مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
اثبات خدا احکام خداشناسی ادله توحید (کلام) اسمای الهی براهین خداشناسی توحید(کلام) راه‌های خداشناسی صفات الهی معرفت تنزیهی خدا
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی دیدگاه های آیت الله مرتضی رضوی در خداشناسی
نوع منبع :
پرسش و پاسخ , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام)
پاسخ تفصیلی:
در حیطه کلیات خداشناسی مثل وجود خدا، توحید، عینیت ذات و صفات، تجرد خدا و مانند آن به طور کلی اختلاف عمیقی بین اندیشمندان شیعه وجود ندارد، بنابراین مراجعه به آثار ایشان در این خصوص بلامانع بوده، و مطالب ایشان قابل استفاده است. اما در مسائل جزئی تر که بیشتر ...
التوحید الالهی فی نهج البلاغه
نویسنده:
ماجد کاظمی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم - ایران: دار الهدی,
چکیده :
کتاب حاضر در مورد توحید از نگاه نهج‌البلاغه را واکاوی و به رشته تحریر درآورده است. این مجموعه نخست زوایای توحید الهی را در نهج البلاغه بررسی می‌نماید نویسنده در ادامه مذاهب فلسفی و آراء و انظار آن‌ها را پیرامون توحید الهی مورد تحلیل قرار می‌دهد. در خاتمه نوشتار پیش رو نتبهی در باب ردّ نظریات فلسفی را ذکر کرده و لوازم قائل شدن به عینیت را استدلال می‌کند. توجه به توحید الهی در خطبه‌های نهج‌البلاغه در این اثر از جستارهای جالب توجه می‌باشد.
کتاب اهلیلجه [مخطوط] به ضمیمه «توحید مفضل» و «کتاب مزار قولویه -کامل الزیارات-»
نویسنده:
منسوب به امام جعفر صادق علیه السلام؛ کاتب: محمدابراهیم بن حاجی محمد اصفهانی
نوع منبع :
کتاب , آثار مخطوط(خطی) و طبع قدیم , آثار منسوب
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
كتاب توحيد مفضل و سند آن: «كتاب توحيد مُفَضَّل و كتاب إهْليلَجَه منسوب به مولانا الامام جعفر بن محمد الصّادق عليهما افضل الصّلاة و السّلام» مجلسى؛ گويد: و اينك ذكر مى‌كنيم توحيد مفضَّل بن عمر و رسالۀ إهَليلَجَه را كه از حضرت امام صادق عليه السلام روايت شده‌اند به جهت اشتمال آن دو، بر براهينى در اثبات صانع تعالى. و مرسله بودن آن دو روايت ضررى نمى‌رساند، زيرا انتساب آن دو به مُفَضَّل بن عُمَر مشهور است و بدين مطلب سَيِّد بن طاووس و غير او شهادت داده‌اند، و نيز ضررى نمى‌رساند ضعف محمّد بن سنان و مفَضَّل، زيرا حكم به ضعفشان ممنوع است، بلكه از اخبار كثيره‌اى علوّ قدرشان و جلالتشان. 1) به اين روايت عبد الحليم جندى در كتاب «الامام جعفر الصادق» ص 285 در لزوم استدلال عقلى اشاره كرده است. 2) - معلِّق در تعليقه گويد: ابن طاووس در ص 9 از كتاب «كشف المحجة» گويد: و نظر كن به كتاب مفضّل بن عمر كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بر او املاء نمودند در آثارى كه خداوند جلّ جلاله خلق كرده است! و نظر كن به كتاب «اهليجه» و اعتباراتى كه در آن مى‌باشد زيرا آنكه اعتناء به گفتار سبقت گيرندۀ بر انبياء و اوصياء و اولياء عليهم أفضل السّلام * موافق فطرت عقول و افكار خردمندان است. و در ص 78 از كتابش: «الامان من اخطار الاسفار و الازمان» گويد: و با خود همراه بردارد كتاب اهليلجه را كه مناظرۀ مولانا الصّادق عليه السلام مى‌باشد با طبيب هندى در معرفت الله جلّ جلاله به طريق غريب و عجيب و ضرورى. حتّى آنكه طبيب هندى اقرار به الاهيّت و وحدانيّت خدا نمود. و همچنين با خود همراه بردارد كتاب مفضّل بن عمر را كه او از امام صادق عليه السلام روايت كرده است در شناسائى وجوه و طرق حكمت در ايجاد عالم پائين و اسرار آن، زيرا اين كتاب در مفاد و محتوايش عجيب مى‌باشد.معلِّق گويد: نجاشى از جمله كتب وى (مفضّل) حضرت را كتاب فكِّر: كتاب فى بدء الخلق و الحثّ على الاعتبار به شمار آورده است كه وصيّت مفضّل مى‌باشد. و طريق خود را بدين كتاب بدين طريق ذكر نموده است: اخبرنى ابو عبد الله بن شاذان، قال: حدّثنا احمد بن محمد بن يحيى از پدرش، از عمران بن موسى، از ابراهيم بن هاشم، از محمد بن سنان، از مفضَّل. (انتهى) و شايد مراد او همين كتاب توحيد باشد.