جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تلخیص الشافی المجلد1
نویسنده:
شیخ الطائفة أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی
نوع منبع :
کتاب , خلاصه اثر
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مؤلف مطالب خود را در 24 فصل بيان كرده است كه آنها را مى‌توان در چهار عنوان كلى دسته‌بندى كرد: امامت عامه: مؤلف مباحث مربوط به امامت عامه را در 6 فصل مطرح مى‌كند، عبارتند از: الف- فصل في ذكر اختلاف الناس في وجوب الامامة: مؤلف در اين فصل آراء فرق مختلف مسلمان را در وجوب امامت بيان كرد و به طريق ادلۀ عقليه و نقليه وجوب آن را اثبات مى‌كند. ب-فصل في ان الامام لا بد أن يكون معصوما: مؤلف در اين فصل و فصل‌هاى بعدى صفاتى را كه لازم است در امام باشد، بيان مى‌كند و در اين فصل وجوب عصمت امام را اثبات مى‌كند. ج-فصل في ان الامام لا بد أن يكون افضل من كل واحد من رعيته: مؤلف در اين فصل وجوب افضليت امام را اثبات مى‌كند و آنچه را كه موجب افضليت مى‌شود را بيان مى‌كند. او قائل است علاوه بر افضليت ظاهرى امام بايد از حيث باطن هم افضل باشد و لكن افضليت ظاهرى خود دلالت بر افضليت باطنى دارد. د-فصل الامام لابد أن يكون عالما بجميع ما اليه الحكم فيه: مؤلف در اين فصل ادله‌اى را كه وجوب أعلميت امام را بر سائرين اثبات مى‌كند، شرح مى‌دهد. ه‍-فصل في ان الامام لا بد ان يكون اشجع من رعيته: مؤلف علاوه بر افضليت و اعلميت، شجاعت را هم در امام شرط مى‌داند و اثبات مى‌كند كه امام بايد شجاع‌تر از ديگران باشد. و-فصل في ايجاب النص على الامام او ما يقوم مقامه من المعجز: مؤلف در اين فصل يكى از مبانى شيعه را در امامت اثبات مى‌كند كه قائلند بايد امامت امام منصوص از پيامبر(ص) باشد.
مقنع فی الغیبة، و الزیادة المکملة له
نویسنده:
علی بن حسین بن موسي علم الهدي؛ محقق: محمدعلی حکیم
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«المقنع في الغيبة و الزیادة المکملة له» اثر على بن حسين، علم‌ الهدى معروف به شريف (سيد) مرتضى (متوفاى 436ق)، درباره امامت و به زبان عربى است. مقدمه محقق، شامل اهميت و جايگاه كتاب، انگيزه و زمان تأليف، نسخ مورد استفاده و شيوه تحقيق مى‌ باشد. اولين بحثى كه مؤلف به آن مى‌ پردازد «امامت و عصمت، دو اصل مبنايى براى غيبت» است. ايشان بعد از ثابت نمودن دو اصل امامت و عصمت به دنبال مصداقى براى امام غايب مى‌ رود و ثابت مى‌ كند كه امام دوازدهم شيعيان همان امام غايب است. مؤلف در ادامه به توضيح بيشتر اصل امامت و اصل عصمت مى‌ پردازد، سپس ديدگاه فرقه‌ هايى همچون كيسانيه، ناووسيه و واقفه را درباره امامت و مصداق آن بررسى مى‌ كند. در انتهاى كتاب، «كتاب الزيادة المكمل بها كتاب المقنع» آمده كه حاوى مطالبى است از قبيل: الهام‌ گيرى اولياء از امام غايب و عدم فرق بين امام غايب و امام حاضر، عدم ضرورت ظهور براى اولياء، چگونگى آگاهى امام غايب از امور و كيفيت آگاهى امام به زمان ظهور و...
تمهید الاصول (فی علم الکلام) و هو شرح القسم الاول من رساله جمل العلم و العمل
نویسنده:
ابی جعفر محمد بن حسن بن علی بن حسن الطوسی؛ الشریف المرتضی ابی القاسم علی بن الحسین الموسوی؛ تحقیق مرکز التخصصی لعلم الکلام الاسلامی التابع الموسسه الامام الصادق (علیه السلام)
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: راید,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این کتاب در موضوع علم کلام مطابق با مذهب شیعه امامیه است. مؤلف کتاب را در چهار بخش تنظیم نموده است: بخش اول در توحید و اثبات صفات خداوند ـ از جمله عدل الهی ـ است; بخش دوم در ماهیت کلام خداوند و تشریع که راهنمای تکلیف است و از صفت عدل حاصل می‌شود; بخش سوم در وعد و وعید است که به دنبال برانگیختن پیامبران حاصل می‌شود و نتیجه آن، عمل کردن به تکلیف یا پرهیز از آن است; بخش چهارم در به پا داشتن حکومت دینی و عدل اسلامی برای اجرای شرع و نتایج حاصل از آن است. روش شیخ در استدلال و عنوان کردن مطالب در این کتاب عبارت است از: ۱. در آغاز هر فصل خلاصه مطالب را به طور فهرست وار می‌آورد و مشخص می‌کند که چه چیزهایی ذکر خواهد کرد؛ ۲. هنگام شروع مطلب، قضیه مورد بحث را مطرح می‌کند و پس از تعریف موضوع و کلیات مربوط به آن، دلیل اثبات قضیه را می‌آورد. پس از آن نظر دیگران، و قضایای فرعی و ابهاماتی را که شاید پیش بیاید، در قالب سؤال و جواب بیان می‌کند.
