مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 8
اندیشه‌های نومعتزله و تعلیم و تربیت
نویسنده:
پروانه ولوی; احمد دارم; محمدجعفر پاک سرشت; مسعود صفایی مقدم؛ علی محمدحسین زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تحلیلی اندیشه¬های نومعتزله و استخراج استلزام‌های تربیتی آن می‌باشد. در این مقاله تصریح شده است که دغدغۀ اصلی نومعتزلیان یافتن عوامل پیشروی و بازسازی دنیای اسلام است. از دیدگاه آنها، اسلام عامل عقب‌ماندگی مسلمانان نیست، بلکه این تفسیرها و فهم¬های نادرست از اسلام و نادیده گرفتن جایگاه عقل است. از مهم‌ترین مبانی نومعتزلیان، علم‌گرایی و سکولاریسم است. نومعتزلیان بر این باورند که اسلام می¬تواند با مدرنیته، حقوق بشر، دموکراسی و عقلانیت سازگار باشد. نتایج نشان داد که در تعلیم و تربیت نومعتزله آنچه مورد تأکید است عبارت‌اند از: تأکید بر آزادی در تعلیم و تربیت به ویژه آزادی آکادمیک، عدالت آموزشی، تشویق عقلانیت و تفکر، نوآوری، استفاده از روش‌های گفتگو، نقد و مباحثه در تعلیم و تربیت، تأمین فرصت آموزشی برابر برای مردان و زنان، طرفداری از تحقیقات علمی و بنیادی برای حل بحران¬های جامعه معاصر، مبارزه با جهل و خرافات، توجه به همه جنبه¬های آدمی در تعلیم و تربیت، تأکید بر استقلال و عدم وابستگی نظام آموزشی به ویژه دانشگاه به هیچ نهاد یا حزب دولتی یا دینی است.
تحلیل ویژگی های انسان تربیت شده در مکتب اگزیستانسیالیسم
نویسنده:
محمدجواد غلامی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهاین مطالعه با هدف وضوح‌بخشی به نوع و چگونگی ارتباط منطقی میان اصول فلسفی مکتب اگزیستانسیالیسم و نظریات تربیتی این مشرب فکری صورت گرفته است. مسئله‌ای که مورد مطالعه قرار گرفته این است که آموزه‌های تربیتی موجود در حوزه‌ی آموزش‌و‌پرورش اگزیستانسیالیستی و ویژگی‌های انسان تربیت شده به عنوان نتیجه‌ی آن، تا چه میزان بیان‌گر مبانی فلسفی و تئوریک تفکر اگزیستانس و خصیصه‌های انسان ایده‌آلی هستند که فلاسفه هستی گرا به عنوان انسان اگزیستانسیالیست به توصیف آن پرداخته‌اند. در گام نخست با بهره‌گیری از تکنیک کتابخانه‌ای، مبانی و اصول کلی مکتب فلسفی اگزیستانسیالیسم مشخص گردید، سپس مولفه‌ها و خصیصه‌های اصلی انسان مورد نظر فلاسفه‌ی هستی‌گرا طبق اصول هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناسی و انسان‌شناسی استنباط و با توجه به رویکرد استنتاجی در استخراج نظریات تربیتی از اصول فلسفی این مکتب، آموزش و پرورش مورد نظر اگزیستانسیالیست‌ها شامل اهداف، محوا و برنامه درسی، روش‌ها، روابط فراگیر و معلم توصیف شده است. در نهایت با روش تحلیلی _ انتقادی میزان دفاع‌پذیری منطقی از دلالت‌‌های تربیتی اگزیستانسیالیسم بر اساس اصول کلی، تئوریک و فلسفی مکتب اصالت‌وجود در یک ارتباط دوسویه بررسی شد که مشخص گردید در مسیر شکل‌گیری نظریات فلسفی مکتب اگزیستانسیالیسم که در رابطه با انسان صادر می‌شوند و حکم نظریه تربیتی را دارند، مطلقاً شرایط منحصربه‌فرد، اجتماعی، سیاسی، خانوادگی و ویژگی‌های عاطفی و شخصیت فیلسوف اگزیستانس نقش تعیین کننده‌ دارند. به صورتی که فلسفه اگزیستانسیالیسم تحت تأثیر شرایط خانوادگی و مذهبی کهگور از فلسفه ایمانی و مذهبی آغاز و نهایتاً به الحاد، پوچی و خداناباوری سارتر ختم می‌شود. بنابراین مشخص شد انسانی که امروز و در عصر به اصطلاح پسامدرن از او به عنوان محصول دستگاه تربیتی اگزیستانسیالیسم یاد می‌شود، خصیصه‌های انسان مورد ادعای فلاسفه اگزیستانس از قبیل مسئولیت فردی، دغدغه‌مندی، هستی‌مندی و آزادی اصیل را در خود ندارد؛ چراکه صبغه آزدی لایتناهی، پوچی و بی‌غایتی فلسفه اگزیستانس در یک مسیر غیرقابل پیش‌بینی به تفکر به‌اصطلاح پست‌مدرن ختم می‌شود که نسبیت و ساختارگریزی را سپر تسامح و تساهل افراطی خود ساخته است.
