مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
اسم اعظم(کلام) اسم مطلق (کلام) اسم مقید(کلام) اسمای افعال الهی اسمای تنزیه اسمای جزئی پروردگار اسمای جلالیه(names of majesty) اسمای جمالیه اسمای حسنی اسمای ذات الهی (کلام) اسمای صفات الهی(کلام) اسمای قدرت الهی اسمای کلی پروردگار جمیل(کلام) حق المبین(کلام) قاهر (کلام)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
امد الاقصی‌ فی‌ شرح‌ اسما‌ء‌ الله‌ الحسنی‌ و صفا‌ته‌ العلی‌ المجلد 2
نویسنده:
ابی‌ بکر محمد بن‌ عبدالله‌ بن‌ محمد ابن‌ العربی‌ المعا‌فری الاشبیلی‌ ؛ ضبط نصه‌ عبدالله‌ التوراتی‌؛ خرج‌ احا‌دیثه‌ و وثق‌ نقوله‌ احمد عروبی‌
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مغرب: دار الحدیث‌ الکتا‌نیه‌,
تفسیر المنار المجلد 1
نویسنده:
محمد رشید رضا
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
چکیده :
لمنار (تفسیر القرآن العظیم) تفسیری است جامع ولی ناتمام در ۱۲ جلد که به آیه ۵۳ سوره یوسف پایان می‌یابد. از اول قرآن تا آیه ۱۲۶ سوره نساء به انشای شیخ محمد عبده (متوفای ۱۳۲۳) و املای سیدرشیدرضا (متوفای ۱۳۵۴) است و بعد از آن، رشید رضا به پیروی از سبک شیخ محمد عبده، آن را تا سوره یوسف ادامه داده است. تفسیر المنار یکی از تفسیرهای اجتماعی و تربیتی است که تفسیرهای زیادی از آن متاثرند. توجه کردن به مشکلات کنونی مسلمانان، بررسی علل عقب ماندگی جامعه اسلامی، امکان ساخت جامعه‌ای قوی، برانگیختن امت به یک انقلاب قرآنی علیه اوضاع عقب مانده خویش، برخورد درست علمی با زندگی، عنایت کامل به (ضرورت) تامین اسباب و علل تمدن اسلامی، برخورد با دشمنان، پاسخگویی به تهاجمات فکری استعمارگران که بر اعتقادات و تاریخ و تمدن و بزرگان اسلامی شبیخون زده‌اند (با ادله‌ای علمی و حقایق تاریخی) و بطلان تفکر آنان از ریشه، از ویژگی‌های این تفسیر است. این تفسیر در میان تفسیرهای قرآن کریم دارای رویکردی سیاسی، اجتماعی و تربیتی است که مؤلّف آن به مفسّری مجدّد با روش تفسیری نوینی شهرت دارد و یکی از پیشگامان و متفکران حرکت اسلامی معاصر است.
منشأ پيدايش بحث اسما و صفات الاهي: ارزيابي ديدگاه ولفسن
نویسنده:
سيدلطف‌الله جلالي
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مباحث كلامي و اعتقادي همواره مورد مناقشه و گفت‌وگو بوده و موجب نشاطي چشمگير در فضاي علمي شده است. در اين ميان، مبحث صفات، از مباحث مهم‌و گسترده كلام اسلامي است كه ديدگاه‌ها و مواضع گوناگون در اين زمينه ارائه شده و نحله‌هاي متفاوتي شكل گرفته‌ است. از جمله مباحث مهم در اين باب اين است كه چرا دانشمندان مسلمان، الفاظي چون عليم و قدير و حي و... را، كه در قرآن به مثابة اسماي خدا به كار رفته‌اند، به مثابة صفات خدا تلقي كرده‌اند. منشأ اين بحث، اين است كه آيا سنت اسلامي و منابع نقلي دين، با تأملات و انديشه‌هاي خود انديشمندان و متفكران مسلمان شكل گرفته، يا الهام گرفته از خارج دنياي اسلام بوده است؟ در اين باره، هري اوسترين ولفسن، دانشمند اسلام‌پژوه معاصر بر آن است كه، اين مبحث از فضاي مسيحي وام گرفته شده و به عالم اسلام وارد شده است./ اين پژوهش با رويكرد تحليلي، به بررسي اين ادعا و مستندات و شواهد آن مي‌پردازد. حاصل اين مقاله اين است كه برداشت وي اشتباه و مستندات او براي اثبات ادعا وي ناكافي است./ نتيجه‌گيري: در ارزيابي نهايي نظرية ولفسن، به اين نتيجه مي‌رسيم كه اين نظريه هم به لحاظ منابع و هم به لحاظ شواهد با اشكال مواجه است و شواهد بسياري بر خلاف آن وجود دارد. بخش‌هاي ديگر اين ديدگاه، از جمله قايل شدن به منشأ مسيحي براي نظرية نفي صفات معتزلي و نظرية صفات مخلوق نيز با اشكالاتي مواجه است كه با ابطال اصل ديدگاه، اين بخش‌ها نيز ابطال مي‌شود. البته، بايد توجه داشت كه از اين مباحث، نمي‌توان نفي هرگونه تأثير و تأثر متقابل ميان مسلمانان و مسيحيان را در اين مباحث، نتيجه گرفت. همان‌گونه كه بيان شد، ممكن است مسيحيان در پرورش اين مباحث از راه ايجاد سؤال و ايجاد انگيزه براي مسلمانان نقش داشته‌اند، اما اين سخن هرگز به معناي اخذ آموزة صفات از تثليث مسيحي نبوده است.