بازکاوی ادله امامت عامه از دیدگاه سید مرتضی و قاضی عبدالجبار معتزلی
نویسنده:
سمیه خلیلی آشتیانی
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: نبا,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تمام جوامع انسانی از دیرباز تا امروز تدبیری برای ادارۀ امور جامعۀ خویش اندیشیده اند، این گونه که شخص یا اشخاصی به شیوه های مختلف این مهم را به عهده گرفته اند. در جامعۀ اسلامی که شکل گیری آن به وجود حضرت محمّد (ص) صورت گرفته و حیات سیاسی و اجتماعی آن نیز تحت الشعاع آموزه های اسلامی است، ادارۀ جامعه اسلامی تا زمان حیات پیامبر اکرم (ص) به عهدۀ ایشان بود، اما این موضوع یعنی رهبری جامعۀ اسلامی پس از فقدان ایشان به مسئله ای اختلافی بین مسلمانان مبدل گشت، هر چند اصل نزاع آنها بر سر مصداق امام شکل گرفت، اما بعدها اصل مسئلۀ امامت به عنوان موضوعی کلامی مطرح شد. اما بحث در مورد امامت صرفاً یک بحث تاریخی نیست تا در شرح و تبیین یک رخداد مهم در تاریخ اسلام خلاصه شود؛ امامت، ابعاد و زوایای مهم دیگری نیز دارد؛ این مسئله، با حیات فکری، اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی امت اسلامی رابطه ای استوار و تعیین کننده دارد. جایگاه مهم و برجسته بحث امامت در تفکر و تعالیم اسلامی نیز از همین ابعاد اساسی و سرنوشت ساز آن، ناشی می شود. موضوع این نوشتار چنانچه گفته شد بررسى تطبیقی ادلۀ عقلی و نقلی امامت عامه در کتاب المغنی از قاضی عبدالجبار و الشافی، اثر سید مرتضی است. مقصود از ادلۀ عقلی و نقلی امامت عامه، صرفاً تمام دلایلی از این دو جنس برای اثبات امامت عامه نیست بلکه تمام ادلۀ عقلی و نقلی ای است که ضمن مباحث امامت عامه، از سوی این دو متکلم عنوان شده است، و هدف نویسنده نیز بیان گزارش توصیفی و تحلیلی مباحث امامت عامه از کتاب الشافی فی الامامة سید مرتضی است که چون المغنی را هر چند در قالب عباراتی کوتاه در بطن و متن خود دارد، همزمان المغنى نیز گزارش می شود، گاهی در کنار این روایت گری به نقد عبارات نیز پرداخته شده است. این کتاب اثری است تخصصی در زمینه امامت عامه که شیوه تالیف کتاب ترجمه، تحقیق، بررسی، تطبیق و تحلیل است. در این اثر در کتاب الشافی فی الامامه نوشته سید مرتضی علم الهدی و المغنی فی ابواب التوحید و العدل اثر قاضی عبدالجبار معتزلی را که هر دو به زبان عربی هستند مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است. الشافی فی الاماه در پاسخ به شبهات قاضی عبدالجبار در جلد بیستم کتاب المغنی به نگارش درآمده است و مباحث مربوط به امامت اعم از امامت عامه و خاصه را در بر دارد.اما شکل و ساختار کتاب به گونه ای نیست که بتوان مباحث آن را به صورت منظم و دسته بندی شده مانند دیگر کتب کلامی یافت. این مسئله و همچنین قلم دشواریاب سید مرتضی سبب شده بود این کتاب علیرغم اینکه توسط شیخ طوسی شاگرد سید مرتضی نیز تلخیص شود، همچنان در مجامع علمی مهجور باشد. این دو متکلم شیعی و معتزلی، معاصر با یکدیگرند و هر دو از بزرگان نحله فکری خور به شمار می آیند و این اهمت بررسی اثر ایشان را دو چندان می ساخت. در این اثر تقریبا دو جلد از چهار جلد الشافی فی الامامه که به مبحث امامت عامه پرداخته بود، ترجمه شده و برای تحقیق و تکمیل آن از ۷۴ منبع عربی و ۱۲ منبع فارسی استفاده شده است. این کتاب در یک مقدمه و چهار فصل تنظیم شده است: فصل اول در وجوب عقلی امامت، فصل دوم در وجوب نقلی و شرعی امامت، فصل سوم و چهارم نیز به صفات امام و تحقق امامت اختصاص یافته است. در ابتدای هر موضوع در هر فصل پیشینه بحث از جانب متکلمان شیعه و معتزله به سیر تاریخی قرن دوم تا هشتم ذکر شده است.
