاملات اجتماعی جامعه دینی را و لذا در این مرحله عمل راهکار ارائه می کند جهت توحید در عمل و اینکه در حیات اجتماعی ، بر اساس قوانین دینی اختلاف ها کنار گذاشته شده و طبق قوانین دینی جامعه اداره گردد و اصولا دین برای رفع اختلاف آمده است. بنابراین آنچه در این پایان نامه به آن پرداخته شده با رویکرد توحید نظری و عملی بوده و قلمرو دین و به عبارتی رسالت دین در حیات فردی و اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته که ریشه آن همان توحید می باشد.
نقد و بررسی تقریرات براهین صدیقین از ابن سینا تا علامه طباطبایی
نویسنده:
فاطمه فقیه ایمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فاقد چکیده
بررسی آرای اختلافی علامه طباطبایی و ملاصدرا در بحث خدا شناسی
نویسنده:
محمد قادری، قاسمعلی کوچنانی، علی مطهری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی ازبخشهای مهم فلسفه اسلامی بخش الهیات بالمعنی الاخص است.که در واقع مهمترین مسائلی که فیلسوفان بدان می پردازند درخودش جای داده است.مسائلی از قبیل اثبات واجب تعالی وصفات وافعال او که هر کدام آنها از پیچیدگی و از اهمیت زیادی در فلسفه اسلامی بر خوردار می باشند.صدرالمتالهین شیرازی در بین فلاسفه اسلامی در تاسیس قواعد عقلی وتطبیق معارف اسلامی بر مقاصد دینی شهرت بسیاری دارد و علامه طباطبایی یکی از فیلسوفان معاصر است که در فلسفه اسلامی وبالاخص در اغلب مسایل الهات بالمعنی الاخص دیدگاههای خاص و قابل توجهی دارد.این پایان نامه تحت عنوان تحلیل مقایسه ای تفاوت دیدگاههای صدرالمتالهین وعلامه طباطبایی در الهیات بالمعنی الاخص می باشد که سعی شده است با روش مقایسه ای به بر رسی تفاوت دیدگاههای آنها پرداخته شود.وچون علامه در مبانی فلسفی تحت تاثیر صدرالمتالهین ودر روش متاثر از ابن سینا می باشد بنابراین مقایسه ی آراء آنها می تواند افقهای جدید ونکات بدیعی برای محقق حوزه مسائل فلسفی در پی داشته باشد. در فصل دوم که پیر امون برهان صدیقین است گفته شده که صدر المتألهین شیرازی برای اثبات وجود خدا سعی نمود تقریری بی عیب و نقص از برهان صدیقین ارائه دهد لذا برهان خویش را مبتنی بر مقدماتی نمود بعد از صدرا تقریر ایشان مورد رد یا پذیرش فیلسوفان بعدی قرار گرفت تا آن که علامه طباطبایی با ارائه تقریری نو و ابتکاری از برهان صدیقین مقدمات بدیهی برای آن تدارک دید که نشان دهد اثبات وجود خدا امری بدیهی و تنبیهی است نه برهانی و نظری. در فصل سوم که دربار? علم تفصیلی واجب به ماسوا قبل از ایجاد می باشد بیان شده که این بحث از معضلات علم حق‌ تعالی است صدرالمتألهین برای حل مسأله از طریق قاعده « بسیطه الحقیقه کلُّ الاشیاء و لیس بشیءٍ منها» استفاده نمود. این قاعده ترکیبی از نفی و اثبات است قسمت اول آن اثباتی و قسمت دوم قاعده سلبی است. ما شرح مفصلی از این قاعده بیان نموده‌ایم ولی علامه طباطبایی ضمن قبول این قاعده به عنوان قاعده‌ای تام و درست از طریق دیگری سعی نمود مسأله را حل کند و آن از طریق «اطلاق ذاتی» است. که البته روش علامه با مقدمات و مؤونه‌های کمتری همراه است. فصل بعدی و مسأله‌ی مورد بحث آن، قضای الهی است که یکی از مراتب علم حق تعالی است که همان علم کلی بعد از مرتبه‌ی ذات حق می‌باشد. و صدرالمتألهین این مرت.
مقایسه آرای فارابی و علامه طباطبایی در مورد مدینه فاضله
نویسنده:
حافظ اکبری، علی مطهری، قاسمعلی کوچانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فارابی به عنوان اولین فیلسوف مسلمان در کنار دیگر مسائل علمی مباحث سیاسی را نیز مورد تأمل عمیق قرار داده عمیق‌تر از دیگر فلاسفه ما، بحث سیاست را دنبال کرده است. وی علاوه بر منابع و عقاید اسلامی، از منابع یونانی به ویژه آرای افلاطون و ارسطو نیز تأثیر پذیرفته است. اما علامه طباطبایی مباحث سیاسی را در کنار و مطمئناً او بیشتر و بحث‌ها و تحقیق‌های دینی‌اش مطرح می‌کند و دغدغه عمده‌اش در مباحث سیاسی، ارائه دستورات و احکام اسلامی و دفاع از آن‌ها می‌باشد. لذا می‌توان گفت ایشان به آرای یونانیان توجهی ندارد؛ بلکه منابعش در موضوع سیاست، قرآن کریم، سنت و شاید آرای حکمای مسلمان باشد. با این حال، فارابی و علامه در بیشتر مباحث سیاسی و حکومتی اتفاق نظر دارند. چنانکه هر دو سیاست را با طرز تفکر شیعی مورد بحث قرار می‌دهند. این امر در مورد علامه، ظاهر است و در مورد فارابی هم از نظراتش درباره رؤسای حکومت مورد نظرش به ویژه ریاست تابعه مماثل آشکار می‌شود. به علاوه در نوع جهان‌بینی، مثل امکان ارتباط انسان با عالم مجردات، استمرار وحی، سعادت‌شناسی، رابطه خیر و شر و... آرای‌شان بسیار به هم نزدیک است. هر دو خدامحوری، غایت انگاشتن سعادت حقیقی، داشتن قانون آسمانی و وجود عدالت را از ویژگی‌های جامعه مطلوب می‌دانند و جوامعی که چنین نباشند از نظر آن‌ها غیر فاضله اند. ایده‌آل‌ترین حکومت از نظر هر دو، حکومت نیک در گستره جهانی است که هر دو به تحقق آن امیدوارند. در مقابل، دارای آرای اختلافی هم هستند. این اختلاف، هم در جهان‌بینی و هم در آرای مدینه فاضله‌شان وجود دارد. از جمله این موارد، اختلاف در تبیین « مدنیّ بالطبع» بودن انسان است. همچنین در بحث حکومت و حاکمیت فارابی به دو نوع حکومت فردی و جمعی قائل است ولی علامه حکومت جمعی را تجویز نمی‌کند. به علاوه در توصیف شرایط حاکمان، ویژگی‌های مدن غیرفاضله و برخی مسائل دیگر، اختلاف آرایی بین‌شان محسوس است. ولی، در مجموع، از بیشتر جهات اتفاق نظر دارند. کلید واژه‌ها: فارابی، علامه طباطبایی، مدینه فاضله، جامعه مطلوب، حکومت، حاکمیت.