جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
اخلاق اقتصادی و موانع تحقق آن از منظر امام علی علیه السلام با تاکید بر نهج البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: محمدرضا کاوسی ؛ استاد راهنما: محمدمهدی دیانی ؛ استاد مشاور: میثم کهن ترابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
چکیده :
اخلاق اقتصادی یکی از مهمترین عواملی است که در پیشرفت اقتصادی و جلوگیری از فساد ناشی از آن در جامعه می تواند نقش بسزایی را ایفا نماید. وقتی که اخلاق اقتصادی در جامعه نهادینه شود عدالت، امنیت و شکوفایی اقتصادی پدیدار خواهد شد، چنا نچه بر سر راه آن موانعی به وجود آید، انحطاط و هلاکت را برای جامعه فراهم آورده، به گونه‌ای که انسان نخواهد توانست فکر و ذهن خود را شکوفا و در اعتلای اقتصاد تلاش نماید. چنانچه اخلاق اقتصادی در جامعه حاکم نباشد ثروتمندان و کارگزاران از مقام و موقعیت خود سوء استفاده کرده و ثروت های جامعه را در انحصار خود شان قرار داده یا بیهوده هدر خواهند داد، فرصت‌های کار در اختیار عده ای معدود قرار گرفته و جمع زیادی از مردم از امتیازات محروم، وهر فردی برای رسیدن به سود بیشتر دست به هر اقدام غیر اخلاقی در اقتصاد خواهد زد. واین موارد بیشتر زمانی بروز خواهد کرد که مسئولیت‌ها را در جامعه افراد نادان نالایق به عهده بگیرند .برای مقابله با موانع تحقیق اخلاق اقتصادی باید برنامه‌ریزی دقیق و علمی صورت گیرد تا رفاه عمومی برای همه افراد جامعه به مقدار خدمت و تلاش و آنها ایجاد شود. وقتی زمینه ی کار و اشتغال در جامعه با رونق اقتصادی ایجاد شد، مالیات هم در پی آماده کردن شرایط آن برای افراد در جامعه بدون هیچ اعتراضی رایج، ومعاملات سالم جای معاملات فاسد را خواهد گرفت. مسئولان جامعه نیز بیشتر حدود اخلاق اقتصادی را رعایت کرده، و در اموراتی که نباید فعالیت نمایند و حضور داشته باشند ظاهر نخواهند شد، چنانچه فردی در جامعه حدود اخلاق اقتصادی را رعایت نکند چه مسئول و چه غیر مسئول بعد از انذار و تبشیر مطابق با خلافی انجام شده مورد مواخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی اخلاق اقتصادی و جلوه ها و پیامدهای آن، موانع معرفتی تحقق اخلاق اقتصادی از قبیل عدم شناخت صحیح انسان، عدم اعتقاد به معاد، دنیا پرستی، عدم توجه به سنت های الهی و عدم نگرش زاهدانه، همچنین موانع عملی تحقق اخلاق اقتصادی شامل توزیع نامناسب ثروت، اسراف و تبذیر، عدم استخدام صحیح وسیله در عرصه اقتصادی ، ثروت اندوزی، و راه‌های مقابله با موانع تحقق اخلاق اقتصادی از قبیل وضع و اجرای صحیح قوانین اقتصادی، نظارت بر اجرای آن و برخورد با متخلفین اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. کلید واژه ها : ،اخلاق ،اقتصاد ، امام علی (ع)، نهج البلاغه چکیده اخلاق اقتصادی یکی از مهمترین عواملی است که در پیشرفت اقتصادی و جلوگیری از فساد ناشی از آن در جامعه می تواند نقش بسزایی را ایفا نماید. وقتی که اخلاق اقتصادی در جامعه نهادینه شود عدالت، امنیت و شکوفایی اقتصادی پدیدار خواهد شد، چنا نچه بر سر راه آن موانعی به وجود آید، انحطاط و هلاکت را برای جامعه فراهم آورده، به گونه‌ای که انسان نخواهد توانست فکر و ذهن خود را شکوفا و در اعتلای اقتصاد تلاش نماید. چنانچه اخلاق اقتصادی در جامعه حاکم نباشد ثروتمندان و کارگزاران از مقام و موقعیت خود سوء استفاده کرده و ثروت های جامعه را در انحصار خود شان قرار داده یا بیهوده هدر خواهند داد، فرصت‌های کار در اختیار عده ای معدود قرار گرفته و جمع زیادی از مردم از امتیازات محروم، وهر فردی برای رسیدن به سود بیشتر دست به هر اقدام غیر اخلاقی در اقتصاد خواهد زد. واین موارد بیشتر زمانی بروز خواهد کرد که مسئولیت‌ها را در جامعه افراد نادان نالایق به عهده بگیرند .