تفسير الشريف المرتضى المسمى بـ نفائس التأويل المجلد 1
نویسنده:
علي بن حسين علم الهدی؛ محقق: مجتبی احمد موسوی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير الشريف المرتضى المسمى ب‍: نفائس التأويل، تأليف ابوالقاسم على بن حسين موسوى، معروف به سيد مرتضى (436-255ق)، از جمله تفاسير عربى است كه در سال(1431ق) در لبنان، در سه جلد منتشر شده است. اين اثر، مجموعه نظرات «سيد مرتضى» در موضوعات تفسير، اصول، فقه، كلام و عقايد را دربردارد كه توسط «سيد مجتبى احمد موسوى»، از آثار مختلف سيد مرتضى جمع‌آورى شده و به رشته تحرير درآمده است. كتاب، با مطلبى تحت عنوان تعريف كتاب آغاز مى‌شود. در اين قسمت، ذكر شده كه مى‌توان آثار علمى به‌جامانده از سيد مرتضى را در موضوعات زير دسته‌بندى نمود: «تفسير موضوعى قرآن»؛ «فقه الخلاف»؛ «اصول فقه»؛ «علم كلام»؛ «علوم ادبيه و مسائل متفرقه». قسمت بعد، «منهجنا» است. در اين قسمت، محقق، در ذيل عنوان «المقالة الأولى»، روش كار خود را در جمع‌آورى و تنطيم آراى تفسيرى سيد، در ضمن دوازده فقره توضيح داده است؛ همچنين به ذكر آثارى از سيد كه مطالب و مباحث اين كتاب، از آن‌ها اخذ شده، پرداخته است و در ذيل عنوان «المقالة الثانية»، خاطرنشان كرده است كه چون جناب سيد، آراى ويژه‌اى درباره خبر واحد و اجماع داشته‌اند، ما در ضمن مقدماتى برگرفته‌شده از كتاب «الذريعة إلى أصول الشريعة»، آنها را ذكر كرده‌ايم و افزون بر اين، مقدمه سيد بر كتاب «تنزيه الأنبياء» را نيز آورده‌ايم و مجموع مباحث يادشده را در ضمن هفت مقدمه تبيين نموده‌ايم. جناب محقق، بخش «تمهيد» را در سه فصل تنظيم نموده است: در فصل اول، در ضمن دو مقدمه به شرح كامل زندگى سيد پرداخته است. در فصل دوم، در ضمن دو مقدمه، وضعيت سياسى و اجتماعى شيعه در عصر سيد و نيز مذاهب علمى در زمان او را توضيح داده است. در فصل سوم، علاوه بر ذكر روش‌هاى مختلف تفسيرى به‌طور عام و ذكر روش تفسيرى سيد به‌طور خاص، در ضمن هفت مقدمه، به بيان اين مطالب پرداخته است: «خطاب و اقسام و احكام آن»؛ «عموم و خصوص و الفاظ آنها»؛ «مجمل و بيان»؛ «نسخ و آنچه متعلق به آن است»؛ «اخبار»؛ «اجماع» و «منزه بودن انبيا و ائمه از تمام معاصى». بعد از اين تمهيد، مباحث تفسيرى سيد كه از آثار مختلف وى گردآورى شده، درج گرديده است. كتاب، در سه جلد به شرح زير تنظيم شده است: جلد اول، شامل توضيحات كتاب و تفسير سوره حمد و سوره بقره؛ جلد دوم، مشتمل بر تفسير سوره آل عمران تا آخر سوره رعد و جلد سوم، شامل تفسير سور ابراهيم تا آخر قرآن كريم مى‌باشد.
آيات الناسخة و المنسوخة من روایة أبی عبدالله محمد بن ابراهیم النعمانی
نویسنده:
علي بن حسين علم الهدی؛ محقق: علی جهاد حسانی
نوع منبع :
کتاب , آثار منسوب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: مؤسسة البلاغ، دار سلونی,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الآيات الناسخة و المنسوخة جزء منابع اصيل در علوم تفسير و حديث به شمار مى‌آيد و مطالب آن از تفسير منسوب به ابوعبداللّه محمد بن ابراهيم نعمانى اقتباس شده است. براساس گفتۀ محقق این اثر، کتاب توسط مرحوم سيد‌‎مرتضى علم الهدى از بزرگان اماميه و مرجع دينى زمان خويش كه به سال 255 قمرى در بغداد متولد شده، مى‌باشد.سيد‌‎مرتضى در دانش‌اندوزى سعى وافر داشت و از بزرگترين شاگردان شيخ مفيد و نويسندۀ آثار علمى ارزشمند فراوانى است.در علوم دينى پايه‌اى رفيع داشت و به اقتضاى پايگاه بلندش در دين و دنيا، با كثيرى از اهل علم و ادب و سياحت مرتبط بوده است.جامعيت سيد‌‎مرتضى در علوم ادبى و معارف دينى، و دقت‌نظر و ژرف‌كاويش، او را در كار قرآن‌پژوهى مدد بسيار رسانيده است. سيد‌‎در این کتاب ابتدا دربارۀ ثقلين (قرآن و عترت) مطالبى بيان داشته و سپس روايت نعمانى از امام صادق عليه‌السلام را دربارۀ نبوت نبى اكرم صلى‌اللّه‌عليه‌وآله، قرآن كريم، ولايت اهل‌بيت پيامبر و نيز نكات بسيار ارزنده‌اى را كه در شناخت درست قرآن كريم نقش مهمى ايفاء مى‌كنند، نقل مى‌كند. روايتى نيز از اميرمؤمنان‌ عليه‌السلام دربارۀ اقسام هفت گانه نزول قرآن نقل كرده سپس وارد مبحث اصلى کتاب يعنى آيات ناسخ و منسوخ در قرآن كريم شده و آيات ناسخ و منسوخ متعددى را يادآور مى‌شود. در بخش ديگرى از کتاب به بيان محكم و متشابه و تفسير هریک از منظر قرآن كريم پرداخته و اقسام وحى در قرآن را نيز يادآور مى‌شود.اقسام نور و اقسام أمت در قرآن خاص و عام در قرآن، آياتى كه نيمى از آنها منسوخ و نيمى ديگر به حال خود رها شده است، برخى رديه‌ها بر مذاهب و افكار انحرافى، اسماء حسنى در قرآن و...ديگر مطالب کتاب را تشكيل مى‌دهد. مؤلف کتاب كيست؟ برخى در انتساب این کتاب به سيد‌‎مرتضى ترديد كرده‌اند، اما محقق کتاب معتقد است این کتاب از جمله آثار مرحوم سيد‌‎مرتضى است و تفسير نعمانى همان رساله محكم و متشابه يا آيات ناسخه و منسوخه نوشته سيد‌‎مرتضى مى‌باشد و سيد‌‎مرتضى در این کتاب به جز آنچه در مقدمه رساله در تقسيم قرآن به اقسام سبعه و آنچه در دو سطر اخير رساله آمده، از تفسير نعمانى استفاده نكرده است. کتاب با مقدمه مؤلف دربارۀ اهميت ثقلين آغاز مى‌شود و سپس با روايت نعمانى درباره بعثت پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم و ناسخ و منسوخ، متشابه و محكم، تأويل، عام و خاص و...در قرآن ادامه مى‌يابد.کتاب از ساختار دقيق و روشنى برخوردار نيست اما بطور كلى مى‌توان بخش عمده برای آن تصوير كرد. بخش اول: ناسخ و منسوخ در قرآن.در این بخش آيات ناسخ و منسوخ قرآن كريم گردآورى شده است. بخش دوم: محكم و متشابه در قرآن، كه به بيان تفسير و مصاديق آيات محكم و متشابه در قرآن پرداخته است.همچنين اقسام وحى در قرآن را يادآور شده است. بخش سوم: اقسام نور در قرآن بخش چهارم: اقسام أمت در قرآن بخش پنجم: خاص و عام در قرآن بخش ششم: آياتى كه نيمى از آنها منسوخ و نيمى ديگر به حال خود رها شده است. بخش هفتم: احتجاجات و رديه‌ها نسبت به مذاهب و افكار انحرافی بخش هشتم: اسماء حسنى در قرآن بخش نهم: معايش بندگان و اسباب آن در قرآن بخش دهم: ايمان و كفر و شرك در قرآن بخش يازدهم: درجات ايمان و منازل افراد مؤمن بخش دوازدهم: وجوب اطاعت ولاة امر بخش سيزدهم: وجوه ظلم در قرآن بخش چهاردهم: فرائض در قرآن بخش پانزدهم: قصص، أمثال، تنزيل و تأويل، مظاهرة، خلقت بهشت و جهنم، بداء،ثواب و عقاب، معراج، رجعت، فضيلت نبى مكرم(ص) در قرآن. بخش شانزدهم: عصمت انبياء و مرسلين و اوصياء در قرآن. بخش هفدهم: رأى و قياس و استحسان و اجتهاد در قرآن.
