مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

مرور متکلمان شیعه | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
اهمیت کشف و شهود از دیدگاه شیخ اشراق و علامه طباطبایی
نویسنده:
ساجده آقازاده آذر
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این پژوهش نشان دادن میزان اهمیت کشف و شهود از دیدگاه شیخ اشراق و علامه طباطبایی است یکی از بحث های مهم این نوشتار شناخت خود و ارتباط متقابل آن با معرفت خداست. بعد از بیان نظرات دو متفکر راجع به حقیقتشهود، به مسئله توحید اشراقی و عرفانی پرداختیم، هر دو متفکر معقدند کشف و شهود، مرحله مهمی در شناخت خداست و پس از تزکیه نفس حاصل می شود.
خلافت الهی از منظر سهروردی، قرآن و سنت
نویسنده:
شمس اله سراج، هدی حبیبی منش
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسأله کمال انسانی که در قرآن کریم با عنوان «خلافت الهی» از آن یاد می‌شود، در طول تاریخ مورد توجه نظام‌های دینی و فکری مختلف بوده است. در نظام فکری سهروردی و در شریعت اسلامی نیز به این مسأله پرداخته شده است. هدف این نوشتار بررسی مسأله خلافت الهی در دستگاه فلسفی سهروردی با تکیه بر تأثیر و نفوذ آیات و روایات اسلامی است. در هر دو دیدگاه، انسان دارای ظرفیت‌های بالقوه علمی و عملی است که با به فعلیت رساندن آن‌ها می‌تواند به مقام جانشینی خداوند برسد؛ اما میان مصادیقی که شیخ برای خلیفه الهی ذکر می‌کند با مصادیقی که شریعت اسلامی به‌ویژه روایات شیعی برای خلیفه خدا برمی‌شمرد، اختلاف چشمگیری وجود دارد؛ بنابراین نمی‌توان قاطعانه اظهار کرد که آراء سهروردی با آیات و روایات کاملاً همخوانی دارد.
صفحات :
از صفحه 111 تا 131
تحلیل اشارات قرآنی معاد در آثار شیخ اشراق سهروردی
نویسنده:
رضا اسدپور، شهرزاد مرادی
نوع منبع :
مقاله , کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 77 تا 97
بررسی رويكرد سهروردی و ملاصدرا به تناسخ
نویسنده:
محمدحسين دهقانی محمودآبادی، علی محمد ميرجليلی
نوع منبع :
مقاله , کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
دوگانه‌انگاران در باب حقيقت انسان كه روح مجرد و ماندگار را براي آدمي پذيرفته‌اند با اين پرسش بنيادين روبه‌رو هستند كه پس از جدايي كامل روح از بدن، بقاي روح در چه عالمي و به چه صورتي است؟ مكاتبي چون هندوئيسم، بوديسم و مكاتب سعادت‌گراي سقراط و افلاطون، بقاي روح را به گونه تناسخ و انتقال آن از كالبدي به كالبد ديگر در عالم دنيا مطرح كرده‌اند. دسته‌اي ديگر معاد اديان الهي ـ يعني انتقال روح به عالم ماوراء طبيعت ـ را پذيرفته‌اند. معادباوران، به ويژه متكلمان و فيلسوفان الهي، براي دفاع از اصل معاد و شفاف‌سازي آن، به تبيين و ابطال تناسخ مشهور پرداخته‌اند. سهروردي، نخست به محال بودن تناسخ باور داشته است؛ ولي به نظر مي‌رسد وي در گام بعدي با قائلان به تناسخ همراه شده است تا جايي که دلايل مشائيان بر رد تناسخ را پاسخ مي‌دهد. اما در ديدگاه واپسين خود، دلايل قائلان به تناسخ و دلايل منکران آن را ناکافي دانسته و موضوع را با ترديد به پايان مي‌برد. ملاصدرا در معادشناسي خويش به صورت گسترده از راه ارائه دلايل عقلي، از جمله براهين قوه و فعل، به ويژه برهان حركت اشتدادي به ابطال تناسخ پرداخته است. وي قرائت‌هاي مختلف از تناسخ و نيز انواع تناسخ مطلق، أعم از صعودي و نزولي آن را قابل دفاع عقلاني نمي‌داند. هماهنگي مباحث و استواري دلايل ملاصدرا موجب برتري تبيين وي نسبت به ديدگاه سهروردي شده است.