برای مقابله با موانع تحقیق اخلاق اقتصادی باید برنامه‌ریزی دقیق و علمی صورت گیرد تا رفاه عمومی برای همه افراد جامعه به مقدار خدمت و تلاش و آنها ایجاد شود. وقتی زمینه ی کار و اشتغال در جامعه با رونق اقتصادی ایجاد شد، مالیات هم در پی آماده کردن شرایط آن برای افراد در جامعه بدون هیچ اعتراضی رایج، ومعاملات سالم جای معاملات فاسد را خواهد گرفت. مسئولان جامعه نیز بیشتر حدود اخلاق اقتصادی را رعایت کرده، و در اموراتی که نباید فعالیت نمایند و حضور داشته باشند ظاهر نخواهند شد، چنانچه فردی در جامعه حدود اخلاق اقتصادی را رعایت نکند چه مسئول و چه غیر مسئول بعد از انذار و تبشیر مطابق با خلافی انجام شده مورد مواخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی اخلاق اقتصادی و جلوه ها و پیامدهای آن، موانع معرفتی تحقق اخلاق اقتصادی از قبیل عدم شناخت صحیح انسان، عدم اعتقاد به معاد، دنیا پرستی، عدم توجه به سنت های الهی و عدم نگرش زاهدانه، همچنین موانع عملی تحقق اخلاق اقتصادی شامل توزیع نامناسب ثروت، اسراف و تبذیر، عدم استخدام صحیح وسیله در عرصه اقتصادی ، ثروت اندوزی، و راه‌های مقابله با موانع تحقق اخلاق اقتصادی از قبیل وضع و اجرای صحیح قوانین اقتصادی، نظارت بر اجرای آن و برخورد با متخلفین اقتصادی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
مطالعه تطبیقی اصل مساوات در سیره اجتماعی امام علی (علیه السلام) و عملکرد خلفای سه گانه
نویسنده:
پدیدآور: نبی اله عزیزی ؛ استاد راهنما: محمدرضا جباری ؛ استاد مشاور: علی بیات ؛ استاد مشاور: امیرمحسن عرفان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
برابری انسان‌ها از پایه‌های بنیادین نظام اجتماعی مدینه‌النبی بود که در عصر خلفا به حاشیه رفت و به‌جای آن بسیاری از مناسبات و معیارهای جاهلی بازتولید شد در مقابل، امام علی اصل مساوات را راهبرد حکومت خویش قرار داد. این نوشتاربرای اولین‌بار با ارائه شاخصه‌هایی در حوزه‌های مساوات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به یک چارچوب نظری در سنجش داده‌های تاریخی دست یافته است، سپس کوشیده است با روش مطالعه تطبیقی و استفاده از مفاهیم، اصطلاحات و ادبیات جامعه‌شناختی، ضمن معیار قرار دادن قرآن و سنت نبوی، نگرش، رویکرد و میزان پایبندی خلفا و امام علی را نسبت به اصل مساوات و آثار، پیامدها، تشابه، تفاوت و تعارض‌های برآمده از این اصل را نشان دهد. مطالعه این رساله نشان می‌دهد مبانی هستی‌شناسانه، انسان‌شناسانه، معرفت‌شناسانه، سبب شکل‌گیری معیارهای، «عربیت»، «قریشی»، «اموی»، «هم‌پیمانی سیاسی» در توزیع منابع اجتماعی در مکتب خلفا شد و به‌کار گیری این معیارها سبب تبعیض در انتخاب کارگزاران، دستیابی عناصر فاسد به مناصب، نادیده گرفتن نقش عامه در امور سیاسی، سلب امنیت، آزادی، کرامت از مخالفان سیاسی، تبعیض در اجرای حدود قانونی و قضایی، تشدید شکاف درآمدی و فعال کردن گسل‌های قومی وقبیله‌ای گردید. امام علی بر مبنای باور کامل به توحید و معاد وسنت نبوی و کرامت ذاتی انسان، با اجرای بدون تأخیر، ملاحظه و استثنای اصل مساوات، سبب حذف کارگزاران فاسد، مشارکت مردم در فرایندهای سیاسی، ایجاد امنیت همگانی، توزیع یکسان منابع اقتصادی، پاسداشت حقوق همه اقوام و گروه‌های اجتماعی به‌ویژه اعراب غیر قریش و عجم‌‌‌‌‌‌‌ها‌ شد که نتیجه آن احیای توازن و تعادل مدینه النبی بود. از موارد مطمح نظر نویسنده در این جستار بررسی دستاوردها و پیامدهای