تفسير الشريف المرتضى المسمى بـ نفائس التأويل المجلد 3
نویسنده:
علي بن حسين علم الهدی؛ محقق: مجتبی احمد موسوی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير الشريف المرتضى المسمى ب‍: نفائس التأويل، تأليف ابوالقاسم على بن حسين موسوى، معروف به سيد مرتضى (436-255ق)، از جمله تفاسير عربى است كه در سال(1431ق) در لبنان، در سه جلد منتشر شده است. اين اثر، مجموعه نظرات «سيد مرتضى» در موضوعات تفسير، اصول، فقه، كلام و عقايد را دربردارد كه توسط «سيد مجتبى احمد موسوى»، از آثار مختلف سيد مرتضى جمع‌آورى شده و به رشته تحرير درآمده است. كتاب، با مطلبى تحت عنوان تعريف كتاب آغاز مى‌شود. در اين قسمت، ذكر شده كه مى‌توان آثار علمى به‌جامانده از سيد مرتضى را در موضوعات زير دسته‌بندى نمود: «تفسير موضوعى قرآن»؛ «فقه الخلاف»؛ «اصول فقه»؛ «علم كلام»؛ «علوم ادبيه و مسائل متفرقه». قسمت بعد، «منهجنا» است. در اين قسمت، محقق، در ذيل عنوان «المقالة الأولى»، روش كار خود را در جمع‌آورى و تنطيم آراى تفسيرى سيد، در ضمن دوازده فقره توضيح داده است؛ همچنين به ذكر آثارى از سيد كه مطالب و مباحث اين كتاب، از آن‌ها اخذ شده، پرداخته است و در ذيل عنوان «المقالة الثانية»، خاطرنشان كرده است كه چون جناب سيد، آراى ويژه‌اى درباره خبر واحد و اجماع داشته‌اند، ما در ضمن مقدماتى برگرفته‌شده از كتاب «الذريعة إلى أصول الشريعة»، آنها را ذكر كرده‌ايم و افزون بر اين، مقدمه سيد بر كتاب «تنزيه الأنبياء» را نيز آورده‌ايم و مجموع مباحث يادشده را در ضمن هفت مقدمه تبيين نموده‌ايم. جناب محقق، بخش «تمهيد» را در سه فصل تنظيم نموده است: در فصل اول، در ضمن دو مقدمه به شرح كامل زندگى سيد پرداخته است. در فصل دوم، در ضمن دو مقدمه، وضعيت سياسى و اجتماعى شيعه در عصر سيد و نيز مذاهب علمى در زمان او را توضيح داده است. در فصل سوم، علاوه بر ذكر روش‌هاى مختلف تفسيرى به‌طور عام و ذكر روش تفسيرى سيد به‌طور خاص، در ضمن هفت مقدمه، به بيان اين مطالب پرداخته است: «خطاب و اقسام و احكام آن»؛ «عموم و خصوص و الفاظ آنها»؛ «مجمل و بيان»؛ «نسخ و آنچه متعلق به آن است»؛ «اخبار»؛ «اجماع» و «منزه بودن انبيا و ائمه از تمام معاصى». بعد از اين تمهيد، مباحث تفسيرى سيد كه از آثار مختلف وى گردآورى شده، درج گرديده است. كتاب، در سه جلد به شرح زير تنظيم شده است: جلد اول، شامل توضيحات كتاب و تفسير سوره حمد و سوره بقره؛ جلد دوم، مشتمل بر تفسير سوره آل عمران تا آخر سوره رعد و جلد سوم، شامل تفسير سور ابراهيم تا آخر قرآن كريم مى‌باشد.