بررسی تحلیلی اومانیسم سکولار و دلالت های تربیتی آن
نویسنده:
زینب نوری ممبنی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با هدف تبیین تربیت اومانیستی و تحلیل مفروضه های فلسفی آن بر اومانیسم سکولار متمرکز شد و با رویکرد و روش تحقیق تحلیلی و استنتاجی انجام گردید. اومانیسم یکی از پرنفوذ ترین گرایش های فکری در تمدن و فرهنگ غرب محسوب می شود. این گرایش سنگ بنای مدرنیته غرب به شمار می آید. اومانیسم در گرایش سکولاریستی خود با جایگزینی انسان به جای خدا، و معیار و میزان کردن انسان در هستی، در زمین? هستی شناسی، معرفت شناسی، ارزش شناسی و تمام امور و مسائل زندگی، دعاوی خاصی مبتنی بر محوریت انسان ارائه می دهد. تربیت اومانیستی نیز به تبع این جهان بینی و بینش، درصدد تربیت انسانی است که بدون هیچ واسطه و امری و به تنهایی و قائم به خویشتن (تمرکز بر خود و توانایی های درونی فرد و نه هیچ امر دیگری بیرون از خود)، بتواند به تحقق ذات خویشتن بپردازد و بدین گونه به فرمانروایی در هستی دست یابد. تحلیل ها نشان می دهد که اومانیسم با رویکرد خاص به محوریت انسان در هستی، در جستجوی خدایی کردن انسان در جهان می باشد؛ چرا که تمام مولفه ها، مبانی و اصول خود را با انسان تفسیر و ارزیابی می کند، انسان را ملاک نهایی و اصلی تمام زندگی می داند و می خواهد تمام هستی خادم انسان باشند و انسان به هیچ نحوی در خدمت هیچ کس یا چیزی نباشد. انسان را آغاز و انجام هستی می داند. حاصل این بینش چیزی جز رسیدن به مقام خدایی کردن انسان در هستی نمی باشد. معرفی خدایی کردن انسان در هستی به عنوان هدف غایی اومانیسم، ارائ? نتیج? یک قیاس محتوایی و ده اصل تربیتی اومانیستی، مهم ترین یافته های این پژوهش را تشکیل می دهند. این اصول عبارت اند از: آزادی مطلق، خردگرایی، تساهل و تسامح، لذت گرایی، منبع بودن انسان در ارزش ها، انکار وجود خداوند و معاد، اصالت علم، ابزاری بودن معرفت، و خاستگاه شناخت بودن انسان. آموزش و پرورش اومانیستی در راستای تحقق ذات خویشتن، می تواند با محوریت انسان از این اصول بهره برداری کند.
