مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 51
تحلیل و بررسی جبر و اختیار از دیدگاه فارابی
نویسنده:
آسیه صفاری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
برای روشن شدن این مسئله پایان نامه در قالب 6فصل جمع آوری شده که سعی شده است از خلال بحث های مطرح شده ی فارابی آشکار کنیم که آیا حقیقتا چنانچه که خود معتقد به جب است، در حقیقت و واقع اینگونه است که براساس بررسی انسان شناسانه-هستی شناسانه و مدنی می توان نتیجه گرفت که وی به نوعی معتقد به امربین الامرین است.
جایگاه خداوند در فلسفه کانت بر اساس نظر شارحانش
نویسنده:
مهدی عسکرزاده
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اثبات وجود خداوند یکی از دغدغه های اساسی فلسفه سنتی است. با ظهور کانت این مساله بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است، جریانی که تصور می شود ما بعد الطبیعه را تقریبا به بن بست رسانیده است. علی رغم تحدیی که در سیستم نظری کانت در مقابل این گونه مباحث صورت گرفته است ، تمامی طرق وصول به غایاتی که مابعد الطبیعه آن ها را دنبال می کند – و البته مدعی شناختی یقینی در مورد آن هاست ؛ که این به هیچ وجه مورد تایید کانت نیست – مسدود نمی گردد. بلکه او سعی کرد مابعد الطبیعه را و به طور کلی فلسفه را از انزوایی که به آن دچار شده بود نجات دهد و در حقیقت او به نوعی سعی کرد از نابودی مابعدالطبیعه – مساله‌ای که بشر هیچ گاه نمی تواند از آن دست بشوید- ممانعت نماید.کانت از یک طرف با طرح سنجش قوه خرد بشری ، توانست ادعاهای مخالفان مابعد الطبیعه را به چالش بکشد و آن ها را بی اعتبار سازد و از طرف دیگر با طرح برهان اخلاقی و تلقی خداوند به عنوان شرط معناداری هر گونه نظام اخلاقی ، توانست جایگاه از دست رفته خداوند ، به عنوان یک عامل تاثیر گذار در زندگی بشر را به او برگرداند.در این تحقیق سعی بر آن است که تبیین درستی از نقش و جایگاه مثبتی که خداوند در سیستم کانتی دارد ارایه شود . علی رغم این که فلسفه کانت – به عنوان با شکوه ترین نظام فلسفی قرن هجدهم – آبستن بسیاری از مکاتبی است که بعد ها به منصه ظهور رسید ، اما قضاوت پوزیتویستی درباره چنین سیستمی ، بدون شک، قضاوتی منصفانه نخواهد بود. در نهایت با این که کانت به نا توانی عقل بشر برای کسب معرفت در باب مسایلی همچون وجود خداوند اذعان می کند ، با این وجود راهی جدید را پیش روی ما می نهد که از بسیاری جهات بر طرق دیگر فضل تقدم دارد.