تفسير الشريف المرتضى المسمى بـ نفائس التأويل المجلد 2
نویسنده:
علي بن حسين علم الهدی؛ محقق: مجتبی احمد موسوی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسير الشريف المرتضى المسمى ب‍: نفائس التأويل، تأليف ابوالقاسم على بن حسين موسوى، معروف به سيد مرتضى (436-255ق)، از جمله تفاسير عربى است كه در سال(1431ق) در لبنان، در سه جلد منتشر شده است. اين اثر، مجموعه نظرات «سيد مرتضى» در موضوعات تفسير، اصول، فقه، كلام و عقايد را دربردارد كه توسط «سيد مجتبى احمد موسوى»، از آثار مختلف سيد مرتضى جمع‌آورى شده و به رشته تحرير درآمده است. كتاب، با مطلبى تحت عنوان تعريف كتاب آغاز مى‌شود. در اين قسمت، ذكر شده كه مى‌توان آثار علمى به‌جامانده از سيد مرتضى را در موضوعات زير دسته‌بندى نمود: «تفسير موضوعى قرآن»؛ «فقه الخلاف»؛ «اصول فقه»؛ «علم كلام»؛ «علوم ادبيه و مسائل متفرقه». قسمت بعد، «منهجنا» است. در اين قسمت، محقق، در ذيل عنوان «المقالة الأولى»، روش كار خود را در جمع‌آورى و تنطيم آراى تفسيرى سيد، در ضمن دوازده فقره توضيح داده است؛ همچنين به ذكر آثارى از سيد كه مطالب و مباحث اين كتاب، از آن‌ها اخذ شده، پرداخته است و در ذيل عنوان «المقالة الثانية»، خاطرنشان كرده است كه چون جناب سيد، آراى ويژه‌اى درباره خبر واحد و اجماع داشته‌اند، ما در ضمن مقدماتى برگرفته‌شده از كتاب «الذريعة إلى أصول الشريعة»، آنها را ذكر كرده‌ايم و افزون بر اين، مقدمه سيد بر كتاب «تنزيه الأنبياء» را نيز آورده‌ايم و مجموع مباحث يادشده را در ضمن هفت مقدمه تبيين نموده‌ايم. جناب محقق، بخش «تمهيد» را در سه فصل تنظيم نموده است: در فصل اول، در ضمن دو مقدمه به شرح كامل زندگى سيد پرداخته است. در فصل دوم، در ضمن دو مقدمه، وضعيت سياسى و اجتماعى شيعه در عصر سيد و نيز مذاهب علمى در زمان او را توضيح داده است. در فصل سوم، علاوه بر ذكر روش‌هاى مختلف تفسيرى به‌طور عام و ذكر روش تفسيرى سيد به‌طور خاص، در ضمن هفت مقدمه، به بيان اين مطالب پرداخته است: «خطاب و اقسام و احكام آن»؛ «عموم و خصوص و الفاظ آنها»؛ «مجمل و بيان»؛ «نسخ و آنچه متعلق به آن است»؛ «اخبار»؛ «اجماع» و «منزه بودن انبيا و ائمه از تمام معاصى». بعد از اين تمهيد، مباحث تفسيرى سيد كه از آثار مختلف وى گردآورى شده، درج گرديده است. كتاب، در سه جلد به شرح زير تنظيم شده است: جلد اول، شامل توضيحات كتاب و تفسير سوره حمد و سوره بقره؛ جلد دوم، مشتمل بر تفسير سوره آل عمران تا آخر سوره رعد و جلد سوم، شامل تفسير سور ابراهيم تا آخر قرآن كريم مى‌باشد.
تمهيد الأصول في علم الكلام
نویسنده:
محمد بن حسن طوسي
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: رائد,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تمهيد الأصول في علم الكلام، اثر ابوجعفر محمد بن حسن طوسى، با تصحيح و مقدمه دكتر عبدالمحسن مشكوةالدينى، شرح بخش نظرى رساله «جمل العلم و العمل»، تأليف سيد مرتضى على بن حسين موسوى است كه به زبان عربى و در قرن پنجم قمرى، نوشته شده است. در ابتداى كتاب، مقدمه مفصلى از مصحح آمده كه به بيان خصوصيات كتاب و روش كار شيخ طوسى در آن، پرداخته شده است. شيخ طوسى نام اين كتاب را در فهرست كتب خويش، «شرح جمل العلم و العمل» ذكر كرده و در اول همين كتاب و در كتاب «الاقتصاد في ما يجب على العباد» كه گاهى به اين كتاب ارجاع داده، به همين اسم آن را نام برده است. اما در پشت نسخه قديمى اين كتاب كه به شماره 54 مخطوطات در كتابخانه آستان قدس رضوى نگهدارى مى‌شود، نامش «تمهيد الأصول» و يك جا، «تمهيد في الأصول» نوشته شده است و پاره‌اى از نويسندگان اخير نيز به همين اسم آن را عنوان كرده‌اند و معلوم نيست از چه هنگامى اين نام بر آن نهاده شده است. در اثر حاضر، قسمت عمده‌اى از معارف دقيق و اصول كلى علمى و فلسفى گنجانده شده است و معتقدات شيعه با فرق ديگر مسلمانان و غير مسلمانان مقايسه گرديده و آنچه بر مبناى اصول تشيع خالص درست به نظر آمده، با ذكر دليل و سند محكم، به اثبات رسيده است و به اعتراضات مخالفين، پاسخ گفته شده است. در تبيين روش شيخ در تنظيم كتاب حاضر، توجه به اين نكته ضرورى است كه علم كلام در آغاز توسط گروه معتزله به وجود آمد و مسائل اصلى آن در پنج اصل، تنظيم شدند و همه آنان متعهد بر اين شدند كه همگى متفق بر اين پنج اصل باشند و به ديگران هم آن را بقبولانند. اين پنج اصل عبارتند از: توحيد و بحث صفات؛ عدل؛ وعد و وعيد؛ منزلت بين‌المنزلتين و امر به معروف و نهى از منكر. هدف اصلى آنان