تفسیر الکبیر الفخر الرازی المجلد 1
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمر الشهیر بخطیب الری
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
نام های اهورامزدا در اوستا
نویسنده:
ملیحه شیرخدائی، بخشعلی قنبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
مفهوم خدا جوهره اصلی و بنیادی ترین مفهوم در بسیاری از متون مقدس از جمله اوستا است. در این گونه متون، صفات و ویژگی های خداوند از طریق اسما و نام هایی بیان شده است که هر یک معرف جنبه ای از وجود خداوندند. در اوستا نیز خداوند با نام های متعددی چون اهورامزدا که معرف بالاترین خرد و یکتایی کامل اوست، و نیز صد و یک نام دیگر خوانده شده است. اهورامزدا در گاهان خداوند خرد است که گیتی و مینو را به وسیله آن می آفریند. بدین سبب جهان هستی که سراسر نیکویی است، فعل او به شمار می آید، اما او بیکرانه و نامحدود، و گیتی کرانه مند و محدود است. اهورامزدا قائم به ذات است و امشاسپندان که جلوه های او هستند، قائم به او می باشند. به این ترتیب، آفرینندگی و فزونی بخشی، اقتضای ذات اهورامزدا به شمار می آید که از طریق سپنته مینیو که خرد مقدس و هستی بخش اوست، به ظهور می رسد. در این پژوهش کوشش بر آن است که با بررسی نام های خداوند در اوستا و تفاسیر آن، صفات و ویژگی های اهورامزدا از دیدگاه دین مزدایی تبیین شود.
صفحات :
از صفحه 79 تا 95
اسماء و صفات خداوند در قرآن، اوستا، عهد عتیق و عهد جدید
نویسنده:
انسیه شیرخدائی، ملیحه شیرخدائی.
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دلیل ما ‏‫,
چکیده :
اسماء و صفات خداوند مهم‌ترين بخش را در اوستا، عهد عتيق، عهد جديد و قرآن به خود اختصاص داده است. چنانكه در برجسته‌ترين بخش اوستا به صد و يك نام اهورامزدا و صفات او پرداخته شده است. بررسي اسماء و صفات خداوند در متون مقدس از جمله مهم‌ترين و بحث‌برانگيزترين مسائلي است كه از ادوار گذشته تاكنون مورد مناقشه بوده است. نوشتار پش رو در پنج فصل به روش كتابخانه‌اي و به صورت تحليلي و مقايسه‌اي تدوين شده است.
اشتقاق اسماء و صفات الهی با تکیه بر لفظ جلاله الله در آیات و روایات
نویسنده:
اکرم علی‌بیگی‌نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اسماء و صفات الهی از عمیق‌ترین مباحث توحیدی است که از دیدگاه‌های مختلف مورد بحث قرار گفته است و از مسائل مطرح و اساسی در علم کلام، فلسفه و عرفان می‌باشد. این مسئله در آیات و روایات در ابعاد مختلف بیان شده است؛ یکی از ابعاد مطرح شده، مباحث وجودشناسی اسماء و صفات می‌باشد و بُعد دیگر که محوری‌تر و مهم‌تر است، بُعد معناشناسی آن است که جایگاه اشتقاق اسماء و صفات در همین بُعد روشن می‌گردد. اسماء و صفات الهی همگی علامت و نشانه‌ای هستند که خودِ خداوند آن‌ها را برای خواندن بندگانش به نحو اشتراک لفظی - نه معنوی- وضع کرده است. در تمامی این اسماء و صفات، هدف، وصف و توصیف حق‌تعالی به این صفات نیست، بلکه هدف این است که ما خداوند را با این صفاتی که می‌شناسیم تنزیه کنیم، زیرا که تمامی اسماء و صفات، مخلوق خدا و مباین با ذات او می-باشند. از این رو، وصف خدای متعال باید به توصیف خود او باشد، حتّی در توصیف او به این اوصاف هم، حق نداریم عقل و فکر و خیال و اوهام خود را دخالت دهیم. زیرا توصیف خداوند مقدور عقول انسانی نیست بلکه عقل و وهم انسانى قاصر از آن است که بتواند وجود خداوند متعال را درک و درباره‌ی او بحث و تأمّل کند. هیچ یک از این اسماء با هم مترادف نیستند و در هر کدام از آن‌ها عنایت خاصّی وجود دارد. لفظ جلاله‌ی الله نیز مانند بقیه‌ی اسماء الهی مشتق است و علامت و نشانه‌ای برای خواندن او می‌باشد. همچنین همه‌ی عقول و اوهام در او تحیّر دارند و خارج از دو حدّ تعطیل و تشبیه می‌باشد یعنی با این‌که خدا را می‌شناسیم ولی از درک او به قوای ادراکی خود عاجزیم. پس در او متولّه و حیران هستیم. کلمات کلیدی: اشتقاق- اسماء و صفات الهی- الله- آیات- روایات.