اجرا و عدم اجرای مساوات اجتماعی در دوران خلفا و امام علی است. حذف اجتماعی و معرفتی اهل‌بیت، کاهش انسجام اجتماعی و تشدید تضادها و تنش‌های اجتماعی وخشونت‌های مدنی، فرقه‌گرایی، تسلط امویان برجامعه، شکل‌گیری امپراتوری عربی به‌جای امت واحده نبوی، ازپیامدهای عدم اجرای مساوات اجتماعی و کاهش فاصله طبقاتی، بازتولید سرمایه اجتماعی و ارائه الگوی مطلوب حکمرانی و ترویج مکتب تشیع از نتایج اجرای مساوات اجتماعی در جامعه بعد از رحلت رسول‌الله می‌باشد. در این رساله مبانی، معیار و عملکرد خلفا و سنت نبوی و علوی نسبت به اصل مساوات مورد مقایسه قرار گرفت که از 49 مورد تطبیق داده شده 6 مورد (12درصد) تشابه، 28 مورد (57 درصد) تعارض، 15 مورد (30 درصد) تفاوت، بین سنت نبوی و علوی با مکتب خلفا و تنها دو مورد تفاوت بین سنت نبوی و علوی دیده می‌شود و در سایر موارد تشابه بین این‌دو سنت وجود دارد. نتیجه اینکه سیاست‌ها و اقدامات خلفا اغلب، ناشی از ساختار و ارزش‌های جاهلی و عملکرد و سیاست‌های امام برگرفته از آموزه‌های قرآن و سنت نبوی بود.
فساد در کارگزاران امام علی علیه السلام و راه های مقابله با آن در نهج البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: سوسن درویشیان ؛ استاد راهنما: محمدحسین فهیم‌نیا ؛ استاد مشاور: محمدعلی حیدری مزرعه‌آخوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
چکیده :
یکی از چیزهایی که برای تداوم یک تمدن و ملت ضروری است داشتن یک زندگی و جامعه‌ی پاک و با درستکاری است. فساد و نادرستی به خصوص در مدیران و دست‌اندرکاران یک جامعه باعث کندی حرکت آن جامعه و نرسیدن به اهداف بلند و سعادت است. باتوجه به هواپرستی و جذابیت منافع و قدرت دنیوی زمینه‌ی فساد در کارگزاران جامعه وجود دارد حتی اگر حاکم جامعه یک فرد معصوم باشد. به سبب اینکه امیران و کارگزارانی در زمان خلافت امام علی علیه‌السلام نیز به تخلفات و فسادهایی دچار شدند، امام علی علیه‌السلام ضمن شناسایی انواع فسادها، عوامل پیدایش فساد در کارگزاران و عوامل دفع فسادهای موجود با عاملان و مفسدین با صراحت برخورد کرده و به دنبال جبران آن بوده است. اقسام فساد: 1) فساد اداری یا اقتصادی: استفاده غیرقانونی از اختیارات اداری/دولتی برای نفع شخصی. امام علی علیه السلام در نکوهش مصقله‌بن هبیره شیبانی فرماندار فارس که در بیت‌المال خیانت کرده بود چنین نوشتند:« أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعْتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ.»(نامه43) 2) فساد سیاسی: استبداد رأی کارگزار و تصمیم گیری مستقل از رأی ولی امر که می‌تواند ناشی از عدم شایسته سالاری باشد. امام علی علیه السلام در نکوهش اشعث‌بن‌قیس که از موقعیت خود سوءاستفاده کرده می‌فرمایند:« وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًی لِمَنْ فَوْقَکَ؛ لَیْسَ لَکَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّهٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِیقَهٍ...»(نامه5) 3) فساد اجتماعی: قدرت‌زدگی ناشی از منصب و جایگاهی است که کارگزار دارد. امام علی علیه‌السلام در نکوهش به عبدالله بن عباس فرماندار بصره که با قبیله بنی تمیم بدرفتاری کرده و راه خشونت را در پیش گرفته فرموده‌اند: « 000فَحَادِثْ أَهْلَهَا بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِمْ وَ احْلُلْ عُقْدَهَ الْخَوْفِ عَنْ قُلُوبِهِمْ. وَ قَدْ بَلَغَنِی تَنَمُّرُکَ لِبَنِی تَمِیمٍ وَ غِلْظَتُک عَلَیْهِمْ...»