از اين كار، جلوگيرى از برخوردهاى قولى و عملى و زدوخورد بين فرقه‌هاى مسلمانان بود. به همين ملاحظه در هر موضوعى حد متوسطى از عقايد گوناگون را گرفتند تا همه را بر آن متفق و متحد گردانند و به اين وسيله، آشتى و صلح برقرار نمايند. اما شيخ طوسى كه هدفى دقيق‌تر از اين داشت، به اين مسئله توجه نمود كه انسان موجودى متعهد و ملتزم به اداى تكليف است و بايد او را به آنچه پيش خود، تعهد ذاتى و فطرى دارد، متوجه گرداند تا همه مردم به رفتار كردن آنچه بر حسب فطرت بر آن متعهد و ملزم هستند، متفق و متحد باشند. به همين منظور در اثر حاضر، موضوع علم كلام را تكليف قرار داد و مسائل مربوط به آن را در اين علم، مورد بحث نهاد و مسائل مهمى كه علل يا معاليل و آثار و نتايج عمل كردن به تكليف يا سرپيچى از آن است، در چهار بخش آورد و پنج اصل معتزله را كه مسائل مهم علم كلام است، در اين چهار بخش كتاب، گنجانيد: بخش اول، در توحيد و اثبات صفات خداوند كه نتيجه آن، ثابت كردن صفت عدل الهى است؛ بخش دوم، در ماهيت كلام خداوند و تشريع است كه راهنمايى به تكليف است و از صفت عدل، حاصل مى‌شود؛ بخش سوم، وعد و وعيد است كه از دنباله برانگيختن پيامبران، حاصل مى‌شود و نتيجه عمل كردن به تكليف يا دست بازداشتن از آن است؛ بخش چهارم، در به‌پاداشتن حكومت دينى و عدل اسلامى براى اجراى شرع و نتايج حاصل از آن است كه در بحث امامت ذكر مى‌شود. بنابراین، تنظيم كتاب در اين چهار بخش، منطبق بر چهار ركن اساسى تكليف است كه عوارض ذاتيه و علل و معاليل آن مى‌باشند و بنا بر آنچه ذكر شد، موضوع علم كلام در نظر شيخ، تكليف است و اينكه موضوع علم كلام را وجود، بماهووجود، يا وجود واجب مى‌دانند، بر خلاف روش شيخ در اين كتاب است؛ زيرا شناختن وجود خداوند و صفات كماليه او بنا بر آنچه شيخ تصريح كرده است، همگى مقدمه براى شناختن تكليف و عمل كردن به آن است. شيخ در بيشتر جاهاى كتاب، ريشه و پايه استدلال‌ها را حسن و قبح عقلى و تعهد ذاتى و درونى انسان را به عمل كردن شايسته‌ها و دست بازداشتن از ناشايسته‌ها، قرار مى‌دهد. علاوه بر آن، شيخ گفتگو از تكليف ذاتى را چند جا مستقلا عنوان كرده است: يكى در اول كتاب كه كسب معارف را براى پى بردن به تكاليف ذاتى بيان مى‌كند و ديگرى در فصل معارف لازمه است و در جاى ديگر، مستقلا و به‌تفصيل، همين گفتگو را عنوان مى‌نمايد و باز در فصل نبوت و امامت، مطالبى را كه نام برده شد، با شرح زياد روشن مى‌گرداند و در چند جاى كتاب، ثابت مى‌كند كه اگر كسى در مناطق غير مسكون، پرورش يابد و از هيچ‌كس چيزى نياموزد و متدين به هيچ دينى و فرمان‌بر هيچ قانونى نباشد، خود را ترسان مى‌بيند كه مبادا كارى ناشايست از او سر بزند؛ پس خود را متعهد و پيش خود مسئول مى‌يابد كه بايد كارهايى را انجام بدهد و از انجام دادن كارهايى دست باز دارد؛ هرچند خود آن كارها، برایش مبهم و از يكديگر مشخص نيست و فطرتا در صدد جستجو است كه به شناسايى خوب و بد پى ببرد و خوب و بد همان شايسته و ناشايسته است. بنا به گفته شيخ در اول كتاب، نخستين وظيفه انسان، انديشيدن است براى شناختن كسى كه شايستگى آموزندگى و راهنمايى او را داشته باشد و براى شناختن او در آغاز بايد از دقت كردن در طبيعت و علوم طبيعى كمك گرفت. شيخ علاوه بر صفحات اول كتاب، در صفحات 438 تا 44 متذكر مى‌شود كه آنچه را انسان پيش خود متذكر مى‌شود، كه بايد آن‌ها را بداند تا آموزنده اصلى را بشناسد، سه بخش است كه در سه مرحله بايد آموخته شود و در هريك از دوره‌ها كوتاهى كند، براى رسيدن به مرحله سوم كه شناختن آموزنده است، فرصتى را از دست داده است. شيخ در صفحه 437 متذكر گرديده كه اگر كسى زمان‌هايى را كه بايد در آن دانستنى‌هاى مقدماتى همگانى و متوسط را كه رشد فكرى از آن حاصل مى‌شود و به دانش نهايى كه شناختن آموزنده اصلى است مى‌كشاند، بيهوده از دست داده باشد و اكنون كه بايد از عهده تكاليف عملى خود برآيد، آموزنده اصلى را نشناخته باشد، تا راه از عهده برآمدن تكاليف را از او بگيرد، در اين وقت كم، چه بايد بكند. در صفحه 684 مى‌گويد پيامبران كه تعاليم خدايى را از راه مهربانى كردن به مردن برایشان مى‌آورند و از سوى خداوند به آنان مى‌آموزند، همان چيزهايى را براى مردم توضيح مى‌دهند كه خود مردم از آن آگاه هستند و در صفحه 686 آمده است كه پيامبران آنچه را خود مردم مى‌دانسته‌اند كه بايد انجام بدهند، به آن‌ها يادآورى مى‌كنند. از جمله ويژگى‌هاى كتاب، روش شيخ در عنوان كردن مطالب و نيز خصايص استدلالى او در اين اثر است كه مى‌توان آن را در