مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
جرح و تعدیل نظریه تعریف ارسطویی در منطق سینوی
نویسنده:
اکبر فایدئی، مسعود امید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از دیدگاه ارسطو، تعریف منطقی اشیا، نخستین گام برای دست‌یابی به معرفت علمی و برهانی است و شناخت کامل اشیا تنها در سایه شناختن ذات آنها و تعریف حدی امکان‌پذیر است. ابن‌سینا هم که به پیروی از ارسطو، معرفت کامل اشیا را وابسته به شناخت ذات آنها می‌داند. او ضمن اعتراف به دشواری مطلق تعریف، بر اساس مشرب ذات‌گرایانۀ خود چنین اظهار می­کند که حد و تعریف حقیقی باید بر ماهیت، حقیقت و کمال وجود ذاتی شیء محدود دلالت کند، به گونه‌ای که بیانگر همه ذاتیات آن باشد؛ اما انسان به شناخت ذاتیات اشیا و دست‌یابی به تعریف حقیقی آنها، قادر نیست. او ضمن بیان تفصیلی هر یک از انواع تعریف، با جرح و تعدیل در احکام تعریف ارسطویی در پی اصلاح و تکمیل نظریه حد ارسطویی است؛ و نوشتار حاضر به ذکر و بررسی آن می‌پردازد.
صفحات :
از صفحه 173 تا 187
ارسطو و موضوع متافیزیک
نویسنده:
یاسمن هشیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بنا بر برخی تفاسیر، متافیزیک ارسطو اثری منسجم و یکپارچه نیست و موضوع واحدی را دنبال نمی‌کند؛ به عبارت دیگر، در هر دو یا سه کتاب، یک موضوع به عنوان موضوع متافیزیک معرفی می‌شود؛ مثلاً ارسطو در کتاب چهارم، از تعبیر بدیع «موجود بما هو موجود» و در کتاب هفتم از «اوسیا» به عنوان موضوع این دانش یاد می‌کند. در این مقاله سعی بر این است که منظور ارسطو را از این تعابیر و نیز ارتباط آن‌ها را با یکدیگر و نیز با سایر مفاهیم دیگری که نقش اساسی در متافیزیک ارسطو ایفا می‌کنند؛ نظیر مفهوم ذات و صورت روشن کند تا بدین ترتیب مشخص شود آیا می‌توان تفسیر بدیلی ارائه کرد که نشان دهد ارسطو توانسته‌است دانشی نو را با موضوعی جدید و واحد در این کتاب پی‌ریزی کند و به دشواری‌های کتاب بتا به عنوان نقشة راه این کتاب پاسخ بگوید. این مقاله با تمرکز بر کتاب‌های اول، سوم، چهارم و هفتم متافیزیک سعی در بررسی موارد فوق و در مواضعی نشان دادن نوآوری‌های ارسطو و نیز برخی وجوه افتراق فلسفة وی از فلسفة افلاطون دارد.
صفحات :
از صفحه 179 تا 205
حکمت عملی از نظر آکویناس
نویسنده:
فاطمه اصلی بیگی، مجید ملایوسفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آکویناس بر این باور بود که طبیعت انسان مشتمل بر غایاتی ذاتی است که از نظمی پیروی می‌کنند که وی آن را قانون طبیعی می‌نامید. از نظر وی هم عقل نظری و هم عقل عملی دارای مبادی بدیهی‌ای هستند که بی نیاز از اثبات هستند. برخی در عقل عملی آکویناس میان دو زمینه اکتشافی و توجیهی تمایز قائل شده اند؛ زمینه اکتشافی سیندرسیس و زمینه توجیهی عاقبت‌اندیشی است. آکویناس بر این باور است که سیندرسیس غایت را برای فضایل اخلاقی تعیین می‌کند. غایتی که از طریق سیندرسیس به ادراک ما در می‌آید غایتی کلی است که میان شخص دارای فضایل و شخص مبتلا به رذایل مشترک است. آکویناس متناظر با دو نوع عاقبت‌اندیشی دو نقش برای آن قائل است، عاقبت‌اندیشی عام غایت قریب را تعیین می‌کند و عاقبت‌اندشی خاص انتخاب ابزار را انجام می‌دهد؛ سیندرسیس نیز غایت نهایی را تعیین می کند. آکویناس در خصوص معرفت به غایت از ارسطو جدا می شود چرا که ارسطو تعیین غایت را وظیفه فضایل اخلاقی می داند، در حالیکه نزد آکویناس فضایل اخلاقی صرفاً به غایت نهایی‌ای که از سوی سیندرسیس تعیین شده است، متمایل‌اند. وی با بدیهی دانستن اصل اول عقل عملی و هم ارز دانستن آن با اصل عدم تناقض، عقل عملی را در زمینه اکتشافی مرتبط با جزء علمی نفس و در زمینه توجیهی مرتبط با جزء محاسبه‌گر آن می داند. این در حالی است که ارسطو به وضوح در کتاب ششم اخلاق نیکوماخوس عقل عملی را مرتبط با جزء محاسبه‌گر می‌داند و نه جزء علمی.
