جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
المختصر من الكافي
نویسنده:
ثقة الاسلام الکلینی البغدادی؛ اختصره وعلق عليه: حسين بركة الشامي
نوع منبع :
کتاب , خلاصه اثر , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بغداد - عراق: دار الاسلام,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
مستدرک الکافی (روایات ثقة الاسلام محمد بن یعقوب الکلینی الرازی التی رویت عنه فی غیر کتاب الکافی)
نویسنده:
علی عبدالزهره الفحام
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر , حاشیه،پاورقی وتعلیق
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کربلا: العتبه الحسینیه المقدسه، قسم الشوون الفکریه و الثقافیه,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
دفاع عن الكافي المجلد 1
نویسنده:
ثامر هاشم حبيب عميدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين نوشتار، كتاب دفاعٌ عنِ الكافى، تأليف ثامر هاشم حبيب العميدى، از انتشارات مركز الغدير للدراسات الإسلامية قم (۱۴۱۵ ق) به صورت اجمالى معرفى گرديده است. نگارنده كتاب سعى كرده است تا تهاجم هاى گسترده به كتاب شريف الكافى در طول تاريخ را پاسخ گويد و شبهات و اشكالات وارده بر آن را نيز مطرح و رد نمايد. العميدى، ضمن بيان جايگاه ويژه كتاب الكافى به برجستگى هاى مهم اين كتاب و نگارنده آن يعنى شيخى كلينى رحمه الله پرداخته و به بررسى اصطلاحات و مفاهيم عقلى مهم اين كتاب، در باب امامت و خلافت مى پردازد. وى همچنين ادّعاهاى علماى اهل سنّت در مورد تناقض و ضعف سند روايات مربوط به مهدويت در كتاب الكافى را مطرح و پاسخ مى گويد. در فرازهايى ديگر از كتاب، العميدى، به مباحث مربوط به بداء، تقيه، قضا و قدر، تحريف قرآن و تهمت هاى وارده از اهل سنّت را در اين زمينه ها مطرح مى كند و دلايل جاهلانه آنان را پاسخ مى گويد. وى براى پاسخ به اين ادّعاها از منابع مهم شيعى و اهل سنّت، بهره گرفته است. كتاب ارزشمند الكافى، تأليف أبو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۰ق )از مهم ترين منابع شيعه و متقن ترين آنها بعد از قرآن، از وجهه و اعتبار خاصى در ميان علما و دانشمندان و همچنين عامه شيعيان، برخوردار است. اين اعتبار و ارزش، مديون دقّت و تتبّع شيخ كلينى، در ميان منابع دست اوّل شيعه و گزينش آنها به بهترين شيوه، و گردآورى و تنظيم و سازماندهى آنها در اين مجموعه گران قدر است. از آن جا كه هر آنچه پر اهميت باشد و از محوريت بيشترى برخوردار باشد، بالطبع، از طعن و هجمه بيشترى نيز بهره مند خواهد شد و اين هجمه ها، آن گاه فزونى خواهند يافت كه كتاب، محور و معرّف مذهب و عقايد مذهبى فرقه اى دينى باشد، لذا از هر وسيله اى، در آسيب زدن و بى اهميت ساختن آن، كوتاهى نخواهد شد. كتاب ارزشمند الكافى نيز از اين گروه از كتب است. اين كتاب، بسيار مورد تهاجم و حمله قرارگرفته است و نويسنده دانشور و گران قدرى چون ثامر هاشم حبيب العميدى، در دفاع از الكافى و پاسخگويى به شبهات و اشكالات وارد بر آن، دست به قلم برده و قسمتى از عمر خود را صرف تحقيق و تفحص در اين زمينه كرده است. ايشان قبل از دفاع عن الكافى، با بررسى در الكافى، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى ـ الفروع را تأليف كرده اند كه البته اين تأليف، محصول پايان نامه ايشان در دوره كارشناسى ارشد بوده است. ۱ ايشان با برخوردارى از اين پشتوانه علمى و پژوهشى در الكافى، دست به نگارش كتاب دفاع عن الكافى زده است. ما نيز در اين نوشتار، بر آنيم تا معناى توصيفى اى از اين كتاب، ارائه دهيم. كتاب دفاع عن الكافى در دو جلد نگارش يافته است كه جلد اوّل آن، ۷۶۸ صفحه و جلد دوم آن، ۷۸۹ صفحه است. جلد اوّل، شامل آشنايى مختصرى با الكافى و نويسنده اش و بحثى مقدماتى درباره امامت