جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی محتوایی روایات شخصیت حضرت مهدی علیه السلام با تأکید بر منابع روایی تا قرن پنجم
نویسنده:
سمیرا سادات روحانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تحقیقی که به انجام رسید پژوهشی بود پیرامون بررسی محتواِیی روایاتی که در باره‌ی شخصیت حضرت مهدی علیه‌السلام صادر شده است. در فصل اول به بیان کلیات پرداختیم و واژگان کلیدی روایات، شخصیت و مباحث مرتبط با مهدویت را از نظر گذراندیم. در این فصل جایگاه امام نسبت به جهان هستی را مانند نسبت قلب به جسم انسان برشمردیم که اگر لحظه‌ای از حرکت باز بایستد وجود مادی انسان از حرکت باز ایستاده است. ارتباط «ولی» و «قطب جهان» با ممکنات دارای چنین تناسبی است که به اذن و اراده‌ی خدای تعالی صورت گرفته است و خلقت به سوی ممکن اشرف در حرکت است تا به موجود کامل‌تر بپیوندد. وجود چهارده معصوم علیهم‌السلام مقصد اصلی خلقت هستند و تقدیر پرودگار در این است که فیوض عام و خاص توسط این وجودها به سایرین برسد و آنان مجرای فیض باشند و توسط حضرات علیهم‌السلام ایصال برکات صورت بگیرد.
بررسی تطبیقی مواجهه ی صدرالمتألهین و فخررازی با مسئله ی شر
نویسنده:
مریم برخوردارپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدرالمتألهین عدمی بودن شر را به فقدان ذات و یا فقدان کمال ذات شیء نسبت می‌دهد. از دیدگاه او شرور بسته به مرتبه‌ی وجودی ممکنات، نسبی می‌باشند. خداوند وجود مطلق و خیر محض است و شر به عدم تحقق امکان‌های موجود برمی‌گردد. شر از جهت فاعل و قابل ضرورت علّی می‌یابد، و هر وجود ممکنی به واسطه اینکه همه امکان‌های وجودی‌اش در آن به ظهور نرسیده است، با شر همراه است. فخرالدین رازی، اما، شر بالذات را به عدم ضروریات و منافع شیء نسبت می‌دهد و وجودی بودن شر را بالعرض و داخل در قضای الهی می‌داند. از دیدگاه او شرور از این جهت که در مورد یک چیز شر هستند و در مورد و موقعیتی دیگر خیر، نسبی می‌باشند. شرور ضرورت علّی ندارند چون خداوند فاعل بالاضطرار نیست، و به اقتضای حکمت خداوند از خیرات تفکیک ناپذیرند.عدالت الهی را ملاصدرا فیض عام و بخشش گسترده در مورد همه موجوداتی که امکان هستی و یا کمال در هستی دارند، می‌داند. در نظر او شروری که در عالم دیده می‌شود یا از لوازم ماده است و یا به پندار ما نامطلوب است. شرور مرتبط با نظام تکوین به سبب نقصان قابل است و نه امساک فیض فاعل، تا ظلم یا تبعیض تلقی شوند. اما شرور غیر مرتبط با نظام تکوین- همچون شر اخلاقی- در حوزه اختیار بشر است و مسئولت خلیفه اللهی او جزئی از نظام احسن می‌باشد. در حالیکه امام فخررازی بر این باور است که هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم، هرگونه تصرفی از ناحیه خداوند نیکوست و در کار او قبیح و ظلم موضوعیت ندارد.