فضیلت از دیدگاه افلاطون و سوفسطائیان
نویسنده:
صادق میراحمدی سرپیری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چیستی فضیلت و چگونگی کسب آن از مباحث بنیادین اندیشه افلاطون است. وی هرچند به آموختنی بودن فضیلت قائل است با این همه در مقابل سوفسطائیان که خود را حکیم ونیز آموزگار یونانیان و آموزگار فضیلت می دانستند از آموختنی نبودن فضیلت و نیز یگانگی آن در مقابل چندگانگی فضیلت نزد سوفسطائیان سخن می گوید.افلاطون در گفتگوی جمهوری از چهار فضیلت اصلی دانایی ، شجاعت ، اعتدال ( خویشتن داری ) و عدالت نام می برد و هر یک از این فضایل را مرتبط با بخشی از قوای سه گانه دولت – شهر و اجزای سه گانه نفس می داند .فضیلت چهارم یعنی عدالت در دولت- شهر و نفس این است که هر یک از اجزاء آنها کار خود را انجام دهد و در کار دیگری دخالت نکند.در یونان آن زمان فضیلت بیشتر به معنی قابلیت شخص برای انجام موفقیت آمیز نقش هایش در دولت- شهر بود. فضیلتی که سوفسطائیان رواج می دادند و خود را آموزگار آن می دانستند به معنی موفقیت و کارآمدی برای دستیابی به قدرت بود. در مقابل افلاطون که در محاوره های اولیه خود هر یک از فضیلت ها را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار داد پرسش از یکایک فضیلت ها را به ایده فضیلت برمی گرداند و در محاوره های بعدی خود فضیلت را شناخت و معرفت به خیر و عمل بر طبق آن می داند. از نظر او اگر کسی بتواند به شناخت خیر برین نائل شود هرگز مرتکب عمل بد و رذیلت آمیزی نمی شود. بنابراین از دیدگاه او فضیلت و معرفت یکی می باشند. از یکی بودن فضیلت و معرفت ، آموختنی بودن فضیلت و اینکه هیچ کس آگاهانه و از روی اراده مرتکب عمل بدی نمی شودحاصل می شود.هدف ما در این رساله بیان نظر افلاطون و سوفسطائیان درباره فضیلت است. در این راستا مسئله آموختنی بودن یا آموختنی نبودن فضیلت ، یگانگی یا چندگانگی فضیلت ، و پیوند میان معرفت و فضیلت را مورد بررسی قرار می دهیم. همچنین چهار فضیلت اصلی و رابطه آنها با اجزاءِ نفس و قوای دولت- شهر از دیدگاه افلاطون را شرح خواهیم داد.
جایگاه مرگ در روند حرکت استکمالی نفس از نظر ملاصدرا
نویسنده:
زهره زمانی، فتحعلی اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ملاصدرا مرگ طبیعی را امر وجودی و لازمه ی استکمال نفس در فرآیند حرکت جوهری می داند و بر همگانی بودن و لطف بودن آن معتقد است و مرگ ارادی را وسیله ای برای پاکی و از بین بردن هوای نفس به اختیار سالک می داند. عاملی که نگاه ملاصدرا از مرگ، را متفاوت کرده است حرکت جوهری نفس و عالم طبیعت است. او با ابتکار نظریه حرکت جوهری به تبیین مرگ می‌پردازد. نفس انسانی ابتدا به صورت ماده است که جوهره تبدیل به مجرد شدن را دارد، لذا بر اثر حرکت جوهری به طرف تجرد حرکت می کند. وقتی به تجرد و تکامل رسید، این بدن را رها می کند. این رها کردن و جدایی از بدن بر اثر استکمال، همان مرگ است. پس نفس دو مرگ را تجربه می کند. یکی آن به آن و لحظه به لحظه و دوم بعد از استکمال نفس و خروج او از این جسم و از این دنیا.این نوشتار در صدد است پس از تبیین معنای مرگ و جایگاه آن را در استکمال نفس از دیدگاه ملاصدرا، به نقد و بررسی این دیدگاه بپردازد.
صفحات :
از صفحه 43 تا 60
نفس و ارتباط آن با بدن در حکمت متعالیه و فلسفه لایب نیتس
نویسنده:
عبد المحمد دورقی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
بررسی تطبیقی مفهوم نفس در فلسفه اسلامی و غرب و ذکر دیدگاه های ملاصدرا ولایپ نیتس است. موضوعات اصلی این رساله عبارت اند از: زندگی و روش و آثار ملاصدرا و لایپ نیتس؛ نفس در فرهنگ های قبل از اسلام؛ نفس و بدن در یونان قدیم و نظرات دانشمندان یونانی مانند تالس. هراکلیتوس، فیثاغورث، سقراط، افلاطون، ارسطو، افلوطین و مسیحیان قرون وسطی در این باره؛ نفس و بدن از نظر فلاسفه مانند الکندی، فارابی، ابن سینا، غزالی، شیخ اشراق و از دیدگاه اخوان الصفا. تعریف وجود و جوهریت؛ پیدایش و تکون؛ دلائل حدوث و تجرد؛ رابطه نفس و بدن، قوای نفس، اتحاد عالم و معلوم، مراتب انسان مطابق با مراتب هستی. لایب نیتس معتقد است که نفس انسانی حادث نمی شود و فناناپذیر است. این فناناپذیری هم طبیعی است. این نظریه با روحانیت البقای نفس ناطقه صدرالمتألهین موافق است. لایب نیتس در حرکت جوهری هم نقاط مشترکی با ملاصدرا دارد.