(نامه18). ‌_عوامل موثر در پیدایش فساد: 1. تکبر 2. دنیادوستی 3. قبیله‌گرایی 4. حرام‌خواری 5. ستمگری 6. جهل 7. ضعف شخصیت 8. سستی در ایمان 9. هوا وهوس 10. قدرت‌زدگی. یک نمونه از عوامل پیدایش فساد: ستمگری: یکی از عوامل پیدایش فساد، ستمگری است که امام علی (ع) در نامه‌ای به عمربن ابی سلمه ارحبی فرماندار فارس که با دهقانان آن منطقه با خشونت و سنگدلی رفتار می‌نمود چنین می‌فرماید: « وَ نَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلًا لِأَنْ یُدْنَوْا لِشِرْکِهِمْ، وَ لَا أَنْ یُقْصَوْا وَ یُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ؛ فَالْبَسْ لَهُمْ جِلْبَاباً مِنَ اللِّینِ تَشُوبُهُ بِطَرَفٍ مِنَ الشِّدَّهِ، وَ دَاوِلْ لَهُمْ بَیْنَ الْقَسْوَهِ وَ الرَّأْفَهِ...(نامه19) راهکارهای امام علی علیه السلام برای دفع فساد: 1. تواضع و فروتنی 2. زهد و پارسایی 3. مدارا و خوش رفتاری 4. عدالت‌گرایی 5. پرهیز از دنیادوستی 6. ایمان به معاد 7. انجام واجبات و پرهیز از منکرات 8. ساده‌زیستی 9. تقواپیشگی سه نمونه از راهکارهای امام علی علیه السلام برای دفع فساد: مدارا و خوش رفتاری: امام علی علیه‌السلام در نامه به فرماندار اصفهان مخنف‌بن سلیم برای برخی از ماموران مالیات چنین فرمودند:«... وَ أَمَرَهُ أَلَّا یَجْبَهَهُمْ وَ لَا یَعْضَهَهُمْ وَ لَا یَرْغَبَ عَنْهُمْ تَفَضُّلًا بِالْإِمَارَهِ عَلَیْهِمْ، فَإِنَّهُمُ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْأَعْوَانُ عَلَی اسْتِخْرَاجِ الْحُقُوقِ..»(نامه26) انجام واجبات و پرهیز از منکرات: امام علی علیه‌السلام در مورد انجام واجبات به محمدبن ابی‌بکر چنین فرمودند:«...صَلِّ الصَّلَاهَ لِوَقْتِهَا الْمُوَقَّتِ لَهَا وَ لَا تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لَاتُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لِاشْتِغَالٍ وَ اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْ ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلَاتِک.»َ (نامه27) عدالت گرایی: امام علی علیه السلام در نامه‌ای به فرماندار مصر محمدبن‌ابی‌بکر در مورد عدالت در رفتار او چنین فرمودند:« فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَکَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِی اللَّحْظَهِ وَ النَّظْرَهِ حَتَّی لَا یَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِی حَیْفِکَ لَهُمْ وَ لَا یَیْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ...»(نامه27) نحوه‌ی برخورد امام علی علیه السلام با مفسدان(ضمانت اجرا): 1. عزل: حضرت علی علیه‌السلام در نامه‌ای به منذربن جارود عبدی که دچار فساد اقتصادی شده بود فرمودند:«...وَ مَنْ کَانَ بِصِفَتِکَ فَلَیْسَ بِأَهْلٍ أَنْ یُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ یُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ یُعْلَی لَهُ قَدْرٌ أَوْ یُشْرَکَ فِی أَمَانَهٍ أَوْ یُؤْمَنَ عَلَی جِبَایَهٍ. فَأَقْبِلْ إِلَیَّ حِینَ یَصِلُ إِلَیْکَ کِتَابِی هَذَا، إِنْ شَاءَ اللَّهُ.»(نامه71) 2. حکم به جبران خسارت: امام علیه‌السلام در نامه‌ای به یکی از کارگزاران که در امانت خویش خیانت کرده بود فرمودند:«..بَلَغَنِی أَنَّکَ جَرَّدْتَ الْأَرْضَ، فَأَخَذْتَ مَا تَحْتَ قَدَمَیْکَ وَ أَکَلْتَ مَا تَحْتَ یَدَیْکَ. فَارْفَعْ إِلَیَّ حِسَابَکَ...»(نامه40) 3. اعمال مجازات اسلامی: امام علیه السلام در نامه ای به یکی از فرماندارارن خود که در اموال عمومی خیانت کرده بود ضمن نکوهش او، خواستار پس دادن اموال عمومی به بیت المال شده و به او وعده‌ی مجازات دادند و فرمودند:« فَاتَّقِ اللَّهَ وَ ارْدُدْ إِلَی هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ أَمْوَالَهُمْ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ ثُمَّ أَمْکَنَنِی اللَّهُ مِنْکَ لَأُعْذِرَنَّ إِلَی اللَّهِ فِیکَ وَ لَأَضْرِبَنَّکَ بِسَیْفِی الَّذِی مَا ضَرَبْتُ بِهِ أَحَداً إِلَّا دَخَلَ النَّارَ...»(نامه41)
