جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 16
مقاله ای درباب ضدواقع گرایی و تحقیق گرایی مایکل دامت
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اصطلاح «ضد واقع‌گرایی» نخستین بار توسط مایکل دامت، فیلسوف معاصر تحلیلی، معرفی شد. اما بحث وی نه در باب وجود یا عدم وجود طبقه‌ای خاص از اشیاء، بلکه پیرامون احکام و تصدیقات زبانی است. در نگاه او، برای حل منازعات متافیزیکی، به ویژه مناقشة میان واقع‌گرایی و ضد واقع‌گرایی، ابتدا باید نظریة معنایی باکفایت در باب معانی احکام، و نیز مفهوم مناسبی از صدق را انتخاب کرد. در این صورت، می‌توان نزاع میان این دو رهیافت را به منازعه‌ای در باب معنای احکام مذکور تبدیل کرد. دامت با انتقاد از موضع واقع‌گرایان معتقد است که نمی‌توان در باب معنا و نیز صدق و کذب احکام زبانی قضاوتی داشت مگر آنکه پیشاپیش، شواهد مناسبی برای این کار در دست داشته باشیم. فهم یک جمله، در نظر دامت، عبارت است از ظرفیت و توانایی تشخیص اینکه چه چیزی شاهدی له یا علیه آن جمله محسوب می‌شود. به همین دلیل، در رهیافت ضد واقع‌گرایانه، هیچ تضمینی وجود ندارد که هر جمله‌ای، به طور متعین، صادق یا کاذب باشد. به عبارتی، نمی‌توان تأیید کرد که هر حکمی، مستقل از معرفت و توانایی‌های انسانی در وارسی شواهد، لزوماً یا صادق است یا کاذب، ادعایی که مدافعان واقع‌گرایی بر آن تأکید می‌کنند. در نگاه واقع‌گرایان، جهان یا به گونه‌ای است که حکمی مفروض بر آن اساس صادق است و یا نه، که در این صورت حکم مذکور کاذب خواهد بود، و این صادق یا کاذب بودن مستقل از معارف ما در این باره است. در این نوشته، پس از معرفی دو رهیافت واقع‌گرایی و نا-واقع‌گرایی، و نیز طرح موضع ضد واقع‌گرایانة دامت، رابطة آن را با نظریة معنای مورد نظر وی بررسی و تبیین خواهیم کرد.
مقاله ای درباب مواجه دامت و مک داول درباب نظریه های معنا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مک داول معتقد است که گویندگان با اظهار التفاتی (intentional utterance) جملات زبان خود، به بیان اندیشه (thought) می‌پردازند. به عبارتی، رفتار زبانی گویندگان را باید انجام افعالی گفتاری (speech acts) در نظر گرفت که دارای محتوای مشخص (اندیشه‌ها)John McDowellو نوع مشخص (همچون بیان اندیشه، درخواست، پرسش و غیره) هستند. مک داول، با طرفداری از مفهوم اعتدال (Modesty) معتقد است که نظریه‌پرداز معنا، باید شخصی در نظر گرفته شود که دارای فهمی پیشینی از یک زبان، همچون فرازبان (meta-language) است. اما به نظر دامت، نظریة معنا نباید فهم بخشی از زبان را پیشفرض بگیرد. در نگاه او، این نظریه باید تمام مفاهیم اولیه زبان را تبیین کند و توضیح دهد که دارا بودن این مفاهیم بوسیلة گویندگان به چه معنا است. مک داول نیز با نقد این رهیافت تأکید می‌کند که دامت به دام رفتارگرایی محض (mere behaviorism) خواهد افتاد و مجبور خواهد بود معنا را در عباراتی تحویلی (reductive) و رفتاری تبیین کند، که چنین کاری، مخالف با این شهود بنیادین ما است که معنا عقلانی (rational) و هنجارین (normative) است. به این ترتیب، مک داول، اساساً ارائه نظریه ای غیرمعتدل (immodest) را ناممکن می داند. در این نوشته، علاوه بر طرح دیدگاه های دامت و مک داول درباب کارکرد یک نظریة معنا، استدلال مک داول را علیه نظریة غیرمعتدل معنا، بررسی و ارزیابی خواهیم کرد.
مقاله ی « فرگه و دامت »
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
مقاله ای در باب دونالد دیویدسون و مایکل دامت
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
دونالد دیویدسون با تأثیرپذیری از فلاسفه ای همچون فرگه (G. Frege)، تارسکی (A. Tarski) و کواین (W. V. Quine)، به طرح نظریة معنایی می پردازد که در بطن خود حاوی نظریة صدقی است به شکل نظریة صدق تارسکی. نظریة دیویدسونی، از یک سو، نظریه ای صوری (Formal) و شرط صدقی (Truth-conditional) است و از سوی دیگر، نظریه ای تجربی (Empirical). به همین دلیل، بکارگیری آن برای ارائه تعبیری از زبان و اظهارات گویندگان، منوط به برآورده شدن محدودیت هایی صوری و تجربی است. محدودیت های صوری را دیویدسون از کارهای تارسکی درباب کفایت صوری (Formal Adequacy) تعریف صدق اخذ می کند و برای آزمودن تجربی، آن را به دست معبر رادیکال می سپارد. وی عناصر دیگری را نیز در کار خود وارد می کند، همچون پایبندی به کل گرایی (Holism) و نیز لحاظ الگوهایی عقلانی، که تحت اصولی مانند «اصل حسن ظنّ» (the Principle of Charity) مطرح می شوند. اما مایکل دامت انتقادات صریح و مختلفی را در مورد بخشDavidsonهای گوناگون نظریة معنای دیویدسونی مطرح می کند. وی با بکارگیری مفهوم صدق در قلب یک نظریة معنا مشکل دارد و معرفت صریح (Explicit Knowledge) به شروط صدق در این نظریه ها را مشکل ساز می داند. در این نوشته، پس از طرح نظریة معنای دیویدسون، به معرفی چارچوب پروژة تعبیر رادیکال می پردازم و در ادامه، مهمترین انتقادات دامت را بر نظریة معنای دیویدسونی بیان خواهم کرد. در نهایت، این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت که آیا انتقادات دامت، با توجه به نوع و سطح ادعاهای دیویدسون، پذیرفتنی است یا خیر؟
  • تعداد رکورد ها : 16