مقایسه انسان‌شناسی از دیدگاه مطهری و یاسپرس و مضامین آن در تعلیم و تربیت
نویسنده:
سیده‌الهام موسوی‌منش
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پژوهش، هدف کلی مقایسه انسان شناسی از دیدگاه یاسپرس و مطهری و مضامین تربیتی است. بدین منظور در این پژوهش از روش توصیفی – اسنادی بهره گرفته شده است. در این پژوهش به دنبال آن هستیم تا با توجه به اهمیت شناخت انسان و تاثیر شگرف آن در رشد فردی و اجتماعی به بررسی دیدگاه های یاسپرس و مطهری در این زمینه بپردازیم. با توجه سوالات پژوهش، این نتایج حاصل گردید. از نظر مطهری انسان موجودی مادی – معنوی است و با همه وجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد یک سلسله تفاوت های عمیق با آنها دارد. اما یاسپرس انسان را دارای چهار حالت می داند که عبارتند از: دازاین، آگاهی کلی، روح و هستی (اگزیستانس) است. که اوج این حالت ها، اگزیستانس است. یاسپرس و مطهری به دو منظومه فکری متفاوت تعلق دارند. لیکن هر دو بر ضرورت شناخت انسان تأکید دارند. در تفکر مطهری شناخت انسان در صدر شناخت هر امری است. ولی در تفکر یاسپرس نیز توجه به انسان و شناخت او وجود دارد و به اعتقاد او، انسان با شناختن وجود خود است که می تواند به خود آگاه شود و با دیگران ارتباط برقرار کند. مطهری و یاسپرس انسان را دارای نفس می دانند اما به طور کامل نمی توان آن را شناخت. مطهری برای شناخت نفس راه عرفا را پیشنهاد می کند. به این صورت که انسان برای شناخت کامل خویش باید به شناخت خداوند برسد. یاسپرس شناخت انسان را با دانش متعارف ناممکن می داند. او معتقد است در انسان چیزی وجود دارد که عین آزادی است و در دسترس معرفت عینی قرار ندارد. هر دو انسان را دارای ماهیتی از پیش تعیین شده نمی دانند و اعتقاد دارند که هر انسان به عنوان انسان منحصر به فرد است.
بررسی نسبت میان دین و اخلاق و تاثیر آن بر تربیت دینی و تربیت اخلاقی
نویسنده:
محسن بهبهانی فرد
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف این پژوهش بررسی رابطه‌ی اخلاق و دین و تاثیر آن بر تربیت اخلاقی و تربیت دینی است که در این راستا از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. در زمینه‌ی ارتباط میان دین و اخلاق دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. دیدگاه‌های موجود در این زمینه از اعتقاد به ربط ضروری میان دین و اخلاق تا جدایی میان این دو را شامل می‌شود. در این پژوهش، چهار نوع رابطه به شیوه-ی تحلیلی بررسی شده است. این روابط عبارت از: رابطه‌ی زبان‌شناسانه، وجودشناسانه، معرفت-شناسانه و روانشناسانه می‌باشد. نتایجی که در این تحقیق بدست آمده است نشان می‌دهد که نه تنها اخلاق مبتنی بر دین نیست، بلکه رابطه ی دین با اخلاق رابطه‌ای جزئی است. در ادامه، تاثیر این نتیجه بر تربیت اخلاقی و تربیت دینی بررسی شده است. این بررسی نشان می‌دهد که روابط موجود میان دین و اخلاق بر نوع نگاه ما به تربیت اخلاقی و تربیت دینی تاثیرگذار است و در این میان اخلاقِ باور، مربیان را ملزم می‌کند تا رویکردها و دیدگاه‌های خود را نسبت به تربیت و بویژه تربیت اخلاقی و دینی مورد مداقه و بازبینی قرار دهند.
انسان تربیت شده در نهج‌البلاغه
نویسنده:
فاطمه بیان مهر
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف از این پژوهش تعیین ویژگی‌های انسان تربیت شده در نهج‌البلاغه با روش توصیفی- تحلیلی است. چارچوب نظری که مبنای این کار قرار گرفته است انسان را برآمده از رابطه‌هایی می‌داند که فرد با خدا، خود و دیگران برقرار می‌کند. بر این اساس هستی‌شناسی خداباورانه، انسان‌شناسی خداباورانه و خود‌شناسی خداباورانه مورد بحث قرار می‌گیرند. هستی شناسی خداباورانه به این معناست که نظام هستی و همه‌ی موجودات آن، مخلوق خداوند هستند و رحمت و لطف بیکران او، شامل همه‌ی موجودات می‌شود. رابطه خدا با مخلوقاتش