تحول مفهوم مشروعیت سیاسی از دیدگاه معتزله(قرن دوم تا فهتم هجری قمری)
نویسنده:
سیدمحسن موسوی‌زاده جزایری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده:مسئله امامت نخستین معضل سیاسی بود که پس ازپیامبر اتفاق افتاد وموجبات ایجاداختلاف بین مسلمانان را فراهم آورد،زیراعده ای ازمسلمانان معتقد بودندکه پیامبر فرد خاصی رابرای امامت پس ازخود تعیین نکرده است،درمقابل عده ای دیگراعتقادداشتندکه پیامبر(ص)،امام علی(ع)رابرای جانشینی بعدازخودانتخاب کرده است. معتزله گروهی بودندکه درگرماگرم این کشمکش سیاسی واعتقادی ظهورکردندو کوشیدند تا با پرداختن به موضوع امامت سوالات مطرح عصرخودراپاسخ گویند.معتزله امامت را امری مدنی تلقی می کردند که بعد ازپیامبر برعهده مردم گذاشته شده است..معتزله نصب امام را براساس انتخاب و بیعت می دانستند ونص وجانشینی را تایید نمی کردند.همچنین بااهل حدیث که امامت استیلا را قبول داشتند اختلاف داشته واین گونه امامت را غیرمشروع می دانستند. البته ازدیدگاه معتزله همه افرادجامعه اسلامی صلاحیت شرکت درانتخاب امام راندارند وفقط برخی افرادخاص ،می تواننددرانتخاب امام مشارکت کنند..معتزله اولیه اعتقادی به انتخاب امام ازبین قریش نداشتندومی گفتند،هرکس که واجدشرایط مناسب خلافت باشد ازهر قوم و قبیله ای می تواند به خلافت برگزیده شود. اما اتفاقاتی که درقرون بعدی درجامعه اسلامی افتاد باعث تجدید نظر معتزله درعقیده آنها نسبت به مشروعیت امامت شد.درواقع تسلط جناح نظامی درقرون چهارم وپنجم هجری قمری برجهان اسلام باعث تقویتاستیلا وتضعیف خلافت شد،از این رو معتزله به منظور حفظ خلافت ،به عقیده قریشی بودن امام گرایش پیدا کنند.دراندیشه معتزله بحث درباره مشروعیت،پیرامون انتخاب امام برمی گردد،چرا که درجهان اسلام همواره شخص امام برساختار سیاسی ارجحیت داشته است و اومحور اصلی حکومت بوده است.
امامت در سازگاری با خاتمیت
نویسنده:
اصغر ترابی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی انتقادی نظریه توجیه معرفت از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
علی نصرابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهبا توجه به مباحث جدید معرفت‌شناسی، دیدگاه ملاصدرا در معرفت‌شناسی دیدگاه مبناگرایانه است. چراکه او در توجیه معرفت متوسل به بدیهیات اولیه می‌شود و با استفاده از آن‌ها که برای ما آشکار و واضح هستند به توجیه سایر مسائل می‌پردازد. روش وی در رسیدن از نظریات به بدیهیات روش قیاس برهانی است که این کاملاً بر نظریه مبناگرایی حداکثری منطبق است. درنتیجه اشکالاتی که بر مبناگرایان وارد است بر صدرا هم وارد می‌شود.مهمترین دلیل مبناگرایان بر مبناگرایی، برهان تسلسل شناختی است. ملاصدرا هم تقریری از این برهان اقامه کرده است. اشکال برهان تسلسل شناختی این است که در این برهان براساس محال بودن تسلسل نتیجه گرفته می‌شود، (به این معنی که اگر در سلسله شناختی، گزاره بدیهی نداشته باشیم تسلسل لازم می‌آید. تسلسل هم که محال است. درنتیجه باید گزاره بدیهی داشته باشیم.) درحالیکه سلسله شناختی شرایط تسلسل محال را ندارد.وی بدیهیات را شش قسم می‌داند. به نظر او اولیات و فطریات از بقیه بدیهیات وضوح بیشتری دارند به-طوری که سایر بدیهیات مبتنی برآن‌ها هستند. اما با توجه به اشکالات مطرح در این زمینه به این نتیجه رسیدیم که هیچ‌کدام از این بدیهیات به‌طور کاملاً خطاناپذیری نمی‌توانند مبنای برای نظام معرفتی فراهم آورند.