موانع خودتربیتی در تحقق کمال انسانی از منظر امام علی علیه السلام
نویسنده:
پدیدآور: هدیه مهری ؛ استاد راهنما: محسن خوشفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
تربیت به معنای ایجاد یا فعلیت بخشیدن هر نوع کمال در انسان که مطلوبیت و ارزش داشته باشد تعریف میگردد. این کمال گاهی از نوع شناختی است که مربوط به شناخت و آگاهی انسان است که شامل معلومات ذهنی او میگردد و گاهی به جنبه رفتار انسان مربوط است که به تصحیح عملکردهای انسان مربوط میشود و گاهی به صفات روحی وی میپردازد که به خلقیات انسان مرتبط می شود. تربیت با این تعریف به دو نوع تقسیم میگردد. گاهی انسان دیگران را در سه حیطه علم,رفتار و صفات روحی مورد تاثیر قرار میدهد که از آن به دیگر تربیتی تعبیر میگردد و گاهی خود را در معلومات,رفتارها و صفات نفسانی مورد تغییر,تصحیح و یا ایجاد ارزش های مطلوب در هر سه حیطه قرار میدهد. از این نوع تربیت به خودتربیتی تعبیر میگردد. در مکاتب تربیتی غربی بیشتر لفظ خودتربیتی در معنای تربیت علمی و آموزش استفاده میگردد لذا لفظ self education مترادف self learning استفاده میگردد. اما در اسلام تربیت نه فقط در حیطه علمی بلکه در دو بعد رفتار و صفات نیز انجام میپذیرد. مثلا در اسلام بیان این نکته که خداوند رزاق است از موارد تربیت علمی است و اینکه در مقابل خدای رزاق باید شکر عملی بجا آورد از نوع تربیت رفتاری و اینکه در نتیجه شاکر بودن,صفت رضا در انسان ایجاد شود از نوع تربیت صفاتی و خلقی است. البته در تحقیقات اسلامی بیشتر مقصود از تربیت,تربیت اخلاقی مطرح میشود که از آن به خودسازی نیز تعبیر میگردد اما در این تحقیق بر اساس معنای علمی تربیت و خود تربیتی که شامل علم آموزی,تغییر رفتار و تغییر صفات باشد عمل خواهد شد. اخلاق بیشتر در زمینه خودسازی برای اصلاح صفات است. اما برای اصلاح اعمال، علومی مثل فقه به آن می‌پردازد و برای اصلاح اعتقادات، علومی مثل کلام به آن می‌پردازد. در نهج البلاغه ما به معنای اعم نگاه می‌کنیم یعنی اگر می‌خواهیم خودمان را تربیت کنیم در هر سه زمینه اعتقادی، صفاتی و عملی باید باشد، حضرات معصومین علیهم السلام انسانها را در هر سه حیطه اصلاح می کردند زیرا این موارد در هم تاثیر دارد. پس خود تربیتی یک معنای اعم از خودسازی است و خودسازی به معنای اصطلاحی اش در معنای صفات به کار می‌رود. حضرت علی علیه السلام مخاطبانشان را در هر سه حیطه تربیت کردند یعنی تربیت اعتقادای و تربیت اخلاقی و تربیت رفتاری. امروزه در علم تعلیم و تربیت ، تربیت به دو نوع خود تربیتی و دیگر تربیتی تقسیم می گردد . هریک از این دو روش تربیتی دارای خصوصیات خاص به خود می باشد. روشها ، عوامل، موانع، زمینه ها و ساختارهای مختلفی برای آن بیان شده است. خود تربیتی برای رسیدن به اهدافی همچون سرآمدی دریک مجموعه، بارور کردن ظرفیتهای انسان، موفقیت در زندگی، کسب آرامش روحی ، کاهش استرس و صدها هدف دیگر انجام می پذیرد. یکی از اهدافی که دین اسلام به انسانها برای توجه به آن و هدف قرار دادن آن در خود‌تربیتی معرفی کرده است رسیدن به کمال نفسانی و انسانی است. بدیهی است خود تربیتی با درنظر گرفتن اهداف مختلفی که برای آن متصور است دارای موانع مختلفی نیز می شود. کسی که خود تربیتی را به قصد موفقیت در زندگی مادی می پیماید دارای موانعی