نحوه تعلق علم خداوند به موجودات مادی از نظر سهروردی چکیده
نویسنده:
رضا قاسمیان مزار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از نظر سهروردي،خداوند علت موجودات مادي بوده و همانند هر علت دیگر به معالیل خود علم دارد؛ علم گرچه ممکن است گاهی پيشيني و گاهي همراه معلول و يا بعد از آن(پسینی) باشد اما در كلمات سهروردي از علم قبل الايجاد سخني به ميان نيامده و تنها علم مع الفعل مورد بررسي قرار گرفته است؛بر اساس نظر او،ماديات در دو دسته(ماديات موجود و ماديات معدوم )تقسيم بندي شده اند كه ماديات معدوم، از طريق وجود شان در بدنه فلك و ماديات موجود،خود به وجود مادیشان، به صورت حضوري، متعلق علم پروردگار بوده و دفتر علم خداوند محسوب مي شوند اما اين به آن معنا نيست كه در ذاتِ موجودات مادي و غواسق اقتضاي حضور وجود داشته و آنها همانند مجردات به حسب ذاتشان می تواند متعلق علم خداوند واقع شوند بلكه تعلق علم به آنها از آن جهت است كه نور الانوار با اضائه خود، آنها را مستنير،ظاهر و قابل ادراك مي كند زیرا حقایق نوری و در راس آنها نورالانوار نه تنها خود، ظاهر و نورانی هستند بلكه دارای خاصیت اناره واضائه نیز بوده و موجب ظهور موجودات ديگر (جواهر غاسق) مي شوند بنابراين سرِّ حضور را بايد در هويت نوري نور الانوار جست.
صفحات :
از صفحه 55 تا 66
خدا و جهان آفرینش از نظر شیخ اشراق
نویسنده:
علی حقی، رفیده قاضی خانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در جهان شناسی شیخ اشراق، عالم به دو بخش نور و ظلمت تقسیم شده است و بر اساس اصل تشکیک در نور، مراتبی در میان انوار مطرح شده، که در شدت و ضعف نور با هم متفاوت‌اند. پس از عالم انوار به عالم اجسام می‌رسیم که ظلمت محض است و هیچ نوری (جز انوار عرضیۀ محسوسه) در او نیست. بررسی جداگانۀ هر یک از مراتب عالم از نظر شیخ اشراق، و نحوۀ پیدایش آن مرتبه و ارتباط آن با مراتب بالاتر هستی، به ویژه با خداوند یا نورالانوار، مسئله‌ای است که در این مقاله به طرح آن پرداخته‌ایم. از آن‌جا که برای ارائۀ تصویری دقیق‌تر از جهان‌شناسی سهروردی باید هستی‌شناسی وی را نیز مورد توجه قرار داد، برخی از اصول مهم هستی شناسی اشراقی مثل اصالت ماهیت و تشکیک در ماهیت را نیز مورد توجه قرار داده و نشان داده‌ایم که چگونه دیدگاه سهروردی دربارۀ جهان، با مبانی هستی شناختی وی مرتبط است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 52
تبیین قاعده بسیط الحقیقه کلّ الأشیاء و کارکردهای الهیاتی آن از منظر ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا
نویسنده:
علیرضا فلاحی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله قاعده بسیط الحقیقه به عنوان یکی از آموزه‎های حکمت اسلامی در ذیل سه محور مورد بررسی قرار گرفته است: «تبیین قاعده از دیدگاه ابن‎سینا، شیخ اشراق و صدرالمتألهین»، «شبهات مطرح شده پیرامون قاعده» و «کارکردهای الهیاتی قاعده».