عرفان و عارف حقیقی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
داریوش پاک نیت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ملاصدرا با نو آوری بزرگ خودچهارجریان مختلف فکری از قبیل فلسفه مشإ ، فلسفه اشراق ،عرفانو کلام را که قبل از وی چندان با هم سازگار نبودند را در یک جریان قرار داد وبا استمداداز شهودات عرفانی در حل مسائل فلسفی ونیزبا برهانی نمودن مشهودات عرفانی و تطبیق آن ها با شــروع مقدس و توجیه وتاییدِ وحیانیهر دو(مباحث برهانی و عرفانی) به ایجاد تعامل بین وحی وعقلوتهذیبنفس همت گماشت وبنای حکمت متعالیه ی خود رابر این اساس پایه گذاری نـمود.،لذا از آن جا که یکی از پایه های اساسی مکتب وی عرفان بود وی درصدد برآمد تا با زدودن ابهاماتی که درروزگار خودبه واسطه ی انـحرافات فکری و عملی عده ای عارف نما عارض بر چهره ی عرفان شده،چهره ی حقیقی عرفان و عارفان حقیقی را بیان نماید و بدین منظورپس ازمشاهده ی این وضعیت به قصد زدودن غباراز چهره ی عرفان حقیقی، با عارف نمایان روزگار خودبه مبارزه ی علمـی برخاست وبا بیــان ویژگی هایی همچون علم گریزی ،دنیا دوستی، لذت گرایی ،میل به ریاست،خود بزرگ بینی،تقلید کورکورانه،مسئولیت گریزی از انجام تکالیف شرعی ،و غفلت از ذکر حقیقی و دامن زدن به شطحیات و فرقه گرایی به عنوان مشخصه های عارف نمایان وعرفان های کاذب ، شأن و منزلت عارفان حقیقی را بسیار بالاتر از آن دانست که به مسائل فوق دامن زنند ؛ لذا وی با بیان راههای رسیدن به کمال ،معرفت را کلید سعادت و عرفان حقیقی را تلاش برای رسیدن معرفه الله دانسته ومقدمه ی این معرفت را نیز معرفت نفس می داند و ویژگی هایی از قبیل تاکید بر علم ومعرفت برهانی به حقایق و پیروی از دستورات شریعت،مقید بودن به انجام تکالیف شرعی تا آخر عمر و زهدِ در دنیا، به دل داشتنِ ترس ومحبت الهی و دوری جستن از شهرت و خودنمایی و فرقه گرایی را از ویژگی های عرفان وعارفان حقیقی می داندوهیچ تشابهی بین عرفان حقیقی و غیر حقیقی قائل نیست وضمن حمایت وستایش عرفان وعارفان حقیقیمردم را از افتادن به دام عارف نمایان برحذر می دارد .
مکتب تفکیک و رابطه سیاست و دیانت در آن
نویسنده:
حوا بخشی ایوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تفکیک، ‌نظریه‌ای معرفت‌شناختی و روش شناختی در خصوص چگونگی فهم متون دینی است که در آن بر تمایز سه روش معرفت دینی: نقل، فلسفه و عرفان ‌از هم تأکید می‌شود. اصحاب مکتب تفکیک بر این باورند که منشأ اختلا‌ف بشر در اندیشه‌ها، افراط و غلو در تعقل فلسفی، منطق یونانی و کشف عرفانی است و اگر اندیشمندان از همان آغاز از انسان هادی و پیام آوران آسمانی پیروی می‌کردند، به علم صحیح و شناخت حقیقی دست می‌یافتند و دچار این همه داده‌های متناقض و متضاد عقلی و کشفی نمی‌شدند. مطالعه آثار بزرگان مکتب تفکیک نشان می‌دهد که آنها علاقه چندانی به سیاست از بعد نظری نداشته و تالیفاتی در این باب از خود بر جای نگذاشته‌اند. تنها استثنا محمدرضا حکیمی است، که به صورت مبسوط مطالبی را راجع به مساله حکومت و سیاست و برپایی عدالت در جامعه اسلامی نوشته است. بر خلاف موسسین مکتب، بیشتر آثار او دارای جنبه سیاسی و اجتماعی است. برجستگی اندیشه او توجه به قسط و عدالت اجتماعی است. حکیمی نظرات خود را همواره با مجموعه‌ای از آیات و روایات همراه می‌کند و شیوه استدلال او اساساً نقلی است. نکته محوری در اندیشه سیاسی حکیمی عدالت، انقلاب و اصلاح‌گری است. با توجه به اندک بودن آثار سیاسی موسسین و علاقه‌مندان به مکتب تفکیک، شاید بهتر آن باشد که مواضع سیاسی آنان را در اعمال و رفتارشان جستجو کنیم. رفتار سیاسی تفکیکیان در عمل، بسیار متنوع بوده است و از مشارکت در مبارزات سیاسی تا گوشه‌نشینی و حتی یافتن توجیه برای استمرار نابسامانی را در بر می‌گیرد. شاید بتوان گفت که نظر قائلان به مکتب تفکیک مبنی بر اکتفا کردن به آیات و روایات سبب شده است که تلاشی برای پردازش جزئیات دیدگاه‌های سیاسی خود صورت ندهند و توجه آنها به سیاست یا در حد کلیات باقی بماند، یا فقط به مداخله موردی در سیاست روز و یا دوری کامل از امور سیاسی باشد.