است که کسی که خود تربیتی را برای رسیدن به کمال انسانی محقق می سازد لزوما با آن موانع مواجه نمی شودو بالعکس. لذا بررسی موانع پیش روی کسی که خود تربیتی را برای تحقق کمال انسانی ای که دین معرفی می کند، انجام می دهد برای شناخت وی از موانع و رفع آنها بسیار ضروری است. از طرفی بررسی این موانع در کلام امام علی ع که قرآن ناطق بوده و کلام ایشان در منابع اسلامی و از جمله نهج البلاغه متبلور شده است می تواند صحیح ترین نظریه در باب موانع خود تربیتی در تحقق کمال انسانی را پیش روی مسلمانان قرار دهد. تحقیق ما در مورد موانع سه مولفه ( اعتقادی، اخلاقی و رفتاری) است یعنی موانع خود تربیتی اعتقادی، موانع خود تربیتی اخلاقی و موانع خود تربیتی رفتاری . منظور از تربیت اعتقادی، علم انسان در مورد مسائل دینی است. این که خدا هست و لازم است انسان به قرآن، ملائک، انبیا، قرآن، معاد و آخرت و... اعتقاد داشته باشد که ما در این تحقیق موانع تربیت اعتقادی ( غفلت از خود و خدا و انبیاء و ...) را بررسی خواهیم کرد. منظور از تربیت صفاتی ( اخلاقی)، صفات روحی است یعنی صفاتی که در نفس انسان وجود دارد. موانع تربیت اخلاقی: کبر، غرور، حسد، کینه، بخل و... . و منظور از تربیت رفتاری، اصلاح اعمال و رفتار انسان است که ما موانع تربیت رفتاری را بررسی خواهیم کرد . به طور مثال: پیروی از شیطان و مخالفت با ولایت و دروغ گویی و... .با توجه به توضیحات فوق، این پایان نامه برای پاسخگویی به این سوال که موانع خود تربیتی در تحقق کمال انسانی از منظر امام علی ع چیست انجام خواهد گرفت.
معادشناسی عرفانی در مأثورات امام علی (ع)
نویسنده:
پدیدآور: معصومه عزیزی خادم ؛ استاد راهنما: رضا الهی‌منش ؛ استاد مشاور: حامد ناجی اصفهانی ؛ استاد مشاور: سعید رحیمیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
جایگاه«معاد» و«قیامت» در عرفان اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. قیامت خیزش تمام مخلوقات، به ویژه انسان، به سوی خداوند است. این خیزش، از نگاه عرفانی به چند گونه تحقق می‌یابد که عبارتند از: «قیامت آن‌به‌آن» و تجربه مرگ و حیات در هر لحظه‌ از زندگی دنیایی، «قیامت صغرای آفاقی» یا مرگ طبیعی برای عموم مردم، «قیامت صغرای انفسی» در همین دنیا برای سالک در راه و غیر کملین، «قیامت کبرای آفاقی» در جهان آخرت برای عموم انسان‌ها و «قیامت کبرای انفسی» در همین دنیا برای عارفان واصل. با توجه به ضرورت سلوک و اثر آن در ظهور انواع«قیامت» در روایات اسلامی، تحقیق حاضر به بررسی معادشناسی عرفانی در مأثورات حضرت علی پرداخته است. روش تحقیق در این رساله روش توصیفی-تحلیلی است که با مراجعه به تعالیم آن حضرت به تحقق انواع قیامت در باطن آدمیان صحه می‌نهد. یافته‌ها نشان می‌دهد که «مُخلَصین» شامل نبی اکرم و آل طاهرینش با کمال انقطاع خویشتن، به شهود اشراق وحدت شمس حقیقت بر جان خود و جهان نائل شده‌اند و با فنای ذات خویش، به خلافت و ولایت اتمّ دست یافته و بر عوالم وجود و مخلوقات، حقِ تصرف دارند. آنان فقر ذاتی خود و سایر مظاهر خلقی را به همان وجهه فقریشان شهود می‌نمایند و آخرت برای آنها در این دنیا با همه ساز و برگش به عینیت و حق الیقین مشهود است؛ غیر کملین نیز به نسبت درجه انقطاع از ماسوی الله، با اعراض از توجه به دنیا از نشئه‌ دنیایی مرده و در نشئه دیگر حیات می‌یابند و با این انتقال مرگی ارادی را تجربه می‌کنند که دروازه راهیابی به حقایق و کشف حجاب‌ و قیام بعضی مراتب قیامت است؛ مشاهده مراتبی از عالم غیب، انکشاف حجاب تن، نزدیک دیدن قیامت، ظهور ساحت عقل، شهود مراتبی از بهشت و دوزخ و... از ثمرات مرگ ارادی است.