موارد زير، خلاصه نمود: الف)- شيخ در آغاز هر فصل، خلاصه مطالبى را كه در آن عنوان مى‌كند، فهرست‌مانند مى‌آورد و مشخص مى‌نمايد كه چه چيزهايى ذكر خواهد كرد. ب)- هنگام شروع به مطلب، نخست قضيه مورد بحث را عنوان مى‌كند و پس از تعريف موضوع و كليات مربوط به آن، دليل اثبات قضيه را مى‌آورد، پس از آن نظر ديگران و قضاياى فرعى و ابهاماتى كه شايد پيش بيايد يا پيش آمده باشد، به‌طورى‌كه در مصاحبه‌هاى حضورى مطرح مى‌شود، در قالب سؤال و جواب مى‌آورد و چنان مجسم مى‌كند كه گويى دو نفر روبه‌رو نشسته‌اند، يكى چيزى مى‌پرسد و ديگرى به او پاسخ مى‌دهد و اين روش تا آن زمان كمتر به كار مى‌رفت. ج)- شيخ براى تحقيق در اثبات مسائل، دو راه پيش گرفته است و در بيشتر جاها، از هر دو روش استفاده مى‌كند: يكى استخراج تعريف براى موضوع قضايا از تتبع موارد و از مشاهدات و تجربه‌هاى درونى و ديگرى، روش تحليل مفهوم موضوع، به اجزاى ذهنى و جستجو از لوازم عينى آن است؛ زيرا نخست بر حسب روش تجربى خود، به تتبع موارد استعمال نام موضوع پرداخته و مفهوم معينى را برایش قطعى مى‌كند و سپس، تعريف منطقى آن مفهوم را به دست مى‌آورد و اجزاى مفهومى و حدى، يا رسمى آن را، با شاهد گرفتن موارد عرفى و اصطلاحى، استخراج مى‌كند و پس از تعيين اجزا و لوازم عقلى و عرفى آن، به توضيح رابطه مابين موضوع با لوازم كه محمولات بر آن موضوع باشند، مى‌پردازد تا آنهايى كه رابطه على و معلولى ميانشان موجود است و در حال وجود و عدم، همراه با يكديگرند، از محمولات ديگر مشخص كند و از اين راه، قضاياى مطلوب را اثبات يا نفى مى‌كند. گاهى نيز براى ثابت كردن رابطه على و معلولى، يا رابطه تضاد و نفى كردن آن، موضوع را از راه نفى و اثبات تقسيم مى‌كند تا شماره اقسام و اصناف را قطعى نمايد؛ وى پس از آن به بررسى يكايك آن اصناف مى‌پردازد تا ثابت كند كه در همه اصناف، آيا رابطه عليت يا تضاد ميان آن‌ها موجود هست يا نيست، تا نفى و يا اثبات قضيه مورد نظر را مسلم نمايد. د)- شيخ در هرجا از اين روش منطقى نتوانسته قضيه‌اى را ثابت كند، نظر عمومى اهل تحقيق را سند گرفته و هر قضيه‌اى را همه فرق اسلامى بدون شك و ترديد، پذيرفته باشند، زير عنوان اجماع، سند قرار داده است. ه)- شيخ چون در پى‌جويى از صفات روحى و معنوى كه محسوس نيستند، براى نوع انسان هيچ راهى جز اين نمى‌يابد كه آنچه را در خود مى‌بيند، مقياس و ملاك تعريف و شناخت آن صفت قرار دهد و تعاريف مربوط به اين‌گونه صفت‌ها را نخست از مشاهداتى كه در شخص خودش دارد، استخراج مى‌نمايد، سپس جنبه‌هاى اختلاف و مغايرت وجودى خود را كه موضوع آن صفات است، با موجود برتر از خود به دست مى‌آورد و آنچه را لوازم موجوديت جسمانى وحدت موضوع مى‌بيند، از آن صفت حذف مى‌كند، تا مفهوم كلى‌ترى كه عارى از آن خصوصيات جسمانى و حدوث باشد و منافاتى با اثبات هميشگى و بلاآغاز بودن وجود موضوع نداشته باشد، به دست آورد و پس از آن به ثابت كردن ملازمه مابين آن صفت تجريدى با موجود غير جسمانى مى‌پردازد و در مورد اثبات هريك از صفات ثبوتى و سلبى خداوند اين روش را چنين اعمال مى‌كند كه نخست، مفاهيم جزئى مربوط به افراد انسان را به دست مى‌آورد و سپس به تجريد و تعميم آن مفاهيم مى‌پردازد تا قسم برترى از آن را استخراج مى‌كند كه منافاتى با وجوب ذاتى خداوند، نداشته باشد. پس هر صفتى را برایش ثابت مى‌كند، به اين دليل است كه از تجزيه و تحليل مفهوم وجوب ذاتى و تماميت وجود، به دست مى‌آيد و هر چه از او سلب مى‌شود، براى اين است كه با وجوب ذاتى و تماميت وجود، تناقض دارد و اين همان راهى است كه ملا صدراشش‌صد سال پس از او پيش گرفته است. و)- بنا بر آنچه گفته شد، چون ادراكات انسان از محسوسات آغاز مى‌شود و از مشاهده امور مشابه و غير مشابه، موفق به تجريد مفاهيم كلى و جدا كردن عوارض صنفى و مشخصات فردى مى‌گردد، تا به خود ماهيات و عناوين ذاتى اشياء برسد. شيخ با رعايت همين سير تكاملى ذهنى و ادراكات انسانى، برخلاف ديگران، نخست به ثابت كردن وجود ذات الهى نمى‌پردازد، بلكه در آغاز، به اثبات نحوه‌هاى كمال ذاتى كه استقلال و غناى ذاتى، چيزى جز آن‌ها نيست، مى‌پردازد و پس از ثابت كردن برترين مصداق براى هريك از مفاهيم صفات، نتيجه آن مى‌شود كه برترين ذات يا موجودى هست كه مصداق موجود بالذات يا قديم بالذات يا واجب بالذات است؛ زيرا موجود غنى بالذات، كه از هيچ جهتى وابستگى به ديگرى ندارد، هيچ تصورى از او نمى‌توان كرد، جز آنكه، وجود ذاتش عين موجوديت برترين مصداق، براى اين صفات باشد و شيخ اين قسمت اخير