در مطلب نخست نشان داده شد که قاعده «بسیط الحقیقه کل الأشیاء و لیس بشیءٍ منها» به این معنا است: موجودی که از هر جهت بسیط بوده و هیچ نوعی از انواع ترکیب در او راه نداشته باشد، از طرفی تمام کمالات اشیا را دارد، وگرنه در او ترکیب پیدا می‎شود که خلاف بسیط الحقیقه بودن اوست، و از طرفی دیگر نقائص اشیا را نیز ندارد. تلازم در قاعده دارای دو طرف است که یک طرف آن مشهورتر است و آن استلزام بساطت نسبت به جامعیت همه کمالات است و دیگری که کمی نامأنوس می‎نماید استلزام جامعیت کمال نسبت به بساطت است. توجه به تلازم در قاعده نگاه حداکثری است که در بررسی آن در سه مکتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه که نماینده آن مکاتب به ترتیب ابن‎سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا می‎باشند، این مطلب بدست می‎آید که هر سه فیلسوف نگاه حداکثری به قاعده دارند گرچه این نگاه بین آنها در یک سطح و به یک میزان نیست، بلکه این ملاصدرا است که توانست با مبانی منحصر به فرد خود قاعده را در سطح تشکیک وجودی و وحدت وجود مطرح کند.در محور دوّم در مجموع به ده شبهه پیرامون قاعده پرداخته شد که می‎توان مهمترین عامل ایجاد شبهه نسبت به قاعده را عدم تصور صحیح نسبت به جامعیتِ کمالِ بسیط الحقیقه دانست به این نحو که از قاعده برداشت شده که جامعیت بسیط الحقیقه نسبت به کمال به نحو مجموعی است و این منشأ شبهه می‎شود که شمول مجموعی با بساطت سازگار نیست، و قاعده خودشکن می‎باشد در حالی که از این نکته غفلت شده که شمولیت آن به نحو وحدت جمعی بوده و با بساطت نیز سازگار است.در محور سوّم هشت کارکرد الهیاتی برای قاعده بیان شده، و مهمترین آنها دفع شبهه ابن‎کمونه و دیگری نظریه علم اجمالی در عین کشف تفصیلی است.
جوهر و عرض از نظر فلاسفه مسلمان، (ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا)
نویسنده:
نسرین ژیان
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث جوهر و عرض از مباحث مهم طبیعت شناسی و هستی شناسی فلسفه محسوب می شود.فلاسفه درباره جوهر وعرض از نظر اقسام و انواع نظرات متفاوتی دارند، در باره اقسام جوهر و عرض برخی قائل به چهار نوع جوهر و برخی قائل به پنج نوع هستند که هیولا، صورت، جسم، عقل و نفس می باشند ودر انواع عرض همان نه قسم بودن آن مورد تائید می باشند. درباره ترکیب جوهر و عرض ملاصدرا قائل به ترکیب اتحادی است و این ترکیب را حاصل ارتباط جوهر و عرض می داند اما فلاسفه مشاء قائل به ترکیب انضمامی جوهر و عرض می باشند.صدرالمتألهین با این نظر موافق است که اعراض قائم به یک جوهر با وجود همان جوهر موجودند نه اینکه هر یک وجودی خاص خود داشته باشد. و اینکه وجودنه جوهر است نه عرض بلکه با جوهر، جوهر است و با عرض، عرض است.
بررسی تطبیقی جایگاه «نور» در حکمت سهروردی و «وجود» در حکمت سینوی و صدرایی
نویسنده:
خالق دیوسالار
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفکر در هستی و پی بردن به راز و رمز آن از دغدغه های بشر پرسش گر بوده به طوری که مدام خود را تشنه چنین آب هستی بخشی می داند، چرا که حقیقت انسانیت در ذات متفکر اوست و تفکری با ارزش است که فارغ از عقل معاش به پهنه بی پایان هستی مخصوصاً به مبدأ با شکوه و والای آن نظر داشته باشد. در این ارتباط مسلمانان متفکر بیکار ننشسته و آستین همت بالا زدند و در این راه رنج و مشقاتی را متحمل شدند که در این بین نقش سه شخصیت یعنی بوعلی سینا ، ملاصدرا و سهروردی بارزتر به نظر می رسد، البته این بدان معنی نیست که کوشش های بقیه ازجمله فارابی ناچیز بوده است. در حقیقتسه شخصیت مذکور عصاره ماقبل خود بوده اند.