جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5
پدیدارشناسی اخلاق از دیدگاه موریس ماندلباوم
نویسنده:
مریم خدادادی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله به بررسی پدیدارشناسانه تجربه اخلاقی از دیدگاه موریس ماندلباوم می‌پردازیم. ماندلباوم پدیدارشناسی اخلاق را با توصیف و تحلیل شهودها یا تجارب اخلاقی آغاز می‌کند؛ او تجربه‌های اخلاقی را عمدتاً از سنخ حکم می‌داند و احکام اخلاقی را به سه دسته احکام مستقیم، دور و ناظر به ارزش اخلاقی تقسیم می‌کند؛ احکام اخلاقی مستقیم از مواجهه مستقیم و بی‌واسطه عامل با موقعیت صادر می‌شوند اما در احکام اخلاقی دور و احکام ناظر به ارزش اخلاقی، عامل به نحو بالفعل با موقعیت اخلاقی درگیر نیست، بلکه ناظر درگیری عامل دیگری با موقعیت است؛ با این تفاوت که احکام اخلاقی دور درباره درستی و نادرستی عمل و احکام ناظر به ارزش اخلاقی، درباره یک ویژگی یا کل شخصیت عامل صادر می‌شوند. ماندلباوم پس از دسته‌بندی شهودهای اخلاقی در قالب این سه نوع حکم، به تحلیل مولفه‌های آنها همچون احساس فرمان یا الزام، مبدأ فرمان و مقصد آن می‌پردازد. به نظر او، احساس فرمان مولفه ذاتی انواع تجربه‌های اخلاقی است که ریشه در درک ما از تناسب عمل با موقعیت عامل دارد. موقعیت قلمرو گسترده‌ای است که شرایط ابتدایی عمل، گذشته عامل، مهارت‌های عامل و ... را دربرمی‌گیرد. به این ترتیب، ماندلباوم توصیفی پدیدارشناسانه از انواع تجربه‌های اخلاقی در چارچوب درک تناسب میان عمل و موقعیت به دست می‌دهد و این توصیف را در هر یک از سه نوع حکم اخلاقی یادشده به‌طور جداگانه و به تفصیل بیان می‌کند. توصیف پدیدارشناسانه ماندلباوم از تجربه‌های اخلاقی لوازم مهمی برای نظریه‌های اخلاق هنجاری در پی دارد و نشان می‌دهد که دیدگاه‌های غایت‌انگارانه مانند سودگرایی و دیدگاه‌های وظیفه‌گرایانه تنها به یکی از مولفه‌های تجربه اخلاقی نظر دارند و سایر مولفه‌ها را نادیده می‌گیرند، ازاین‌رو نمی‌توانند توصیف جامع و کاملی از چنین تجاربی ارائه کنند.
نسبت واقعیت و ارزش از منظر هیلاری پاتنم
نویسنده:
زهراسادات عقیق
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ارزش های اخلاقی در تفکر پاتنم همانند ارزش های معرفتی و ریاضی ومنطق دارای عینیت بدون اعیان هستند واز سویی دیگر مفاهیم اخلاقی غلیظ دارای درهم تنیدگی واقعیت و ارزش هستند. درنتیجه قلمرو ارزش ها همانند قلمرو واقعیت قابلیت تحقیق دارند
نیچه به روایت یا سپرس
نویسنده:
سیاوش جمادی,محمد ضیمران,مسعود علیا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
جایگاه امر حسی در پدیدارشناسی هنر دوفرن
نویسنده:
مسعود علیا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
میکل دوفرن، فیلسوف پدیدارشناس فرانسوی، در رشته ای از آثار خویش، به ویژه مهم ترین اثرش به نام پدیدارشناسی تجربه زیبایی شناسانه، توصیفی منظومه وار از تجربه زیبایی شناسانه به دست داده است. این مقاله جهت گیری ای را بررسی می کند که به نظر می رسد مبنای پدیدارشناسی هنر او را تشکیل می دهد، و آن بر صدر نشاندن معنای اصیل و آغازین واژه استتیک/ زیبایی شناسی، یعنی ادراک حسی (aisthesis) به عنوان اصل لاینفک و جانشین ناپذیر تجربه زیبایی شناسانه است. دوفرن این کار را عمدتا با تفکیک میان اثر هنری و ابژه زیبایی شناسانه انجام می دهد. در این مقاله نشان داده شده است که این تفکیک نزد دوفرن چگونه به اصالت امر حسی در تجربه زیبایی شناسانه راه می برد. در عین حال، این نکته نیز شرح داده شده است که تاکید دوفرن بر حسیت و امر حسی در تجربه زیبایی شناسانه به معنای نفی یا دست کم گرفتن معنا یا عناصر شناختی در این تجربه نیست. با این حال، نزد دوفرن معنا یا عناصر شناختی تجربه زیبایی شناسانه در امر حسی درون ماندگارند و تنها در همین محمل آنی هستند که هستند. به عبارت دیگر، آنچه را ""در"" اثر هنری گفته می شود تنها ""با"" اثر هنری می توان گفت.
دولوز و استتیک
نویسنده:
فواد جراح باشی
نوع منبع :
پ‍ای‍ان‌ن‍ام‍ه , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
متفاوت یافت: نظریه حس پذیری و امر محسوس ، نظریه حکم زیبایی شناختی و امر زیبا.این رسالهبه چرایی و چگونگی رویارویی ژیل دولوز، فیلسوف معاصر فرانسوی، با این دوگانگی معنایی، یا بهعبارتی شکاف خوردگی مفهومی ، خواهد پرداخت؛ مواجهه ای که از بطن کلیت اندیشه کانتی،نوآوری هاو پیوستگی ها،موانع درونذات و گسستگی های منطقی، و اساسا قابلیت های آن برایپیشبرد رادیکال تفکر مدرن و فلسفه بماهو فلسفه بر آفریده می شود؛از نقدعقل محض تا منطقحسگری.در نهایت هدف رساله حاضر این است که نشان دهد دولوز چرا و چگونه در نظام برگشودههستی شناختی خویش، با اندیشیدن آثار نقاش معاصر ایرلندی، فرانسیس بیکن، محدودی تهای تفکرکانتی را پشت سرگذاشته و با طرح و بسط منطق حسگری، شکاف مذکور را بخیه می زند؛ لیکن نهاز رهگذر انحلال یکی از حدین یا با پر کردن حفره از حدی ثالث،بل با یگانه سازی منطقی-تجربی-هستی شناختی آن
  • تعداد رکورد ها : 5