را، در فصل جداگانه‌اى عنوان كرده است. بنابراین، روشى كه شيخ در مورد شناختن خداوند، انتخاب كرده است، بر طبق امكان پيشروى ذهن و سير تكاملى ادراكات انسان است كه هميشه از يك مفهوم ناقص، به‌سوى مفهوم كامل‌ترى پيش مى‌رود و كامل‌ترين مفهومى كه پس از پيش رفتن گام‌هاى بسيار، شايد براى افراد انگشت‌شمارى تصور كردنش ميسر شود، همان مفهوم غناى همه‌جانبه مطلق و استقلال همه‌جانبه است كه از آن به وجوب يا قدم ذاتى تعبير مى‌شود. شيخ مطالب خود را بر طبق اين سير تكاملى ذهن، در چندين فصل تنظيم نموده و خلاصه‌اش از اين قرار است كه مى‌گويد: در مرحله اول، نخستين چيزى كه ادراك مى‌شود، دگرگونى‌هاى محسوس است كه در جهان كلى بزرگ ديده مى‌شود و شيخ ثابت مى‌كند كه اين دگرگونى‌ها حقيقى است، نه آنكه تخيلى و موهوم باشد. مرحله دوم، به اثبات اين قضيه مى‌پردازد كه هيچ دگرگونى، خودبه‌خود در چيزى پديد نمى‌آيد و هيچ جسمى، تغيير حالت نمى‌دهد مگر آنكه نيرويى از خارج بر آن وارد شده باشد و كارى روى آن انجام گرديده باشد و اين، همان اصلى است كه ارسطو از آن، وجود محرك اولى را ثابت مى‌كند. نتيجه از آن دو مقدمه، اين است كه سرزدن كار و تأثير، به نيروى مؤثر نياز دارد كه صفت قدرت و قوت نام دارد و شيخ از اينجا ثابت مى‌كند كه نيروى انجام كار، يا قدرت، در عالم موجود است، هرچند وجود ذات و چيزى كه اين نيرو متعلق به آن باشد، هنوز مسلم نيست. ذهن انسان پس از رسيدن به اين مرحله، به جدا كردن وقايع متناسب و مرتبط با يكديگر و يا متضاد با يكديگر، مى‌پردازد و آن‌ها را از هم جدا مى‌بيند و ملاحظه مى‌كند كه با تغيير دادن شرايط، گاهى كارى با كار ديگر متناسب يا غير متناسب مى‌شود و اين را، دليل بر وجود نيروى تطبيق و مقايسه و ادراك و محاسبه مابين كارها مى‌بيند و آن نيرو از صفت دانايى حكايت مى‌كند، بدون توجه به اينكه ذاتى موجود باشد و اين صفت، به او وابستگى داشته باشد. سپس از اينكه مى‌بينيم صفت توانايى و دانايى، بدون صفت زندگى پيدا نمى‌شود، به وجود اين صفت پى مى‌بريم، بدون توجه به وجود ذاتى كه داراى اين صفت‌ها باشد. پس از آن پى مى‌بريم كه چون با صفت دانايى، كارها را با يكديگر متضاد يا متناسب درك كرديم، پس انجام شدن يكى از آن كارها در هر موردى، نياز به نيروى انتخاب و برگزيدنش دارد؛ پس كارهاى جبرى و طبيعى را از ارادى، جدا مى‌كنيم و به وجود صفت اختيار، از آن پى مى‌بريم. پس از پيمودن اين مرحله، چون كسانى به وجود ارباب انواع، اعتقاد داشتند و براى هريك از صفات، وجود جداگانه‌اى مستقل و غير متعلق به هيچ ذاتى مى‌پنداشتند، شيخ براى از بين بردن اين عقيده، از راه تضايف، پيش رفته و مى‌گويد: ميان هر قضيه دانسته‌شده و توانسته‌شده و برگزيده‌شده، با ذاتى كه دانا و توانا و برگزيننده باشد، تضايف حاصل است و اين دو، در تصور و در وجود، از يكديگر جداشدنى نمى‌باشند. در پايان مى‌توان گفت چنين روشى كه شيخ انتخاب كرده، اختصاص به خود او دارد و چون منطبق با سير تكاملى ذهن انسان است، بسيار منطقى و محكم به نظر مى‌رسد. برخلاف روش امكان و وجوب كه نخست فلاسفه از آن به اثبات ذات واجب مى‌پردازند و صفات را از آن استخراج مى‌كنند.
نقش معتزله در تخریب شخصیت هشام ابن حکم و نسبت دادن تجسیم به او و تأثیر آن بر محدثان شیعی
نویسنده:
هاشم هاشمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره),
چکیده :
جسیم به‌معنای اطلاق جسم بر خالق هستی، یکی از مفاهیم جنجالی کلام اسلامی است. در باب پیشینه تاریخی تجسیم و نفوذ اندیشه‌هایی از این دست باید گفت تجسیم در اندیشه فرق دیگر مجال بروز و ظهور بیشتری داشته است، اما معتزلیان نخستین به هشام‌ بن حکم، متکلم بزرگ عصر امامت نسبت تجسیم داده‌اند. این نسبت کانون توجه فرق‌نگاران غیرشیعی و نیز برخی محدثان شیعی قرار گرفته و آن را در آثار خود آورده‌اند. باتوجه به نوشته‌ها و آثار و مباحثات پیشین کلامی، باید معتزله را نخستین نسبت‌ دهندگان دانست. در علل و چرایی این نسبت، برخی محققان به انگیزه‌ ها و رقابت و کینه‌جویی معتزله اشاره کرده‌ اند. ادعای معتزله علاوه بر منابع غیرشیعی ، بر آثار شیعی نیز اثر گذاشته است. پیامد این نسبت را می باید ابهام در شخصیت هشام شمرد. برای نمونه دست‌کم بیش از پنج روایت در اصول کافی و روایاتی در ‌توحید صدوق و رجال کشی، در زمینه نسبت تجسیم به هشام وارد شده است. درباره هشام کمتر نوشته و یا پژوهشی را می توان یافت که به اثبات و یا نفی این موضوع نپردازد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 30