و خلافت است كه اين مبحث، حدود يكصدوهفتاد صفحه از كتاب را به خود اختصاص داده است. پس از آن، باب هاى كتاب شروع مى شود كه شامل دو باب است: باب اوّل آن، در چهار فصل و باب دوم، در سه فصل ـ كه شرح و توضيح فصول و ابواب، در ادامه خواهد آمد ـ. در ابتداى كتاب، العميدى، به بيان جايگاه كتاب الكافى در ميان شيعيان دوازده امامى مى پردازد و امتيازات ويژه الكافى را بر مى شمرد كه از آن جمله اند: برجستگى و شاخص بودن مؤلّف آن كه ضمن اين ويژگى، دوران غيبت صغرا و نوّاب اربعه را درك كرده است و اين، خود بيانگر فاصله زمانى كم با مصادر اوّليه روايات است. ويژگى ديگر، آن كه كتاب الكافى، اوّلين كتابى است كه در آن، روايات به اين گستردگى در كنار هم گرد آمده اند. اهتمام مؤلّف، به ذكر اسناد احاديث، از ديگر عوامل اهميت و اعتبار اين كتاب است. نويسنده، ويژگى بارز ديگر را استفاده فراوان از شواهد قرآنى، خصوصا در بخش اصول آن مى داند. در اين فصل، ستايش هاى بزرگان از الكافى و مؤلّف آن نيز ذكر شده است. نويسنده در ادامه مى گويد: بيان اين ويژگى ها نه به معناى صحّت همه احاديث در الكافى است و البته از انصاف هم به دور است كه به خاطر برخى از احاديث ضعيف در الكافى، آن را وسيله اى براى هجمه و طعن در كل كتاب، در دست گرفت. در ادامه، شرح حال مختصرى از زندگى ثقة الاسلام كلينى و اساتيد او ارائه مى دهد و سپس وارد مباحث مقدماتى، درباره امامت و خلافت مى شود. ابتدا به بررسى اصطلاحات امام، خلافت و خليفه مى پردازد و وجوب تعيين امام را مى آورد. در ادامه، ادلّه تعيين امام و صفات امام و وجوب شرط عصمت و تعريف عصمت را مطرح مى كند. در اين قسمت، دلايل عقلى بر عصمت امام را موضوع قرار مى دهد و سه «دليل عقلى» براى عصمت امام و چند آيه نيز به عنوان «دليل نقلى» ذكر مى كند كه از آن جمله است: آيه ۲۴ سوره يوسف، آيه ۱۲۴ سوره بقره، و آيه تطهير كه درباره اين آيه، اندكى بحث و بررسى كرده اند و ادّعايى كه شأن نزول آيه مذكور را در حقّ زنان پيامبر مى داند، پاسخ مى دهد. پس از آن، ادلّه نص و تعيين را شرح مى دهد كه ادلّه نقلى آن را به دو قسمت قرآن و سنّت تقسيم مى كند و براى هر كدام، شواهدى را ذكر مى كند. در ادامه، احاديث شريف «ثقلين»، «منزلت» و «دار» را به همراه دلالت هاى آنها بيان مى كند. بعد از آن، باب اوّل و فصل اوّل كتاب، با تحليلى بر انديشه مهدويت آغاز مى شود و اوّلين موضوع پس از تحليل مقدماتى، مستشرقان و مهدويت است. نويسنده در اين بخش، نظريات مستشرقانى چون: گلدزيهر و فلوتن را مطرح مى كند كه معتقد بوده اند پيدايش انديشه مهدويت، نتيجه ظلم عباسيان بر شيعيان است. در ادامه، نظر آن دسته از اهل سنّت را كه مهدويت را افسانه مى پندارند و مى گويند: «اسباب و پيدايش اين انديشه در سه گزينه زير خلاصه مى شود: يك. جهل و عقب ماندگى شديد مسلمانان؛ دو. تقليد كردن از يهود و نصارى؛ سه. فشارهاى سياسى و فقدان عدالت اجتماعى»، مطرح مى كند و به همه اين شبهه ها و ايرادات، پاسخ مى دهد. در فصل دوم، احتجاجات اهل سنّت در ردّ احاديث مهدويت را مطرح مى كند. آن احتجاجات، از اين قبيل است: ۱. تضعيف احاديث مهدويت توسط ابن خلدون؛ ۲. ناقد احاديث مهدويت بودن صحيحين؛ ۳. اختلاف و تعارض احاديث مهدويت. نويسنده به همه اين احتجاجات، پاسخ هايى بر اساس كتب روايى شيعه و اهل سنّت، عرضه مى دارد. دليل و خرده ديگر مستشرقان و اهل سنّت درباره مهدويت، عدم معقوليت احاديث مهدى عليه السلام است كه ثامر هاشم، اين شبهه را با طرح مسائلى چون تفاوت بين محال عقلى و محال عادى و ارائه نمونه هاى تاريخى دال بر امكان اين حقيقت، پاسخ مى دهد. در فصل سوم، مؤلّف، نام تعدادى از علما و دانشمندان اهل سنّت را كه قائل به تواتر احاديث مهدويت هستند، با ذكر منبع، آورده است. تا اين جاى كتاب، به كلّيت و