* مراد حضرت امام جعفر صادق عليه السلام مى‌باشد ظاهر شده است. با اينكه متن آن دو خبر دو شاهد صدق بر صحتشان مى‌باشند. و ايضاً آن دو خبر مشتملند بر براهينى كه علم بهم رسانيدن از آنها متوقّف بر صحّت خبر نيست.///// بيان علامۀ طباطبائى در سند خبر توحيد مفضل: حضرت استادنا الاكرم علَّامۀ طباطبائى - قدّس الله تربته - در تعليقۀ خود بر عبارت مجلسى بر صحّت خبر چنين آورده‌اند: امّا متن خبر اوّل كه مشتهر است به توحيد مفضَّل مطابق است با جُلِّ اخبار مرويّۀ از ائمّۀ اهل البيت عليهم السلام كه مطابق است با معارف كتاب الله العزيز، و ادلّه‌اى كه اين خبر بر آن اشتمال دارد براهينى هستند تامّ و تمام، و غبارى از ايراد و اشكال بر چهره‌اش نمى‌نشيند. و اما خبر اهليلجه محصّل آن اثبات حجيّت حكم عقل مى‌باشد، و عدم كفايت حسّ در احكام، و اثبات وجود صانع از طريق سببيّت، و اثبات وحدت صانع از طريق اتّصال تدبير. و در اين امور ابداً شكّى و ترديدى نمى‌باشد نه از جهت حكم عقل، و نه از جهت مطابقيّت آن با ساير ادلّۀ نقليّه، مگر آنكه مشتمل است بر تفاصيلى كه شاهدى بر آنها از احكام نقليّه و عقليّه نداريم. بلكه مطلب در آنها برعكس مى‌باشد، مثل اشتمال آن خبر بر آنكه علوم هيئت و احكام نجوم مستند به وحى خدائى هستند. و همچنين علم طبّ و قرابادين (داروشناسى) استناد به وحى دارند. و در اينجا استدلال نموده است بر آنكه انسان واحد قدرت بر اين تتبّع عظيم و تجارب وسيع را ندارد. در حالى كه مى‌دانيم: آن علوم استناد دارند به رَصَدهاى بسيار، و محاسبات علميّه و تجربه‌هاى ممتدّه از امَّتهاى مختلفه در أعصار و قرون طويله كه همگى آنها بر روى هم انباشته و متراكم شدند و به صورت فنّى درآمدند كه نتيجه و حاصل آن مجاهدتهاى عظيمه بوده است. و دليل بر اين گفتار آن است كه نهضت علمى أخير، دو علم طبّ و هيئت را در قالب جديدى ريخت كه از آن قالب قديمى‌اش به مقدار غير قابل إحصاء و شمارش، وسيع‌تر و گسترده‌تر مى‌باشد و مى‌دانيم كه: استنادشان فقط به رَصَدْها و تجربه‌ها و محاسبه‌هاى علميّه است. و همچنين علومى نظير علم هيئت و طبّ مانند علم شيمى و طبيعيّات و علم گياه‌شناسى و حيوان‌شناسى و غير ذلك كه بسيار گسترده‌تر و وسيع‌تر گرديده‌اند. آرى ممكن است استناد أصل علم طبّ و هيئت به وَحْى و بيان پيامبر بوده باشد. و از جمله چيزهائى كه خبر اهليلجه بر آن مشتمل است آن است كه درياها هميشه بدون زياده و نقصان باقى هستند و دائماً بر يك حال مساوى و يكسان بوده و خواهند بود، با آنكه تغييرات كلّى در آنها امروزه از امور واضحه محسوب مى‌شود، و علاوه بر اين كتاب و سُنَّت با اين تغييرات مساعد است. و آنچه را كه من گمان دارم - و الله أعلم - اصل خبر از آن اخبارى است كه از حضرت امام صادق عليه السلام صادر شده است، و ليكن از تصرّفِ تصرّف كنندگان محفوظ نمانده است. در آن زيادتيهائى و نقيصه‌هائى را اعمال نموده‌اند كه آن را از استقامت اصلى خود خارج كرده است. و شاهد بر اين نظريّه، نسخه‌هاى مختلفۀ عجيبه‌اى است كه مُصَنِّف رحمه الله آنها را نقل مى‌نمايد. به علّت آنكه نسخه‌ها ممكن است در يك كلمه و دو كلمه، و يك جمله و دو جمله با هم اختلاف داشته باشند به جهت سهو كردن راوى در ضَبْط آن، و يا سهو كاتب در استنساخ آن؛ و اما اختلاف به مقدار يك ورقه و دو ورقه، و پنجاه سطر و يكصد سطر، جدّاً مستبعد به نظر مى‌رسد مگر آنكه مستند به تصرّف عمدى بوده باشد. و از آنچه كه شاهد بر كلام ما مى‌باشد مندمج بودن مطلب و مشكل بودن بيان و گفتار است كه در اوائل خبر و اواسط آن مشاهده مى‌گردد. وَ اللهُ أعلم. (منبع جلدهجدهم کتاب امام‌شناسی علامه طهرانی: درس دويست و پنجاه و ششم تا دويست و شصت و پنجم: صفحه 465 - به نقل از حوزه نت-)
جولات في الفقهين الكبير والأكبر وأصولهما
نویسنده:
سعید حوی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره: مکتبه وهبه,
چکیده :
مراد از فقهین و فقه اکبر: علم عقایدو علم فقه و علم تصوف می باشد. در این کتاب درباره این سه فقه کبیر بحث می شود.