تحلیل محتوای وصایای امام علی(ع) به فرزندان خود در نهج‌البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: زهرا باقری ؛ استاد راهنما: فتحیه فتاحی زاده ؛ استاد مشاور: محمد جانی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
آثار گهربار معصومان(علیهم‌السلام) پس از قرآن کریم، از مهم‌ترین و گران‌قدرترین منابع مکتوب دین مبین اسلام است. در بین این آثار، نهج‌البلاغه آموزه‌های ارزشمندی را در خود نهفته دارد. یکی از این آموزه‌ها، وصیت‌نامه‌های امام علی(علیه‌السلام) به فرزندان خویش است. تحلیل و بررسی وصایای حضرت و دست‌یابی به مهم‌ترین مؤلفه‌های مفهومی آن، نیازمند بهره‌گیری از روشی است که به فهم عمیق و دقیق متن و لایه‌شناسی آن بیانجامد. کارآمد‌ترین روش با این ویژگی‌ها، روش تحلیل محتوا است. در این تحقیق، با استفاده از روش تحلیل محتوای کمّی و کیفی و بر مبنای استخراج مضامین اصلی و فرعی از جملات مضمونی، به سنجش فراوانی موضوعات اصلی و فرعی وصایا پرداخته و مهم‌ترین مضامین موجود در وصایای امام علی(علیه‌السلام) استخراج شده است. در پرتوی این واکاوی و دقت همه جانبه به مؤلفه‌های مهم و پربسامد، این نتیجه حاصل شد که محتوای اصلی وصایای حضرت(علیه‌السلام) در چهار حوزه اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و اقتصادی بیان شده است. امام علی (علیه‌السلام) در وصایای اخلاقی، دعا را عاملی برای صیقل جان و آرامش روح و رابطه بین انسان و خالق هستی معرفی کرده است. همچنین شرایط اجابت دعا و حکمت تأخیر در استجابت دعا را برای فرزندان خویش بیان فرموده‌اند. ایشان در وصایای اعتقادی به‌صورت ویژه به مسئله معاد پرداخته و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم آثار مختلف اعتقاد به آن را برشمرده‌اند. در وصایای اجتماعی به بررسی و تبیین جایگاه و اهمیت موضوع دوستی، معرفی آیین و آداب انتخاب دوست از نگاه حضرت علی(علیه‌السلام) پرداخته شده است. همچنین حضرت(علیه‌السلام) در وصایای اقتصادی حقیقت و الگوی قناعت را ترسیم کرده‌اند تا فرزندان براساس آن زندگی خویش را پایه‌ریزی نموده تا در سایه آن به عزت و سربلندی در دنیا دست ‌یابند.