صفحات :
از صفحه 255 تا 277
تحلیل ترجمه به مثابه یک هنر با اقتباس از بوطیقای ارسطو
نویسنده:
مهدی بهرامی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله ضمن تعهد به روشی تحلیلی- تطبیقی و با رجوع به آن‌چه ارسطو در بوطیقا ترسیم نموده، فرآیند ترجمه را همچون روند شکل‌گیری یک اثر هنری قرائت می‌کنیم. در مسیر مستندسازی این قرائت، خوانش متن به مثابه مشاهده محیط، فهم معنی به مثابه درک کردار، باز آفرینی متن به مثابه بازنمایی تصویر و واژه گزینی به مثابه صناعتی شاعرانه، چهار وجه شبه در تکوین استعاره «هنر ترجمه» هستند. در تشریح ثمره این قرائت نیز به این نقطه می‌رسیم که ترجمه‌ای که همچون اثر هنری وَرز یافته باشد، واجد یک وجه اخلاقی(یعنی تقلید وفادارانه از متن مبدأ) و یک وجه زیبایی‌شناختی(یعنی نوآوری برای فرهنگ مقصد) است. بر مبنای حکمت صناعی ارسطو، آن‌چه ترجمه مطلوب را در مرکز این پیوستار تعادل می‌بخشد، توجه به دو مضمون خلاقیت و بازنمایی است. بر این اساس، ترجمه در عین تمکین از ملاحظات اخلاقی، به ابداعات زیبایی‌شناسانه متمایل می‌شود و با این چشم انداز هنری و اخلاقی، روزنه‌ای را برای تعامل فرهنگ‌ها می‌گشاید.
صفحات :
از صفحه 61 تا 77
مفهوم و استعاره نزد دریدا
نویسنده:
مهدی پارسا خانقاه
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله تفسیر و خوانشی از متن مهم دریدا درباره‌ی استعاره با عنوان «اسطوره شناسی سفید: استعاره در متن فلسفه» ارائه شده است. دریدا در این متن به مواجهه‌ی فلسفه با استعاره به منزله‌ی امری بیرونی نسبت به خود پرداخته و نتیجه گرفته است که فلسفه گرایش به درونی سازی هر امر بیرونی دارد. فلسفه با امر استعاری به عنوان چیزی برخورد کرده که باید بر آن تسلط پیدا کند. نتیجه این است که، وقتی در خود فلسفه استعاره را جستجو می‌کنیم، نه با خودِ استعاره، که با مفهوم استعاره مواجه می‌شویم. استعاره در متن فلسفه، استعاره‌ی فلسفی است. در نهایت دریدا از استعاره‌ی استعاره، حرکت بی پایان استعاره، و استعاره‌ی نامحدود به عنوان حقیقت استعاره سخن می‌گوید. دریدا در «اسطوره‌شناسی سفید: استعاره در متن فلسفه»، مقاله ای مستقل که در کتاب حواشی فلسفه منتشر شده است، به جایگاه ریشه‌ای استعاره در متون فلسفی می‌پردازد و بنابراین نسبتی اساسی را میان مفهوم به عنوان ابزار فلسفه و استعاره که ابزار ادبیات تلقی می‌شود برقرار می‌سازد. فلسفه با امر استعاری به عنوان چیزی برخورد کرده که باید بر آن تسلط پیدا کند. نتیجه این است که، وقتی در خود فلسفه استعاره را جستجو می‌کنیم، نه با خودِ استعاره، که با مفهوم استعاره مواجه می‌شویم. استعاره در متن فلسفه، استعاره‌ی فلسفی است. از نظر دریدا، استعاره، در تمام خصایص ذاتی‌اش، یک واژه‌ی فلسفی کلاسیک، یک مفهوم متافیزیکی، باقی می‌ماند.