انسان از دیدگاه امام خمینی و کـی یرکگـور
نویسنده:
زینب صانعی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
مقایسه نظریه حقیقت دوگانه در نگاه ابن‌رشد، ابن‌رشدیان و کلیسای قرن سیزدهم
نویسنده:
علی قربانی، فتحعلی اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: حوزه معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه اصفهان,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کلیسا در قرن سیزدهم در ارتباط با تلاشهای عقلانی فیلسوفان و اعتقادات دینی آنها نظریه‌ای را مطرح کرد که به حقیقت دوگانه معروف شد. این نظریه عبارت است از این که چیزی می‌تواند در کلام حقیقت باشد؛ در حالی که نقیض آن نیز می تواند در فلسفه حقیقت باشد. کلیسا با این نظریه فیلسوفان را به کفر متهم می کند و فیلسوفان ابن رشدی خود را از آن مبرا می دانند و ابن رشد در کتاب فصل المقال به صورت‌هایی با این نظریه موافق است. با تحلیل دقیق این نظریه با توجه به آثار موجود و بررسی وقایع ناشی از آن می توان معانی مختلفی را برای این نظریه در نگاه هر یک از این سه طرف مطرح ساخت. در این مقاله سعی شده ضمن دستیابی به معانی مختلف این نظریه، مقایسه‌ای نیز از لحاظ کفر‌آمیز بودن آنها با یکدیگر صورت پذیرد.
صفحات :
از صفحه 69 تا 84
تطبیق موضوعی «تلخیص نوامیس افلاطون» فارابی با «قوانین» افلاطون
نویسنده:
طاهره قانونی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , خلاصه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسلماً دیدگاه ها و نظریات هر فردی تا حد زیادی تحت تأثیر محیط پیرامون وی و اوضاع و احوالی است که در آن به سر می برد. افلاطون، حکیم بزرگ یونان نیز از این قاعده مستثنی نیست. وی از زندگی شهری آن زمان یونان به این دیدگاه رسید که انسان ذاتاً حیوانی اجتماعی است و زندگی بدون همنوعان برای او قابل تصور نیست. پس از آنجایی که وی به سعادت آدمی و به زندگی حقیقتاً خوب برای انسان علاقه مند بود، کوشید جامعه ای را – حداقل در تصور – بنیان گذارد که عاری از نقص و بدون مشکل باشد، که تحقق چنین جامعه ای موضوع اثر حجیم او «قوانین» است.از آنجایی که کتاب «قوانین» نماینده بخش مهمی از فلسفه سیاسی افلاطون و کتاب حجیمی است، فارابی بنیانگذار فلسفه اسلامی تصمیم به تلخیص آن تحت عنوان «تلخیص نوامیس افلاطون» گرفته است که پژوهش حاضر عهده دار تطبیق موضوعی این دو کتاب است.این پژوهش این گونه صورت گرفته که کتاب «قوانین» به عنوان مرجع و مسند لحاظ شده و «تلخیص نوامیس» با آن تطبیق داده شده است. به این ترتیب که دو فصل از این دو کتاب که به لحاظ موضوعی با هم تطابق داشته اند را کنار هم قرار داده، با هم مطابقت داده، سپس مطالب افلاطون را تحت عناوینی طرح کرده و تحت همان عناوین و پس از مطالب افلاطون خلاصه فارابی را نقل کرده و میزان وفاداری او را به متن افلاطون بررسی کرده است.