شیوه های هدایتگری امام علی (علیه السلام) در خطبه های نهج البلاغه
نویسنده:
پدیدآور: مرضیه طاهرزاده ؛ استاد راهنما: مریم جلیلیان ؛ استاد مشاور: علی نظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
چکیده تحقیق حاضر به شیوه های هدایتگری امام علی (علیه السلام) در خطبه های نهج البلاغه، می پردازد. خلقت انسان به گونه ای است که علاوه بر هدایت تکوینی نیازمند هدایت تشریعی از جانب فرستادگان خداست. در جای جای نهج البلاغه که کلام معصوم و برگزیده خدا و در بردارنده سخنان و رهنمودهای حضرت علی (علیه السلام) است، می توان سخنان هدایتگرانه حضرت را مشاهده کرد و از آنها در مسیر هدایت و تربیت استفاده نمود. این تحقیق با هدف آشنایی با شیوه های هدایتگری در نهج البلاغه انجام شده، و روش گرد آوری اطلاعات آن اسنادی است؛ در پردازش اطلاعات نیز از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. بر اساس این پژوهش بالاترین عامل هدایت، خداوند متعال است، و در مراتب دیگر پیامبران و اولیاء و کتب الهی، که البته این عوامل در صورتی کارساز خواهند بود که شخص از استعدادهای درونی و خدادای همچون عقل به درستی بهره ببرد و با آگاهی از مسیر صحیح کمال و هدایت آن را انتخاب نماید هر چند موانعی همچون جهل و وسوسه های شیطانی ممکن است انسان را از انتخاب راه هدایت بازدارند. از جمله ارکانی که می توان در شیوه های هدایتگری امام (علیه السلام) به عنوان یک الگوی هدایتگرانه و تربیتی به آن اشاره کرد، رعایت اقتضای حال و مقام و موقعیت مخاطب است. ایشان با توجه به مقام و موقعیت مخاطب در جایی از موعظه بهره برده اند، در جای دیگر با برهان و استدلال سعی کرده اند او را راهنمایی نمایند، گاه از زبان نکوهش و سرزنش استفاده کرده اند و گاه با نادیده گرفتن خطای فرد سعی در تربیت وی داشته اند. علاوه بر روش های فوق، زمینه های دیگری نیز در پذیرش مؤثر پیام ایشان از سوی مخاطب، که فرد و جامعه، بوده اند، تأثیر داشته است: از جمله عامل بودن ایشان به آن چه بدان امر یا از آن نهی می کرده اند، یا فصاحت و بلاغت کلام ایشان، و حتی چگونگی ایراد سخن نیز در راهبری مخاطب تأثیر داشته است، و امام از همه عوامل و زمینه های نیکوی هدایتگری در رهنمون سازی مخاطب خویش به صراط مستقیم بهره برده اند. واژگان کلیدی: امام علی(ع)، نهج البلاغه، هدایتگری، حال مخاطب.
عهد الامام علی(ع) الی مالک الاشتر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فضیلت گرایی از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه
نویسنده:
مریم خاتمی ، علی شیخ الاسلامی ، رضا الهی منش ، علی آقا نوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اساسی¬ترین پرسش اخلاق این است که: "چه کاری خوب است؟". سه پاسخ بنیادین به این پرسش در سه مکتب وظیفه¬گرا، نتیجه¬گرا و اخلاق فضیلت طبقه¬بندی شده است. از میان این سه¬گونه¬ی اخلاق، اخلاق فضیلت در دوره مدرنیسم مورد توجه پژوهش‏گران و اندیشمندان اسلامی و غیراسلامی بوده و به عنوان یک دیدگاهی فراتر از دو دیدگاه رایج (وظیفه‏گرا و نتیجه‏گرا)، مورد تدقیق دقیق قرار گرفته است؛ می¬توان گفت اخلاق فضیلت نظریه¬ای غالب نزد امام علی(ع) و عارفان است. برای مثال آنجا که امام (ع) در نهج البلاغه، حکمت 32 نقل شده: " فَاعِلُ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنْهُ، وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْهُ (شهیدی،1378، ص122). و نیز در حکمت 198"و چون گفته¬ی خوارج را شنيد كه حكومت جز از آن خدا نيست، فرمود: سخن حقى است كه بدان باطلى را خواهند . (شهیدی،1378،ص420). که مصداق اخلاق فضیلت می¬باشد. در این نوشتار تحقیقی شاخصه¬های فضیلت گرایی با بخشی از نظام اخلاقی نهج البلاغه مقایسه و فضیلت گرایی از منظر آن حضرت مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت مشخص گردید وظیفه¬گرایی و نتیجه¬گرایی آن حضرت با آنچه در فلسفه مدرن شناخته می‌شود متفاوت است و از گفته‌های ایشان چنین استتناج می¬گردد که رویکرد اخلاق فضیلت‌گرا به نظر ایشان نزدیک‌تر است.
صفحات :
از صفحه 103 تا 126