اصل مهدويت وخدشه و ردّ آن از سوى عامه و مستشرقان پرداخته بود؛ ولى در آخرين فصل از اين باب، موضع گيرى هايى كه با محوريت مهدويت در الكافى است، مطرح مى شود و در صدد پاسخگويى و رفع ابهام بر مى آيد. از جمله ادعاهايى كه بر كتاب الكافى شده است آن كه: ضعف احاديث مهدويت، به كتاب هاى جَفر و الكافى مرتبط است. نويسنده با سيزده پاسخ قاطع، اين ادّعا را از بنيان رد مى كند و بطلان آنها را به خوبى اثبات مى كند. در ادامه، ادعاهايى چون: «تناقض در احاديث مهدويت در الكافى»، و بى اعتبار خواندن احاديثى چون «أنّ الأرض لا تخلو من حجّة» و«من مات ولم يعرف إمام زمانه...» و «حكم المهدى كحكم داوود» را ذكر مى كند و با استفاده از منابع شيعه و اهل سنّت و گزارش هاى تاريخى، به همه اين ادّعاها پاسخ هايى محكم مى دهد. نويسنده، با استفاده از چند روايت در برابر بهتانى كه به روايات مهدويت وارد مى كنند و مى گويند: «احاديثى كه در شأن امام مهدى عليه السلام در الكافى آمده، دين رسول خدا را از بين برده است و به دين يهود باز مى گردد». اين گونه پاسخ مى دهد: قائلان به اين عقيده، جاهل هستند؛ چرا كه نسخ، حكمى است كه بعد از منسوخ مى آيد، نه همراه آن واگر دو دليل با هم باشند، نسخى صورت نگرفته است. اسلام، چون بعد از يهود آمده است، پس اسلام، ناسخ آن است، نه يهوديت ناسخ اسلام آن. نويسنده، پاسخ منكران ولادت امام عليه السلام را با تقسيم بندى دلايل، به ادلّه قبل از ولادت امام و ادلّه بعد از ولادت امام و نقل هاى تاريخى اى كه شواهد خوبى براى ولادت امام هستند، با بحثى تقريبا جامع و مفصّل ادامه مى دهد وحتى از اعترافات اهل سنّت نيز يارى مى جويد. مبحث سرداب و انكار طول عمر امام مهدى (عج) و تمسخر كردن علامات ظهور و تفسير آيه ۳۳ سوره رعد، بخش پايانى باب اوّل در جلد اول كتاب دفاع عن الكافى است. باب دوم كتاب، اصل «تقيّه» است؛ اصلى كه شيعه را از نابودى و اضمحلال، نجات داده و به خاطر اهمّيت و اعتبار آن در حفظ و بقاى شيعه، در دوران هاى سخت و فشار و خفقان هاى شديد، مورد تهاجم قرار گرفته است، تا آن جا كه حتّى آن را مساوى «نفاق» مى دانند. به همين دليل، نويسنده كتاب، در ابتداى فصل اوّل در باب دوم، بحثى مفصّل درباره ارتباط تقيّه و نفاق دارند و تفاوت مهم نفاق و تقيّه را بدين صورت، مطرح مى كند: «نفاق، حالتى است با رضايت و اظهار ايمان در زبان و پنهان داشتن كفر و نفاق، كه اين حالت، بسيار نفرت انگيز است؛ ولى تقيّه، پايدارى بر حق و ايمان است، در حالى كه خلاف آن اظهار مى شود و اين اظهار، به خاطر پاسدارى از دين و جان و آبرو و مال است». موضوع فصل دوم، ائمّه و تقيّه است كه در آن، شبهات اين مسئله را يك به يك، با پاسخ هاى مستدل و منطقى، رد مى كند، مانند اين شبهه كه: «با توجّه به اين كه مذهب شيعه و ائمّه، تقيّه را جايز و بلكه واجب مى دانسته اند، پس حقيقت احكام و فتواى آنها دقيق و مشخص نيست؛ چرا كه ممكن است يك فتوا از سر تقيّه، صادر شده باشد و حقيقت آن فتوا، آن گونه كه گفته نباشد». شبهه ديگر آن كه: «شيعه و ائمّه آنها، تقيّه را مطرح كرده اند كه با آن، اختلافات و تناقضات ميان احاديث خود را توجيه كنند». در جواب اين اتّهام، ضمن دادن پاسخ هاى قرآنى و عقلى، به تحليل اختلافات در اقوال اهل بيت عليهم السلام پرداخته، اقسام اختلاف در كلام را ـ كه اختلاف تنوّعى و تضادى است ـ ذيل همين موضوع مطرح مى كند و اين اختلاف ها را در احاديث الكافى، به طور كامل نفى مى كند. در فصل سوم و آخرين فصل از آخرين باب جلد اوّل، به شرح و توضيح تعدادى از احاديث تقيّه مى پردازد كه از لابه لاى آنها حقّانيت و استوارى احاديث تقيّه، به اثبات مى رسد. در قسمت پايانى اين فصل، به بررسى احاديث «كتمان» مى پردازد كه اين فصل نيز به نوبه خود، از اهمّيت علمى بالايى برخوردار است.