به گونه‌ای است که آنی هم از آنها غافل نیست و بی‌عنایت او هیچ موجودی قادر به ادامه حیات نمی‌باشد. بر اساس انسان‌شناسی خداباورانه شناخت درست انسان در پرتو اعتقاد به وجود خداوند امکان‌پذیر است. خودشناسی خداباورانه نیز شناخت خود را در پرتو اعتقاد به وجود خداوند و نوع رابطه‌ای که میان آن دو برقرار است می‌داند. در این چارچوب با رجوع به نهج‌البلاغه و سخنان علی (ع) به معرفی انسان تربیت شده پرداخته شد. اولین ویژگی انسان تربیت شده داشتن نگاه توحیدی است. سایر ویژگیها شامل موارد ذیل می‌باشد: هدفداری، اجتماعی بودن، متعهد و مسوول بودن، متفکر و معقول بودن دارای تقوای الهی بودن، مالکیت بر خویشتن، پرهیز از خود‌پسندی، عدل و حق‌گرایی، متهم کردن نفس، بیمناک بودن از ستایش دیگران، کرامت نفس، گوش سپردن به دانش، مقدم داشتن اطاعت خداوندی بر همه چیز، بلند همت بودن، دارای خوف و رجاء بودن و.... می باشد
بررسی مبانی فلسفی (انسان‌شناسی اسلامی) آموزش فنی و حرفه‌ای ایران
نویسنده:
فاطمه جمشیدی کیهان
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
روش این تحقیق توصیفی -تحلیلی، و از نوع کتابخانه‌ای است. هدف این پژوهش بررسی ویژگی-های انسان از دیدگاه اسلام و استخراج دلالتهای آموزش فنی و حرفه‌ای در از آموزه های دین اسلام است. این پژوهش در پی آن است تا با تأکید بر شناخت ویژگی های انسان از دیدگاه اسلام، به این مسأله بپردازد که با توجه به ویژگی ها و ابعاد مختلف انسان از جنبه ی مادی و معنوی، در تربیت حرفه ای باید بیشتر بر جنبه‌ی حرفه‌ای آموزش تأکید کرد، یا اینکه باید بیشتر بر جنبه تربیتی آن تأکید نمود. موضوع قابل بحث اینکه چگونه می‌توان با توجه به آموزه‌های اسلامی، دو دیدگاه فوق را هماهنگ کرد. در بررسی دیدگاه اسلام در مورد انسان، تأکید بر ابعاد جسمی، اجتماعی، فرهنگی، تربیتی و نیز کمال انسان بوده است. براساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، مکتب اسلام برای انسان، اهمیت بسیاری قائل است. حقیقت جهان و انسان را در جنبه‌های مادی و طبیعی نمی‌بیند و معتقد است در تربیت انسان باید هم بعد مادی و هم بعد معنوی وی مورد توجه قرار گیرد. لذا در آموزش فنی و حرفه‌ای باید اهداف، اصول و برنامه‌ها طوری طراحی و اجرا شود که به بعد معنوی انسان نیز پرداخته شود.
بررسی نظریه اصالت نفع و مضامین آن در آموزش و پرورش اخلاقی
نویسنده:
ولوی پروانه, صفایی مقدم مسعود, پاک سرشت محمدجعفر
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
چکیده :
هدف این مقاله بررسی و شناخت اصالت نفع و استخراج دلالتهای تربیتی و مضامین اخلاقی آن در آموزش و پرورش می‌باشد و روش تحقیق آن از نوع تحلیلی است. نظریه اخلاقی معطوف به نتیجه دارای دو نظریه جزئی‌تر به نام اصالت نفع و خودگرائی است. از یک طرف اصالت نفع برخلاف خودگرایی برای سعادت دیگران اهمیت زیادی قائل است و از طرف دیگر نظریه اخلاقی غیرمعطوف به نتیجه برافزایش میزان خوبی تأکید می‌کند. بر پایه اصالت نفع، اعمال و قوانین درست آنهائی هستند که خیر همگانی را افزایش می‌دهند و موجب افزایش سعادت و لذت می‌شوند. این مکتب مانند برخی مکاتب دیگر قائل به هدف غائی و نهائی برای انسان است. هدف مکتب اصالت نفع عبارت از دستیابی انسان به سعادت است و در این راستا رعایت برخی از اصول اخلاقی از جمله رعایت حقوق دیگران، نوعدوستی، ایثار و فداکاری، راستگوئی و درستکاری را مدنظر قرار می‌دهد. از اصول تربیتی اصالت نفع می‌توان از اصل اجتماعی بودن انسان،اصل دموکراسی،اصل شمول تعلیم و تربیت و اصل تمرکززدائی نام برد. به علاوه، حس اجتماعی،احساس مسئولیت، رعایت حقوق دیگران، نوع دوستی، عدالت ومساوات، وفای به عهد، راستگوئی و درستکاری،ایثار و فداکاری و آزادی فردی می‌توان از جمله مضامین اصالت نفع در آموزش و پرورش به شمار آورد.
صفحات :
از صفحه 1 تا 24
  • تعداد رکورد ها : 8