آن گونه که از این پژوهش برمی آید فارابی به کتاب های اول، دوم، سوم و چهارم «قوانین» همان گونه که در اختیار ما هستند دسترسی داشته است و مطالب آن ها را به خوبی نقل کرده و مضامین آن ها را با قدری کم و زیاد در «تلخیص نوامیس» آورده و رعایت امانت را در ارائه آن ها نموده و به متن افلاطون وفادار بوده است.اما ظاهراً کتاب های پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم «قوانین» آن گونه که در اختیار ما هست به دست فارابی نرسیده بوده است، زیرا فارابی بخشی از مطالب آن ها را به خوبی تلخیص کرده، بخشی را اصلاً طرح نکرده و نهایتاً در خلاصه هر یک از این کتاب ها مطالبی را بیان نموده که افلاطون اصلاً به آن ها اشاره نکرده است که این مطلب با مراجعه به فصول این پژوهش قابل تشخیص است. به طور مثال کاملاً آشکار است که فارابی به کتاب هفتم «قوانین» ی که در دسترس ماست دسترسی نیافته، زیرا افلاطون در کتاب هفتم پیرامون آموزش و پرورش و تربیت کودکان صحبت می کند اما فارابی مقاله هفتم «تلخیص» را به موضوع تذکره ها و یادداشت های مرجع اختصاص داده است.همچنین سه کتاب آخر یعنی کتاب های دهم، یازدهم و دوازدهم اصلاً به دست فارابی نرسیده، زیرا کتاب «تلخیص» صرفاً 9 مقاله دارد و به علاوه هیچ یک از مطالب این سه کتاب در «تلخیص نوامیس» دیده نمی شود.
نقد و بررسی نظریه ی حقیقت دوگانه با تأکید بر آثار فلسفی ابن رشد
نویسنده:
علی قربانی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کلیسا فیلسوفان ابن رشدی را به دوگانه دانستن حقیقت متهم می کند. این نظریه از دیدگاه کلیسا به این معنی است که چیزی می تواند در دین حقیقت باشد در حالی که همان چیز در فلسفه معنایی نقیض آن حقیقت داشته باشد . کلیسا از چنین نظریه ای ،نوعی بدعت را نتیجه گرفته و فیلسوفان را تکفیر نموده است . ابن رشد نیز هم به شدت بر تمایز میان دین و فلسفه قائل بوده است و هم به عنوان مفسر ارسطو، در آثار فلسفی خود به نتایجی رسیده که با گزاره های دینی ناسازگار است. ابن رشد از طرفی در آثار کلامی خود مانند فصل المقال و تهافت التهافت بر حقیقی بودن آموزه های دینی تأکید کرده و از طرف دیگر وعده بیان برهانی آن عقاید را در آثار فلسفی خود می دهد. اما در آثار فلسفی وی، نه تنها برهانی برای برخی اعتقادات دینی نیست، بلکه در آنها نتایجی بر خلاف آنچه که وعده اثبات آن را داده به چشم می خورد. همچنین از مشهور ترین عقاید محکوم شده توسط کلیسا:« وحدت عقل » و « ازلی بودن عالم » است، در آثار ابن رشد نیز بر این دو مسأله تأکید شده است و به همین دلیل برخی نظریه حقیقت دوگانه را به ابن رشد نسبت داده اند . مروری دقیق در آثار ابن رشد نادرستی چنین دیدگاهی را روشن می سازد.البته برای نظریه حقیقت دوگانه معانی چندی با توجه به اسناد موجود و گفته های پژوهشگران قابل تصور است که به دو دسته کلی معانی هستی شناسانه و معانی معرفت شناسانه قابل تقسیم می باشند. ابن رشد را نمی توان قائل به حقیقت دوگانه در معنای هستی شناسانه آن، بویژه معنای کفرآمیز آن دانست، چراکه وی در هر دو دسته آثار خود عباراتی دارد که بر وحدت حقیقت دلالت می کند. اما با بررسی آثار کلامی وی، بویژه فصل المقال - که آن کتاب را دقیقاً به منظور روشن نمودن ارتباط دین و فلسفه تألیف نموده است - می توان معانی دیگری از حقیقت دوگانه را به دست آورد که به جنبه های عملی یا معرفتی مربوط می باشند وبا معنای کفر آمیز مورد نظر کلیسا تفاوت دارد، و کسی که به این معانی از حقیقت دوگانه قائل باشد به اتهامات کلیسایی دچار نمی گردد و نمی توان وی را، کافر دانست. در این رساله پس از تبیین معنای حقیقت دوگانه به سراغ مناقشه انگیزترین آراء ابن رشد و پیروان لاتینی وی خواهیم رفت و به توضیح آنها می پردازیم، تا روشن شود که آیا این آراء می تواند دستاویز درستی برای اتهام حقیقت دوگانه در معنای کفر آمیز آن باشد؟در نهایت با تحلیل رأی ابن رشد در آثار فلسفی وی پیرامون به این نتیجه خواهیم رسید که انتساب این نظریه بر مبنای این دو رأی به ابن رشد نمی تواند بهره چندانی از حقیقت داشته باشد. بنابراین نمی توان ابن رشد را با توجه به آثار فلسفی و کلامی وی قائل به حقیقت دوگانه کلیسایی دانست . اما برخی دیگر از معانی حقیقت دوگانه نزد ابن رشد قابل پی گیری است که مستلزم کفر نیست و شواهد این موضوع را نشان خواهیم داد .کلمات کلیدیابن رشد ، ابن رشد گرایان ، حقیقت دوگانه ، وحدت حقیقت ، عقل هیولانی ، عقل فعال ، ازلی بودن عالم
تأثیر ابن رشد بر فلاسفه قرون وسطی(قرن 13)
نویسنده:
دین آرا نادری
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث درباره ی فلسفه ی قرون وسطی شاید از آن جهت که دورانی است که از آن به عصر تاریکی و رکود عقاید و افکار یاد می کنند چندان خوشایند نباشد؛ امّا با تأمل در آن می توان دوره هایی را مشاهده کرد که نه تنها تلاش های بسیاری در جهت مبارزه با وضعیت حاکم شده بلکه حتی در پیدایش روندی عقلانی و مدرن موثر بوده است. در این میان می توان از قرن 13 م نام برد که برخی آن را نقطه ی اوج قرون وسطی نامیده اند. شاید به جرأت بتوان گفت که در قرن 13، به ویژه از نیمه ی دوم آن افکار ابن رشد به عنوان فیلسوفی مسلمان بر افکار اندیشمندان حاکم بوده است؛ لذا در این رساله سعی شده تأثیر ابن رشد بر فلاسفه ی این قرن و پیشبرد و توسعه ی عقلانیت در آن مورد ملاحظه و بررسی قرار گیرد. بدین ترتیب که با بررسی تأثیر و نقش ابن رشد در مراکز علمی قرن13 و ترجمه ی آثار او و با تأمل و دقت در آثار و فلسفه ی دو تن از فلاسفه ی بنام این قرن _ توماس آکویناس و سیژر برابانت _ نشان داده شده که آراء ابن رشد با وجود مهجور ماندن در شرق عالم اسلام به جهت بهره مندی از عقلانیت و کارایی آن جهت پیشبرد سیر تفکر، توسط اندیشمندان غرب به ویژه این دو فیلسوف و پیروان لاتینی ابن رشد مورد استفاده و بهره ی فراوان واقع شده به ویژه این که در قرن 13 نفوذ آراء ابن رشد به گونه ای بوده است که نه تنها تک تک اندیشمندان و فلاسفه تحت نفوذ افکار او بوده اند؛ بلکه به جهت حاکمیت افکار و اندیشه های او بر مراکز علمیو بحث درباره ی مسائلی که از جانب او مطرح گشته بود فلاسفه ی آن زمان ناگزیر تحت تأثیر افکار و عقاید او بوده اند.
  • تعداد رکورد ها : 51