دفاع عن الكافي المجلد 2
نویسنده:
ثامر هاشم حبيب عميدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين نوشتار، كتاب دفاعٌ عنِ الكافى، تأليف ثامر هاشم حبيب العميدى، از انتشارات مركز الغدير للدراسات الإسلامية قم (۱۴۱۵ ق) به صورت اجمالى معرفى گرديده است. نگارنده كتاب سعى كرده است تا تهاجم هاى گسترده به كتاب شريف الكافى در طول تاريخ را پاسخ گويد و شبهات و اشكالات وارده بر آن را نيز مطرح و رد نمايد. العميدى، ضمن بيان جايگاه ويژه كتاب الكافى به برجستگى هاى مهم اين كتاب و نگارنده آن يعنى شيخى كلينى رحمه الله پرداخته و به بررسى اصطلاحات و مفاهيم عقلى مهم اين كتاب، در باب امامت و خلافت مى پردازد. وى همچنين ادّعاهاى علماى اهل سنّت در مورد تناقض و ضعف سند روايات مربوط به مهدويت در كتاب الكافى را مطرح و پاسخ مى گويد. در فرازهايى ديگر از كتاب، العميدى، به مباحث مربوط به بداء، تقيه، قضا و قدر، تحريف قرآن و تهمت هاى وارده از اهل سنّت را در اين زمينه ها مطرح مى كند و دلايل جاهلانه آنان را پاسخ مى گويد. وى براى پاسخ به اين ادّعاها از منابع مهم شيعى و اهل سنّت، بهره گرفته است. كتاب ارزشمند الكافى، تأليف أبو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۰ق )از مهم ترين منابع شيعه و متقن ترين آنها بعد از قرآن، از وجهه و اعتبار خاصى در ميان علما و دانشمندان و همچنين عامه شيعيان، برخوردار است. اين اعتبار و ارزش، مديون دقّت و تتبّع شيخ كلينى، در ميان منابع دست اوّل شيعه و گزينش آنها به بهترين شيوه، و گردآورى و تنظيم و سازماندهى آنها در اين مجموعه گران قدر است. از آن جا كه هر آنچه پر اهميت باشد و از محوريت بيشترى برخوردار باشد، بالطبع، از طعن و هجمه بيشترى نيز بهره مند خواهد شد و اين هجمه ها، آن گاه فزونى خواهند يافت كه كتاب، محور و معرّف مذهب و عقايد مذهبى فرقه اى دينى باشد، لذا از هر وسيله اى، در آسيب زدن و بى اهميت ساختن آن، كوتاهى نخواهد شد. كتاب ارزشمند الكافى نيز از اين گروه از كتب است. اين كتاب، بسيار مورد تهاجم و حمله قرارگرفته است و نويسنده دانشور و گران قدرى چون ثامر هاشم حبيب العميدى، در دفاع از الكافى و پاسخگويى به شبهات و اشكالات وارد بر آن، دست به قلم برده و قسمتى از عمر خود را صرف تحقيق و تفحص در اين زمينه كرده است. ايشان قبل از دفاع عن الكافى، با بررسى در الكافى، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى ـ الفروع را تأليف كرده اند كه البته اين تأليف، محصول پايان نامه ايشان در دوره كارشناسى ارشد بوده است. ۱ ايشان با برخوردارى از اين پشتوانه علمى و پژوهشى در الكافى، دست به نگارش كتاب دفاع عن الكافى زده است. ما نيز در اين نوشتار، بر آنيم تا معناى توصيفى اى از اين كتاب، ارائه دهيم. كتاب دفاع عن الكافى در دو جلد نگارش يافته است كه جلد اوّل آن، ۷۶۸ صفحه و جلد دوم آن، ۷۸۹ صفحه است. جلد دوم اين كتاب، در ادامه همان جلد اوّل، در دو باب آمده كه باب سوم آن، داراى چهار فصل و باب چهارم، داراى سه فصل است. باب سوم اين كتاب، در مورد «بداء» است. در اين جا نيز ابتدا بررسى لغوى و اصطلاحى اين واژه، ارائه شده است و سپس سوء برداشتى را كه از بداء شده، آورده است. در ادامه، نويسنده، اتّهاماتى كه با محوريت بداء، بر شيعه وارد ساخته اند، يكى يكى بر مى شمرد و بدانها پاسخ مى گويد كه در اين جا، فهرستوار، به اين اتّهامات و پاسخ ها اشاره مى كنيم: از جمله آن اتهامات: ۱. بداء، عقيده يهود است. وى، با مطرح كردن اين بحث كه يهود، خود، نسخ و بداء را انكار مى