صفحات :
از صفحه 79 تا 94
معانی «موجود» در وجودشناسی ارسطو و تحول آن نزد حکمای مشا
نویسنده:
حسین کلباسی اشتری، مستانه کاکایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«وجود» نخستین پایة هرگونه آگاهی و لاجرم به طریق اولی، متعلق مابعدالطبیعه قرار گرفته است. ارسطو در مواضع مختلف کتاب مابعدالطبیعه درباب «موجود چونان موجود»(to on) سخن گفته و بیان می‌دارد «موجود دارای معانی بسیار است.» او بیش از آنکه در آن کتاب از واژۀ «وجود» استفاده کرده باشد از «موجود» نام می‌برد و در کتاب هفتم می‌‌گوید «آنچه از دیرباز مایه سرگشتگی بوده این است که «موجود» چیست؟» پرسش دیرین در ساحت مابعدالطبیعه این بوده است که براستی «موجود» نزد ارسطو چه معنایی دارد؟ و معانی وجود چه تأثیری بر نظام مابعدالطبیعی ارسطو گذاشته است؟ آیا این معانی به یکدیگر قابل تحویل هستند یا خیر؟ دربارة اینکه معانی «موجود» نزد ارسطو به چند گونه است، نزد مفسران اختلاف‌نظر وجود دارد؛ کسانی مانند توماس آکوئینی «معانی پنجگانه»، فارابی «معانی سه‌گانه» و ابن‌سینا نیز «معانی پنجگانه» را برای آن لحاظ می‌کنند. در این نوشتار ضمن بررسی دیدگاه ارسطو براساس مابعدالطبیعه و نگاهی به دیدگاه توماس آکوئینی، چهار معنا برای «موجود» نزد ارسطو بیان می‌کنیم (موجود بالعرض، موجود به معنای صدق، موجود بالقوه و موجود بالفعل، موجود به معنای مقولات) و در ادامه به سرگذشت معنای «وجود» نزد حکمای مشا، بویژه فارابی و ابن‌سینا خواهیم پرداخت برحسب مبانی فلسفی‌شان معانی چندگانه‌ای لحاظ کرده که با معانی «موجود» نزد ارسطو بسیار متفاوت است.
صفحات :
از صفحه 19 تا 37
معانی دوگانه ضرورت نزد ابن‌سینا: پاسخ به اشکالی مشهور در قیاس موجهات ارسطو
نویسنده:
مصطفی زالی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در میان مسائل موردبحث ارسطو در دانش منطق، قیاس موجهات جایگاه ویژه‌ای دارد و از عصر باستان تا دوران معاصر محل مناقشه بوده است؛ ازجمله مباحث بسیار پرمناقشه در ذیل قیاس موجهات، نتیجه حاصل از قیاسی است که جهت صغرای آن اطلاق و جهت کبرای آن ضرورت باشد. درحالی‌که ارسطو جهت نتیجه این قیاس را ضرورت می‌داند، برخی پسینیان او این نتیجه را رد کرده‌اند. فرض مدافعان ارسطو مبتنی بر پذیرش همگونی حدود قیاس است و به‌طور خاص با استناد به نظریه حمل‌پذیرها در جدل، روشن می‌شود مثال‌های نقض ارائه‌شده با نظر به شروط ارسطو برای حمل‌پذیرها، قابل‌پذیرش نیست؛ ولی این نگرش مستلزم آن است که ضرورت کتاب قیاس و برهان متفاوت از هم باشد و نسبت میان این دو کتاب مبهم بماند. این مقاله پس از شرح مسئله نزد ارسطو و راه‌حل شارحان او، با تمرکز بر آثار ابن‌سینا نشان می‌دهد در سنت منطق اسلامی، با طرح تمایز میان قضایای ضروری ذاتی و ضروری وصفی، راه‌حلی متفاوت از شارحان ارسطو برای دفع این اشکال طرح شده است. راه‌حلی که می‌تواند نسبت میان ضرورت در کتاب قیاس و برهان را نیز تبیین کند و مانع از مبهم‌ماندن نسبت میان این دو کتاب شود.
صفحات :
از صفحه 5 تا 26
مفهوم خدا در اثولوجیا با تأثیرپذیری از اندیشه ارسطو
نویسنده:
حسن عباسی حسین آبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چیستی و بحث مفهوم خدا از بحث‌های مهم خداشناسی فلسفی است. در تاریخ فلسفه خدا با وجود و علت و خیر و عقل تبیین شده است. وجود با فعل و علت بودن همراه است اثولوجیا در تبیین چیستی خدا در میمر پنجم، با وجود خدا آغاز می‌کند. اما از نور و روشنایی نیز برای تبیین بهتر خدا بهره گرفته است در تبیین وجود او، صفات دیگر ازجمله علت وجود‌بخش بودن و علت اندیشه نیز می‌آید. باتوجه به نسبتی که میان فعلیت و علت با وجود هست و باتوجه به اینکه خدا در اثولوجیا با بحث وجود مطرح شده مسئله ما این است آیا می‌توان گفت خدای اثولوجیا خدای وجودی و قابل بیان است و در این زمینه متأثر از نگاه ارسطویی است؟ برای بررسی این مسئله پرسش‌هایی مطرح می‌شود که وجود به چه معناست چه دلایلی برای اطلاق فعل و علت به وجود در مبحث خداوند در اثولوجیا است؟ نسبت وجود و فعلیت و علیت چگونه تبیین می‌شود؟آیا می‌توان نور را نیز وجودی تفسیر کرد و نورالانوار بودن را در راستای وجود بودن خداوند تلقی کرد؟ در اثولوجیا وجود و فعل و نور یکی هستند و همه به‌عنوان مبدأ و منشأ موجودات لحاظ شده‌اند خدای اثولوجیا وجودی است که جوهر نیست و فعلی است که صورت نیست و از این حیث با ارسطو متفاوت می‌شود؛ اما چون علت‌العلل است و با نظر به خود ایجاد می‌کند متأثر از ارسطو است. در ذیل بطور مفصل درباره آن بحث می‌کنیم.