تفسیر الکبیر الفخر الرازی المجلد 1
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمر الشهیر بخطیب الری
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالفکر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
توحید از منظر وحی، فلسفه و عرفان [تدریس استاد برنجکار]
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
چکیده :
توحید اعتقاد بنیادین تمام ادیان الهی و سنگ بنای تمام اعتقادات اسلامی است. نقطه آغازین دعوت رسولان الهی، پذیرش وحدانیت خداوند متعال و نفی هرگونه شریک و شبیه به اوست. با وجود آنکه اصل توحید مورد اتفاق تمام مسلمین است، تقریرات و تفسیرات بسیار مخالف و متنوعی در شاخه های مختلف آن ارائه شده است و اختلاف میان متفکران بر سر مباحث توحید سخت و سهمگین است. پیام آوران الهی و اولیاء معصومین علیهم السلام در دوره حضور تلاش بسیاری برای تبیین نگاه صحیح توحیدی داشته اند و با ثمرات اندیشه های فلسفی یونانی و شهود عرفا به مقابله جدی برخاسته اند. در درس گفتار حاضر،‌ استاد دکتر رضا برنجکار پس از تبیین نظریات وحیانی، فلسفی و عرفانی در باب توحید،‌ به نقد برخی از لوازم باطل شیوه فلاسفه و عرفا پرداخته اند.
التوحید فی القرآن
نویسنده:
عبدالاعلى موسوی سبزواری؛ گردآورنده: ابراهیم سرور
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دار الكتب العربي,
چکیده :
کتاب «التوحید فی القرآن» تالیف عبدالأعلى موسوی سبزواری، حقیقت توحید و دلایل و مظاهر آن را بررسی می کند. نویسنده، توحید را پایه و اساس ادیان الهی دانسته است، وی شرک، تثلیث و ثنویت را انحرافی از صراط مستقیم توحید می داند. نویسنده سپس به مسأله توحید در قرآن اشاره می نماید و با بررسی مظاهر و جلوه های توحید از جمله توحید عبادی، توحید در الوهیت، توحید در ولایت نتیجه می گیرد که کمال توحید در قرآن و کلمات معصومین (ع) تبیین شده است، وی با نقد عقاید نصارا در اقانیم ثلاثه آن را ناشی از غلو در عیسی (ع) و برگرفته از عقاید براهمه و مصریان باستان می داند. وی با بررسی آیة الکرسی و شرح و توضیح مفردات آیه، به معارف بلند آن از جمله کرسی، احاطه علمی خداوند، نتیجه می گیرد توحید ذاتی، صفاتی، فعلی و عبادی در حد اعلی در این آیه تبیین گشته است.
الهیات
عنوان :
نویسنده:
نویسنده: محمدحسین فاضل تونی؛ مترجم: محمد خوانساری, مهناز رئیس زاده
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , ترجمه اثر
وضعیت نشر :
تهران - ایران: مولی,
چکیده :
در کتاب حاضر، نویسنده پس از بیان تعریف و موضوع و فایده‌ی الهیات، آن را در چند بخش امور عامه، الهیات به معنی اخص و مقولات عشر، بررسی می‌کند. نویسنده، غایت و فایده‌ی الهیات را نیل به سعادت حقیقی می‌داند که از راه اتصال نفس انسانی به عقل فعال حاصل می‌شود. وی در بخش امور عامه مباحثی چون وجود و عدم، اصالت وجود یا اصالت ماهیت، دلایل توحید و... را مطرح می‌سازد. وی هم‌چنین در بخش الهیات به معنی اخص از موضوعاتی چون اثبات واجب‌الوجود، صفات واجب الوجود، علم خداوند و... سخن می‌راند. وی در این بخش، صفات خداوند را بر دو دسته می‌داند؛ اول، ثبوتیه و دوم سلبیه. بر همین اساس، وی صفات ثبوتیه را صفاتی می‌داند که برای خدا محقق هستند و صفات سلبیه را صفاتی می‌داند که ذات باری تعالی از آن‌ها منزه و مبرا است. در پایان نیز شرح حال و مشرب فلسفی ملاصدرا به عنوان تکمله ذکر شده است.