كنند، دلايل ديگرى هم براى ردّ اين اتّهام، آورده است. ۲. اصل بداء را ائمّه شيعه ـ كه از آنها به رافضه تعبير مى كنند ـ، وضع كرده اند. مؤلّف در اين جا با اشاره به اين كه در نزد خود اهل سنّت، امكان تغيير قضا وقدر وجود دارد، به آن پاسخ مى دهد و براى تبيين اين كلام، به نقل دو حديث از انس بن مالك ـ كه در صحيح البخارى آمده ـ مى پردازد كه در آنها تغيير قضا و قدر، به صراحت، آمده است. در ادامه، هشت حديث ديگر از بخارى (با نقل هاى متعدّد از راويان مختلف) را يك به يك مطرح و بررسى مى كند. سپس وارد مبحث محو و اثبات در نظر مفسّران اهل سنّت مى شود و بيان مى دارد كه همه صحابه و در رأس آنها عمر بن الخطّاب، به محو و اثبات، اعتقاد داشته اند و اين مطلب را از تفسير آيه ۳۹ سوره رعد: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ»، از منابع خود آنان مى آورد. فصل دوم اين باب، با متّهم كردن شيعه به «نسبت جهل دادن به خداى تعالى» آغاز مى شود كه ابتدا اقوال آنان را مطرح مى كند و سپس در پى ردّ آنها بر مى آيد و براى اين كار، ابتدا از قرآن، سپس از سنّت (با بيان سيزده قول از معصومان) و در آخر، از قول علماى شيعى با نقل بيست قول از بيست نفر علما، دالّ بر اين كه هيچ يك، قائل به جهل خداى تعالى در قبول بداء و محور اثبات نيستند، استفاده مى كند و بيان مى دارد كه بزرگان شيعه، چون شيخ صدوق، شيخ مفيد و شيخ طوسى، بر تكفير قائلان به جهل خدا فتوا داده اند. در ادامه، عقيده شيعيان را در صفات خدا مطرح مى كند كه هر چند اين بحث فلسفى است، ولى با بياناتى روشن و روان، اين بحث را به خوبى مطرح نموده، دامن شيعه را از اين اتّهام، پاك مى كند. فصل سوم اين باب، به موضع گيرى شيعه در مورد بداء و مفهوم آن نزد شيعيان مى پردازد كه بداء را نسخ در تكوين مى دانند و اين اعتقاد را به صحابه نيز نسبت مى دهند. مطلب چشمگير اين فصل، همان بيان و نقل اعتقاد بزرگان شيعه، درباره مسئله بداء است. فصل چهارم اين باب، به بيان و بررسى احاديث در بداء، اختصاص دارد. دسته اوّل اين احاديث، در اهميّت بداء است كه به نقل پنج حديث در آن زمينه مى پردازد و در ادامه، به طرح هاى بنيادى اى چون: دلايل اعتقاد به بداء، نتيجه اين اعتقاد، قبول داشتن خداى تعالى به طور جزم و نيز آزادى انسان در انتخاب سرنوشت و... مى پردازد. دسته دوم احاديث اين فصل، شامل رواياتى در تفسير برخى از آيات قرآن است كه نويسنده، مطالبى را در اين خصوص، استنتاج و استخراج كرده و به منصّه ظهور رسانيده است. دسته سوم احاديث، در بيان و تشريح انواع «قضا» است. در اين قسمت، نويسنده، به ذكر چهار حديث مى پردازد و در ادامه، قضا را به دو دسته تقسيم مى كند: قضايى كه فقط خدا از آن اطلاع دارد و قضايى كه خدا آن را به مقرّبان نيز ياد مى دهد كه در اين قسمت، برخى از اعترافات اهل سنّت، درباره قضاى موقوف نيز آورده شده است. گونه چهارم احاديث اين فصل، در «نفى جهل از خداى تعالى» است كه در اين جا نيز چهار حديث نقل شده است. در ادامه، چند حديث ديگر درباره «بداء در امامت» آورده و مى گويد: در امر امامت، بداء نيست و امامت از قضاياى محتوم است. وى با آوردن چند روايت، اين مطلب را نقد و بررسى مى كند. باب چهارم اين كتاب، به «شبهه تحريف قرآن كريم» اختصاص دارد. در ابتداى اين باب نيز به روش گذشته، ابتدا تعريفى از تحريف (چه در لغت و چه در اصطلاح) ارائه شده است و انواع تحريف (تحريف ترتيبى، تحريف معنوى و تحريف لفظى) را برشمرده است. در ادامه، نويسنده، اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به