صفحات :
از صفحه 119 تا 136
استدلال جدلی ارسطو در نفی متحرک ‌بذاته و دیدگاه‌های ابن‌سینا و ابن رشد درباره آن
نویسنده:
علی حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ارسطو کوشیده است با قیاسی غیرمستقیم ثابت کند که متحرک‌بذاته وجود ندارد. بدین منظور، وی ابتدا جسمی را فرض می‌کند که اولاً و بالذات، متحرک است. سپس متذکر می‌شود که جسم متحرک اجزایی دارد و در گام بعد، نتیجه می‌گیرد که اگر جزئی از این متحرک‌بذاته ساکن شود، کل آن ساکن می‌شود. پس از ارسطو، مناقشه‌هایی بر سر این استدلال درگرفت؛ به‌طوری که بسیاری از اندیشه‌ورزان اشکالاتی به آن وارد کردند و عده‌ای نیز از آن دفاع کردند. ابن‌سینا و ابن‌رشد نیز که از زمرۀ شارحان آثار ارسطو بودند، در صدد برآمدند تا اشکالات استدلال یادشده را به‌ حداقل برسانند. در این پژوهش دیدگاه‌های این دو فیلسوف دربارۀ استدلال ارسطو واکاوی می‌شود و بر مبنای نظام ارسطویی و همچنین معیارهای عقلی، قوت و ضعف هر یک آزموده می‌شود. از رهگذر این بررسی دانسته می‌شود که این دو فیلسوف درعین‌حال که در پی آن‌اند که دیدگاه مخالف این استدلال را بررسند و پاسخی درخور به آن بدهند، نظراتشان تفاوت‌هایی با هم دارد. به‌طور خلاصه باید گفت ابن‌سینا ابتدا سعی می‌کند این استدلال را بازسازی کند؛ اما پس از اینکه اشکالات واردشده بر آن را نقل می‌کند، ضعف‌هایش را می‌پذیرد و بر پذیرش بی‌قیدوشرط آن پافشاری نمی‌کند. از طرف دیگر، ابن‌رشد نه‌تنها مفهوم متحرک‌بذاته را رد نمی‌کند، بلکه با تطبیق آن بر متحرک اول، نظریه‌ای جدید را مطرح می‌کند.
صفحات :
از صفحه 177 تا 196
پژوهشی در اخلاق نو ارسطویی دیوید راس و روانشناسی اخلاق استیج
نویسنده:
محمدهادی فاضلی، احد فرامرز قراملکی، نیما قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فرااخلاق به مثابه ساحتی که با بنای وجودشناسانه و معرفت شناسانه خود نظریه اخلاق فیلسوفان را تشکیل می دهد خود تحت تاثیر تلقیات فیلسوف از امور متافیزیک واری چون نفس-شناسی جهان شناسی و حداشناسی است. پژوهش حاضر با داشتن چنین ادعایی نخست به تحلیل فرااخلاق دوفیلسوف نامدار معاصر دیوید راس و استیفن استیچ پرداخته و سپس روابط مابعدالطبیعی نفس شناسی آنان بر نظریه اخلاق ایشان را به بررسی نشسته است.به این منظور نخست نظریه اخلاق هریک در دوساحت فرااخلاق مشتمل بر وجودشناسی و معرفت شناسی و اخلاق هنجارین مورد تحلیل قرار گرفت. در گام دوم با بررسی نظریه نفس ایشان روابط مابعدالطبیعی هریک ازساحات یادشده در نظریه اخلاق با همتای نظریه نفس مذکور به مقابله نشست. در فصول پایانی با قیاس دو فرانظریه شهودی-ذهنی و تجربی-عینی که دیویدراس به عنوان نماینده فرانظریه نخست واستیفن استیچ به مثابه متفکری از فرانظریه تجربی عینی معرفی شده بود به احصاء وبررسی مهمترین تفاوت های دو فرانظریه مذکور نشست.