ابن سینا به موجود می اندیشید و آن را موضوع فلسفه دانسته، مسائل آن را نیز عوارض ذاتی موجود بماهوموجود می داند او موجود را هم از نظر مفهوم و هم از نظر تحقق خارجى بدیهى فرض کرده و آن را مشترک معنوی می دانست و معتقد بود ماهیّت هر چیز غیر از هستى آن است یعنی دو مفهوم مغایرند اما این دو در خارج با هم اتحاد وجودی دارند. اومفهوم وجود را تنها در سه حکمِ تقدم و تاخر، بی نیازی و نیاز، وجوب و امکان مشکک می داند که آن نیز به خاطر حکایت ازواقعیت مشکک متصف به تشکیکمذکور است و در ارتباط با اصالت وجود ابن سینا نفسِ وجودِ ماهیت را معلول خود ماهیت ندانسته بلکه آن را معلولِ علت وجود می داند. او ماهیت را در سایه وجود، حق بالغیر می داند .سهروردی بر پایه آن چه ظاهر است به بحث درباره ساختار حقیقت که مستقیماً معلوم ما واقع می شود می پردازد. موضوع حکمت او انوار است. او نور را به آن چه ظاهر بنفسه و مظهر لغیره باشد تعریف می نماید. ظهور نور موجب بداهتش است. سهروردی نورها را تنها به کمال و نقصان مختلف می داند نه به لحاظ نور بودنشان چرا که نور نزد وی چیزی است که به واسطه شدت و ضعفش، مابه الاشتراک و هم مابه الامتیاز به خودش برمی گردد. وی نسبت میان نور وظلمت را سلب وایجاب می داند و ظلمت را قالب نور معرفی می کند. نزد وی در مقوله جوهر، همه انحاء تشکیک تحقق پذیر است. مراد از اصالت نور سهروردی "مبدئیت برای وجود و هستی ها"ست، وی در حکمت خویش حقیقت را به وجود نسبت نمی دهد بلکه آن را به حقایق عینی که بدون واسطه معلوم ما واقع می شوند نسبت می دهد و برای رسیدن بدین منظور از قضایای وجدانی استفاده می کند. وجود نزد ملاصدرا مبناى مسائل الهى است او موضوع فلسفه راواقعیت خارجى معرفی می کند. او وجود را تحقق و صیرورت در اعیان واذهان می داند. مفهوم وجود نزد وی ابسط از هر تصوری بوده و شروع و اول هر تصوری می باشد و از شدت ظهور و بساطتش نمی توان آن را به چیزی آشکارتر از خودش تعریف نمود. عقل بین دو موجود، مناسبت و مشابهتی می یابد که نظیرش رابین موجود و معدوم نمی یابدبدین جهت او مشترک معنوی بودن وجود در بین ماهیات را قریب به اولیات می داند. او ماهیات را اموری تبعی دانسته که از نظر به حدود و مراتب وجودات دریافت شده اند و رابطه میان ماهیّت و وجود را نوعی ملازمه عقلی بین وجود هر شىء و ماهیّت آن است. او وجود را بالذات و?ماهیّت رابالعرض موجود می داند و زیادت مفهوم وجود بر ماهیت از نظر او با تحلیل عقل حاصل می شود. نزد وی وجود در خارج و حاق ذهن با ماهیت اتحاد دارد. ملاصدرا بر خلاف سهروردی قائل به تشکیک در ماهیات نبوده و چون ماهیات را مثار کثرت می داند ذاتاً آن ها را با هم مختلف می داند. او وجودات عینى را حقایقى اصیل می داند و معتقد است که ماهیات، همان اعیان ثابته اند که هیچ گاه بوى هستى به مشامشان نخورده است. سبق زمانى و سبق علّى وجود بر ماهیت را او از اثبات اصالت وجود به دست می آورد. وجود تقدم عینی بر ماهیت دارد و ماهیت بر وجود تقدم مفهومی دارد. ملاصدرا به تشکیک مفهوم وجود از آن نظر توجه دارد که بیانگر ویژگی ای در اصل هستی است او مفهوم صرف را مشکک نمی داند. او در بیان تشکیک از شدت و ضعف و کمال و نقص وجود سخن به میان مى آورد که مفاهیمى ناظر به واقعیتند.
مقایسه حقیقت جسم در فلسفه سهروردی و صدرالمتالهین
نویسنده:
مریم عاطفی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.