تحريف قرآن است»، مورد بررسى و نقد قرار مى دهد. قائلان اين كلام مى گويند: «شيعيان معتقدند در قرآن، آياتى وجود داشته است كه به صراحت، به مسئله امامت اشاره كرده است، وليكن تحريف يا حذف شده است». العميدى، در ردّ اين اتّهام، ابتدا آياتى را كه به مسئله امامت اشاره دارند و حذف و تحريف نشده اند، بيان مى كند، مثل: آيه ۵۵ سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَ كِعُونَ». و نيز آيه هفده سوره هود و آيه هفت سوره بيّنه و آيه ۲۴ سوره صافّات كه به اعترافات اهل سنّت، در شأن اهل بيت عليهم السلام نازل شده اند. پس از آن، به سنّت نبوى اشاره مى كند و مى گويد: «بر فرض كه هيچ آيه اى در قرآن، دالّ بر ولايت حضرت على عليه السلام نباشد، مگر در سنّت نبوى، به اين مسئله، كم اشاره شده است ؟» و بر اين مسئله، چندين شاهد ذكر مى كند. در اين ميان، تعدادى از احاديثى كه در كتب اهل سنّت، به رهبرى و امامت حضرت على عليه السلام بعد از رسول اكرم صلى الله عليه و آله اشاره دارند، مطرح كرده، كه البته اين روايات، به طور آشكار، دلالت بر امامت ندارند، بلكه از شأن و فضيلت ايشان خبر مى دهند. اتهام ديگر آن كه، ادعاى تحريف را به ائمّه شيعه نسبت مى دهند كه در جواب اين تهمت، بار ديگر از قرآن و سنّت، دلايل و شواهدى در نقض كلام آنها ذكر مى كند. نويسنده، در اين زمينه، به مناسبت، به ماجراى «وضع» و «وضّاعان» در اهل سنّت مى پردازد و به قضيه وضع در زمان صحابه و تابعيان نيز اشاره اى دارد. در پايان، چندين نمونه از حديث هاى موضوع را گزارش مى دهد و تعدادى از وضّاعان چون: ابو هريره، عمرو بن العاص، مغيرة بن شعبه و... را معرفى مى كند و به نقد و بررسى احاديث نقل شده از آنها مى پردازد. اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به صحّت همه احاديث در الكافى است»، تكذيب مى كند و مى فرمايد: «منشأ اين افترا، آلوسى است كه از بهتان به شيعه، دريغ نورزيده است». در ادامه، نظر عدّه اى از علماى شيعه را درباره الكافى و نظر بزرگان اهل سنّت را درباره صحيح البخارى بيان مى دارد و اين دو ديدگاه را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. فصل دوم اين باب، به بررسى سندى و متنى روايات تحريف اختصاص دارد كه در اين قسمت، به شكل گسترده، ۶۱ روايت را نقل كرده و بررسى سندى و متنى انجام داده است كه اين كار، به نوبه خود، از اهمّيت فقه الحديثى ويژه اى برخوردار است. فصل سوم اين باب، به تحريف در نزد اهل سنّت اختصاص دارد و انواع تحريف را در كتب آنها مطرح مى دارد: الف. تحريف آنچه متعلّق به حروف قرآن است. ب. تحريف آنچه متعلّق به كلمات قرآن است. ج. تحريف آنچه مربوط به آيات قرآن است. د. تحريف آنچه مربوط به سوره هاى قرآن است. ه. تحريف آنچه متعلّق به كل قرآن كريم است. آنان معتقدند قرآن، افزون بر بيست ميليون حرف داشته، ولى تحريف شده است كه نويسنده كتاب براى هر قسم از انواع تحريف، نقلى از كتب اهل سنّت، ذكر مى كند. در پايان كتاب، خلاصه مباحث و نتيجه گيرى كلى، در ۴۱ صفحه آمده است. نويسنده براى تأليف اين كتاب، از ۶۷۴ مأخذ مهمّ اهل شيعه و اهل سنّت، بهره گرفته است و اين، خود، هرچه بيشتر به غنا و ارزش علمى و پژوهشى كتاب افزوده است. روش و منش نويسنده در اين كتاب، اين بوده است كه مستدل و مستند سخن بگويد. به اعتقاد نگارنده، دفاع عن الكافى، كتابى است كه به خوبى توانسته است از ساحت مقدّس تشيّع دفاع كرده، دامن پاك شيعه را از بهتان ها و افتراهايى كه به ناحق و از روى كينه ورزى به شيعه و شيعيان روا مى دارند، پاك كند.
ولایت تکوینی (تصرفات تکوینی) امامان از منظر اندیشمندان مدرسه کلامی قم، با تکیه بر آراء برقی، کلینی و صدوق
نویسنده:
محمدمهدی مطهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئلۀ ولایت تکوینی امامان(ع) همواره در میان صاحب نظران و اندیشمندان امامیه مورد مناقشه بوده است. بررسی چنین مسئله ای علاوه بر اینکه در شناخت مقام امام، حائز اهمیت است، در ترسیم و شناسایی خط فکری صحیح امامیه نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. مدرسۀ قم با تنوع روش و خطوط فکری، درحالی که در مبارزه با غلو شهرت دارد، این حوزه از مباحث امامتی را به صورت گسترده مطرح کرده است. این مقاله به بازشناسی باور سه تن از شخصیت های برجستۀ مدرسۀ قم، یعنی احمد برقی و شیخ کلینی و شیخ صدوق در موضوع ولایت تکوینی می‌پردازد و با کشف منظومۀ فکری مشایخ قم در مسئلۀ تصرفات تکوینی امامان، به این نتیجه می‌رسد که نه تنها اصل تصرفات تکوینی امامان مورد پذیرش مشایخ مدرسۀ قم بوده بلکه به صورت گسترده و با تنوع موضوعات به نقل روایات این مسئله پرداخته اند.
صفحات :
از صفحه 155 تا 179
حدیث قرب نوافل، مفهوم‌شناسی و کاربرد آن در تفسیر تسنیم
نویسنده:
طاهره ناجی صدره، علی اكبر ربیع نتاج، عباس اسماعیلی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد,
چکیده :
از برجسته‌ترین جلوه‌های عرفانی تفسیر تسنیم، استناد مکرر مفسر به حدیث قدسی «قرب نوافل» است؛ این حدیث که در بین عارفان و اهل معنا بسیار مشهور است، بر این معنا تکیه دارد که انسان در اثر انجام نوافل، محبوب خدا شده و در نتیجه، پروردگار متعال مجاری ادراکی و تحریکی او را بر عهده می‌گیرد. این پژوهش از طریق بررسی مهم‌ترین موارد استناد مفسر به حدیث مزبور و مقایسه با نوع استناد دیگر تفاسیر به‌ویژه تفاسیر عرفانی، بر آن است تا جایگاه ویژه و بدیع آن را در تسنیم به عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های روایی و عرفانی آن نشان دهد؛ جلوه‌ای که مبانی عرفان اسلامی در آن با تکیه بر سنت صحیح ارائه شده است. شرح دقیق مراد آیات، حل معضلات تفسیری و پاسخ به برخی از شبهات مربوط به عصمت انبیا و ائمه علیهم السلام به استناد حدیث قرب نوافل، از مصادیق کاربرد این حدیث در تفسیر تسنیم است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 148
بررسی تطبیقی نمودهای خودشکوفایی در قرآن و روان‌شناسی
نویسنده:
علیرضا بخشایش
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان,
چکیده :
افراد در جامعه با یکدیگر متفاوتند. هر کدام هدف خاصی را دنبال می­کنند و بر این اساس هدف، روش و مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب می­کنند. برخی افراد، بسیار معتقد و مستحکم هستند و در عین حال که در زندگی شخصی موفق­اند و استعدادهای وجودی خود را شکوفا کرده­اند، در جامعه نیز افرادی خلاق و حامی دیگران هستند. آنها انسان­های کامل و خود ساخته‌ای هستند که در روان­شناسی انسان­گرایی (نیروی سوم)، به آنها انسان‌های خودشکوفا گفته می­شود. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه­ای به توصیف ویژگی­های خودشکوفایان از منظر قرآن و روان­شناسی پرداخته می­شود و در عین حال، کوشش می­شود تا معیارهای جامعی بر اساس آیات قرآن برای خودشکوفایی ارائه گردد. با بررسی جامع آیات در تفاسیر قرآن، نتایج مؤید آن است که انسان کامل، انسانی است که علاوه بر انجام واجباتی مانند نماز، زکات و ترک گناه و معصیت، مسؤولیت­هایی را بر عهده می­گیرد که فراتر از وظایف مؤمنان است. او کسی است که در جهت تکامل فردی و اجتماعی می­کوشد. با توجه به جامع بودن دیدگاه قرآن و نظر به جهانی بودن رسالت آن، شایسته است که دیدگاه قرآن به­جای نظریه­های مطرح شده توسط بشر در زمینه خودشکوفایی استفاده شود.
صفحات :
از صفحه 57 تا 72
مقاصد انسانی شریعت در فقه امامیه
نویسنده:
مهدی شوشتری، حسین ناصری مقدم، حسین صابری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی,
چکیده :
مقصدهای شریعت از موضوعات مهمی است که مبانی آن در قرآن و دیگر منابع فقه مطرح شده است؛ نظریه‌ای که با نفوذ در اجتهاد یکی از عوامل پویایی و اثبات کارآمدی آن به‌ شمار می‌رود. مقاصد شریعت تقسیم‌بندی‌های فراوانی دارد، از جمله: تقسیم به ضروریات، تحسینیات، احتیاجات و نیز تقسیم به حوزه‌های چهارگانه که شامل مقاصد مربوط به فرد، خانواده، امت و انسان می‌شود. آنچه در این نوشتار مطرح می‌شود، مقاصد انسانی شریعت است. اسلام در کنار نگاه ویژه‌ای که به مؤمنان و مسلمانان دارد، مقاصد انسانی را نیز جدای از دین و مسلک مردم مد نظر قرار داده است. حفظ نفس، حفظ عقل، حفظ آبرو، حفظ نسب، حفظ امنیت، اقامه عدل، نوع‌دوستی، تحقق جانشینی عام انسان در زمین، محقق‌کردن صلح جهانی و احترام به شرافت ذاتی انسان، اهداف انسانی هستند که شارع از وضع قوانین مد نظر داشته است.
صفحات :
از صفحه 205 تا 222
طرحى نو در طبقه بندى اسمای الهى و ارتباط بین آنها
نویسنده:
مهدی افتخار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
مساله تطبیق نظام پیوسته ظهور عوالم با نظام کمالات الهی، که در قالب اسمای الهی از آن سخن گفته می شود، از قدیمی ترین مسایل حکمت الهی و عرفان بوده و سعی اهل عرفان در شناسایی پدیده ها، بر شناخت ارتباط آن ها با صفتی از صفات علیای خداوند متمرکز شده که مبدا ظهور آن بوده است. این مقاله در پی جمع آوری و طراحی اصول و بیان مفاهیمی است که درک بهتر معانی اسمای الهی و ارتباط بین آن ها و ترتیب تنزل آن ها را امکان پذیر نموده، بازخوانی جدیدی از نور، حیات و جایگاه جلال و جمال و طبقات اسمای الهی و ترتیب نزول آن ها را با جمع بندی بین کلمات اهل عرفان و قرآن مجید و کلام اهل بیت علیهم السلام ارایه می دهد.
صفحات :
از صفحه 83 تا 104
تحلیل متناقض نمایِ «ثبوت عقول مجرده درصقع ربوبی در عین اثبات ماهیت برای عقول»، از منظر صدرالمتالهین
نویسنده:
محمد حسین وفائیان، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
بنابر قاعده ترکب هر ممکنی از وجود و ماهیت، ماهیت به معنای منطقی خود یا همان حد الشیء، برای تمامی ماسوی الله که ممکن هستند ثابت است. همچنین برهان های اثبات توحید واجب الوجود نیز، غیر از واجب الوجود واحد را متصف به امکان ذاتی می نمایند. با این حال و طبق تصریحات صدرالمتالهین، جایگاه عقول مجرده در صقع ربوبی بوده که طبق اذعان ایشان، مقام «أمر» و خلوّ از امکانات ماهوی است. مساله اصلی این پژوهش، تبیین دقیق این تناقض ظاهری بوده که بر اساس شیوه تحلیلی – توصیفی و در ضمن اشاره به کلماتی از صدرالمتالهین در اثبات و نفی ماهیت از مفارقات نوریه صورت می پذیرد. پس از تبیین تناقض ظاهری، سعی بر بیان رهیافتی برای جمع بین اثبات و نفی ماهیت از عقول مجرده می شود که همانا پیشنهاد معنایی متفاوت از ماهیت منطقی بوده که أعم از آن نیز می باشد. معنا مذکور «مطلق تعین وجودی» است که با استفاده از آن، مواضع اثبات و نفی ماهیت از عقول توجیه و تبیین می گردد.
صفحات :
از صفحه 101 تا 118